چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده شدن

چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده شدن
چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده شدنReviewed by on Nov 28Rating: 5.0.چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده شدن

نوشتن درمان درد بیهودگی است.

-شاهرخ مسکوب

 

مقدمه: می‌خواهیم طی یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای، روش‌های تازه‌ای برای نویسندگی عنوان کنیم که نگرش شما را نسبت به نوشتن و نویسندگی تغییر بدهند.

در برنامه ۱۰ هفته‌ای نوشتن، با همه چیز دربارۀ مراحل نویسندگی آشنا می‌شوید.

تمرین‌های ساده و کاربردی برنامۀ ۱۰ هفته‌ای نویسندگی رمز و رازهای نویسندگی را برای شما آشکار می‌کنند و باعث می‌شوند بعد از دو ماه و ده روز افسانه‌هایی که دربارۀ استعداد نویسندگی وجود دارد را فراموش کنید.

 

دستاورد شما در پایان این دورۀ رایگان:

 

در پایان این برنامۀ ۱۰ هفته‌ای اولین کتاب کوچک خودتان را می‌نویسید.

هفته اول

 

نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟

 

مثل هر کار دیگری در هفتۀ اول باید بفهمیم که اصلاً نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟ مراحل نویسنده شدن سخت است یا آسان؟ برای نویسنده شدن چه میزان عرق جبین و کد یمین لازم است؟

نویسنده کسی است که می‌نویسد، همین. چه نامه بنویسید و چه طرح تجاری، چه مقاله بنویسید و چه رمان در هر صورت نویسنده‌اید.

تصور می‌کنیم تاکنون جسته‌گریخته دست به قلم برده‌اید، اما هنوز حرفه‌ای نشده‌اید. حالا در هفتۀ اول آغاز نویسندگی حرفه‌ای چه باید بکنید؟

اصلاً بیایید با تعریف نویسندگی حرفه‌ای آغاز کنیم:

یک تعریف نویسندگی حرفه‌ای می‌گوید:

نویسندۀ حرفه‌ای فردی است که جز نوشتن کار دیگری انجام نمی‌دهد.

تعریف دیگر می‌گوید:

نویسندۀ حرفه‌ای کسی است که شغل او نویسندگی است و از راه دیگری امرار معاش نمی‌کند.

از نظر ما نویسندۀ حرفه‌ای کسی است که هر روز می‌نویسد. همین.

در هفتۀ اول ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که آیا نویسندگی آب و نان می‌شود یا نه؟ (+)

 

مسخ

 

بر خلاف تصور عامه و کلیشه‌های جاافتاده که نویسندگی را تحمل فقر و بدبختی و بیچارگی می‌دانند، مدرسه نویسندگی نظر متفاوتی دارد؛ با توجه به روندهای موجود در دنیای فعلی کسب‌وکار  و رسانه‌های دیجیتال، نویسندگی جایگاه کاملاً متفاوتی یافته است.

قبل از راه‌اندازی اینترنت هیچ بعید نبود که نویسندۀ بینوا از فقر و تنگدستی به سرنوشت صادق هدایت دچار شود و خفه شدن در اتاق گاز تنها گزینۀ پیش رویش باشد.

اما چرا به یکباره فضای نویسندگی در سال‌های اخیر متحول شد؟

نویسندگی و نوشتن کتاب‌های الکترونیکی در سال‌های اخیر رونق عجیب و غریبی پیدا کرده‌.

یک لحظه از خودتان سؤال کنید، شما از چه طریقی به این صفحه رسیدید؟ به احتمال زیاد، جستجو در گوگل.

نویسندگی در این سال‌ها به موضوع جذاب و مهمی به نام استراتژی محتوا گره خورده.

تعریف‌های مختلفی برای استراتژی محتوا وجود دارد. ولی در هر صورت تعریف سادۀ استراتژی محتوا از نظر ما «تولید هوشمندانۀ محتوا برای دیده شدن و ارتباط گرفتن با مخاطبان» است.

بسیارخب؛ توی دنیای شلوغ اشباع شده از تبلیغات و میلیون‌ها تبلیغ و بنر که از هر طرف روی سر ما ریخته، راه رقابت و متمایز شدن چیست؟

یک کلام: تولید محتوا.

چرا با شنیدن اسم تولید محتوا ذهن ما به سمت نوشتن می‌رود؟ به این دلیل که نوشتن مهارتی مثل «دو» در ورزش است، نوشتن، مهارت مادر است.

فارغ از زمینه‌ای که در آن فعال هستید؛ برای توسعۀ برند شخصی و تجاری‌تان نیاز دارید که بنویسید.

نوشتن و نویسندگی، یعنی رابطه

به همین سادگی، ما می‌نویسیم تا ارتباط برقرار کنیم. بدون اغراق مهم‌ترین یا بخشی از مهم‌ترین دستاوردهای زندگی ما در اثر روابطی بوده که برقرار کرده‌ایم.

پس اگر به دنبال رشد و توسعۀ فردی هستیم چاره‌ای نداریم تا روابط خودمان را گسترش بدهیم و شبکۀ وسیعی از دوستان مؤثر ایجاد کنیم.

نوشتن و تولید محتوا این فرصت را به ما می‌دهد تا با قدرت و تأثیرگذاری فراوان در ذهن و قلب دیگران نفوذ کنیم و روابط بلندمدتی بسازیم.

برگردیم به ابتدای بحث؛ پس  تا حدی فهمیدیم که با توجه به روندهای موجود و توسعۀ اینترنت، نویسندگی هم نان می‌شود و هم آب.

تصور کنید می‌خواهید در رشتۀ خودتان به کارشناس اول ایران تبدیل شوید. چاره‌ای ندارید جز اینکه خوب بنویسید و رسانه‌ای داشته باشید که افراد مرتبط با حوزۀ تخصصی شما نوشته‌هایتان را دنبال کنند و شما را به عنوان مرجعیت حوزۀ تخصصی‌تان قبول داشته باشند.

یا اگر کسب­‌وکاری داشته باشید، برای اینکه در صفحۀ اول گوگل دیده شوید فقط و فقط باید محتوای اصیل و دست اول تولید کنید.

هیچ جادوی دیگری به کمک شما نمی‌آید، دوران تکنیک‌های بازاری سیاه گذشته، الگوریتم‌­های گوگل روزبه‌­روز هوشمندتر می‌شوند و روی محتوا حساسیت بیشتری نشان می‌دهند. قلم شما عامل اصلی تمایز شماست.

تا به حال چیزی دربارۀ روند اطلاعات فوری شنیده‌اید؟

روندهای موجود نشان­‌دهندۀ این است که ما برای دستیابی به اطلاعات مورد نظرمان بیش از پیش به جای پرسیدن سؤال از هر کس دیگری به موتورهای جستجو مراجعه می­‌کنیم.

بنابراین قدرت و بازار در دست کسانی است که در صفحات اول گوگل حضور داشته باشند.

مثلاً شما با جستجوی یکی از کلیدواژه‌های مرتبط با نویسندگی به این صفحه رسیدید؟ درست است؟ این قدرت محتوای متنی و نویسندگی آنلاین است که باعث شده ما و شما با هم رابطه برقرار کنیم.

 

 

شاید بگویید درست، ولی آیا نویسندگی در فضای ایران هم بازار پر رونقی دارد؟

دربارۀ تأثیر شگفت‌­انگیز نوشتن روی برند شخصی و کسب‌وکارها که هیچ شکی نیست، فقط کافی است نگاهی به استارت‌آپ‌ها و کارشناس‌های موفق بیندزاید.

اما حتی اگر بخواهید کارمند جایی شوید وقتی‌ نویسنده و تولیدکنندۀ محتوا باشید در کمتر از یک روز می‌توانید در یک شرکت مشغول به کار شوید یا به عنوان فریلنسر کلی سفارش آزاد بگیرید.

کاری ندارد که، همین الان بروید در سایت «جابینجا» ثبت‌نام کنید. ببینید در هر روز چندین و چند آگهی استخدام استراتژیست محتوا و نویسندۀ آنلاین منتشر می‌شود.

 

چگونه نویسنده شویم؟

تمرین هفتۀ اول:

کلمۀ مورد علاقۀ شما چیست؟ محبوب‌ترین واژه‌ای را که دوست دارید قاب کنید و بزنید روی دیوار اتاقتان. این واژه ممکن است اسم عزیزترین فرد زندگی شما باشد. این کلمه را در گوگل سرچ کنید، سعی کنید تمام لینک‌­های صفحۀ اول را باز کنید و نگاهی به آن‌ها بیندازید.

گزارشی ۵۰۰ کلمه‌ای از جستجوی این واژه و مطالعۀ نتایجی که به آن‌ها برخوردید بنویسید. چقدر با تصور شما متفاوت بود؟ آیا به ایدۀ جالبی برخورد کردید؟ آیا فکر نمی‌کنید فضای محتوای فارسی در گوگل فقیر است و جای زیادی برای رشد و دیده شدن دارید؟

با این تمرین علاوه بر دقت بیشتر روی فرایندهای گوگل، هوش کلامی خودتان را افزایش می‌دهید.

 

 

هفته دوم

 

نویسندگی داستانی یا غیر داستانی؟

 

با خواندن مطالب هفتۀ اول ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که من می‌خواهم رمان بنویسم. این‌ها که شما گفتید دربارۀ نویسندگی در دنیای اینترنت است. پس آماده باشید که یک بار برای همیشه تکلیف انواع مختلف نویسندگی را روشن کنیم.

فرقی نمی‌کند بخواهید مقاله بنویسید، شعر و ترانه بگویید، در نگارش فیلمنامه‌ای مشارکت کنید یا گزارشی برای روزنامه تهیه کنید، در هر صورت ما به عنوان نویسنده باید داستان­‌گویی را بلد باشیم.

اصلاً داستان چیست؟

به قول گوستاو فلوبر نویسندۀ فرانسوی، داستان همان چیزی است که شما سر میز کافه برای دوستتان تعریف می‌کنید. اگر دوستتان به حرف شما گوش می‌دهد یعنی مهارت ‌داستان‌گویی دارید، اگر نه که باید تمرین کنید. چون همۀ ما آدم‌ها ذاتاٌ قصه‌گو هستیم.

 

انواع نویسندگی

 

نویسندگی داستانی (تخیلی) و نویسندگی غیرداستانی (غیر تخیلی) دو نوع نویسندگی هستند. بازار نشر هم کتاب­‌ها را به همین صورت تقسیم‌­بندی می‌کند.

شاید عبارت نویسندگی خلاق را شنیده باشید و کنجکاو باشید بدانید نویسندگی خلاق چیست؟ نویسندگی خلاق در اصل همان نویسندگی داستانی و تخیلی است.

 

 

آیا لازم است که حتماً فعالیت در یکی از این دو گروه را انتخاب کنیم؟

به طور حتم خیر، انتخاب نویسندگی داستانی یا غیرداستانی بسته به سلیقه و توانمند‌های شماست، بسیاری از کتاب‌های غیرداستانی خیلی خوب توسط داستان‌نویس‌ها خلق شده‌اند.

بین نمونه‌های ایرانی می‌توان به تعداد زیادی از کتاب‌های غیرداستانی جلال آل­‌احمد اشاره کرد. هر چند آل­‌احمد داستان‌­نویس موفق­‌تری است. کتاب نفحات نفت هم یکی از کتاب‌های غیرداستانی موفق سال‌های اخیر است که توسط رضا امیرخانی که به عنوان رمان­‌نویس، مشهور است نوشته شده.

بین نمونه‌های خارجی هم مثال‌های موفق بسیاری وجود دارد. معمولاً نویسنده‌های درجه یک جهان، در کنار آثار داستانی حداقل یکی دو تا کتاب غیرداستانی هم دارند که البته بخش اعظم این کتاب‌ها دربارۀ آموزش نویسندگی و داستان‌گویی است.

به طور نمونه می‌شود به میلان کوندرا و جولیا کامرون اشاره کرد که ما او را به کتاب‌های غیرداستانی‌اش از جمله کتاب معروف راه هنرمند می‌شناسیم. در صورتی که او داستان‌های بسیاری را نیز به رشته تحریر در آورده است.

حالا تصور می‌کنیم شما می‌خواهید نویسندۀ غیرداستانی بشوید و کتاب‌هایی در حوزۀ مدیریت و کسب‌­وکار بنویسید.

نباید فراموش کنیم که نویسندۀ غیرداستانی بودن به این معنا نیست که داستان‌گویی بلد نباشیم. معمولاً نویسنده‌های موفق غیرداستانی اشاره می‌کنند که چند رمان چاپ نشده توی کشوی میزشان دارند.

یکی از نمونه‌های موفق نویسنده‌های غیرداستانی مالکول گلدول است که بعضی کتاب‌­های او از جمله نقطۀ عطف و آدم‌های استثنایی با نام‌ها و ترجمه‌های مختلف در ایران چاپ شده‌اند. تمام جذابیت کتاب‌های غیرداستانی گلدول فقط به خاطر مهارت او در داستان‌گویی است. او نتیجۀ پژوهش‌ها و آزمایش‌های علمی را جوری روایت می‌کند که انگار در حال شنیدن داستانی تخیلی هستیم.

