آموزش تولید محتوا به روش شاهین کلانتری در ۵ مرحله|صفر تا صد تولید محتوا+کلیپ (جان کلام سئو، استراتژی، تولید و بازاریابی محتوا)

آموزش تولید محتوا

آموزش استراتژی، تولید و بازاریابی محتوا برای فعالیت حرفه‌ای در سایت و شبکه‌های اجتماعی | شاهین کلانتری | نویسنده و استراتژیست محتوا

ماجرای زندگی من و محتوا:

پدر و مادرم هنوز از هم جدا نشده بودند.
سه-چهار سالی بود سرآسیاب زندگی می‌کردیم، جایی در حوالی کرج و شهریار. سرآسیاب پر بود از کسانی که به صفر رسیده بودند و کسانی که می‌خواستند از صفر شروع کنند.

هفته‌ای هشت بار برق می‌رفت و هر لحظه هراس از این بود که نکند دیوار نازک خانه فرو بریزد. گاهی یک نیمه‌شب کافی بود تا دور از چشم شهرداری یکی دیگر از آن قوطی کبریت‌های مشهور به قوچانی‌ساز هوا شود.
داستان شاهین کلانتری
من توی مدرسه‌ای درس می‌خواندم که توی دو شیفت بیش از دو هزار دانش‌آموز داشت، در یک کلاس پنجاه نفری هر سه نفر پشت یک میز می‌کپیدیم.
پدرم بیکار بود. بعداً از آن ‌هم هرگز باکار نشد. صبح تا شب توی خانه بود و روزنامه می‌خواند. آن موقع روزنامۀ شرق را بیشتر دوست داشت. می‌گفت حالا تحریریه قبلی همشهری این روزنامه را دست گرفته‌اند و ارزش خواندن دارد. اصلاً «چیز مخصوصی» است.

روزنامۀ شرق پر بود از کاریکاتورهای افشین سبوکی و فیروزه مظفری. من از روی کارهای سبوکی می‌کشیدم. از بچگی پدرم اصرار داشت که بگوید نقاشی من خوب است. من هم باورم شده بود که خوب است، وگرنه چطور می‌توانستم به این خوبی از روی کاریکاتورهای دیگران کپی کنم.

یک بار یکی از چیزهایی که کشیده بودم را برای روزنامۀ شرق پست کردم. چند روز بعد توی ضمیمۀ روزنامه اسمم را آوردند. نوشته بودند: «آقای شاهین کلانتری، کاریکاتور شما به دست ما رسید. اما گویا در جوی آب افتاده بود. باز هم برای ما از کاریکاتورهایتان بفرستید.» دیدن اسمم در روزنامه کافی بود تا دیگر دست از جمع کردن کاریکاتور روزنامه‌ها و مجله‌ها برندارم.

یک‌لا تنبان با دمپاییِ پلاستیکی، بدون جوراب راه می‌افتادم توی برف و یخ تا شمارۀ جدید مجلۀ «بچه‌ها گل‌آقا» را بخرم. درس و مشق رفته بود به حاشیه و بیشتر وقتم صرف مصرف و تولید کاریکاتور می‌شد.
تا اینکه خوشبختانه یک روز پدر و مادرم بعد از کلی بر سر هم زدن طلاق گرفتند، و از این رهگذر آرامشی به دست آمد تا بیش ‌از حدی که معمولاً یک نوجوان حوصلۀ کاری را دارد، خودم را به دنیای کارتون و کاریکاتور بسپارم. شاید به کاریکاتور چسبیده بودم تا اندوه دوری موقت از مادرم را راحت‌تر فراموش کنم.

تشویق‌ها و تحسین‌های پدر هم ادامه داشت. هر چند معلوم بود سخت کلافه است: نمی‌دانست در دهۀ پنجم زندگی دقیقاً می‌بایست با زندگی‌اش چه کاری می‌کرد. خواهرم خانۀ عمه‌ام می‌ماند. من خانۀ مادربزرگ پدری، و پدرم هم یا پیش ما بود یا می‌رفت در خانۀ خودمان سیگار دود می‌کرد؛ همان آپارتمان پِرپِری که کرایه‌اش روزبه‌روز بیشتر عقب می‌افتاد. مادرم هم از ۶ صبح تا ۱۲ شب کارگری می‌کرد، و شب‌ها در خانۀ عمه‌ام می‌خوابید.

مجله‌ها و روزنامه‌ها را که ورق می‌زدم اسم اینترنت و سایت و ایمیل زیاد به چشمم می‌خورد. می‌نوشتند فلان مطلب را در سایت ببینید، یا نظرات خودتان را ایمیل کنید. اما من کامپیوتر نداشتم و از وضع خانواده مشخص بود که تا چند سال دیگر هم توان خرید کامپیوتر را نخواهیم داشت.

یک روز که رفته بودم خانۀ عمه‌ام تا خواهر و مادرم را ببینم، از عمه و خواهرم خواستم که مرا به کافی‌نت ببرند. بعدازظهر یکی از روزهای گرم تابستان بود که بالاخره برای اولین بار در عمرم پا در یک کافی‌نت گذاشتم و به یک کامپیوتر دست زدم. جالب اینکه آن‌موقع در کافی‌نت‌ها همان‌طور که از اسمش پیداست «کافی» هم می‌دادند. آدرس سایت‌ها را روی کاغذ نوشته بودم تا کافی‌نت‌چی برایم بازشان کند. گفت هر جا که موس شبیه دست شد فشار بده تا وارد صفحۀ تازه‌ای بشوی. و بعد آن تا دو ساعت دیگر که خواهر و عمه و دخترعمه‌ام از پاساژگردی برگردند من توی اینترنت غرق تماشای کاریکاتورها بودم و دلم می‌خواست همۀ صفحات وب را پرینت بگیرم و با خودم ببرم خانه (کدام خانه؟).

مدتی بعد از آن برنامۀ کافی‌نت رفتن من شروع شد. معمولاً ظهرها بعد از مدرسه نیم‌ساعتی را در کافی نت می‌گذراندم. خلوت‌ترین ساعت کافی‌نت، ساعتِ خلوت آقا کاوه با نامزدش هم بود. البته مزاحمت من مانعی ایجاد نمی‌کرد.

کافی‌نت رفتن‌های پیاپی و مرور سایت‌های کاریکاتور ایران و جهان باعث شد تا به فکر وبلاگ بیفتم. اولین وبلاگم را کاوه ساخت. اولین ایمیلم را هم چند وقت قبل‌ترش یک کافی‌نتی دیگر توی یاهو برایم ساخته بود. هر روز یکی دو تا از کاریکاتورهای تازه‌ام را می‌گذاشتم کیفم تا بعد از مدرسه ببرم تا کاوه اسکن کند و بگذارم توی وبلاگم.

راست می‌رفتم توی وبلاگ کاریکاتوریست‌های معروف دعوتنامه می‌نوشتم که بیایند در وبلاگ من و کاریکاتورهای مرا ببینند. می‌آمدند و کامنت هم می‌گذاشتند. و این برای نوجوانی مثل من که آرزوی امضا گرفتن از آن هنرمندان را داشت تشویق بزرگی بود. همه چیز از همین وبلاگ شروع شد.

شاهین کلانتری

اولین عکسی که برای پروفایل وبلاگم گرفتم

مادرم کماکان کار می‌کرد و به مرحمت او هزینۀ خرید مجله و روزنامه و کاغذ و مدادرنگی برایم فراهم بود. اما در عین شادی و سرخوشی نوجوانی غمگین بودم. بخشی از ماجرا به تربیت نسبتاً سنتی‌ام بر می‌گشت. کار کردن زن به نظرم ناخوشایند بود. چون خاله و عمه و زن عمو و زن دایی کار نمی‌کردند.

یک بار که رفته بودم روزنامۀ اعتماد ملی تا کاریکاتورهایم را به هادی حیدری نشان بدهم رویایی در ذهنم نقش بست. اعتماد ملی زیر پل کریمخان بود. با مترو می‌رفتم. پول تو جیبی‌ام را هم بین دوتا جیبم تقسیم می‌کردم که یک وقت اگر یک جیبم را زدند، سیلان و ویلان نشوم.

توی روزنامه از اینکه دیدم زنان و مردانی دور میزهای مختلف نشسته‌اند و با هم از خواندن و نوشتن حرف می‌زنند لذت بردم. پشت میز حیدری یک بَنِر بزرگ بود پر از کاریکاتور. با خودم گفتم یعنی می‌شود من هم روزی شغل چنین راحتی داشته باشم و بتوانم از کاریکاتور کشیدنم پول دربیارم. در آن لحظه با حساب‌وکتاب من، محقق شدن آن رویا، دست‌کم یکی دو دهه زمان می‌خواست.

مدتی بعد یکی از کارهایم توی ستون اصلی کاریکاتور روزنامۀ اعتماد ملی چاپ شد. این برای من موفقیت بزرگی بود که کارم در یکی از مهم‌ترین روزنامه‌های آن زمان، در کنار آثار کاریکاتوریست‌های کارکشته چاپ شود.