خب چطوری می‌توانیم به لحن خوبی در داستان‌گویی برسیم. آن توصیۀ کلیشه‌ای که همچنان پابرجاست: باید تا جایی که می‌توانیم داستان بخوانیم. اما تمرین این هفتۀ ما ربطی به داستان خواندن ندارد.

 

چگونه نویسنده شویم؟

 

تمرین  هفتهٔ دوم:

 

شاید فکر کنید تمرین نویسندگی باید نوشتن باشد، ولی این بار به جای نوشتن فقط می‌خواهیم حرف بزنیم. به قول ژول سالزمن: اگر می‌توانید حرف بزنید، پس حتماً می‌توانید بنویسید.

یک برنامۀ ضبط صدا روی گوشی یا کامپیوتر خودتان نصب کنید و طی ۳ روز، در ۳ نوبت و هر بار ۲۵ دقیقه صدای خودتان را ضبط کنید. سعی کنید روایت کنید، خاطره بگویید، از اتفاق‌هایی که طی روز برایتان افتاده حرف بزنید یا دربارۀ آینده با صدای بلند رؤیاپردازی کنید. فرض کنید مخاطب شما در کافه نشسته و بی­‌حوصله است و شما می‌خواهید با حرف‌­هایتان او را سرگرم کنید.

 

 دانلود رایگان یک کتاب کوچک و ویژه:

چگونه به یک نویسندۀ آنلاین تبدیل شویم؟

هفته سوم

 

اگر استعداد ندارید…

 

برای نویسنده شدن بهترین موهبت همین است که استعداد نداشته باشید و به طور کلی قید وجود ذره‌ای استعداد را بزنید.

می‌توانید روی یک کاغذ بزرگ بنویسید: «من بی­‌استعدادترین نویسندۀ جهانم» و آن را بچسبانید جلوی میز کارتان که به یکباره خیالتان از این بابت راحت شود.

 

ما چه مشکلی با استعداد داریم؟

 

حتی اگر با استعدادترین نویسندۀ جهان هم باشید بالاخره قریحۀ شما یک جایی ته می‌کشد. نویسندگی کار گِل است. نویسنده یکی از سمج‌ترین آدم‌های روی زمین است. نویسندۀ واقعی پاسدار کمیت است. او می‌داند که کیفیت فقط و فقط در اثر سخت‌کوشی و فراهم آوردن کمیت بالا فراهم می‌شود.

کار نیکو کردن از پر کردن است؛ تمام اسم‌های ماندگار ادبیات به قول ارهان پاموک نویسنده نوبلیست ترک، کارگرانی سختکوش بوده‌اند.

اگر روی کاغذ می‌نویسید باید کیلو کیلو تولید کنید و برای خریدن کاغذ و قلم پول کم بیاورید.

اگر هم تایپ می‌کنید باید آن‌قدر افراطی بنویسید که رنگ دکمه‌های کیبوردتان برود یا دکمه‌هایش بشکند!

می‌دانید چه زمانی به نویسنده‌ای پرکار تبدیل می‌شوید؟

زمانی که تولید زباله را وظیفۀ خودتان بدانید.

 

 

 

آنی سکستون می‌گوید: «گاهی ده‌ها صفحه چرندیات محض می­‌نویسم تا به یک جملۀ درست برسم.»

تصور کنید فایل ورد را باز کرده‌اید و می‌خواهید یک مقالۀ مهم بنویسید.

تقریباً محال است که در همان سطرهای اول بتوانید به افکارتان جریان منظمی بدهید و جملات درستی بنویسید.

پس شروع کنید به نوشتن چیزهای بیهوده، از سرو صداهای اطراف بنویسید (ظرف شستش مادرتان در آشپزخانه)، از بوهایی که به مشامتان می‌رسد (بوی غذایی که روی گاز است.)، از چیزهایی که لمس می‌کنید (دکمه‌های کیبورد، حسی که انگشت‌های شما هنگام لمس آن‌ها دارند.)، از چیزهایی که دور برتان می‌‌بیند (کتاب‌هایی که روی میزتان گذاشته‌اید) و از مزه‌ه­ایی که حس می‌کنید (طعم آدامسی که در حال جویدنش هستید).

تا جایی که می‌توانید جزییات ظاهراً اضافه را توصیف کنید. تأثیر شگفت‌انگیز آن را وقتی نویسندۀ حرفه‌ای شدید می‌فهمید.

نویسندۀ تازه­‌کار غالباً ممکن است که مدام نگران استعداد خودش بشود. بخشی از مشکلاتی که قبل از حرفه‌ای شدن ما در نویسندگی به وجود می­‌آیند از این قرارند:

-نوشتن هر چیزی را که آغاز می‌کنیم نمی‌توانیم به پایان برسانیم، پس چندین داستان نیمه­‌کاره داریم.

-بیش از اندازه دربارۀ چاپ آثارمان رؤیاپردازی می‌کنیم و نگرانیم.

-حس می‌کنیم نمی‌توانیم حرف دلمان و آن چیزی را که توی سرمان می‌گذرد به‌وضوح روی کاغذ بیاوریم.

-از نوشته‌های خودمان متنفریم، درست مثل پول قلابی از آن‌ها ناامید می‌شویم.

-هر وقت که ذوقش را داشته باشیم سراغ نوشتن می‌رویم.

این‌ها فقط بخشی از بهانه‌ها و مشکلات یک نویسندۀ غیرحرفه‌ای است.

ولی نویسنده شدن، یک قاعدۀ ساده دارد، که البته هر کسی اراده و شجاعت انجام آن را ندارد.

 

قاعدۀ ۱۰ برابر

 

قاعدۀ ۱۰ برابر ایده‌ای است که گرانت کاردون مطرح کرده است.

قاعدۀ ۱۰ برابر یعنی ۱۰ برابر بیش از چیزی که افراد آماتور انجام می‌دهند برای مهارتی که قصد حرفه‌ای شدن در آن را دارید وقت بگذارید. اگر نویسنده‌های آماتور به صورت تفننی روزی ۱۰۰ کلمه می‌­نویسند، شما ۱۰ برابر بیشتر یعنی هر روز ۱۰۰۰ کلمه بنویسید. قاعدۀ ۱۰ برابر تنها راه موفقیت و تمایز در دنیای نویسندگی است.

 

چگونه نویسنده شویم؟

تمرین هفتهٔ سوم:

 

تصور کنید اگر ۱۰ برابر بیشتر از چیزی که در حال حاضر انجام می‌دهید و ۱۰ برابر بیشتر از حد معمول بنویسید چه اتقاقی می‌افتد و چه میزان از رشد و موفقیت را تجربه می‌کنید. به هر ضرب و زوری شده هزار کلمه دربارۀ نویسندگیِ ۱۰ برابر بنویسید. شاید لازم باشد به نسبت بقیه تمرین‌ها  ۱۰ برابر بیشتر عرق بریزید.

 

هفته چهارم

 

چه گفتن یا چگونه گفتن؟

 

آن‌قدر نوشته و کتاب خوب هست که اگر تا آخر عمر از صبح تا شب در حال مطالعه باشیم، کم نمی‌آوریم. پس چرا باید به جمع کثیر نویسنده‌ها اضافه شویم؟

برای اینکه فکر می‌کنیم تجربیاتی داریم و حرف‌هایی در سرمان هست که ارزش اشتراک‌گذرای با دیگران را دارد.

اما مسئله اینجاست، داستان‌ها تکراری‌اند. اصولاً همۀ قصه­‌های جهان تکراری‌اند. تا به حال بیش از هفده بار از روی قصۀ دیو و دلبر فیلم ساخته‌اند. به نظر شما جنون دارند که چنین کاری می‌کنند یا از ذوق و خلاقیت کافی برخوردار نیستند؟

موضوع این نیست که چه می‌گوییم، موضوع چگونه گفتن است. یک لحظه قصۀ عاشقی خودتان را تصور کنید.  همان الگوی قصۀ لیلی و مجنون است.

غیر از این است که خط اصلی آن یک ماجرای کلیشه‌ای است؟ یک نفر دیوانه‌­وار شیفتۀ یک نفر دیگر می‌شود و به رغم تمام تلاش‌ها و مصائب موجود در نهایت به معشوقه‌اش یا می‌رسد یا نمی‌رسد.

از فاخرترین داستان‌ها تا داستان­‌های عامه‌پسندتر، طرح نو یا آن­‌چنان عجیب‌وغریبی ندارند. پلات و طرح‌­های داستانی بیش از چند تا نیستند. بلکه آن‌چه یک داستان را از تمام داستان‌های دیگر متمایز می‌کند چگونه گفتن آن است.

پس اینجا با اصل جذابیت روبه‌رو می‌شویم. در میان انبوه قصه‌ها این نگاه و قصۀ شخصی شماست، که حرف تازه‌ای را به جهان اضافه می‌کند.

پس شرط رسیدن به نگاهی تازه، خودشناسی است. برای خودشناسی هم راهی نیست جز نوشتن و نوشتن و نوشتن. تجربه‌های شخصی گران‌بها­ترین دارایی­‌های یک نویسنده هستند.

 

چگونه نویسنده شویم؟

تمرین هفتهٔ چهارم:

 

یکی از جذاب‌­ترین انواع  نوشتن، نوشتن از مشکلات است که در روش‌های نوشتاردرمانی هم توصیه می‌شود. پژوهشگران ادعا می‌کنند نوشتن باعث می‌شود بسیاری از مشکلات روحی و جسمی ما با سرعت بسیار بیشتری درمان شوند.

در پاسخ سؤال‌های زیر حداقل ۱۰۰ کلمه بنویسید، حتی اگر سؤالات زیر دربارۀ شما صدق نمی‌کند سعی کنید خودتان را جای شخصی خیالی قرار بدهید و به این س؟ال‌ها پاسخ بدهید:

  1. چرا از عصبانی بودن لذت می‌برم؟
  2. چرا احساس می‌کنم هیچ‌کس مرا واقعاً نمی‌شناسد و درکم نمی‌کند؟
  3. چرا افکار منفی را رها نمی‌کنم؟
  4. چرا احساس می‌کنم اگر چیز باارزشی را به دست آورم آن را از دست خواهم داد؟
  5. چرا شنیدن رازها و اعتراف‌های دیگران برایم لذت‌بخش است؟
  6. چرا در دل امیدوارم دیگران شکست بخورند؟
  7. چرا احساس می‌کنم باید دیگران را هدایت کنم؟
  8. چرا به راحتی حواسم پرت می‌شود؟
  9. چرا وقتی در جمع هستم باز هم احساس تنهایی می‌کنم؟
  10. چرا در مورد داشتن قدرت‌های خاصی مثل حس ششم یا تله­‌پاتی خیال‌پردازی می‌کنم؟

 

هفته پنجم

 

پیاده‌روی؛ گامی مهم در مسیر نویسندگی

 

خب به هفتۀ پنجم رسیدیم، تا اینجا احتمالاً اگر شیفتۀ نوشتن باشید همۀ تمرین‌ها را انجام داده‌اید و قلمتان راه افتاده.

نویسندگی و پیاده‌روی به هم گره خورده‌اند. پیاده‌روی فقط یک توصیۀ ساده نیست که بتوانید به راحتی از آن بگذرید.

قصه‌های زیادی دربارۀ علاقۀ نویسندگان به پیاده‌روی وجود دارد، نیچه که اغلب با داشتن مداد و دفتر یادداشتی چرمی در دره‌ها قدم‌ می‌زد می‌گوید:

فقط افکاری که در هنگام قدم زدن به ذهن خطور می‌کنند با ارزش هستند.

چاندرا موریلا بیل در مقاله‌ای با عنوان بهتر نوشتن بدون نوشتن یک کلمه دربارۀ اهمیت قدم زدن می‌گوید:

«در حین کار، گاهی حس می‌کنید به بن‌بست رسیده‌اید یا نیروی کافی برای ادامۀ نوشتن ندارید. ورزش باعث می‌شود اکسیژن لازم جذب مغز شود و کارکرد آن بیشتر شود. گاهی فکر کردن زیاد باعث سرکوب خلاقیت می‌شود. در حالی که مغز نیاز به انرژی و استراحت دارد. وقتی قدم می‌زنید، رنگ خانه‌ها، گل‌ها و شکل ابرها را می‌بینید. در خیابان علائم و چیزهایی را می‌بینید که در حالت عادی به آن‌­ها‌ هیچ توجهی نمی‌کرده‌اید. حتی پنجره‌­ها و پرده‌ها هم می‌توانند الهام‌بخش باشند.»

یک دلیل ساده و روشن برای پیاده‌روی این است که ذهن، در اثر کم‌تحرکی کند می‌شود.

غالباً ممکن است از باشگاه رفتن و هزینه کردن برای هر نوع ورزشی احساس ناخوشایندی داشته باشیم.

در این میان پیاده‌روی چارۀ کار است. نه وسیلۀ خاصی می‌خواهد و نه مهارتی که نیاز به یادگیری داشته باشد. دوست دارید مهارت پیاده‌وری را یاد بگیرید؟

اینگونه است:

-از درب خانه یا محل کارتان بیرون می‌زنید.