این هم عکسی است که برای چاپ در روزنامه گرفته بودم. هادی حیدری این سنت را باب کرده بود که عکس کاریکاتوریست در کنار اثر بیاید:

شاهین کلانتری در نوجوانی

عکاس سرآسیابی می‌گفت چرا اصرار داری سرت را بالا بگیری؟
من می‌گفتم می‌خواهم عکسم هنری باشد!

شاهین کلانتری-تولید محتوا

و اما داشتن وبلاگ همه چیز را تغییر داد.

تا اینکه رسیدم به مازیار. علت آشنایی وبلاگ بود و حضور من در مسابقات حضوری کاریکاتور که معمولاً در حاشیۀ نمایشگاه کتاب برگزار می‌شد. تو یکی از همین مسابقه‌ها که مازیار داور بود و من شرکت‌کننده بیشتر با هم آشنا شدیم. او کارهایم را در وبلاگم دیده بود. البته بعدها گفت که به نظرش من یک مشت مزخرفات فرمالیستی می‌کشیدم.
مازیار بیست سالی از من بزرگتر بود. شهرت داشت. یکی از کاریکاتوریست‌های مطرح مطبوعاتی بود. آدم عجیب‌وغریبی هم بود. هیچ نشانی از آدمیزاد عادی نداشت. انگار توی فضا زندگی می‌کرد. ققط جوک می‌گفت و می‌خندید. همه چیز زندگی برایش بهانه‌ای برای خندیدن بود. عقل معاش هم نداشت. کودک درونش زنده و بیدار بود.

جز مادرم که مهربان‌ترین بزرگسالی بود که تا آن زمان دیده بودم، مازیار دومین بزرگسالی بود که مرا بیش از یک نوجوان جدی گرفت. همیشه خودم را ممنون و مدیون او می‌دانم. مازیار دستم را گرفت و با خودش پابه‌پا به تحریریۀ روزنامه‌های مختلف برد. می‌خواست هوایم را داشته باشد تا استعداد نیم‌بندم از دست نرود.

در همین پرسه‌هایی که با مازیار داشتیم، یک روز بعدازظهر تو یکی از روزنامه‌ها، مدیرمسئول روزنامه -که حالا از نمایندگان مجلس است- به مازیار پیشنهاد چاپ یک مجلۀ طنز را داد. مازیار حال‌وحوصلۀ این کارها را نداشت. همان لحظه رد کرد. گفت به مسعود شجاعی بگویید که مدیر خانه کاریکاتور است.

اما بعد که از روزنامه بیرون زدیم. من پیله کردم به مازیار که بیا این مجله را با هم دربیاوریم. کارهای اجرایی با من. پیله کردن من جواب داد و مازیار اعتماد کرد و تا یک سال و نیم پس از آن ما یکی از پرکارترین دوره‌های کاری‌مان را گذراندیم. گاهی اوقات چهار-پنج نفری تا پنج-شش صبح توی روزنامه می‌ماندیم و چوب کبریت لای پلک‌مان می‌گذاشتیم تا مجله را آماده کنیم. مجله، مستقل پخش نمی‎شد. ضمیمه‌ای بود که هر دو هفته یکبار لای روزنامه عرضه می‌شد. بعدها مدیر روزنامه عوض شد و مدیر بعدی تحمل دردسرهای بعدیِ چاپ طنز و کاریکاتور را نداشت.

این شد که بعد دو-سه سال، کارمندیت روزنامه را طلاق دادم و زدم بیرون. دیگر هم کارمند جایی نشدم. اما خب، این تجربه آن هم در آن زمان دستاوردی بود. یادم هست ابتدای ورودم به روزنامه از وزارت کار استعلام کردند ببینند می‌توانند در آن سن‌وسال با من قرارداد ببندند یا نه.

از ابتدای نوجوانی کار و زندگی من با محتوا عجین بوده و هست. از روزنامه‌نگاری به سینما رسیدم و از سینما به ادبیات و از ادبیات به تولید محتوا. و کماکان همۀ علایق گذشته را هم دنبال می‌کنم.

از زندگی خودم روایت کردم تا بگویم باور عمیق من به قدرت محتوا ریشه‌ای‌تر از آن است که بخواهم حتی یک روز از آن دست بکشم. در سیزده-چهارده‌سالگیِ من اصلاً اصطلاح تولید و بازاریابی محتوا ابداع نشده بود. اما این قدرت اینترنت و انتشار محتوا بود که توانست سازنده‌ترین ارتباطات زندگی‌ام را برایم ایجاد کند. تولید و انتشار محتوا کمک کرد تا طبقۀ اجتماعی‌ام را تغییر بدهم و معاشرانی را بیایم که زمانی زیستن در کنار آن‌ها آرزویم بود.

و اما اشاره‌ای هم بکنم به ماجرای کار مادرم، بالاخره بعد از یکسال کار در روزنامه وضع مالی‌ام به حدی رسید که اول از مادرم خواستم تا یک شیفت از کارش کم کند، و بعد از چند ماه دومین شغلش را هم کنار گذاشت. و پس از آن به طور کامل مرد خانه شدم.

کاریکاتورهای این مطلب هم کار مازیار است. مازیار هنوز هوای من را دارد. به‌علاوه این‌که هنوز هم هیچ نشانی از آدمیزاد عادی ندارد این دوست محتوایی من.

این بود انشای من دربارۀ ساختن یک زندگی با محتوا (Content).
ادامۀ این مطلب را نوشته‌ام تا به شما بگویم که چشم‌ها را با آب و صابون باید شست، محتوا را جور دیگر باید دید.

شاهین کلانتری در جسن تصویر سال

سخنرانی به عنوان نفر برگزیده جشن تصویر سال
این تصویر برای دوران کار در روززنامه است. در آن دوره علاوه بر کار مطبوعاتی، در جشنواره‌های مختلف هم شرکت می‌کردم و حدود ۴۰ تا جایزۀ ملی و بین‌المللی نیز بردم. 

آموزش تولید محتوا-مجله موفقیت-شاهین کلانتری
نسخۀ اول این سلسله مقالات را قبلاً برای مجلۀ موفقیت نوشته‌ام. اکنون توی تارنمای مدرسه نویسندگی نسخۀ ویراسته‌ و به‌روز آن را می‌خوانید.
با خواندن این مقالات نه‌تنها با محتوا آشنا می‌شوید بلکه از روز اول شروع می‌کنید به تولید محتوا.

 

محتوا (کانتنت Content) چیست و چه کاری می‌کند؟ برای تولید محتوا (Content Creation) باید از کجا شروع کرد؟

رسانه‌ها ظرف‌ هستند و محتوا مظروف.

گاه ظرف شما تلویزیون و کتاب و مجله است و گاهی هم سایت و کانال تلگرام و پیج اینستاگرام.

این مظروف است که تأثیر می‌گذارد نه ظرف.

به رسانه‌های اجتماعی فکر کنید. این رسانه‌ها بدون محتوای ما کاربران، چیزی جز ظرف‌هایی خالی نیست.

اینجاست که خالق پراستفاده‌ترین سیستم‌عامل (ظرف) دنیا، «بیل گیتس» می‌گوید: 

محتوا پادشاه است بیل گیتس

قدرتی که ما داریم یا می‌توانیم داشته باشیم

یک‌لحظه به افراد محبوب و مشهوری که در زندگی‌تان می‌شناسید، فکر کنید؛ افرادی که سبک زندگی و نگرش آن‌ها به جهان برای شما الهام‌بخش بوده است. چگونه با آن‌ها آشنا شده‌اید و چه‌چیزی باعث تأثیرگذاری آن‌ها روی شما شده ‌است؟

از دیرباز، قدرت و امکان تأثیرگذاری در دست کسانی بوده که برای ظرف‌های موجود، غذای مناسب و مفید تولید کرده‌اند.

زمانی امکان ارائه محتوا در تلویزیون یا روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها برای عموم مردم فراهم نبود یا بسیار دشوار و هزینه‌بر بود؛ اما حالا همۀ ما می‌توانیم در یک پلک برهم‌زدن، رسانۀ خودمان را بسازیم. شما هم همان پیج اینستاگرامی را دارید که «دیوید بکهام»، «مارک زاکربرگ» و «شکیرا» دارند. هم برای آن‌ها رایگان بوده، هم برای شما. چه چیزی این صفحه‌ها را از هم متمایز می‌کند؟ درست است؛ محتوا!

اما حالا که همۀ ما به‌طور رایگان یا با کم‌ترین هزینه می‌توانیم یک سایت، کانال یا صفحه داشته باشیم. آیا قدرت و تأثیرگذاری یکسانی هم داریم؟

درست است که بستر برای همه فراهم شده، اما قدرت در دست کسی است که محتوای مناسبی داشته باشد.

تب تولید محتوا

چرا تب بازاریابی محتوا بالا گرفته است؟

در دنیایی که محتوا مهم‌تر و حیاتی‌تر از همیشه به نظر می‌رسد، برای انجام اثربخش فعالیت‌های محتوایی، مفاهیم تازه‌ای شکل گرفته است؛ ازجمله بازاریابی محتوا.
بازاریابی محتوا فرایندی است که در آن با تولید و توزیع محتوای ارزشمند و مرتبط برای یک جامعۀ هدف خاص، برای ارائه خدمات و جذب مشتری تلاش می‌کنیم.
استراتژی محتوا هم در تعریف ساده یعنی برنامه‌ریزی برای هرچه اثربخش‌تر شدن فرآیند تولید، نشر و بهره‌برداری از محتوا.