-شروع می‌کنید به راه رفتن.

-بعد از حداقل ۲۵ دقیقه برمی‌گردید یا هر کاری دلتان خواست می‌کنید.

تمام.

 

 

دلیل علمی  دقیق‌تر می‌خواهید:

قلب انسان بالغ عادی، سالانه حدوداً ۴۰ میلیون بار می‌تپد و در هر روز، ۱۵۰۰۰ لیتر خون به سراسر بدن می‌فرستد. قلب یک ماهیچه است و برای تقویت آن باید ورزش‌اش دهید، مثل ماهیچه‌های دیگر بدن.

بنابراین از آنجایی که قلب نویسنده‌ها چندبرابر بیشتر از بقیه می‌تپد لازم است فکری به حال عضلات قلبشان بکنند.

طی پیاده‌روی ضمن تقویت عضلات قلب؛ عضلات نویسندگی‌تان را هم پرورش می‌دهید.

جولیا کامرون از بهترین نویسنده‌هایی است که در کتاب‌های متعددی به ارتباط خلاقیت و پیاده‌روی پرداخته است، از جمله در کتاب رگۀ طلا:

-گام برداشتن و پیاده‌روی قدرتمندترین ابزاری است که می‌شناسم.

-زندگی خلاق، فرایند است و این فرایند شبیه عمل هضم غذاست. از غذا برای فکر کردن سخن می‌گوییم ولی به ندرت تشخیص می‌دهیم که به عنوان هنرمند به فکر، برای غذا نیاز داریم. پیاده‌روی با جریان دائم تصاویر جدید، افکار جدیدی به ما می­‌دهد که تغذیه‌­مان می‌کنند.

-پیاده‌روی چاه خالی خلاقیتمان را پر می‌کند و احساس پر بودن به ما می‌بخشد. و این حالمان را خوب می‌کند.

-پیاده‌روی چشممان را باز می‌کند. به ما غذا می‌دهد. قاشق قاشق -تصویر تصویر- از سوپ غذای روح به ما می‌دهد؛ غذایی که به ما قوت می‌بخشد تا کار ضروری شکل بخشیدن و دگرگون ساختن زندگی‌مان را انجام دهیم. به عبارت دیگر، ما با پیاده‌روی کردن از مشکل خارج می‌شویم و راه حل پیدا می‌کنیم.

-هر وقت در نوشتن قصه‌ای گیر کردم، می‌روم بیرون و قدم می­‌زنم. هر وقت نمی‌دانستم کار بعدی‌ام چه باشد آن‌قدر قدم می‌زدم تا معلوم بشود. وقتی روی سطری از داستانم یا قسمتی از زندگی‌ام گیر می‌کنم، پیاده‌روی می‌کنم و می‌گذارم گام‌هایم راه‌حل را نشان بدهند.

-پیاده‌روی باعث موزون شدن تنفسمان می‌شود. وقتی تنفسمان منظم و موزون و عمیق‌تر می‌شود، افکارمان نیز چنین می‌شوند.

-برای پیاده‌روی کردن لازم نیست شاعر باشید! راه رفتن با طبیعت موزون، خودش همۀ ما را شاعر می‌کند.

جان میور زمانی نوشت:

«من فقط برای قدم زدن بیرون رفتم ولی در پایان به این نتیجه رسیدم که تا طلوع خورشید بیرون بمانم، زیرا بیرون رفتن در واقع به درون رفته بود.»

 

چگونه نویسنده شویم؟

تمرین هفتهٔ پنجم:

 

۲۵ دقیقه پیاده‌روی روزانه کافی است. می‌توانید چند ایستگاه زودتر از اتوبوس یا مترو پیاده شوید و به خانه برگردید. یادتان باشد راه رفتن روی تردمیل پیاده‌وری نیست!

بعد از اینکه از پیاده‌روی برگشتید اگر بتوانید حتی شده ۱۰ خط هم بنویسید عالی است، شگفت‌زده می‌شوید.

حتی می­‌توانید داستان کوتاهی دربارۀ پیاده­‌روی بنویسد تا پیاده­‌روی برایتان معنای عمیق‌­تری پیدا کند، نیکلاس اسپارکس کتاب معروفی دارد به نام پیاده‌روی به یادماندنی که فیلمی هم از روی آن ساخته شده است. شاید دوست داشته باشید این فیلم را ببینید.

 

هفته ششم

 

کشف رمز و رازهای نویسندگی با رونویسی

 

برای نویسنده، خواندن کافی نیست. شاید حتی مطالعۀ پنج‌بارۀ یک کتاب هم کافی نباشد. ما باید بتوانیم رمز و راز نثر و تکنیک‌های به کار رفته در آثار نویسندگان بزرگ را کشف کنیم.

تصور کنید هر کتاب یک وسیلۀ الکترونیکی است که قرار است دل و روده‌اش را بشکافید تا بفهمید چه اجزایی آن را شکل داده‌اند و به چه صورتی کار می‌کند.

شکافتن دل و رودۀ  کتاب و یادگیری واقعی برای نویسنده وقتی اتفاق می­‌افتد که با دقت و حوصله  از متون مورد علاقه‌اش رونویسی کند.

می‌خواهید نثر آهنگین فارسی را بشناسید؟ خواندن گلستان کفایت نمی‌کند، دفتری بخرید و هر روز یکی از حکایت‌های سعدی را توی آن بنویسید.

برای نویسنده شدن باید معلم سخت‌گیر خودتان باشید، معلمی که هر روز مشق می‌­دهد و در صورت حاضر نبودن تکالیف، تنبیه می‌کند.

می‌خواهید به تأثیر شگفت‌انگیز رونویسی پی ببرید؟ یک بار پس از نیم تا یک ساعت رونویسی از متن مورد علاقه‌تان، سعی کنید بخشی از خاطرات قدیمی خودتان را بنویسید. آن‌وقت ببینید چه اتفاقی برای نثر شما می‌افتد. متوجه می‌شوید جنبه‌هایی از تکنیک ‌نویسنده‌ای که از روی اثرش رونویسی کرده‌اید، با سرعتی بالا در قلم شما ته‌نشین شده.

تقلید یکی از بهترین راه‌ها برای آغاز نوشتن است. این اشتباهی مهلک است که توقع داشته باشیم از روز اولِ نویسندگی به سبک خودمان برسیم. نویسندۀ آینده­‌دار در ابتدا یک کپی­‌کار خوب است. این قانون مهارت در هنر است.

یادگیری از دیگران بهترین و سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه یادگیری یک مهارت تازه است و رونویسی گامی موثر برای ایده­‌گیری از دیگران.

 

 

مارسی کاهان در مقاله‌ای با عنوان یادگیری از نوشته‌های دیگران محسنات خواندن آثار نویسندگان دیگر را اینگونه توصیف می‌کند:

 

  1. هر یک از این آثار از زاویۀ دیگری به جهان نگریسته‌اند، که آشنایی با نگاه‌های متفاوت برای هر نویسنده‌ای ضروری است.
  2. هر نویسنده‌ای برای توصیف شخصیت‌های خود از روش تازه‌ای استفاده کرده، با این روش می‌توانید شخصیت‌های خودتان را بهتر و ملموس­‌تر معرفی کنید.
  3. زندگی مملو از اتفاقات و حوادث پیش‌بینی‌ناپذیر است. نویسندگان چگونه از این موضوع بهره برده‌­اند؟
  4. چگونه می‌توانیم خواننده را از حالت عادی به حالت غیر عادی بکشانیم؟ دو ابزار این کار استعاره و تشبیه است.

همچنین او تمرین جالبی را پیشنهاد می‌دهد که می‌توانید رونویسی از داستان‌ها را به کار اثربخش‌تری تبدیل کنید:

از میان داستان‌هایی که خوانده‌اید، داستان مورد علاقۀ خودتان را انتخاب کنید و آن را از زاویۀ دید تازه‌ای بنویسد.

برای مثال می‌توانید شعر مورد علاقه‌تان را، که داستانی قوی دارد، به نثر بازنویسی کنید. (+)

 

چگونه نویسنده شویم؟

تمرین هفتهٔ ششم:

 

یک مقاله یا داستان کوتاه انتخاب کنید. سه بار از روی آن بنویسید.

 

فهرست پیشنهادی:

 

داستان کوتاه: گدا-غلامحسین ساعدی/ ماهی و جفتش-ابراهیم گلستان

مجموعه داستان: یوزپلنگانی که با من دویده‌اند-بیژن نجدی (+)/ هاویه-ابوتراب خسروی

مقاله: چرا ادبیات؟ (از کتابی به همین نام)-ماریو بارگاس یوسا (دقت کنید نسخه‌ای که از این مقاله روی اینترنت هست، چکیده­‌ای خیلی کوتاه از این مقاله است. اصل کتاب را تهیه کنید. ترجمۀ درخشان عبدالله کوثری در این کتاب مثال‌زدنی است.)

 

 

هفته هفتم

 

معجزۀ کلمات

 

نویسندگی یعنی مدیریت کلمات. سونیا شوکه می‌گوید:

«کلمات شما همان آجرها و مصالحی هستند که رؤیاهایتان را با آن‌ها می‌سازید. کلمات شما بزرگ‌ترین قدرتی‌اند که در اختیار دارید. کلماتی که انتخاب و استفاده می‌کنید همان زندگی‌ای که تجربه می‌کنید را، می‌سازند.»

نویسنده چوپان کلمات است. این ما هستیم که باید نگهبان کلمات باشیم. هفتۀ سوم و قاعدۀ ۱۰ برابر را که یادتان هست. دامنۀ واژگان یک نویسنده باید ده برابر مردم عادی باشد.

درست است که زبان فارسی مهجور است، اما بدون هیچ اغراقی، از خوش‌­شانسی ماست که زبانی به زیبایی فارسی داریم؛ زبان حافظ و سعدی.

هر چه دامنۀ واژگان گسترده‌تری داشته باشیم درک و شعور ما از عالم بیشتر می‌شود.

دقت در جزئیات و تفاوت واژه‌ها نکتۀ مهمی است که نمی­‌توانیم از زیر بار آن فرار کنیم، آیا تفاوت «است» و «هست» را می‌دانید؟ سعید عقیقی نویسنده و منتقد سینمایی مطرح، تفاوت «است» و «هست» را این­گونه بیان کرده:

«میان است و هست تفاوت بسیار است. به بیان ساده: آن چه هست، هست ،یعنی هستی دارد. اما آن­ چه است، هستی­‌اش تمام نیست و شاید که نباشد. می­‌گوییم هوا سرد است و نمی­‌گوییم هوا سرد هست. هستی ذاتی‌­ست و استی عرضی. وقتی هستی یعنی از بود و است و خواهد بود، از دستور زبان و دستور زمان ،گذشته­‌ای. دیگر هستی. دگران روند و آیند و تو هم چنان که هستی.»

ضمناً به تفاوت کلمات عینی و ذهنی (+) توجه کنید. کلمات عینی کلماتی هستند که اغلب انسان‌ها تصور یکسانی دربارۀ آن‌ها دارند: مثل گوجه، کتاب، صندلی اما دربارۀ کلمات ذهنی بر خلاف کلمات عینی، برداشت‌های مختلفی  وجود دارد، و در ذهن هر کسی تصویر متفاوتی شکل می‌دهند. مثل: عدالت، عشق، شادی و…

یکی از راه‌های خوب برای بازی با کلمات بهره‌گیری از نقشه‌های ذهنی است. یک کلمه ‌را در مرکز صفحه بنویسید و حالا فکر کنید آن کلمه منفجر شده و کلمات دیگری از دل آن بیرون آمده‌اند و در حال پخش شدن در جای‌جای صفحه هستند. تمام کلماتی که به ذهنتان تداعی می‌شوند را بنویسید.

 

چگونه نویسنده شویم؟

تمرین هفتهٔ هفتم:

 

۱

 

با کلمات نقاشی بکشید.

چیزی را انتخاب کرده و دقیق نگاهش کنید.

اینکه چه چیزی را انتخاب می­‌کنید به علاقۀ خودتان بستگی دارد. می­‌تواند سیب، درخت، صندوق صدقات یا گوشی موبایلتان باشد. بعداً می‌توانید چیزهایی مثل یک خانه یا خیابان و ماشین را انتخاب کنید.

چند دقیقه با جدیت به موضوعی که انتخاب کرده‌اید خیره شوید مثل آنکه بخواهید تصویری از آن بکشید. حالا آن را با کلماتتان تصویر کنید. تا جای ممکن از کلمات عینی استفاده کنید.

قانون معروف نوشتن این است: نگو، نشان بده!

 

 

 

مثال:

به جای: هوا خیلی ناجور بود.

بنویسید: یک هفته هر روز باران می‌بارید.

 

۲

 

این‌ بار می‌رویم سراغ سعدی، به نیت جمع کردن کلمه، اصلاً مهم نیست واژه‌هایی که پیدا می‌کنیم کاربردی در زبان روزمره دارند یا نه.