در کلیپ زیر -که به‌طور اختصاصی برای این مقاله ضبط کرده‌ام- ضمن ارائه تعریف بسیار ساده‌ای از محتوای دیجیتال، از پیشنهاد خودم برای شروع تولید محتوا گفته‌ام.

پیشنهاد من شامل ۳ بخش است:

۱- تولید و انتشار روزانۀ محتوا (حداقل ۶ ماه و تولید حدود ۲۰۰ محتوا)

۲- تولید محتوا دربارۀ یک موضوع خاص

۳- بی‌توجهی به بازخوردها

لینک این ویدیو در کانال یوتیوب من

اما چرا بازاریابی محتوا مهم شده است؟

گروهی می‌گویند چون تبلیغات، مثل سابق اثرگذار نیست. در میان هزاران تبلیغی که همه‌روزه از طریق رسانه‌های گوناگون بر سر مردم آوار می‌شود، باید برای دیده ‌شدن، به راه‌های اثربخش‌تری اندیشید.

واقعیت فضای مجازی به ما می‌گوید که بازاریابی محتوا مؤثرترین راه‌ است.

در فرایند بازاریابی محتوا با ارائۀ محتوای مفید -با روشی غیرمستقیم و دوستانه- ارتباط، اعتمادسازی و فروش ارگانیک‌تر و ماندگارتر صورت می‌گیرد.

چند راه مختلف برای بهره‌مندی از محتوا و بازاریابی محتوا وجود دارد:

۱

برای بازاریابی کسب‌وکارمان

فرض کنیم شما فروشندۀ نوع مرغوبی از عسل یا ارائه دهندۀ خدمات نرم‌افزاری هستید. در میان صدها رقیب دیگر شما چگونه می‌توانید صدای خودتان را به مشتری برسانید؟ محتوا یکی ‌از راه‌های موثر است.

۲

برای ساخت یک کسب‌وکار آموزشی-محتوایی

اگر بخواهید به‌عنوان یک مدرس و سخنران، مطرح شوید، هم برای محصول و خدمت به تولید محتوا نیاز دارید و هم برای معرفی و ارائۀ کارتان.

۳

برای ساخت برند شخصی

در دنیایی که عرصه‌های گوناگون روز‌به‌روز شلوغ‌تر و رقابتی‌تر می‌شود، برای به‌دست آوردن فرصت‌های شغلی مناسب، به برند شخصی نیاز داریم. اینجاست که برای تمایز و دیده‌شدن به تولید محتوا نیاز پیدا می‌کنیم.

البته این سه مورد از هم جدا نیستند. به‌طور مثال، در برندسازی شخصی دقیقاً به شکل یک کسب‌وکار برای برند خودمان برنامه‌ریزی می‌کنیم؛ یا در بازاریابی یک کسب‌وکار محتوامحور هم ناگزیر از داشتن یک برند شخصی قدرتمند هستیم؛ بنابراین ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که بدون محتوا، محکوم به شکست هستیم.

اما آیا واقعاً بدون محتوا محکوم به شکستیم؟

چند دقیقه همین‌جا مکث کنید و بدون رفتن سراغ کارهای دیگر، به سؤال‌های زیر فکر کنید:

در میان انبوه رقبا و افرادی که می‌توانند مهارت و تخصصتان را حتی بهتر از خودتان انجام دهند، چه برنامه‌ای برای تمایز و دیده شدن دارید؟
به فرض اینکه در جایی شاغل هستید؛ آیا از نظر کارفرمایتان یک مهرۀ کلیدی هستید؟ یا نه، به‌سادگی می‌توانند شما را با فرد دیگری جایگزین کنند؟
در حال حاضر برای معرفی خودتان به دیگران، گسترش کارتان در ابعاد وسیع‌تر و رسیدن به موفقیت‌های بزرگ‌تر چه راهکاری به ذهنتان می‌رسد؟
آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید که اگر یک پیج اینستاگرام، کانال تلگرام یا سایت پرمخاطب و حرفه‌ای داشتید، چه دستاوردهایی نصیب شما می‌شد؟

تولید محتوا-گری واینرچاک

جملۀ بالای این بخش شاید در نگاه اول شوکه‌‎کننده باشد، اما با فکر کردن به سؤالات بالا متوجه می‌شویم که این عنوان که جمله‌ای از کارآفرین مطرح محتوایی، «گری وی» است پر بیراه نیست. ما در دنیایی هستیم که بدون محتوا یا با فعالیت اندک و نامنظم محتوایی، در میان انبوه اطلاعات دفن می‌شویم.

چه کسانی به تولید محتوا نیاز دارند؟

فرقی نمی‌کند که نویسنده، مشاور، روان‌پزشک، معلم، مهندس یا خانه‌دار و بیکار باشیم. درهرصورت، ما برای تغییر زندگی و رساندن سطح فعلی درآمد و موفقیت‌هایمان به سطوح بالاتر، به بازاریابی محتوا نیاز داریم.

محتوا شما را بی‌نیاز می‌کند و با تولید محتوا، به کاشف خودتان تبدیل می‌شوید.

محتوا زمینه‌ای ایجاد می‌کند تا عمیق‌ترین استعدادها و توانمندی‌های بالقوۀ خودتان را به فعل تبدیل کنید، آن‌ها را در معرض دید دیگران قرار بدهید و از این طریق با جامعۀ هدفی که برای خود در نظر گرفته‌اید، یک ارتباط اثربخش بسازید.

بنابراین اگر در انتظار معجزه هستید و منتظرید تا کارفرما و مشتری و سرمایه‌گذار، خودبه‌خود به سراغ شما بیایند، همین امروز این توهم را کنار بگذارید و شروع کنید به تولید محتوا!

محتوا چگونه به درآمد می‌رسد؟

تصور کنید قرار است در یک دورۀ آموزشی شرکت کنید و هم‌زمان دو پیشنهاد پیش روی شماست.

سعی می‌کنید اطلاعاتی دربارۀ سوابق مدرس و مؤسسه برگزارکننده و کیفیت دوره به دست بیاورید. در چنین مواقعی، ما یا به افرادی مراجعه می‌کنیم که قبلاً از این خدمات استفاده کرده‌اند یا شروع می‌کنیم به جستجو دربارۀ هر دو مدرس. تصور کنید از مدرس اول جز یک صفحۀ سوت‌وکور در یکی از شبکه‌های اجتماعی که شامل چند عکس شخصی است، هیچ اطلاعات دیگری در دسترس نیست؛ اما مدرس دوم، در سایت و دیگر رسانه‌ها دربارۀ مهارت مدنظر شما صدها مطلب آموزشی منتشر کرده است. شما به چه کسی اعتماد می‌کنید؟ محتوای ارزشمند مدرس دوم خواه‌ناخواه باعث می‌شود که ما برای او اعتبار و احترام بیشتری قائل باشیم و وزن بیشتری به دانش و توانایی او بدهیم. بااینکه ممکن است در عمل، مدرس اول در برخی جنبه‌ها از مدرسه دوم کار بلدتر باشد.

این تأثیر محتواست. استعداد، سخت‌کوشی و تخصص مهم‌اند، اما بدون محتوا و داشتن یک برند شخصی نیرومند، عملاً بی‌تأثیر می‌شوند.

محتوا، اعتمادسازی می‌کند. ما انسان‌ها فقط با افرادی وارد رابطه می‌شویم که به آن‌ها اعتماد داریم و کیفیت این رابطه است که درنهایت به فروش منجر می‌شود.

پس ما محتوا تولید می‌کنیم تا:

برند شخصی یا کسب‌وکارمان را بسازیم. حضور خودمان را به جهان اعلام کنیم و ایده‌ها و افکارمان را در گسترۀ وسیع‌تری نشان بدهیم.

محتوا کمک می‌کند تا خودمان را در بستر شانس و فرصت‌های مناسب قرار بدهیم.

محتوا کمک می‌کند تا خودمان را در بستر شانس و فرصت‌های مناسب قرار بدهیم. پاستور گفته بود: «بخت یار آماده‌هاست». محتوا هم آمادگی ما برای جذب مخاطب و ساختن رابطه با آن‌ها است.

از کجا شروع کنیم؟

آیا انتشار هر پستی در شبکه‌های اجتماعی و پر کردن این رسانه‌ها با هر ترفندی کافی نیست؟ مسلماً نه. به همین دلیل، مفاهیمی مثل استراتژی و بازاریابی محتوا ایجاد شده است. باید با طرح و برنامه‌ای جدی به این کار بپردازیم. در سلسله مطالب آموزش تولید محتوا بناست از نخستین گام‌های تولید محتوا آغاز کنیم و تا ساختن رسانۀ شخصی شما پیش برویم. روند کار هم به این صورت است که در چهار مرحلۀ تدوین استراتژی، تولید محتوا، توزیع محتوا و سنجش محتوا، در یک ماجرای محتواییِ شگفت‌انگیز تمرین می‌کنیم.

در قسمت‌های بعدی این مقالات از گام‌های ساده و مناسبی برای شروع تولید و توزیع محتوا گفته شده است.