برای جمع کردن کلمات حداقل ۵ غزل یا حکایت سعدی را به دقت و مرور چندباره بخوانید.

خواندن چند بارۀ گلستان سعدی برای هر نویسندۀ داستانی و غیرداستانی فارسی زبان از نان شب هم واجب‌تر است.

راستی اگر دوست دارید از تأثیر سعدی بر داستان‌نویس‌های ایرانی آشنا شوید نگاهی بیاندازید به داستان‌های ابراهیم گلستان.

در پایان، واپسین تکۀ کتاب سنگی بر گوری نوشتۀ جلال‌ آل­‌احمد را با هم مرور می‌کنیم. آل‌احمد معلم ادبیات بود و طی دوران تدریس خود صدها بار سعدی را تدریس کرده بود. به هر حال نمی‌شود آل­‌احمد را نادیده گرفت. نثر او درس‌های زیادی برای آموختن دارد، نگاه کنید ببینید در متن زیر آل­‌احمد چگونه قصه می‌گوید، به این فکر کنید که بدون مجهز بودن به بانکی غنی از کلمات می‌توان از پس نوشتن متن زیر برآمد؟

«…اصلاً بگذار قصه‌ای بگویم. حالا که دهان قصه‌گوی تو را بسته‌اند. می‌شنوی؟ بله. پدری است و پسری و نوه‌ای. یعنی من و بابام و جدم. این آخری در قبرستان مسجد ماشاالله. مشت خاکی در یک گوشۀ این سفرۀ سنت و اجداد و ابدیت. پسر در قبرستان قم. همین بیخ گوش تو. و هنوز نپوسیده. بلکه یک کیسه استخوان. و نوه دلش تنگ است و آمده سراغ اموات. یعنی پناه آورده به گذشته و سنت و ابدیت. یعنی به این هیچی که تو در آنی. آمده تا خود را در این هیچِ فراموش، فراموش کند. اما این نسخه هیچ افاقه‌ای نکرده. عین نسخۀ نطفۀ تخم مرغ. یادت هست؟ و این خود بدجوری بیخ ریش این نوه مانده. راستش چون این سفرۀ خاکی بدجوری بی­‌نور است تو تا سه چهار سال دیگر حتی سنگی بر گوری هم نخواهی بود. اما پدرم هنوز فرصت دارد. هم سنگی دارد بر گوری و هم نوه‌ها دارد و پسرها. و در خانه‌اش هنوز باز است. اما این نوۀ پناه آورده به گذشتگان چنان از این گذشته و از آن آینده بیزار است که نگو… نمی­دانی چقدر خوشحال است عمقزی، از اینکه عاقبت این زنجیر گذشته و آینده را از یک جایی خواهد گسست. این زنجیر را که از ته جنگل‌های بدویت تا بلبشوی تمدن آخر کوچۀ فردوسی تجریش آمده. آن بچه‌ای که شنوندۀ قصه‌های تو بود با خود تو به گور رفت. و امروز من آن آدم ابترم که پس از مرگم هیچ تنابنده‌­ای را به جا نخواهم گذاشت تا در بند اجداد و سنت و گذشته باشد و برای فرار از غم آینده به این هیچ گستردۀ شما پناه بیاورد. پناه بیاورد به این گذشتگان و این ابدیت در هیچ و سنت در خاک که تویی و پدرم و همۀ اجداد و همۀ تاریخ. من اگر بدانی چقدر خوشحالم که آخرین سنگ مزار در گذشتگاه خویشم. من اگر شده در یک جا و به اندازۀ یک تن نقطۀ ختام سنتم. نفس نفی آینده‌ای هستم که باید در بند این گذشته می‌ماند. می‌فهمی عمقزی؟ این‌ها را. دلم نیامد به پدرم بگویم. ولی تو بدان. و راستی می­‌دانی چرا؟ تا دست کم این دلخوشی برایم بماند که اگر شده به اندازۀ یک تن تنها در این دنیا اختیاری هست و آزادی‌ای. و این زنجیر ظاهراً به هم پیوسته که بر گردۀ بردباری خلایق از بدو خلق تا انتهای نشور هیچی را به هیچی می‌پیوندد، اگر شده به اندازۀ یک حلۀ تنها، گسسته است. و این همه چه واقعیت باشد چه دلخوشی، من این صفحات را همچون سنگی بر گوری خواهم نهاد که آرامگاه هیچ جسدی نیست. و خواهم بست و به این طریق در هر مفری را به این گذشتۀ در هیچ و و این سنت در خاک.»

 

  دانلود رایگان یک کتاب کوچک و ویژه:

چگونه به یک نویسندۀ آنلاین تبدیل شویم؟

 

 

هفته هشتم

 

آموزش نویسندگی: کتاب‌ها، کلاس‌ها و کارگاه‌های نویسندگی

 

بسیار خب، اگر شوق یادگیری نویسندگی تمام وجودمان را گرفته باشد، احتمالاً یکی از اولین فکرهایی که به ذهنمان می‌رسد حضور در کلاس­‌ها و کارگاه‌­های نویسندگی است. معمولاً به شکل سنتی ما نظر مثبتی به کلاس‌های فیزیکی داریم و یادگیری به این روش‌ را اثربخش‌­تر می‌دانیم.

البته امروزه در سراسر جهان یادگیری آنلاین روزبه­‌روز قدرتمندتر می‌شود؛ در ایران  به دوره‌های نویسندگی آنلاین به صورت جدی پرداخته نمی‌‌شود و برنامۀ ده هفته‌ای مدرسه نویسندگی گامی در همین مسیر است.

اما اگر بخواهیم در یک کلاس نویسندگی شرکت کنیم باید چه مواردی را در نظر بگیریم؟

کم نیستند نویسند‌ه‌هایی که اصولاً نویسندگی را غیرقابل تدریس می‌دانند، از جعفر مدرس صادقی تا نسیم طالب که در این مورد می‌گوید:

«هیچ نویسنده‌ای را شکست خورده در نظر نگیرید. مگر نویسنده‌ای که دیگر نوشتن را رها کرده و در حال آموزش نوشتن به دیگران است.»

این‌گونه نویسندگان معتقدند که نویسندگی را باید با مطالعه و نوشتن و آزمون و خطا آموخت و حتی کتاب‌های آموزشی هم راه به جایی نمی‌برند.

اما در طرف مقابل ماجرای آموزش نویسندگی و برگزاری کارگاه‌های نویسندگی طرفداران سرسختی در میان بهترین نویسندگان جهان دارد. بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان علاوه بر تدریس، کتاب‌هایی را هم در این زمینه تحریر کرده‌اند که از جملۀ آن‌ها می‌توان به کتاب نامه‌هایی به یک نویسندۀ جوان اشاره کرد که توسط نویسندۀ نوبلیست ماریو بارگاس یوسا نوشته شده. همین‌طور استیون کینگ هم در کتابی که در ایران با عنوان از نوشتن ترجمه شده، سعی در انتقال تجربیات نویسندگی خودش داشته است.

به هر حال به نظر می‌رسد با حضور در کلاس‌های نویسندگی می­‌توان با سرعت بسیار بیشتری چیزهایی  آموخت که در صورت  عدم حضور در کلاس ممکن است پس از صرف هزینه‌ها و آزمون و خطاهای بسیار به آن‌ها دست بیابیم.

حضور در کلاس‌های نویسندگی باعث می‌شود تا ما نوشتن را جدی­‌تر بگیریم و با تعهد بیشتری به نویسندگی پایبند باشیم. همچنین حضور در کلاس نویسندگی باعث می‌شود تا با افرادی هم‌کلاسی بشویم که مثل ما سودای نویسندگی را در سر می‌‌پروانند و شکل‌گیری دوستی‌های این­‌چنینی می‌تواند مسیر تسلط ما به مهارت نویسندگی را هموارتر کند.

همین‌طور کلاس‌ها و کارگاه­‌های نویسندگی باعث می‌شوند با راهنمایی مدرس کلاس با منابع روز آموزش نویسندگی و  آثار نویسندگان مهم آشنا شویم.

 

کلاس نویسندگی در تهران

 

 

آیا رشته دانشگاهی نویسندگی هم وجود دارد؟

 

به نظر می‌‌رسد بهتر است هنری مثل نویسندگی را به تحصیلات بی‌اثر و مدرک­‌گرای دانشگاهی آلوده نکنیم.

البته دانشکده‌هایی مثل سینما تئاتر در زمینۀ فیلمنامه‌­نویسی فعال هستند.

 

آیا همۀ کلاس‌های نویسندگی قابل اعتماد و مفید هستند؟

 

باید دقت بسیاری داشته باشیم که در کلاس آموزشی چه نویسنده‌ای شرکت می‌کنیم. حضور در کلاس بعضی افراد می‌تواند نابودکنندۀ استعداد و اعتمادبه‌نفس و تمام ذوق‌وشوق ما برای نوشتن باشد.

 

بنابراین مهم‌ترین رکنی که برای انتخاب یک کلاس نویسندگی خوب به نظر می‌رسد چیست؟

 

از خودمان بپرسیم آیا مدرس دوره، تجربۀ عملی و ارزنده‌ای در زمینه تخصصی خود دارد؟ و آیا ما به آثار منتشر شدۀ او علاقه‌مندیم؟ چطور می‌توانیم به درس‌ها و توصیه‌های کسی عمل کنیم که شناختی از آثارش نداریم یا بدتر از آن آثارش را دوست نداریم؟

مثلاً اگر به کلاس فیلمنامه­‌نویسی می‌‌رویم ببینیم از روی فیلمنامه‌های مدرس کلاس، فیلم خوبی ساخته شده است؟

اگر در کلاس نویسندگی آنلاین و غیرداستانی شرکت می‌کنیم ببینیم آیا مدرس دوره سایت یا وبلاگ حرفه‌ای و پرمخاطبی دارد؟

یا اگر در یک کارگاه رمان‌­نویسی شرکت می‌کنیم باید ببینم که آیا نویسندۀ کتاب، انتشار چندین رمان حرفه‌ای را در کارنامۀ خود دارد؟

کلاس‌های نویسندگی در تهران و دیگر استان‌ها چه وضعیتی دارند؟

از سال­‌های دور کلاس‌های نویسندگی متعددی در تهران برگزار می‌شده و در حال حاضر هم فرهنگسراها و آموزشگاه‌های آزاد در این زمینه فعالیت می‌کند.

البته تاکنون تقریباً همۀ کلاس‌های نویسندگی در تهران کلاس‌­ها و کارگاه داستان­‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی بوده‌اند و هیچ کلاسی در زمینۀ نویسندگی آنلاین یا نویسندگی غیرداستانی وجود نداشته. مدرسه نویسندگی به‌تازگی به برگزاری چنین کلاس‌هایی اقدام کرده است.

 

چگونه نویسنده شویم؟

 

معرفی کتاب­‌های معتبر آموزش نویسندگی

 

کتاب‌های آموزش نویسندگی منبع مناسبی برای یادگیری اصول و مبادی نویسندگی هستند.

مدرسه نویسندگی تصمیم گرفته با مراجعه به منابع گوناگون و مقالات متعدد و مشورت با اساتید در هر حوزه‌ از نویسندگی ۳ کتاب معتبر را معرفی کند، معیارهایی چون ترجمه و نگارش خوب، تمرین‌های کاربردی و عملی و اعتبار علمی نویسندگان در انتخاب‌ها لحاظ شده است:

 

داستان نویسی:

 

حرکت در مه-چگونه مثل نویسنده‌‌ها فکر کنیم؟-محمدحسن شهسواری-نشر چشمه

مجموعۀ چهار جلدی حرفه: داستان نویس-نشر چشمه-ترجمۀ کاوه فولادی نسب و مریم کهنسال نودهی

اندیشه­‌های نو در رمان­‌نویسی-باربارا شوپ-مارگارت لاو دنمن-شایسته پیران-نشر نی

 

فیلم­نامه‌نویسی:

 

تکنیک‌های فیلمنامه­‌نویسی-چارلی موریتس- ترجمۀ محمدگذرآبادی-نشر ساقی

داستان، ساختار، سبک و اصول فيلمنامه‌­نويسی-رابرت مک کی-ترجمۀ محمدگذرآبادی-نشر هرمس

آناتومی داستان-جان تروبی-ترجمۀ محمدگذرآبادی-نشر آوند دانش

 

 کتاب‌های انگیزشی نوشتن: (ما این کتاب‌ها را به این دلیل کتاب‌های انگیزشی نویسندگی نام‌گذاری کردیم چون حاوی تکنیک‌ها و اصول نویسندگی نیستند، بلکه به مسیر روحی نویسنده‌ و موانع خلاقیت او اشاره دارند.)