تمرین:

آیا در حال حاضر سایت یا صفحه‌ای در شبکه‌های اجتماعی دارید؟ ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و در دفترچه‌ای که امروز به برنامۀ محتوایی خودتان اختصاص می‌دهید، دربارۀ رابطۀ خودتان و اینترنت بنویسید. سعی کنید به سؤالات زیر هم جواب بدهید:

آیا من در فضای اینترنت صرفاً یک مصرف‌کننده هستم؟
چگونه می‌توانم علاوه بر مصرف محتوای دیگران، خودم هم محتوای مناسبی به اینترنت اضافه کنم؟
دوست دارم دربارۀ چه موضوع یا موضوعاتی محتوا تولید کنم؟
آیا این موضوع بیان‌گر عمیق‌ترین دغدغه‌ها یا علایق من است؟
می‌خواهم در چه زمینه‌ای مرا به‌عنوان یک متخصص شاخص بشناسند؟

فکر کردن به این نکات و نوشتن دربارۀ آن‌‌ها به شما کمک می‌کند تا شروع بهتری در زمینۀ محتوا داشته باشید.

ضمناً با مهارت یافتن در تولید محتوا، علاوه‌بر تولید محتوا برای خودتان، می‌توانید برای دیگران نیز محتوا تولید کنید. تولید محتوا در حال حاضر از پرمتقاضی‌ترین شغل‌های جهان است.

تولید محتوا یکی از بهترین روش‌های سرمایه‌گذاری در عصر حاضر برای رشد شخصی و آیندۀ مطلوبمان است.

نقشه راه آموزش تولید محتوا در مدل پیشنهادی من:

مدل دست محتوا الگویی است که من با توجه به تمام آموخته‌ها و تجربه‌های خودم در عرصۀ محتوا و رسانه طراحی کرده‌ام. تاکنون این روش را به صدها تن از دوستانم آموزش داده‌ام و رضایت خاطر اغلب آن‌ها از این الگوی ساده و کاربردی سبب شده که حالا این مقالات را بر اساس این الگو بنا کنم.

مدل دست محتوا

دست محتوا چیست؟

دست محتوا استعاره‌ای برای تشریح تمام بخش‌های مهم فرایند تولید و بازاریابی محتوا است.

این الگو به ما کمک می‌کند تا استراتژی محتوایی خودمان را تدوین و در ادامه برنامۀ محتوایی خودمان را بر اساس این مدل تحلیل کنیم.

دست محتوا به ما می‌گوید که نتیجه‌گرفتن از محتوا باید یک دست نیرومند محتوایی داشته باشیم. بنابراین باید به هر ۵ انگشت این دست توجه کرد.

انگشت اول: مصرف

شما برای داشتن خروجی مناسب، به ورودی مناسب نیاز دارید. تولیدکنندۀ محتوا بدون دسترسی به منابع غنی لاجرم مجبور به کپی‌کاری و تکرار خواهد بود. بنابراین اولین انگشت یک دست قدرتمند محتوایی مصرف محتواست. تمام چیزهایی که می‌خوانید و می‌شنوید و می‌بیند همگی در سبد مصرف محتوای شما قرار می‌گیرد. در اولین قسمت این سلسله مقالات به مصرف محتوا می‌پردازیم.

انگشت دوم: موضوع

برای تولید محتوا بیش از هر چیزی به موضوع نیاز دارید. ممکن است در حال حاضر موضوع کار برایتان روشن باشد. اما این سوال مطرح می‌شود چگونه متوجه بشوید که روی موضوع خوبی کار می‌کنید؟ یا چگونه موضوعات فرعی موضوع اصلی خودتان را شناسایی کنید؟

پاسخ این پرسش‌ها را در قسمت دوم این سلسله مقالات می‌گیرید:

دربارۀ چه موضوعی محتوا تولید کنیم؟

انگشت سوم: انواع

محتوا انواع مختلفی دارد. توی این مقاله شما تقریبا تمام انواع آن را می‌بینید: متن، ویدیو، صوت، عکس‌نوشته، کارتون و کاریکاتور و…

در بدو ورود به دنیای محتوا این یکی از اصلی‌ترین سوالاتی است که باید به آن پاسخ بدهید:

شما می‌خواهید در چه قالبی محتوا تولید کنید؟

در چه قالبی محتوا تولید کنیم؟ متن و مقاله، صوت و پادکست یا تصویر و ویدیو؟

انگشت چهارم: توزیع

تولید محتوا کافی نیست. به قول درک تامسون در کتاب موفق سازها اگر محتوا پادشاه است، توزیع محتوا قلمرو این پادشاهی است. بنابراین انتخاب درست کانال‌های توزیع محتوا یکی از اصلی‌ترین وظایف شما در مسیر بازاریابی محتوایی است.

دو گام مهم در بازاریابی محتوایی: توزیع و ترویج محتوا (۱۰ نکتۀ مهم برای توزیع بهتر محتوا)

انگشت پنجم: ترویج

توزیع محتوا کافی نیست. برای بهتر دیده شدن محتوا به فعالیت‌های دیگری نیز نیاز است. ترویج درست و اصولی یکی از علت‌های اصلی موفقیت هر محتوایی است.

دو گام مهم در بازاریابی محتوایی: توزیع و ترویج محتوا (۱۰ نکتۀ مهم برای توزیع بهتر محتوا)

 

 

مطالعه تخصصی دربارۀ تولید محتوا بخشی دائمی از برنامۀ یادگیری هر محتواگر است. مطالبی که در ادامه می‌آید همگی می‌تواند در دست محتوایی شما در بخش مصرف محتوا جای بگیرد:

دو کلیپ پیشنهادی برای شروع تولید محتوا:

تولید محتوا-بازاریابی محتوا-محتوانویسی-شاهین کلانتری

زندگی با محتوا
امروز به این فکر می‌کردم که برای موفقیت در زمینۀ محتوا باید زندگی‌مان را با آن گره بزنیم. نمی‌توانیم برنامۀ محتوایی‌مان را روی طاقچه بگذاریم و هرازگاهی سراغ آن را بگیریم. موفقیت در تولید محتوای دیجیتال از وقتی شروع می‌شود که محتوا را به اولویت اول فعالیت‌های خودمان تبدیل می‌کنیم. به‌طور مثال: من روزم را با محتوا شروع می‌کنم، (نوشتن صفحات صبحگاهی و کتابخوانی) تمام روز به تولید و توزیع و ترویج محتوا می‌پردازم، و آخر شب هم با برگزاری دو کلاس آنلاین مرتبط با محتوا روز را به پایان می‌رسانم. این سبک از زندگی سبب شده تا با هوشیاری بیشتری به اطرافم نگاه کنم، و بتوانم دانش و اطلاعات محتوایی خودم را نسبتاً به‌روز نگه دارم. زندگی کردن به عنوان یک محتواگر ما را به یک یاد‌گیرندۀ همیشگی تبدیل می‌کند.
زندگی با تولید محتوا-شغل تولید محتوا

تولید محتوا در اینستاگرام

تولید محتوا در اینستاگرام مهم و حتی ضروری است. اما این همۀ کاری نیست که ما به‌عنوان یک محتواگر باید انجام بدهیم. یکی از تصورات اشتباهی که لطمۀ زیادی به فضای محتوای ایران زده، افراط در چسبیدن به یک کانال توزیع است. اینکه فرض کنیم همه توی اینستاگرام هستند، دلیل نمی‌شود که سایر رسانه‌ها را نادیده بگیریم. چنین تصوری در میان‌مدت و بلندمدت قطعاً به نفع ما نیست. ضمن اینکه سبب می‌شود تصوری کاریکاتوری از تولید و توزیع محتوا پیدا کنیم.

ما برای بهره بردن از محتوا نیازمند این هستیم که به شکل‌های مختلفی به آن بپردازیم.

شاید بخش زیادی از مخاطبان ما توی لینکدین باشند.

شاید توی توییتر اتفاقات بهتری در انتظار ما باشد.

شاید یک کانال تلگرامی با یک دهم اعضای پیچ اینستاگرامی‌مان به‌مراتب نرخ تبدیل بالاتری داشته باشد.

از همه مهم‌تر، تا پیش از سروسامان دادن به یک سایت خوب، احتمالا باید اولویت اصلی ما طراحی و توسعۀ وب‌سایت باشد.

شبکه‌های اجتماعی در نهایت باید در خدمت وب‌سایت ما باشد؛ یعنی جایی که مالکیت و اختیار آن به‌‌‌کلی در اختیار ماست.

البته اینها همه با فرض این است که شما به تولید محتوا فراتر از یک کار تفننی بیندیشید.

 شاید شنیدن این پادکست هم به روشن‌تر شدن این موضوع کمک بکند:

کتاب‌های آموزش تولید محتوا

شاهین کلانتری

آه عباس آقا!

عکس بالا مال روزگار ماقبل کروناست. کتابفروشی عباس آقا (جلگه، سر کارگر جنوبی) گنجینۀ درحشانی بود که بخشی از بهترین منابع تولید محتوا را در آنجا یافتم.

بهترین کتاب آموزش تولید محتوا لزوماً بنا نیست عنوان محتوا را هم در خودش داشته باشید. گاهی شاید یک رمان، کتابی فلسفی یا یک کتاب روانشناسی به طور غیرمستقیم درس‌های بیشتری دربارۀ محتوا داشته باشد تا کتابی که مستقیماً به همین منظور نوشته شده است.