 

بنویس تا اتفاق بیفتد-هنریت کلاسر-ترجمۀ محمدگذرآبادی-نشر رسا

حق نوشتن-جولیا کامرون-ترجمۀ سیمین موحد-نشر هیرمند

جادوی بزرگ-الیزابت گیلبرت-ترجمۀ مهرداد بازیاری-نشر کتابسرای تندیس

 

نویسندگی غیرداستانی و مقاله نویسی:

 

نوشتن مثل فیلسوف

البته واضح و مبرهن است که…-ضیاء موحد-نشر نیلوفر

ادبیات تبلیغ- رابرت دابل‌یو.بلای- منیژه شیخ­‌جوادی(بهزاد)-نشر سیته

آخرین مورد را به معرفی کتابی در زمینۀ نویسندگی آگهی‌های تبلیغاتی اختصاص داده­‌ایم. به هر حال ممکن است شما شیفتۀ فعالیت در زمینۀ کپی رایتینگ باشید. پس چه بهتر که با کتابی معتبر دربارۀ اصول نویسندگی تبلیغاتی شروع کنید.

 

رابرت دابل‌یو.بلای در انتهای پیش‌گفتار این کتاب می‌نویسد:

«زمانی که شروع به نوشتن تبلیغات پرجاذبه می‌کنید، درست مانند من به این نتیجه خواهید رسید که نگارش کلمه‌های متقاعدکننده می‌تواند همانند نوشتن یک شعر یا یک مقالۀ ادبی و یا یک داستان کوتاه، هیجان‌انگیز باشد. در عین حال پول بیشتری هم به جیب می‌‌زنید، اینطور نیست؟»

 

هفته نهم

 

نویسندگی آنلاین

 

جذابیت نوشتن در فضای آنلاین این است که گاهی یک نفر می‌تواند با صفحۀ شخصی‌اش میلیون‌ها ببینده را جذب کند و گاهی هم ده‌ها نفر در جذب تعداد انگشت‌شماری از مخاطبان ناتوان می‌مانند.

با نوشتن در فضای آنلاین شما می‌آموزید که چگونه با محدویت‌های اندک، مخاطبان اختصاصی خودتان را داشته باشید و تأثیر ایده‌هایتان را در عمل بیازمایید.

البته هدف نهایی شما باید راه‌اندازی وب‌سایت اختصاصی خودتان باشد. بنابراین پیش از راه‌اندازی کانالی در تلگرام، دامنه‌ای را با نام خودتان ثبت کنید تا تعهد بیشتری به وبلاگ‌نویسی پیدا کنید. وبلاگ‌نویسی را می‌توان مؤثرترین و حرفه‌ای­‌ترین روش‌ ارتباط و تأثیرگذاری نویسنده‌های عصر حاضر دانست.

 

 

چگونه یک کانال تلگرامی حرفه‌ای و پرمخاطب داشته باشیم؟

 

هر چقدر هم به تلگرام بد و بیراه بگوییم، به هر حال تلگرام در ایران مهم و تأثیرگذار است. تعداد میلیونی کاربرهای تلگرام بستر مناسبی را برای عرضۀ محتوا ایجاد کرده.

بله تلگرام، چرا که نه. داشتن کانالی در تلگرام می‌تواند بهترین فضا برای تمرین نوشتن باشد، البته کمی که دستمان راه افتاد باید به‌سرعت، وبلاگی راه‌اندازی کنیم. چون وبلاگ‌نویسی برای یک نویسنده بسیار حرفه‌ای­‌تر و آموزنده است.

یک قالب خاص انتخاب کنید و در به­‌روزرسانی منظم تعهد داشته باشید، حتی اگر کانال شما دو نفر بیشتر عضو ندارد، خودتان و صمیمی‌ترین دوستتان.

اگر تمرین‌های ۸ هفتۀ قبلی را به دقت انجام داده باشید به این معناست که دو ماه تمام تمرین نویسندگی کرده‌اید. حالا با خیلی از نویسنده‌ها آشنا هستید و ترستان از نوشتن تا حد زیادی رفع شده. البته برای حرفه‌ای­‌تر شدن فقط نباید به انجام تمرین‌ها در همان هفتۀ مورد نظر اکتفا کنید، بلکه باید طی دوره­‌های مختلف تمرین­‌ها را تکرار کنید تا ملکۀ ذهن شما شوند.

 

چگونه نویسنده شویم؟

 

پیشنهاد ما این است که قانون مشخصی برای تولید و انتشار محتوای کانال خودتان داشته باشید.

 

۱۰ فرمان برای کانال تلگرامی برای تقویت نویسندگی

 

ده نکته‌ای که می‌توانید در ساختن یک کانال تلگرام حرفه‌ای رعایت کنید:

– به دام استاتوس‌نویسی نیفتید. مثلاً کمتر از ۲۰۰ کلمه ننویسید.

-به جای توجه به رویدادهای خبری و شایعات روز، نگاه تحلیلی داشته باشید و دربارۀ روند‌های آتی بنویسید.

-شکسته‌نویسی را کنار بگذارید. نوشتن به زبان محاوره تاثیر چندانی روی تقویت مهارت نویسندگی شما ندارد. یاد بگیرید درست و تمیز و کتابی بنویسید.

-سعی کنید محتوای شما ارزش­‌آفرین و دارای بار آموزشی باشد. به دام غر زدن نیفتید.

-سعی نکنید به هر قیمتی، از جمله تبادل لینک با کانال‌هایی که هیچ ربطی به شما ندارند، اعضای کانالتان را افزایش بدهید.

 

 

-به عنوان نویسندۀ تازه‌­کار در وهلۀ اول افزایش میزان تولید محتوا باید مهم­‌تر از تعداد مخاطبان محتوا باشد.

-به جای نقل کردن از جاهای دیگر، سعی در تولید محتوای اختصاصی داشته باشید. هر چند ضعیف و بی‌­رمق.

-منظم بنویسید. سعی کنید ساعات مشخصی از روز را برای به­‌روزرسانی کانال در نظر بگیرید و به این ساعات متعهد باشید.

-سعی نکنید در دام نوشتن چیزهای بامزه و عامه‌پسند بیفتید. افتادن به دنبال نظر مخاطب نتیجه‌ای جز ابتذال ندارد. سعی کنید از چیزی بنویسید که فکر می‌کنید درست است.

-هدف خودتان را دائم مرور کنید: هدف شما از راه‌اندازی کانال تلگرام ایجاد فضایی برای تمرین نویسندگی و تولید محتوای آنلاین است.

 

هفتۀ دهم

 

چگونه کتاب بنویسیم؟

 

پال هاوک در کتاب اینگونه می­‌توانید، دربارۀ نویسندۀ بزرگ علمی-تخیلی، آیزاک آسیموف اینگونه می‌نویسد:

«تنها یک راه وجود دارد که آقای آسیموف توانسته باشد بیش از یکصد کتاب بنویسید: نظم و انضباط شخصی و مهار جدی خویشتن. او گاهی در یک سال چندین کتاب می‌نوشت، آن هم نه کتاب‌های ساده و مختصر، برخی از آن‌ها کاملاً علمی هستند.

وقتی می‌بینیم برای برخی افراد نوشتن یک نامۀ ساده، یک روز تمام وقت می‌گیرد، روشن می‌شود که او چنان منضبط و تعلیم‌دیده بود که در آن مقطع از زندگی خود، می‌توانست در یک روز فصل کاملی از یک کتاب را بنویسد. برخی از مردم با رنج و زحمت بسیار در تمام عمر خود تنها یک کتاب می‌نویسند. در حالی که این مرد فصل به فصل در هر سال، سه یا چهار کتاب می‌نوشت. چگونه ممکن است؟ چون می‌دانست چه می‌خواهد، می‌دانست تنها با کار سخت می‌تواند خواستۀ خود را به دست آورد و به همین دلیل به جای گریز از دشواری کار، با آن رودرور می‌شد و این یکی از راه‌های مهار خویشتن است.»

 

چگونه نویسنده شویم؟

تمرین هفتهٔ دهم:

 

برای انجام این تمرین فقط یک روز وقت دارید.

البته ۳ روز وقت دارید دربارۀ موضوعی که می‌خواهید دربارۀ آن کتاب بنویسید فکر و تحقیق کنید.

کتاب ۲۵ صفحه‌ای شما می‌تواند یک مقالۀ بلند شخصی باشد. در مقاله شخصی هیچ طرح داستانی و شخصیت‌پردازی وجود ندارد و نیازی به اختراع گفتگوها و توضیحات طولانی دربارۀ پیشینۀ شخصیت‌ها نیست؛ نیازی به تحقیق آنچنانی هم نیست. در واقع، مقالۀ شخصی بعد از شعر، ذهنی‌ترین نوع نوشتن است. بنابراین ممکن است شخصی‌ترین موضوعات را انتخاب کنید. (داستان سنگی بر گوری را یادتان هست که تکۀ انتهایی آن را در هفتۀ ششم نقل کردیم، سنگی بر گوری یکی از بهترین نمونه‌های نوشتن داستان شخصی است.)

ممکن است کتاب شما دربارۀ ماجراهای طلاق عمه‌تان باشد یا دربارۀ عشق بی­‌حد و حصر شما به گربه­‌ها.

 

 

ضمناً در نوشتن کتابتان و گفتن از خودتان خجالتی نباشید؛ اگر زیبا، ماهر، بااستعداد یا دارای صفات خوب دیگری هستید که گفتنشان به مطالب شما مربوط می‌شود و تأثیر می‌گذارد بگویید و خجالت نکشید. زیرا بدون آن‌ها نوشته‌تان کامل نخواهدبود.

ضمناً از اصول پایۀ نویسندگی مثل چه کسی، کی، کجا، چرا و چگونه استفاده ‌کنید. نوشتن کتاب ۲۵ صفحه‌ای را نوشتن کتابی برای دل تصور کنید.

بعد از ۱۰ هفته تمرین، نوشتن ۲۵ صفحه چرک‌نویس کاری سهل و انجام‌شدنی است.

حالا یک روز تمام را خالی کنید، یک کتاب ۲۵ صفحه‌ای بنویسید. لازم نیست تمام روز پشت رایانه باشید بلکه صرف دو سه ساعت ناپیوسته برای نوشتن یک کتاب کوچک ۲۵ صفحه‌ای کافی است. فقط کافی است پرنده به پرنده پیش بروید. «پرنده به پرنده» یکی از معروف‌ترین کتاب­‌های آموزش نویسندگی است که توسط آن لاموترمان‌نویس مطرح آمریکایی نوشته شده؛ قصۀ پرنده به پرنده اینگونه است:

«سی سال پیش، برادر بزرگ‌تر من، که آن زمان ده ساله بود، می‌کوشید تا گزارشی بنویسد دربارۀ پرنده‌ها. برای تهیۀ این گزارش، فقط سه ماه وقت داشت. از این سه ماه، فقط یک روز باقی‌مانده بود و او هنوز گزارش خود را شروع نکرده بود. یادم می‌آید که با چشمانی اشک‌بار در آشپزخانه نشسته بود. روی میز پر از کاغذ و قلم و کتاب‌هایی بود دربارۀ پرنده‌ها؛ کتاب‌هایی که حتی لای‌شان نیز باز نشده بود. او درمانده بود که چه بکند. پدرم کنار او نشست، دستش را دور گردن برادرم انداخت و به او گفت: «پسرم، پرنده به پرنده، یک به یک. همین.»

(تماشای سخنرانی آن لاموت در تد)

 

یادتان باشد این فقط دست‌نویس اول یک کتاب است، قرار نیست شاهکار باشد یا چاپ بشود. البته بعید نیست که کتاب شما قوی سیاه از آب دربیاید و در تاریخ ماندگار شود!

استیون کینگ رمان‌نویس آمریکایی و یکی از ده نویسندۀ ثروتمند جهان می‌گوید: «وقتی از من سؤال می‌کنند: چطور می‌نویسی؟ بدون استثنا جواب می­‌دهم: هر بار یک کلمه و جوابم هیچ‌وقت جدی گرفته نمی‌شود. ساده‌تر از آن است که حقیقی به نظر برسد. دیوار بزرگ چین را تصور کنید: هر بار فقط یک سنگ به آن اضافه کرده‌اند. خیلی ساده، هر بار، یک سنگ. حالا شنیده‌ایم می‌شود آن لعنتی را از کره ماه هم با تلسکوپ دید!»

 

برنامۀ ده هفته‌­ای به پایان رسید، البته کار ما تمام نشده و به مرور سعی می‌کنیم هر هفته چند مطلب مرتبط با برنامۀ «چگونه نویسنده شویم؟»  منتشر کنیم تا بحث‌ها به تدریج کامل و کامل‌تر بشوند.

به نظر می‌‌رسد که به زحمتش می­‌ارزد. ده هفته تمرین برای حل این معمای مهم: چگونه نویسنده شوم؟

 

 

 چند لینک مفید و ویژه برای شما:

کلاس نویسندگی در تهران

شرکت در طرح تابستانه مدرسه نویسندگی (طرحی ویژه برای نوشتن و تولید محتوا در تابستان ۹۷)

در سایت شاهین کلانتری هر روز یک مطلب تازه دربارۀ تولید محتوا، نوشتن و نویسندگی بخوانید

  1. reyhaneh malayeri گفت:

    باعرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای کلانتری. من تمام مطالب این صفحه رو مطالعه کردم و چند سوال برام پیش اومده.
    آیا فکر نمیکنید نشر داستان ها نوشته هامون در مجازی یکم در معرض خطر کپی شدن باشه؟
    بعد اینکه چطور بک وبلاگ درست کنیم؟
    ممنون از اموزشاتون امیدوارم بعد انجامشون بتونم به صورت جدی بنویسم و مخاطب داشته باشم

    • admin گفت:

      سلام و عرض ادب
      از نشر نوشته ها نترسید.
      به طور مثال به کتاب پستچی خانم چیستا یثربی نگاه کنید.
      این کتاب به طور کامل رو اینستاگرام منتشر شد و بعد به کتاب تبدیل شد. کتاب پرفروشی هم شد.