باری، در حوزۀ محتوا من کتاب‌های زیر را بیشتر می‌پسندم. البته که کاش برخی از این کتاب‌ها ترجمۀ بهتر و روان‌تری داشتند:

استراتژی محتوا برای وب | کریستینا هالورسن و ملیسا رچ | ترجمۀ نسیم قیاسی و آرش آذرنگ | دفتر پژوهشهای فرهنگی
سازمان محتوامدار | جو پولیزی | ترجمۀ دکتر احسان حسانی و محمد جلال کاظمی بهابادی | انتشارات فدک ایساتیس
ماشین محتوا | دن نوریس | ترجمۀ علیرضا دهقانی و محمد مهدی محمودی | نورندبوک
بازاریابی محتوا | با محتوا به سودآفرینی برسید | لیسی باگز | ترجمۀ محبوبه ذکایی | نشر آدینه
راهنمای تولید محتوا برای فریلنسرها | مریدو کولاررلف | ترجمۀ علی اکبری | شرکت چاپ و نشر بازرگانی
اینفلوئنسر | برندسازی شخصی در عصر شبکه‌های اجتماعی | بریتنی هنسی | ترجمۀ آناهیتا خلیلی | نشر کتاب کوله پشتی

ترجمه و تولید محتوا

ترجمه ممکن است به عنوان بخشی از سبد محتوایی ما کمک‌کننده و مفید باشد؛ اما برای داشتن یک برنامۀ متمایز محتوایی باید از سطح ترجمه فراتر رفت. یکی از مشکلات عمدۀ وب فارسی آفت ترجمه است.

گاهی می‌بینیم ده سایت مختلف یک مقالۀ خارجی را ترجمه کرده‌اند. یا یک جمله در صدها پیج اینستاگرامی ترجمه و تکرار شده است. با این میزان از تکرار چگونه می‌توانیم از محتوا نتیجه بگیریم؟

برگ برندۀ ما تولید محتوای اصیل است.

استراتژی محتوا و وب

نسخۀ اول مطلب کلمه‌برداری که در اردیبهشت ۹۶ منتشر شد سه چهار سطر بیشتر نبود. بار دوم در مرداد ۹۸ رفتم سراغ این مطلب و چند سطری توضیح اضافه و مقداری مثال به متن اضافه کردم تا موضوع روشن‌تر شود. حالا برای بار سوم امروز دوباره رفتم سراغ این پست و با ویرایش متن قبلی و افزودن چیزهای تازه مطلب را بازنگری و به‌روز کردم. تصویر تازه‌ای را هم به آن اضافه کردم. حالا اما حس می‌کنم این مطلب حالاحالاها جای کار دارد. و مسلماً به جای نوشتن چیز تازه‌ای دربارۀ دایره لغات، ترجیحم کامل‌تر کردن همین متن است که هست!

حالا فرایند حک و اصلاح دائمی مطالب برایم لذت‌بخش‌تر از قبل شده است. اوایل از به‌روز کردن پست‌های قبلی طفره می‌رفتم، نوشتن مطلب تازه برایم جالب‌تر بود. اما بعداً به خودم هشدار دادم که هی فلانی، طفره رفتن از این کار باعث می‌شود برنامۀ محتوایی تو به هیچ جایی نرسد.

خلاصه یکی از کارهای روزانۀ من این است که بروم سراغ مطالب قبلی سایت‌هایم، و طبق دستورالعملی که برای به‌روزرسانی مطالب طراحی کرده‌ام روی آن‌ها کار کنم.

در میان تمام کتاب‌ها و مقالاتی که دربارۀ محتوا خوانده‌ام، فصل اول کتاب «استراتژی محتوا برای وب» جایگاه دیگری دارد. فصل اول این کتاب دربارۀ یکی از مهم‌ترین راهبردهایی است که باید در مسیر بازاریابی محتوایی به آن توجه کنیم.

جان کلام نویسندگان در این بخش کتاب آن است که روی وب‌سایتتان کم‌تر محتوا منتشر کنید، اما سعی کنید همین محتوای کم را، مدام به‌روز و کامل‌تر کنید. داشتن سایتی با هزاران مطلب نیمه‌کاره که به حال خود رها شده‌اند نه‌تنها کمکی به شما نمی‌کند که حتی به ‌کسب‌وکار شما لطمه هم می‌زند. پس بچسبید به بهتر کردن چیزهایی که همین الان روی سایت دارید.

در این رابطه یادداشتی هم نوشته‌ام که شاید دوست داشته باشید نگاهی به آن بیندازید: دورنگری در تولید محتوا

توزیع ایده‌ها
یکی از گرفتاری‌های کار محتوا این است که وقتی ایده‌ای به ذهنت می‌رسد نمی‌دانی بار اول، آن را به چه شکل و در کدام رسانه‌ منتشر کنی.
تصور کن نکتۀ تازه‌ای را در کار خودت کشف کرده‌ای که بهره‌وری‌ات را تا دوبرابر افزایش داده. ذوق‌زده‌ای و دلت می‌خواهد این ایده را زودتر به محتوا تبدیل کنی و به مخاطبانت برسانی.
اگر در برنامۀ محتوایی‌ات تنها به یک نوع از محتوا و یک رسانه اکتفا کرده باشی، کار برایت راحت است. مثلاً اگر فقط اینستاگرام داشته باشی و فقط هم در کار ضبط ویدیوهای کوتاه باشی، سریع ایده‌ات را در قالب یک کلیپ کوتاه ضبط می‌کنی و تمام.
اما اگر سایت و کانال و توییتر و … هم داشته باشی. و انواع مختلف محتوا هم تولید کنی. بعد از کشف ایده احتمالا این سوالات برایت پیش می‌آید:
آیا اول این ایده را در قالب یک مقالۀ بلند بنویسم و روی سایت منتشر کنم؟
آیا این ایده را در قالب یک یادداشت کوتاه بنویسم و در تلگرام منتشر کنم؟
آیا این ایده را در قالب یک یادداشت کوتاه بنویسم و به عنوان کپشن در کنار یک عکس در اینستاگرام پست کنم؟
آیا این ایده را در قالب یک توییت یا رشته‌ توییت در توییتر بنویسم؟
آیا این ایده را به یک ویدیو کلیپ تبدیل کنم؟
و بسیاری سوالات دیگر.
اگر استراتژی محتوایی دقیقی داشته باشیم، رسیدن به پاسخ برایمان راحت‌ترخواهد بود.
اما اگر چنین نباشد، احتمالا بسیاری از ایده‌هایمان را حیف می‌کنیم، و شاید دیگر انگیزۀ تبدیل آن‌ها به انواع دیگر محتوا نیز از دست بدهیم.

فعالان محتوایی
همیشه از دیدن فعالیت‌های دوستانی که آهسته و پیوسته پیش می‌روند لذت می‌برند. امیرمحمد شیخ‌نژاد یکی از این دوستان است که طی چند سال گذشته دست از کار محتوا نکشیده و با یادگیری مداوم و کار عملی جدیت خودش را در زمینۀ محتوا اثبات کرده است.
امروز دیدم امیرمحمد از ساختار و تشکیل تیم‌های محتوایی نوشته. لازم دیدم لینک آن مطلب را به این صفحه اضافه کنم:
راهنمای جامع ساختار و تشکیل تیم بازاریابی محتوایی

۱۰ پیشنهاد برای استخدام شدن به عنوان تولیدکننده محتوا

شغل تولید محتوا از مشاغل جذابی است که در ایران و جهان، روزبه‌روز رونق آن افزایش می‌یابد. شما به عنوان یک محتواگر حرفه‌ای می‌توانید به عنوان نیروی ثابت با شرکت‌ها و کسب‌وکارها همکاری کنید، یا به عنوان فریلنسر سفارش تولید محتوا بگیرید.

معمولاً در هفته ده‌ها درخواست برای من ارسال می‌شود تا به سازمان‌ها و برندهای شخصی، تولیدکننده محتوا معرفی کنم. با توجه به تجربه خودم در سال‌های اخیر در زمینۀ استخدام تولیدکننده محتوا برای برخی سازمان‌های بزرگ و کوچک، توجه به این نکات را به شما پیشنهاد می‌کنم:

۱ 

وب ‌سایت شخصی داشته باشید، و به‌طور منظم وبلاگ بنویسید. این کار هنگام استخدام، امتیاز زیادی محسوب می‌شود. به جای رزومه بهتر است بگویید که اسمتان را در گوگل سرچ کنند. محتوای شما رزومۀ شماست.

۲

دربارۀ محتوا، محتوا تولید کنید. این کار هم به یادگیری خودتان بیشتر کمک می‌‎کند هم باعث شکل‌گیری برند شما در زمینۀ محتوا می‌شود.

۳

کامنت‌نویسی را جدی بگیرید. با نوشتن کامنت برای محتوای دیگران چیزهای زیادی یاد می‌گیرید، ضمناً گام مناسبی برای ارتقای روابط خودتان بر می‌دارید.

۴

برای یادگیری روایت و داستان‌سرایی وقت بگذارید. تولیدکنندۀ محتوا بدون مهارت‌های قصه‌گویی مثل پرندۀ بی‌بال است.

۵

دایره واژگان خودتان را افزایش بدهید. هر چقدر کلمات بیشتر در گنجینه لغات خودتان داشته باشید نوشتن برایتان راحت‌تر می‌شود.

۶

مهارت کپی رایتینگ را در کنار تولید محتوا یاد بگیرید.

۷

در زمینۀ بازاریابی و فروش به صورت مداوم مطالعه کنید.

۸

در توییتر فعال باشید و مدام دربارۀ فعالیت‌های خودتان بنویسید.

توییتر شاهین کلانتریاز جمله توییت‌های من در صفحۀ توییترم

۹

هشتگ «تولید محتوا» را در شبکه‌های اجتماعی تصاحب کنید!

۱۰

به همه بگویید که می‌توانید به بهترین شکل ممکن برای آن‌ها محتوا تولید کنید.

۱۸ اردیبهشت ۹۹
۱۰ چیزی که من از سئو (seo) فهمیده‌ام
تعریف سادۀ سئو:
سئو یعنی بهینه‌سازی محتوا برای موتورهای جستجو. دانش سئو به ما کمک می‌کند تا شانس دیده‌‌شدن محتوایمان را در موتورهای جستجو (مشخصاً گوگل) افزایش بدهیم.
به عنوان کسی که طی سالیان اخیر، در کلیدواژه‌های مهمی رتبۀ برتر گوگل را داشته است، نکات زیر را به شما پیشنهاد می‌کنم.
صدالبته که من در هیچ یک از موارد زیر به سئو نگاه مکانیکی ندارم. از تکنیک‌های سیاه و تقلبی نیز بیزارم.

۱

تولید محتوای خوب و متناسب با سئو یعنی تولید محتوایی که بهترین پاسخ ممکن را در اختیار مخاطب بگذارد.

از خودتان بپرسید آیا محتوای من -در قیاس با سایر مطالب دیگر وب- بهترین پاسخ ممکن را به مخاطب می‌دهد؟

فرضاً اگر قرار است مخاطب توی گوگل سرچ کند «کلاس کپی رایتینگ» آیا محتوای شما بهترین پاسخ را برای او فراهم کرده است؟

پس تلاش کنید بهترین پاسخ ممکن را تولید کنید.

۲

محتوا فقط متن نیست.

در اغلب موارد محتوای متنی شما برای بهتر و کامل‌تر شدن به عکس و صوت و ویدیو هم نیاز دارد.

۳

بلند بنویسید، اما به متن آب نبندید.

در کلیدواژه‌های پرمخاطب، با محتوای کوتاه نمی‌توان رتبه آورد.

محتوای طولانی‌تر تولید کنید. اما به دام مطول‌نویسی نیفتید.

هدف شما از تولید محتوا باید فقط و فقط دادن کامل‌ترین و جامع‌ترین پاسخ باشد.

پس ایجاز را رعایت کنید.

۴

محتوایتان را دائماً به‌روز کنید. اگر محتوا را به حال خودش رها کنید بزودی در زباله‌دان وب دفن می‌شود. مطلب خوب و زنده باید مدام کامل‌تر و بهتر شود.

۵

هوشمندانه لینک بدهید، نه زورکی و بی‌حساب!

هنگام لینک دادن از خودتان بپرسید:

آیا کلیک روی این لینک برای مخاطب مفید و موثر خواهد بود؟

آیا این لینک منابعی را که در تولید محتوا از آن بهره‌ گرفته‌ام معرفی می‌کند؟

۶

تیتر مطلب مهم است.

برای هر مطلب حداقل ۱۰ عنوان مختلف بنویسید و بعد یکی از را انتخاب کنید.

کلیدواژه‌ای که می‌خواهید در آن رتبه کسب کنید حتماً در عنوان متن بیاورید.

۷

سایر صفحات صاحب رتبه در گوگل را تحلیل کنید. دیگران دربارۀ موضوع شما چه چیزهایی نوشته‌اند؟ مطالبی که رتبۀ بالایی دارد شامل چه ویزگی‌هایی است؟

۸

کلی‌گویی نکنید. مثل همین جمله!

به جای اکتفا کردن به دستورالعمل‌های کلی سعی کنید موضوع را با جزییات و نمونه‌های مختلف برای مخاطب روشن کنید.

۹

به شکل ارائه متن توجه کنید.

با پاراگراف‌های طولانی مخاطب را از خواندن متن نترسانید.

بیشتر اینتر بزنید و بگذارید متن شما نفس بکشد!

۱۰

بدترین عکس تولید شده توسط خودتان، از بهترین عکسی که از جاهای دیگر دانلود می‌کنید (برای سئو) بهتر است.

برای مطالبتان تصاویر اختصاصی تولید کنید.

ضمن اینکه تصاویر مناسب جذابیت مطالب شما رو بیشتر می‌کند و احتمال ماندن مخاطب در صفحه را بیشتر می‌کند.

مخاطب شما هر چقدر بیشتر توی سایت بماند به نفع رتبۀ سایت شما در موتورهای جستجو است.

نقش عکس در سئو-تولید محتوای تصویری

نکتۀ آخر دربارۀ سئو:

بی‌خیال سئو، گور پدر گوگل!
به مخاطب فکر کنید، آیا مخاطب هدف شما، محتوایتان را می‌پسندد؟
۱۹ اردیبهشت ۹۹
به این اندیشیدم که مهم‌ترین نکته در موفقیت یک محتوا در سئو چیست؟
چگونه می‌توان مقاله‌ای نوشت که رضایت خاطر مخاطب، آن را به رتبه‌های بالای گوگل برساند؟
و نتیجه شد این:
باید عاشق صفحه‌ای باشی که می‌خواهی رتبه بیاورد.
نه، این حرف و شعار نیست. دقیقاً یک برنامۀ عملی است.
محتوا را نمی‌توانی به حال خودش رها کنی و برود پی کارش.
محتوای خوب رسیدگی مداوم می‌خواهد:
شازده کوچولو-تولید محتوا-بازاریابی محتوا-سئو

هزینه تولید محتوا
فرقی نمی‌کند که سفارش‌دهنده هستید یا سفارش‌گیرنده، نکاتی هست که بدون توجه جدی به آن‌ها نمی‌توان از محتوا توقع موفقیت داشت.
ما در ایران با کمبود تولیدکنندۀ حرفه‌ای محتوا مواجه هستیم. تقریباً همۀ کسانی که دستی در آتش محتوا و بیزینس دارند به این موضوع اذعان می‌کنند. عجیب اینکه اگر همین الان آگهی درخواست استخدام تولید کننده محتوا و مدیر محتوا بدهید صدها نفر رزومه ارسال می‌کنند. اما دریغ که اغلب صرفاً از دور به محتوا علاقه دارند. در عمل تولید محتوا را چنان طاقت‌فرسا و ملال‌آور می‌یابند که ترجیح می‌دهند ماست خودشان را بخورند. اینجا کمی بیشتر این موضوع را تحلیل کرده‌ام.
ممکن است کارفرما بتواند در ازای پرداخت “کلمه‌ای ۲۰ تومن” چند هزارکلمه محتوا بریزد توی سایت، پیج یا هر جای دیگرش. صنار بده آش به همین خیال باش. نتیجه چیزی جز کمیتِ بدون کیفیت نیست. محال ممکن است یک نویسنده و محتواگر حرفه‌ای در ازای چنین مبلغ ناچیزی سفارش قبول کند. حتی اگر از سر ناچاری چنین اتفاقی بیفتد متنی که در ازای این دستمزد نوشته شده جز صفحه پر کردن راه به جایی نمی‌برد. چنین نویسندۀ بخت‌برگشته‌ای باید در روز چند ده مقاله بنویسد که کفاف زندگی‌اش را بدهد؟ آیا اصلاً آدمیزاد عادی از پس انجام چنین کار فکری و جسمی سنگینی بر می‌آید؟
بله ممکن است حتی با مبلغی پایین‌تر از این نیز کسی سفارش بپذیرد. اما مسلماً نتیجه چیزی جز نوشته‌های وصله‌پینه‌شده و ترجمه‌های نیم‌بند و ناقص نخواهد بود.
با این اوصاف، اصلاً چرا تولید محتوا؟ کارفرما بهتر است همان پول اندک را هم دور نریزد.
چه باید کرد؟
تولیدکننده محتوا اگر قصد فعالیت جدی دارد و می‌خواهد درآمد آبرومندی داشته باشد، باید روی توسعۀ مهارت‌ها و برند شخصی‌اش کار کند. در فضای فعلی محتوای ایران، چنین فردی با قدری هوشمندی و پُرکاری می‌تواند درآمد قابل توجهی داشته باشد.
کافرمای نیازمند محتوا هم باید فانوس دست بگیرد و بیفتد دنبال محتواگر حرفه‌ای، و برای دریافت محتوای خوب دستمزد عادلانه و مناسب بپردازد. حتی می‌تواند آستین بالا بزند و خودش وارد گود تولید محتوا شود. یا روی یکی از همکارانش سرمایه‌گذاری کند و یک تولیدکنندۀ محتوا را از پایه احداث کند!