      • reyhaneh malayeri گفت:

        شاید ایشون در محدوده زمانی قبل تری در اینستاگرام نشر کردن. اخه انسانای امروزی همش دنبال کپی برداری و کپی کردن بدون اسم نویسنده. خب فرض کنید کسی خیلی(تو امروز) زحمت کشیده واسه نوشتن یک رمان و فردی بیاد بدون درج نام نویسنده اون رمان، رمانو به نام خودش بزنه و این فرد حاصل کارای شبانه روزش از بین میره.
        خانم یثری در چه سالی پستچی رو در اینستاگرام نشر دادن؟

  2. محمد حسین گفت:

    سلام
    می‌خواستم ببینم این لزومی داره این مراحل و تمرینات رو طبق همین زمان بندی طی کنیم؟ یعنی به نظرتون هفته ای یکبار تاثیر اون ها رو بیشتر می‌کنه یا اگه سریعتر پیش بریم هم به همون نتیجه می‌رسیم؟

  3. فرید گفت:

    سلام. واقعا عالی بود این مقاله. مخصوصا شروعش با جمله شاهرخ مسکوب، که باعث شور و شوق من برای خواندن ادامه پست شد. توصیه های جالبی هم لابه لای متن وجود داشت که تا به حال به ذهنم خطور نکرده بود. ممنون

  4. فرید گفت:

    این مقاله تاثیر زیادی توی نحوه فکر کردنم گذاشت به طوری که اون شب از شدت ذوق زدگی نتونستم بخوابم. به خاطر این مسئله که برای زندگی پوچ و بی هدفم کاری رو پیدا کردم که با انجام دادنش لذت می برم.قبل از خوندن این مقاله شروع می کردم به نوشتن و هر چقدر سعی می کردم که چند خط ادامه بدم نمی تونستم چون افکار منفی و فکر کردن به این مسئله که من در حدی نیستم که بخوام مطلب بنویسم نمی گذاشت بنویسم. الان میدونم که من بی استعداد و پر از عیبم و راحت تر و بهتر می نویسم. فقط یک مسئله. مطالب ادبی و دلنوشته های شخصی رو چطور به اشتراک بگذاریم؟. الان وبلاگ نویسی به خاطر تلگرام تقریبا از بین رفته.

  5. rrrrr گفت:

    با سلام ایا برای نویسندگی ونوشتن بهتر است با قلم وکاغذ بنویسیم یا تایپ کنیم کدام بهتر است و اکثر نویسنده گان دنیا از کدام روش استفاده میکنند و کدام روش سریع تر است

  6. سمانه سپهوند گفت:

    سلام آقای کلانتری!
    مطالبتونو دنبال کنم و تو وبلاگم لینک شدید…امیدوارم نتیجه زحماتونو ببینید.

  7. محمد جواد رهنما گفت:

    بی نهایت سپاس از شما
    عالی بود و بسیار بسیار کارامد
    ارزومندم سعادتمند باشید

  8. کلانتری گفت:

    سلام
    خیلی میخوم کتابی بنویسم ولی نمیدونم چجوری بنویسم توی دفتری یا کانالی درست کنم میترسم کپی بشه کمکم کنید

    • admin گفت:

      سلام
      نترسید. ما تا به مرحله ای برسیم که آثارمون ارزش کپی کردن داشته باشن باید خیلی جون بکنیم.
      شما با خیال راحت منتشر کنید.

  9. امین گفت:

    سلام آقای کلانتری گرامی. سپاس به خاطر مقاله ی مفید و انگیزشی تان.
    بالزاک هم جمله ی مشابهی در مورد نوشتن “هربار تنها یک کلمه” دارد که من هر چه به اش فکر کردم نفهمیدم یعنی چه. یعنی هر بار که میرویم سراغ نوشتن فقط یک کلمه بنویسیم؟!! این جمله ی استیون کینگ را در سایت های خارجی جستجو کردم، شاید به توضیحی درباره ی این روش برسم اما صرفا خود جمله نقل قول شده بود. دوست داشتم نظر شما را در این باره بدانم. با سپاس.

    • admin گفت:

      امین عزیز
      این جمله حالت استعاری داره.
      یعنی اینکه هر بار بخش کوچکی از کار رو انجام بدید، تا در نهایت یک متن کامل شکل بگیره.
      قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

  10. Ali Ghamiloei گفت:

    سلام خیلی مطالب مفید و تاثیرگذاری بودند ممنونم از شما موفق باشید

  11. کورش گفت:

    باسلام بهترین مطلبی که تاکنون درمورد نویسندگی در فضای آنلاین خوانده ام ،این مطالب جناب کلانتری بود.
    باتشکر

  12. امیر ارسلان گفت:

    سلام خسته نباشید . من ۱۳ سالمه و از هشت سالگی عاشق نویسندگی بودم و هستم.(برخلاف حرف پدر و مادر و اطرافیانم که میگن نویسندگی هم شد شغل؟!) .من تاحالا هیچ داستان کوتاهی ننوشتم و در کارگاه های نویسندگی شرکت نکردم . اما انشا های خیلی خوبی مینویسم و با کلمات ارتباط فوق العاده ای دارم .در اینکه استعداد نویسندگی دارم هیچ شکی ندارم (طبق داستان سرایی های زیادی که دارم و علاقه ام به این کار ) درحال حضر در حال نوشتن یک رمان اجتماعی هستم اما احساس میکنم دارم برای کتاب نوشتن خیلی عجله میکنم .اهل مطالعه هستم اما وقت نمیکنم چیزی بخونم .از خوندن رمانِ جذاب واقعا لذت می برم و حتی یادمه وقتی ۱۰ سالم بود یک رمان ۵۶۰ صفحه ای رو تو ۹ روز خوندم . رمانی هم که الان در حال نوشتن هستم ، اصول لازم را داره یعنی مثلا مقدمه و فهرست عنوان و کلا مقدمات تبدیل به یک کتاب را داره (البته یک سری جا ها اشکال نگارشی دارم ؛ که بایئ یک ویراستار بررسی کنه) .
    هیچوقتم از رمان های دیگران کپی برداری نمیکنم ؛ چون نمیخام سبک خودم آسیب ببینه .میخوام بپرسم ایا مسیر نویسندگی رو درست طی میکنم ؟ واگر درست طی نمیکنم ، برای جبران کمبودام باید چه کارهایی انجام بدم ؟
    ببخشید طولانی شد .ممنون که وقت گذاشتید و خوندید .

  13. […] دوم، مدرسه نویسندگی بود که یک دوره ده هفته ای برای نویسنده شدن گذاشته تا بهتر بنویسیم و به سمت نویسنده شدن گام […]

  14. Golnaz گفت:

    سلام و نیمه شب تون به خیر …. میدونم که الان همتون خوابید ولی من امشب با خوندن این مقاله پر محتوا و مفید علاقه ی خودم و پیدا کردم . و جوری عاشق نوشتن شدم که الان ساعت ۳:۵۲ دقیقه س که من هنوز نخوابیدم و خوابم از سرم پریده و دوست دارم تا صبح بنویسم و هی بنویسم …. تشکر فراوان و خسته نباشید بابت مقاله ی خوبتان که دوسه جمله اول را که میخوانی دوست داری تا آخر بخوانی نمیدانم به این نوع نوشته چه می گویند ولی من میتوانم بگویم صداقت نوشته . بچه م بیدارشد خدا حافظ …… تشکر …….

    • admin گفت:

      سلام گلناز عزیز و گرامی
      خیلی خوشحالیم که با مدرسه نویسندگی همراه هستید.
      با لذت و قدرت به نوشتن ادامه بدید.
      به زودی مطالب ویژۀ دیگه ای رو هم روی سایت منتشر میکنیم.
      به امید درخشش شما.

  15. دانیال گفت:

    سلام من این آموزش رو تا آخر مطالعه کردم و با اجازتون میخواهم در اپلییکیشن خودم درج کنم( با نوشتن منبع) آیاا این اجازه رو میتونم داشته باشم؟؟

    • admin گفت:

      سلام دانیال عزیز
      بله، میتونید با ذکر منبع نقل کنید.
      به ما لینک هم بدید خوشحال میشیم.
      اپلیکیشنوتون رو به ما معرفی کنید. باعث خرسندیه.

  16. حوریه ناجی گفت:

    مقاله خیلی خوبی بود.
    شیوه کار خیلی دلگرم کننده س.
    چند شب (بهتره بگم سحر) بود که تو یه گروه واژه گزینی با یه زبان شناس زبون نفهم یه بحثی در گرفته بود که خیلی… .
    مقاله رو که خوندم همه اون دری وریا یادم رفت.

  17. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  18. حوریه ناجی گفت:

    سلام و خسته نباشید.
    دیدگاهی فرستاده بودم که دلیل پاک شدنش را نمی دانم ولی در هر حال از مقاله جالب و کاربردی شما سپاسگزارم.

  19. زهرا موسوی گفت:

    سلام مطالبی که در سایت بود واقعا شگفت انگیز ودرجه یک بودن تا به حال انقدر تحت تاثیر یک متن قرار نگرفته بودم.شک ندارم نویسنده یک قلم جادویی داره.واما اینکه واقعا همونطورکه بقیه گفتن این متن خواب رو از چشمای آدم میگیره و ذوق واستعداد آدمی رو به جوش میاره.

  20. نوریه عباسی گفت:

    سلام عرض اداب دارم خدمت شما، ضمن خواستم علاقمندی خود را با شما شریک بسازم و از شما کمک بگیرم چطور یک نوسینده موفق باشم. زیاد علاقمندی زیاد دارم.

    تشکر

  21. بهار گفت:

    سلام وقت بخیر
    گمونم نمیشه براحتی توی اینستاگرام یا دنیای مجازی نشر داد و انتظار داشته باشی ک کپی نشه بخصوص اگه شهرتی نداشته باشید!من توی پیجم نوشته های کوتاه گذاشتم و چندروزبعد توی یک پیج بدون اسم خودم اون متن رو دیدم و گفتن ک توی واتساپ واسشون فرساده شده و زیرش ندشته بودن ازشکسپیر هست!!بااینکه نوشته های شکسپیر سبک خاص خودش روداره

  22. […] چگونه نویسنده شویم؟ شرکت در طرح تابستانه مدرسه نویسندگی (طرحی ویژه برای نوشتن و تولید محتوا در تابستان ۹۷) کلاس نویسندگی در تهران (کارگاه حضوری و ویژه) […]

  23. مینا گفت:

    سلام من خارج از کشورم وبسیار علاقه دارم به نویسندگی.اگه راهنماییم کنین یا بصورت انلاین کلاس بذارین برام ممنون میشم

    • admin گفت:

      مینای عزیز
      طرح تابستانه مدرسه نویسندگی به صورت آنلاین در حال برگزاریه اگر تمایلی به شرکت کردن داری همین جا کامنت بذار تا بهت ایمیل بزنیم.

  24. مهدی گفت:

    نميشه آدم انقدر استعداد داش
    ته باشه که اون چند تا مرحله اول رو انجام نده؟

  25. محسن گفت:

    سلام آقای کلانتری.نوشته هاتون بسیار انگیزشی و دلگرم کننده بود.سپاسگذارم.
    چجوری می تونم در کلاس های مدرسه نویسندگی به صورت آنلاین شرکت کنم؟!

    • admin گفت:

      سلام محسن عزیز
      الان طرح ویژۀ نویسندگی در حال برگزاریه که می‌تونی اطلاعاتش رو توی همین سایت ببینی

  26. گلناز عصری گفت:

    سلام خیلی جالب بود که یک گلناز دیگه هم وجود داره که مثل من به نویسندگی علاقمنده یک لحظه فکر کردم خودم اومده بودم و نظر ارسال کرده بودم!!! منم مثل خیلی از دوستان به این حوزه علاقمندم و از مطالب زیباتون لذت بردم. اگر کسی بخواد داستان زندگی خودش رو بنویسه آیا استاندارد خاصی برای تعداد صفحات و یا سبک خاصی وجود داره؟ چقدر باید وارد جزییات بشه یا اصلا بهتره به جزییات نپردازه ؟ ممنون میشم در این مورد راهنمایی فرمایید که به زبان عامیانه باشه یا بخشی از اون می تونه کمی رسمی تر باشه

    • admin گفت:

      سلام گلناز عزیز
      برای نوشتن زندگینامه معیار مشخصی برای تعداد صفحات و … وجود نداره.
      می‌تونی خطی بنویسی یا نه مقطعی.
      بهتره که به زبان رسمی بنویسی اما می‌تونی برای دیالوگ‌ها از زبان محاوره هم استفاده کنی.

      موفق باشی.

  27. mostafa گفت:

    با سلام و احترام
    چه خوب گفته‌ايد که نويسنگي همان معماري است. کتاب يک بناست که کلمات مصالح آن و نويسنده هم معمار است و هم بنا. راستي هيچ به تفاوت يک معمار و يک بنا فکر کرده‌ايد؟ نويسنده همزمان هر دو کار را مي‌کند. هم معماري مي‌کند و هم بنائي.

  28. علی ایرانی گفت:

    جناب کلانتری عزیز درود بر شما بخاطر مقاله کاربردی و زیبایتان. سوال: مدرکم ارشد مهندسی مکانیک است که برای آن خیلی تلاش کرده ام اما هنوز موفق به کسب درآمدی از آن نشده ام و الان هم خودم را برای آزمون دکترای این رشته آماده میکنم. به نظر جنابعالی به نویسندگی در زمینه رشته خودم که متاسفانه علاقه ی چندانی هم به آن ندارم و از طرفی در بین مردم عادی هم احتمالا مخاطب کمتری دارد، ادامه دهم یا به نویسندگی در مورد مسایل اجتماعی که هم مخاطب زیادی دارد و هم به ان علاقمند هستم؟ ممنون

    • admin گفت:

      علی عزیز
      سلام
      نوشتن از موضوعاتی که به اونا علاقه داری تو رو مصمم‌تر و قوی‌تر می‌کنه و قطعا به جای خوبی می‌رسه.
      موفق باشی.

  29. رها گفت:

    سلام بابت این مطالب مفیدبسیار ممنون الان که این مطالب رو خوندم خیلی به نویسندگی علاقه مند شدم .البته نمیدونم چطور این وقت شب به سرم زده نویسنده بشم..نمیدونم چرا دلم روشنه میتونم نویسنده خوبی بشم دوست دارم داستان بنویسم.

  30. ژیلا بشارت گفت:

    سلام به شما وهمه ی کسانی که مشتاق نوشتن هستند
    شاید تنها راهی که میشه همه ی حرفاتو بزنی نوشتنه ؛ من دغدغه های زیادی برای بانوانی دارم که جز خانه و خانه داری موضوعات دیگه ای براشون مهم نیست دوست دارم فرهنگ مطالعه و نوشتن برای هم جنسان خودم جا بیفته البته کار سختیه
    دوست دارم این کار هم با نوشتن و هم با فایلهای صوتی انجام بدم
    به کمک شما نیازمندم……

  31. وحید گفت:

    سلام خسته نباشید
    شاید این سوالم بی معنی باش ولی یا میشه از لهجه محلی برای نوشتن استفاده کرد

    • admin گفت:

      وحید عزیز
      سلام
      برای استفاده در دیالوگ‌ها و داستان و رمان مشکلی نداره اما بهتره که در کل به صورت نوشتار رسمی بنویسی.

  32. مردانی گفت:

    سلام منم تمایل دارم در کلاسهای مدرسه نویسندگی شما شرکت کنم

    • admin گفت:

      سلام جناب مردانی
      برای ثبت‌نام هم می‌تونید از طریق سایت اقدام کنید یا با شماره ۰۹۹۰۵۰۴۳۹۰۳ تماس بگیرید.

  33. دیان گفت:

    سلام من یک پسر ۱۳ ساله هستم. تا به حال یک کتاب ترسناک به اسم “تابلویی در کمد” منتشر کرده ام. الآن هم دارم روی سه کتاب دیگه همزمان کار میکنم. به نظرتان یکی یکی کار کنم و یا چند تا با هم؟

    • admin گفت:

      دیان عزیز سلام
      چقدر خوشحالم که با این سن کم می‌نویسی
      پیشنهاد می‌کنم تمرکزت رو بذار روی یک کتاب و خیلی قوی روش کار کن.

  34. معصومه گفت:

    سلام خسته نباشین .ببخشید من چجوری میتونم توی کلاسهای آنلاین نویسندگی شرکت کنم؟ بعد از نوشتن کتابم چجوری میتونم کتاب رو بفروش برسونم؟؟لطفا راهنماییم کنین ممنونم خیلیی.

  35. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  36. نیما گفت:

    سلام خوبین ببخشین یه سوال داشتم من به داستان نویسی خیلی علاقه دارم ولی به عنوان یه کار تمام وقت بهش نگاه نمیکنم و تمام وقتم رو نمیخوام صرف این کار کنم حالا به نظرتون کدوم یکی از کتابایی که معرفی کردین برای داستان نویسی توی برنامه ده هفته ای بیشتر به دردم میخوره؟ چون واقعا وقتش رو ندارم که همه ی کتابا رو چک کنم و میخوام فقط روی یکی تمرکز کنم:
    داستان نویسی:

    حرکت در مه-چگونه مثل نویسنده‌‌ها فکر کنیم؟-محمدحسن شهسواری-نشر چشمه

    مجموعۀ چهار جلدی حرفه: داستان نویس-نشر چشمه-ترجمۀ کاوه فولادی نسب و مریم کهنسال نودهی

    اندیشه­‌های نو در رمان­‌نویسی-باربارا شوپ-مارگارت لاو دنمن-شایسته پیران-نشر نی

    • admin گفت:

      سلام نیمای عزیز
      اگر واقعا می‌خوای خیلی حرفه‌ای کار کنی بهتره که کتاب‌های مربوط به حوزه مورد علاقه‌رو بخونی. به یکی اکتفا نکن و سعی کن همه‌ٰاشو بخونی.
      بین این کتاب‌ها می‌تونی با حرکت در مه شروع کنی.

  37. Nargess hosseini گفت:

    سلام بر شما. ممنون به خاطر مطلبتون. من تمام مطلب شما رو نخوندم فقط هفته ی اول رو خوندم چون میخوام تمام تمرینات یکی پس از دیگری انجام بدم. ولی یک جمله از اون واقعا دوست داشتم.”یک نویسنده ی حرفه ای تحت هر شرایطی مینویسد.” آخ عاشق این جمله ام…. واقعا میشه؟ یعنی ناراحت، غمگین، خوشحال، عصبانی، حوصله نداشته باشه… براش فرقی نمیکنه؟ توی سایت آقای کلانتری خوندم،توی هر شرایطی، مطلب مفید مینویسه؟(فکر میکنم همین بود) درسته؟ یعنی میتونه نذاره شرایط روش تاثیر بذاره؟ میتونه خوب بنویسه؟ اگه ناراحته؟ میتونه طنز بنویسه؟این یکی از سوالات من هست و دیگر اینکه من هیچ سابقه ای توی نوشتن نداشتم ولی جدیدا ۹ تا داستان کوتاه نوشتم. فضایی که حس میکردم رو دوست داشتم ولی جدیدا یک سری مسائل اذیتم میکنه، نمیتونم برم توی اون فضا. من حدودا دو روز پیش هم پیام دادم به تلگرامتون، ولی هنوز جوابی دریافت نکردم. من یک صفحه ی مجازی دارم برای خودم و دارم داستانهایم رو اونجا انتشار میدم. الان دو هفته ست هیچ داستانی از خودم منتشر نکردم. حسی که موقع نوشتن داستانام داشتم مثل قدمهای گام به گام به سمتِ آسمون بود، خیلی خوب بود.ولی الان دقیقا پله ها هم سمت رسیدن به زمینش ریخته، و هم سمتی که میرسه به آسمون. فاصله ای از زمین هم ندارم، میتونم بپرم روی زمین و بیخیال نویسندگی بشم ولی دلم نمیاد، میدونم پشیمون میشم. حتی الان نمیدونم نویسندگی رو دوست دارم یا نه. در کل لطفا راهنمایی کنید ممنون.

    • admin گفت:

      نرگس عزیز سلام
      تو وقتی می‌تونی داستان بنویسی و منتشر کنی یعنی این علاقه در تو وجود داره. فقط باید پشتکار داشته باشی و ناامید نشی.
      تنها چیزی که می‌تونه به تو کمک کنه مداومته.
      موفق باشی

  38. انا گفت:

    سلام . میشه منو راهنمایی کنید؟ من خوب مینویسم ولی میترسم بقیه نوشته هامو بخونن!

  39. امین... گفت:

    سلام
    دقیق متوجه نشدم، الان مثلأ هفته اول یعنی هفت روز باید گزارش ۵۰۰ کلمه‌ای بنویسم؟
    یا مثلأ هفت روز باید پیاده روی کرد؟

    • admin گفت:

      سلام امین عزیز
      تمرین هفته اول نوشتن گزارش ۵۰۰ کلمه‌ای از جست‌وجوی شما توی گوگل راجع به کلمه مورد علاقه‌اتونه.

  40. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  41. آبان گفت:

    سلام خسته نباشید.
    ممنون از مطالبتون…واقعا مفید بودن.
    میخواستم بدونم اگه کتاب رو به زبان محاوره ای بنویسیم جذابیتش رو از دست میده؟
    بنظر خودم متن هایی که به زبان محاوره ای هستن بیشتر به دل میشینن…

  42. alireza گفت:

    با سلام و درود خدمت اقای کلانتری و بچه هایی که کامنت گذاشتن…بخدا وقتی مقالرو کامل خوندم شوق و شعفی در من شعله گرفت انگار یک نفر میان هوا و زمین دستم را گرفته است از شما متشکرم بخاطر اینکه بمن این امید رو دادین که بدونم که میتونم این مسیر نویسندگی رو ادامه بدم …شما تنها نفری هستین که مطالبتون ملکه سرم شده و حتما این راهو ان شاالله ادامه میدم.مرسی که وقت گذاشتین

  43. یحیی گفت:

    سلام اقای کلانتری ممنون ازمقالتون یه فیلم نامه بهم معرفی کنیددربخش سینمامثلا فیلم لاتاری یافیلم هزارپا یاهرفیلمی ایناروچطوری گیربیارم بخونم وبانوشتن اینجورفیلم های سینمایی آشنابشم چون دوست دارم نویسنده فیلم سینمابشم آخه چیزای زیادی به فکرم میادکه میتونه فیلم خوبی بشه چون داستانش توذهنم نمیتونم چطوری وازکجاشروع کنم

  44. سید محمد موسوی گفت:

    اقای کلانتری سلام
    از ارائه مطالب کاربردی شما نهایت تقدیر وتشکر را دارم .
    آقای کلانتری میخواستم اگر مشکلی ندارد ایمیل شما را داشته باشم یا شماره تماس اگر امکان داردو مزاحم نیستم .

  45. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  46. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  47. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  48. هیدا گفت:

    با سلام .من ۱۲ سالمه و دوستم هم همین طور. ما دو نفر به صورت عجیبی به نویسندگی و فیلنامه علاقه داریم مخصوصا دوستم. او هرروز در گیر نوشتن کتاب و راه حل برای چاپ آنهاست.اما می ترسه که داستانش رو چاپ نکنن و یک چیز دیگه من و اون باهم داریم ادامه دو داستان خیلی مشهور رو می نویسیم و هرکدوم یک سوم داستان رو نوشتیم مخواستم بپرسم که آیا میشه این دو داستان به اسم ما چاپ شه؟نهایت سپاسگزاری رو از شما دارم.

    • admin گفت:

      سلام هیدای نازنین
      چه کار شگفت‌انگیزی. عالیه.
      چرا که نه می‌تونید با هم کار کنید، با هم بنویسید، حتی وبسایت مشترک داشته باشید.
      کار گروهی خیلی خوبه و حتی می‌تونه بهتون کمک هم بکنه.
      کتاب مشترک هم می‌تونید با هم بنویسید و به اسم هر دوتون چاپ کنید.

  49. مصطفی گفت:

    سلام
    آقای کلانتری عزیز
    ممنونم از مقاله ی انگیزشی و جذابتون
    خیلی بهم انرژی و ایده دادید و کمک بزرگی بهم کردید.
    سپاسگذارم
    من گاهی مینویسم و چندتا نوشته ی ناقص هم دارم که نتونستم کاملشون کنم به علت ترس از نوشتن. گاهی نمیدونم چطور افکارم رو روی کاغذ بیارم و گاهی هم از بیان تفکراتم میترسم. شاید این یک ترس مشترک بین همه ی تازه کارها باشه
    اگه میشه در این مورد راهنماییم کنید
    ممنونم از محبت تون

  50. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  51. زهراجامعی گفت:

    سلام اقای کلانتریه عزیز…
    ممنون از مطالب جذابتون واقعا به من کمک کرد تا به خیلی سوالاتم برسم …به تازگی متوجه استعدادم در زمینه نویسندگی شدم…من کتاب های نویسندگان معروف رو میخونم به عنوان مثال کتاب شهر گربه ها از موراکامی و اینجور کتابها و دایره واژگانم رو تقویت میکنم چند یادداشت یک صفحه ای هم نوشتم ولی فقط یه چیزو نمیدونم اونم اینه که به اینجور متنهایی که مینویسم چی میگن در نویسندگی . مثلا قسمتی از یادداشتم رو مینویسم :در من زنی فریاد میزند،مانند ماه از شکل افتاده ایست که بر تنش جراحت های فراوانی هویداست….اینجور متن هایی مینویسم ممنون میشم در مورد این سبک توضیحی بدین.سپاسگذارم

    • admin گفت:

      سلام
      ببینید نوشتن هم یه هنره و نمیشه اون رو دسته‌بندی دقیق کرد.
      پیشنهاد می‌کنم بیشتر مطالعه کنید و سبد مطالعۀ گسترده‌ای داشته باشید تا به پاسخ سوالتون برسید.
      می‌تونید از این لینک هم کمک بگیرید.
      بهترین کتاب‌ها

  52. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  53. Bardia گفت:

    مقاله ای بسیار عالی و کاربردی،به بنده کمک فراوانی کرد تا در این راه موفق شوم فقط دو انتقاد از شما داشتم،شما باید یاد دهید که نویسندگی صرفا برای امرار و معاش نیست و فرد باید عقاید،افکار،خلاقیتش را نشان دهد.دوم اینکه چرا در مقاله صادق هدایت را فردی خوار و ذلیل جلوه داده اید؟ایشان بهترین نویسنده تاریخ معاصر ایران یاد میشود،هیچکس قدرت قلم وی را نمیتواند داشته باشد خواهشا این بخش از مقاله را حذف نمایید

  54. shirazi گفت:

    بسیار زیبا و کامل.
    استفاده کردیم.