شما فقط وقتی از بازاریابی محتوا نتیجه می‌گیرید که در فرایند بازاریابی، محتوا اولویت اولتان باشد.

بنابراین پیش از ابراز گلایه از اینکه چرا از محتوا نتیجه نمی‌گیریم، بهتر است از خودمان بپرسیم که آیا محتوا برای ما در اولویت است؟

کارهای سخت و مهم، فقط وقتی در اولویت باشد به نتیجه می‌رسد.
۲۲ اردیبهشت ۹۹
نمونه تولید محتوا در استوری اینستاگرام
به گمانم برای هر رسانه‌ای باید با توجه به ویژگی‌های شاخص آن رسانه محتوا تولید کرد. مثلاً من چندان طرفدار شکسته‌نویسی نیستم و به گمانم بهتر است محاوره‌نویسی به نوشتن برخی دیالوگ‌های داستانی منحصر شود. اما چندی پیش که می‌خواستم سلسله محتوای تازه‌ای برای صفحۀ اینستاگرامم تولید کنم. تصمیم گرفتم سراغ محاوره‌نویسی بروم. حس کردم مخاطب من در اینستاگرام ممکن است این سبک و سیاق را بیشتر بپسندد. خوشبختانه نتیجه هم مثبت بود و از این استوری‌ها بیش از استوری‌های دیگر من استقبال شد.
چند نمونه:

شرکت تولید محتوا
به عنوان یک تولیدکنندۀ حرفه‌ای محتوا اگر عزم این را دارید که از تمام ظرفیت‌های ثروت‌ساز محتوا بهره بگیرید، صرفاً نمی‌توانید به کار انفرادی بسنده کنید.
راه‌اندازی یک گروه تولید محتوا از کارهایی است که می‌تواند به توسعۀ کاری شما کمک کند.
اما برای داشتن یک شرکت تولید محتوای خوب پیش از هر اقدام دیگری باید خودتان به یک محتواگر حرفه‌ای تبدیل شوید.
رعایت این چند نکته نیز در این مسیر به شما کمک می‌کند:
برای ارتباط با سایر فعالان محتوایی و شبکه‌سازی با آن‌ها وقت بگذارید. هر چقدر که دوستان محتوایی بیشتری داشته باشید در شکل دادن به شرکت خودتان بهتر عمل می‌کنید. برای ایجاد این ارتباطات هم بهترین کار تولید محتوا و برندسازی شخصی است.
وقتی سایت شرکت خودتان را راه‌اندازی کردید، از روز اول به دنبال دریافت سفارش نباشید. قبل از هر کاری باید رسانۀ خودتان را از محتوای خوب غنی کنید. وگرنه چگونه توقع دارید دیگران به شما اعتماد کنند و درخواست همکاری بدهند؟
به مزیت رقابتی خودتان فکر کنید. در قیاس با ده‌ها سایت و شرکت دیگری که خدمات تولید محتوا ارائه می‌دهند، شما چه مزیت منحصربه‌فردی دارید؟

۳ راه شفاف کسب‌ درآمد از طریق تولید محتوا به زبان ساده
درامد تولید محتوا-کسب درآمد از محتوا-اقتصاد محتوا
۱
فعالیت به عنوان تولیدکننده محتوا برای تامین محتوای دیگران
می‌توانید مهارت خودتان را به‌عنوان یک تولیدکنندۀ حرفه‌ای محتوا بالا ببرید و از طرف کسب‌وکارهای مختلف سفارش دریافت کنید. حتی می‌توانید به عنوان نیروی ثابت به استخدام سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف دربیایید.
۲
فروش محتوا
می‌توانید در زمینه‌های مختلف محتوای کاربردی تولید کنید و بفروشید. محصول محتوایی شما می‌تواند از طریق پکیج دانلودی یا اشتراک سایت یا اپلیکشن به فروش برسد.
تمام افرادی که به فروش محصولات آموزشی می‌پردازند از این جنبۀ کسب درآمد از تولید محتوا بهره می‌برند.
این نوع از فعالیت محتوایی می‌تواند بسیار سودآفرین باشد، به شرط آنکه برای برند خودتان بازاریابی محتوایی مناسبی انجام داده باشید.
۳
درآمد غیرمستقیم
در هر شغل و رشته‌ای که هستید می‌توانید برای برند شخصی یا شرکتی که دارید محتوا تولید کنید، و با توزیع و ترویج رایگان این محتوا برندسازی کنید.
در این حالت محتوا باعث جلب توجه دیگران و معرفی شما به آن‌ها می‌شود.
این فرایند درنهایت موجب اعتمادسازی و در نهایت فروش می‌شود.
بنابراین شما با ارائه رایگان محتوا غریبه را به آشنا و سپس به مشتری تبدیل می‌کنید و این با تعریف ست گادین از بازاریابی کاملاً سازگار است.
ناوال راویکانت-Naval-Ravikant-سود تولید محتوا

سال تولید محتوا
سالی را به یاد می‌آورم که به تأسی از کتاب «کلمه ای که زندگی شما را تغییر می‌دهد» اسم سال خودم را گذاشتم «محتوا». از تصویر زمینۀ موبایل تا درودیوار خانه و دفتر کارم پر بود از محتوا. هر جا را که نگاه می‌کردم چشمم به محتوا می‌افتاد. حتی روی یک برچسب قیمت هم نوشته بودم محتوا و چسبانده بودم روی ساعت دیواری.
این خاطره را نقل کردم تا بگویم تولید محتوا نمی‌تواند در حاشیۀ زندگی ما بماند. اگر هم بماند تضمینی نیست که نتیجۀ مثبتی در پی داشته باشد. در دوران شوک محتوا (یعنی فراوانی روزافزون و بی‌حدوحصر محتوا در سراسر جهان) اگر محتوا را به یکی از سه اولویت اصلی فعالیت‌های خودمان تبدیل نکنیم عملاً نمی‌توانیم سهم مناسبی را از بازار اینترنت کسب کنیم.
Content Creation

محتوا و قدرت انتخاب 
ویژگی شاخص قدرتی را که از محتوا می‌گیریم شاید بتوان این‌گونه خلاصه کرد: محتوا ما را در جایگاهی قرار می‌دهد که به‌جای آن‌که ما به سراغ دیگران برویم، آن‌ها (مخاطب، مشتری) به سراغ ما می‌آیند.
قدرت محتوا در افزایش قدرت انتخاب ماست.
به‌طور مثال اگر به عنوان یک فریلنسر صرفاً به ارسال رزومه برای جاهای مختلف اقدام کنید، این شما هستید که برای انتخاب شدن به سراغ دیگران می‌روید. اما اگر برای خودتان محتوا تولید کنید و برند شخصی‌ نیرومندی داشته باشید، این دیگران هستند که برای درخواست همکاری به سراغ شما می‌آیند.
بنابراین با تولید محتوا، به شکل غیرمستقیم و هوشمندانه‌تری برای انتخاب شدن خودمان تلاش می‌کنیم.
۲۸ اردیبهشت ۹۹
بازنشر محتوا به شیوه‌‌های گوناگون
اگر محتوای سبز (بدون تاریخ مصرف و ‌ارتباط مستقیم با اخبار روز) تولید می‌کنیم، بهتر است برای بازنشر محتوا به مجموعه‌ای از شیوه‌های مختلف فکر کنیم.
اینکه صرفاً مطالب گذشته را به همان شکل و صورت اولیه توی کانالمان فوروارد کنیم، یا فقط تاریخ انتشار پست‌های سایت را تغییر بدهیم کافی نیست.
بسیاری از اوقات می‌توان محتوای قبلی را به روش کاملاً متفاوتی ارائه کرد.
به‌طورمثال می‌توانیم برخی مقالات را به پادکست و ویدیو تبدیل کنیم.
یا مجموعه‌ای از مطالب مرتبط را در قالب فایل‌ پی‌دی‌اف در دسترس کاربران قرار دهیم.
مثلاً من امروز دومین شمارۀ مجلۀ عشق نوشتن را به صورت رایگان منتشر کردم. عشق نوشتن بخشی از یادداشت‌های تازۀ من دربارۀ نوشتن است که قبلاً در وبلاگم منتشر شده است.
اما چرا این ‌کار را کردم؟
تجربه نشان داده که بسیاری از مخاطبان به این شیوۀ مطالعه علاقه بیشتری دارند. پس با تبدیل مطالب به یک فایل پی‌دی‌اف، محتوا به دست گروه تازه‌ای از مخاطبان می‌رسد.
ضمن اینکه این نوع فایل‌ها حتی برای مخاطبانی که قبلاً توی وبلاگ نوشته‌ها را خوانده‌اند نیز می‌تواند جالب باشد؛ چون هم مروری‌ است بر آنچه قبلاً خوانده‌اند و هم می‌توانند آن را به آرشیو خودشان اضافه کنند.
در کل با این قبیل کارها از هدر رفتن محتوا جلوگیری می‌کنیم.
شمارۀ جدید مجله عشق نوشتن را از طریق لینک زیر دانلود کنید:
دانلود
مجله عشق نوشتن-مجله نویسندگی-شاهین کلانتری