  55. محمد گفت:

    سلام واقعا خسته نباشید
    اینجا چقد انرژی دارین شما
    الان از اون حسا رو دارم ک فک میکنم یه نور ک خیلی وقته تو این تاریکیو سرگردونیم دارم دنبالش میگردمو اینجا پیدا کردم.
    در مورد مطلبتونم فک میکنم درسش این بود مرحله به مرحله بیام جلو
    ولی من اونقد هیجان زده شدم که همشو خوندم کامنتارو هم تا تهه خوندم و الان هم دارم واستون کامنت مینویسم و دوس دارم از تهه دلم ازتون تشکر کنم و واستون ارزوی موفقیت کنم.
    راستشو بخوایین من خیلی به مرگ فکر میکنم و همینه ک باعث شده به سمت نویسندگی بیام چون فک میکنم! نمیدونم! اره انگار بعد مرگمم بهم یه زندگی میده تو همین دنیا و بهم اجازه میده تا حالا اخرین لحظه جریان داشته باشم شاید…!
    سرتونو درد اوردم ببخشید انقد حرف میزنم اگه میشه چند لحظه دیگم تحملم کنید
    من به روانشناسی و چیزایی پیچیده
    که ذهنو به خودش درگیر میکنه خیلی علاقه دارم در این مورد راهنمایی کنید لطفا
    وبعدیم این ک همیشه فک میکنم کلمات یه حسایی به خصوصی دارن
    چطوری میتونم بهتر درکشون کنم؟
    بازم ممنون از وقتتون, علمتون و انرژی مثبتتون 🌷🌷🌷

    • admin گفت:

      سلام محمد عزیز
      خیلی از نویسنده‌های دنیا به خاطر همین دغدغه مرگ اومدن سراغ نوشتن.
      پیشنهاد می‌کنم با ما همراه باشی و مطالبمون رو دنبال کنی. اگر می‌خوای روی کلمه‌ها حساس بشی می‌تونی وبلاگی هم راه‌اندازی کنی و بنویسی.
      این لینک بهت کمک می‌کنه:
      نقشۀ راه نویسنده شدن

  56. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  57. محبوبه گفت:

    سلام بسیار عالی بود. ممنونم

  58. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  59. عاطفه گفت:

    سلام
    مطالب که میخواندم کلی انرژی مضاعف منتقل کرد و شیطونه هم میگه” برای چی داری برای ارشد میخونی ؟این فعالیتی که دوست داری انجام بدی” . و بعدش عذاب وجدان با انگشت شماتت ظاهر میشه ” نه درست بخوان به رشتت علاقه داری”
    این مراحل در زمان مناسب حتما انجام میدم . ممنون

  60. Negar گفت:

    سلام آقای کلانتری.مطالبتون خیلی خوب و مفید بودن واقعا ممنون.فقط میترسم من داستان هام رو توی تلگرام بزارم و کپی کنن و تمام زحمت هام بیهوده باشه.از این هم می ترسم که اصلا داستان هام طرفدار نداشته باشه میشه در این مورد کمکم کنید لطفا

    • admin گفت:

      نگار عزیز
      بهتره اینطوری فکر کنیم که ما هنوز به اون حدی نرسیدیم که نوشته‌هامون کپی بشه. اما اگر هم این اتفاق بیفته باید خوشحال باشیم که کارمون به درجه‌ای از کیفیت رسیده که کپی و نشر میشه. یعنی دیگران از ما الهام می‌گیرن. این یک نگرانی بیهوده است.
      نویسندگی در واقع همینه. بنویسی و منتشر کنی. با انبار کردن نوشته‌ها راه به جایی نمی‌بریم.

  61. پریا گفت:

    سلام وعرض احترام
    ممنون بابت این مقاله خوب.سئوالی ک نظرمنو جلب کرد این بود که منم مثل تمامی دوستان نویسندگی رو دوست دارم ودلم میخواد بنویسم.واز نوشتن ادبیات محاوره مثل داستانهای صادق چوبک وصادق هدایت که روان وساده ودرعین حال عمیق وتاثیر گذار مینویسند لذت میبرم.اما شما دراین مقاله ذکر کردید دردام محاوره نوشتن نیوفتید.چطوری میشه هم یه سبک رو دوست داشت هم به اون سبک ورود نکرد؟ازنظر شما این سبک چه ایرادی داره؟خیلی قصه ها هستندکه عامیانه بودنش خواننده روجذب میکنه .چون درعین سادگی انسان رو بفکر وامیداره.

    • admin گفت:

      پریای عزیز
      ببین درسته که هدایت و چوبک از قصه‌های روز و جامعهٔ زمان خودشون نوشتن اما لحن اونا محاوره نیست. محاوره نوشتن یعنی همونطوری که حرف می‌زنیم بنویسیم. یعنی زبان گفتاری که اگر دقت کنی توی کتاب‌های هدایت و چوبک هم دیالوگ‌ها فقط به این صورته.
      پس محاوره‌نویسی یه سبک نیست.

  62. Samira گفت:

    من میخوام این صفحه رو دانلود کنم چیکار باید بکنم یه سوال دیگم دارم من سرم پر از جمله وکلمه وایده است برای نوشتن اما همشون یه لحظه از ذهنم میپره چه تمرینی برام پیشنهاد میکنید تا کتابی هست برای تمرکز روشون

  63. کوثرسادات سنجرانی گفت:

    سلام و شب خوش،
    آقای کلانتری عزیز ممنون بابت مطالب واقعا مفیدتون، پیش از این به صورت جسته گریخته مطالبی مینوشتم اما به صورت جدی نویسندگی رو دنبال نمی کردم تا اینکه با سایت شما آشنا شدم و تصمیم گرفتم نویسندگی رو به طور حرفه ای دنبال کنم،
    بازهم سپاس

  64. […] چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای نویسنده … […]

  65. طنین گفت:

    سلام و عرض ادب
    من مقاله ی شمارو خوندم بسیارخوب و عالی بود من یک رمان نوشتم وقتی که ۱۵ سالم بود و الان۷ تا طرح رمان دارم برای نوشتن اما خودم دیگه رمانی که نوشتمو قبول ندارم از اول شروع کردم به نوشتنش من از ۱۴سالگی عااااشق نویسندگی بودم تنها چیزی بوده که حالمو خوب میکرده اما همیشه که برمیگردم نوشته هامو میخونم حس میکنم بچگانن و باید عوض بشن وسواس پیدا کردم میشه چندتا کتاب خوب بهم معرفی کنید ضمنا الان۲۰سالمه

  66. مزرعه شب بو گفت:

    سلام من میخوام درباره تجربیات زندگیم فقط تجربیات کتاب بنویسم آیا به نظر شما درسته؟خوبه؟و اینکه دانش درباره نویسندگی چقدرباید باشه و اول اول از کجا و چجوری شروع کنم چون من اصلا نویسندگی بلد نیستم نمیدونمم استعدادشو دارم یا نه

    • مدیر سایت گفت:

      سلام مزرعۀ عزیز
      بله، نیاز دارید که نوشتن رو یاد بگیرید. وگرنه زندگی‌نامۀ شما به مجموعۀ ملال‌آوری از خاطرات تبدیل میشه.
      اما اگر مهارت نویسندگی رو بلد باشید، میتونید تجربیاتتون رو به مطالب الهام‌بخش و مفیدی تبدیل کنید.

  67. مینا گفت:

    سلام , بابت مقاله ی پربارتون خیلی ممنونم. امید به زندگی میده ….. و یک سوالی هم که داشتم اینکه در رابطه با نشر نوشته ها که شما میگید این کارو انلاین هم میتونیم انجام بدیم , میخواستم بگم که من خودم نظرم اینکه و خب بیشتر دوست دارم تا مطالبی که از خودم به جا میزارم تو روزنامه یا مجلات چاپ بشه و با توجه به اینکه خودم تو رشته ی زبان و ادبیات انگلیسی درس میخونم و خب به خواندن و نوشتن بی نهایت علاقه مندم فکر میکنم که مطالبم رو کاغذ چاپ بشه خیلی برام دلپذیر تر باشه حتی اگر مخطبای کمتری رو جذب خودش کنه.میشه لطفا در این رابطه هم راهنمایی کنید . متشکرم

    • مدیر سایت گفت:

      مینا جان
      سپاس از مهر شما.
      برای چاپ کاغذی مطالب به راحتی میتویند با مجلات در ارتباط باشید.
      معمولاً در شناسنامۀ مجلات، راه‌های ارتباطی هم وجود داره.
      پیشنهاد ما به شما اینه که نوشتن در وب رو هم جدی بگیرید.
      بعدها میتونید به چاپ کتاب کاغذی هم فکر کنید.
      شاد و برقرار باشید.

  68. الناز گفت:

    سلام و سپاس از متن پر مغز و مفهومی که در سایت قرار دادید .
    بنده ۱۰سالم هست تا قبل از ۶ سالگی مادرم برایم قصه و کتاب های زیادی می خواند و از ۶سالگی به بعد من هم دست و پا شکسته می خواندم و می نوشتم اما از ۷ سالگی دیگر مهارت نوشتن و داستان ساختن پیدا کردم احساس می کنم در داستان کودکانه خیلی موفق هستم این نظر تمامی معلمان و اطرافیان من هست .اما نمی دانم نوشته های من از دید یک نویسنده واقعی هم اینگونه جذاب هستند؟دوست دارم کتاب هایم را چاپ کنم اما نمی دانم چطور لطفا من را راهنمایی بفرمایید .
    ممنون

    • مدیر سایت گفت:

      سلام الناز عزیز
      چقدر خوب.
      از همین کامنت شما مشخصه که بسیار با استعداد هستید.
      پیشنهاد ما اینه که برای شروع یک وبلاگ بزنید و به طور منظم نوشته‌هاتون رو روی وبلاگ منتشر کنید. البته اصلاً به مخاطب فکر نکنید و این کار رو فقط یک تمرین شخصی انجام بدید.
      اگر مایل بودید میتونید لینک وبلاگتون رو برای ماه بذارید تا نوشته‌هاتون رو بخونیم.

  69. مهدیه گفت:

    سلام مرسی از مطالب زیباتون من خیلی نوشته ها ودل نوشته های قشنگی می نویسم ودوستام ومعلم ها مون هم بهم گفتن مادر پدرم خیلی قدیمی فکر می کنند میگن تو بعد از گرفتن دیپلم باید ازدواج کنی مثل خواهرت من کلاس نهم هستم رشته انسانی تو اولویت اول زدم یعنی من میتونم به نظرتون نویسنده بشم؟

    • مدیر سایت گفت:

      درود بر مهدیه عزیز
      چرا که نه مهدیه جان. شما میتونید یک نویسندۀ عالی بشید.
      هیچ محدودیتی نمیتونه جلوی شما رو بگیره.
      پیشنهاد ما به شما اینه که یه وبلاگ بزنید و از همین الان به طور منظم بنویسید.
      قطعاً یه روزی میتونید کتاب خودتون رو هم چاپ کنید.
      به امید درخشش شما

  70. نصرت الله گفت:

    با عرض سلام خدمت شما .
    من تمام مطالبتون را به خانش گرفتم واقعن خیلی بفید به نظر میرسید من میخایم نویسنده گی را اغاز کنم واقعن بعضی اوقات مشکلات زندگی برم اجازه این کار رانمیدهد خوب بازهم کوشش میکنم که یک نویسنده موفق در آینده بشم اینبار یه تصمیم قاتع گرفتم تا یک نویسنده موفق در آینده باشم خیلی لطف کردین تا این آموزش را به بخش رساندین خیلی ممنون مرسی .

  71. مهسا گفت:

    خیلی محشر بود
    خیلی زیاد روی من تاثیر گذاشت و بیدارم کرد متنتون((((((((((:

دیدگاه شما