فقر محتوای تصویری در وب فارسی
یکی از نقاط قوت هر رسانه کیفیت محتوای بصری آن است. به همین سبب، عکس و گرافیک و تصویرسازی همیشه بخش مهمی از نشریات و رسانه‌های الکترونیک جهان بوده است.
اما متاسفانه انگار در وب فارسی این تصور وجود دارد که توجه به محتوای بصری موضوعی تجملی و اضافه است که بهتر است که با چند سرچ ساده در گوگل یا سایت‌هایی مثل pixabay و unsplash و canva و freepik سروته‌اش را هم آورد.
نتیجه این شده که حتی وقتی کلیدواژۀ تولید محتوا را هم در گوگل فارسی سرچ می‌کنی با این تصاویر مواجه می‌شوی، که از برخی از آن‌ها حداقل در هفت-هشت سایت مختلف استفاده شده است و منبع همگی هم اغلب سایت‌هایی‌ است که در بالا اسمشان ذکر شد:
سئوی تصویر-سئو عکس-تولید محتوا-گوگل ایمیج
البته خود من هم کماکان گاهی از سرناچاری به تصاویر غیراختصاصی و دانلودیِ سایت‌هایی که کپی رایت آزاد دارند پناه می‌برم، اما هر بار که به سراغ تصاویر عاریتی می‌روم احساسی ناخوشایند دارم. انگار چیز ناخالصی قاطی محتوا شده و از اصالت آن -البته اگر اصالتی در کار باشد!- کاسته و شانس موفقیت محتوا را کاهش داده است.
به طرف دیگر ماجرا هم توجه کنیم: سئوی عکس در گوگل، که اصلاً نباید آن را دست کم گرفت. بسیاری کاربران از طریق جستجوی تصویر به سایت ما می‌رسند. اهمیت این موضوع را زمانی بیشتر دریافتم که یکی از کاربران سایت شخصی‌ام کامنت گذاشت که عکس‌نوشتۀ سادۀ زیر که توی یکی از سرچ‌های گوگل ایمیج به چشمش خورده سبب کنجکاوی‌اش شده و بعد از آن دیگر نتوانسته از گشت‌وگذار در سایت نگارنده دست بکشد:
یادگیری فکر کردن | چرا فرید زکریا نوشتن را مهم می‌داند
می‌بینید؟ همین دست‌نوشتۀ خرچنگ‌قورباغه نیز می‌تواند بیش از هر تصویر برداشته شده از جای دیگر محتوای ما را متمایز کند و ضمناً به افزایش شانس دیده‌شدن ما در سئو بیفزاید.

۱۰ نکته دربارۀ محتوانویسی که اگر ندانید دچار گرفتاری می‌شوید

پس از نوشتن هزاران یادداشت و مقاله در وب و شبکه‌های اجتماعی چکیدۀ تجربیاتم از محتوانویسی را برایتان می‌نویسم:

۱

زیاد نوشتن شرط اصلی خوب نوشتن است. اگر می‌خواهید محتوانویس مسلط و تاثیرگذاری باشید باید کار تفننی را رها کنید. پس هفت روز هفته و در اغلب ساعات شبانه‌روز مشغول محتوانویسی باشید.

۲

تفکر نقادانه را بیاموزید.

تولید محتوا-تفکر نقادانه-تفکر انتقادی-سنجشگرانه اندیشی

حتی تولید محتوای تبلیغاتی هم نیازمند مهارت سنجشگرانه‌اندیشی است. محتوانویس حرفه‌ای بدون آشنایی عملی با تفکر انتقادی از پس گسترش و پرورش متن بر نمی‌آید.

در کتاب «راهنمای تفکر نقادانه، پرسیدن سوال‌های به‌جا» می‌خوانیم:

آموختن مهارت‌های جدید در تفکر نقادانه شباهت زیادی دارد به یاد گرفتن مهارت‌های جسمانی جدید. یعنی صرف این‌که به شما بگویند چه‌کار کنید یا فقط با تماشاکردن دیگران نمی‌توانید چیزی را بیاموزید. بلکه باید تمرین کنید، و تمرین کردن بیش‌تر وقت‌ها در عین‌حال که نتایج خوبی برایتان دارد کار دشواری است.

۳

فقط به سرچ کردن در گوگل و منابع دیگر متکی نباشید. به مشاهدات و تجربیات خودتان هم مراجعه کند. حتی می‌ارزد که برای تولید محتوای خوب و اصیل گهگاه با چند نفری مصاحبه کنید.

۴

نگذارید کامنت‌های منفی جریان نوشتن شما را کُند کند. بیشتر به نوشتن فکر کنید تا بعدِ نوشتن. برخی بازخوردها می‌تواند گمراه‌کننده باشد. اگر فعالانه بنویسید و منتشر کنید، از فرایند انجام کار بازخوردهای ارگانیک‌تر و بهتری می‌گیرید.
۵
با مخاطب وارد گفت‌وگو بشوید. متنی که در قالب مونولوگی تخت و یک‌نفره نوشته شود نمی‌تواند خواننده را تا آخر سطرها با خودش همراه کند. وقتی می‌نویسید مخاطب مشخصی را در برابر خودتان تصور کنید. آیا توانستم منظورم را منتقل کنم؟
۶
برای به کار بردن کلمات و عبارات تازه تلاش کنید. به هر کلمه‌ای که رسیدید به واژگان مترادف آن هم فکر کنید. این برنامه برای دسترسی به دریایی از واژگان مترادف کمکتان می‌کند: واژه‌دان
۷
تنوع تنوع تنوع! تا می‌توانید با انواع مختلف مقالات و کتاب‌ها آشنا شوید. گاهی حتی ممکن است از دفترچۀ راهنمای یک محصول دستگاه آبمیوه‌گیری هم شیوۀ تازه‌ای از خلق محتوا را یاد بگیرید. شعر بخوانید، داستان بخوانید، تحلیل سیاسی و اجتماعی بخوانید. پیک‌ تبلیغاتی بخوانید. همۀ این‌ها مستقیم و غیرمستقیم قدرت محتوانویسی شما را بالاتر می‌برد.
۸
در بیشتر چیزهایی که می‌نویسید از داستان‌سرایی و روایتگری بهره ببرید. روی قصه‌گفتن اصرار داشته باشید و هر طور شده داستان را هم چاشنی محتوای غیرداستانی خودتان کنید. با داستان عمر حرف‌تان را در ذهن مخاطب بیشتر می‌کنید. احتمالا این کتاب بتواند برایتان مفید باشد: داستان‌هایی که می‌چسبند
۹
ویرایش و ویراستاری را یاد بگیرید. صد البته که توجه به ویرایش نباید باعث ترس شما از نوشتن بشود. بهتر است ویراستاری را به مرحلۀ بعد از نوشتن پیش‌نویس اولیه موکول کنید.
Content-Creation-Edit
۱۰
خودتان باشید. تاثیر گرفتن و تقلید کردن از دیگران برای یادگیری خوب است. اما بنا نیست تا ابدالاباد مثل دیگران باشیم. به شم خودتان اعتماد کنید و از آزمودن کارهای تازه نترسید. شاید شما توانستید سبک تازه‌ای از محتوانویسی را به دنیای محتوا معرفی کنید.

جملات قصار تولید محتوا
وقتی تولید محتوا را شروع می‌کنید همه‌چیز ناامیدکننده به‌نظر می‌رسد،
اما اگر جزو صبورانی باشید که با نگاه بلندمدت به تولید محتوا می‌پردازند،
پس‌ازمدتی هر اتفاقی که در مسیر کار محتوا برایتان رخ می‌دهد امیدوارکننده خواهد بود.
فکر کردن به حضور موثر در دنیای اینترنت، بدون داشتن برنامه‌ای جدی برای تولید محتوا، مثل ماهیگیری بدون تور و قلاب است.
یادگیری واقعی ما از زمانی آغاز می‌شود که تولید و انتشار محتوا را شروع می‌کنیم.
تولید محتوا فقط برای کسانی که هر روز به آن می‌پردازند راحت‌تر می‌شود.
هر محتوایی که منتشر می‌کنیم، قدمی‌ست که برای ارتباط با دیگران برمی‌داریم.
محتوای ما اول باید خودمان را تغییر بدهد، بعد دیگران.
تولید محتوا مترادف است با ارتباط، اعتماد، خلاقیت، تفکر سیستمی، توسعه فردی، استراتژی، بازاریابی، فروش، تاثیرگذاری،

چند مقالۀ دیگر که می‌تواند در مسیر یادگیری محتوا به شما کمک کند:

۳۰ ایده‌ برای شروع تولید محتوا

ساختن زندگی با وبلاگ‌ نویسی | ۷۵ جمله دربارۀ تولید محتوا و نویسندگی آنلاین

 مصاحبۀ پادکست سفر محتوا با شاهین کلانتری:

سبک زندگی یک نویسنده

سلسله مطالب تولید محتوا:

به اشتراک بگذارید :

  1. سوما رحیمی گفت:

    سلام آقای کلانتری یا بهتر بگم کمک حال این روزای من در مسیر رسالتم یعنی نویسنده شدن و نوشتن و دنیای نویسندگی اولین باری که شروع به سرچ کردن کردم تو گوگل در مورد نویسندگی و با وب شما آشنا شدم آنقدر صحفه تون گیرا و جذاب بود که به قول خودتون موجب ماندگاری من در صحفتون شد الان دقیق یادم نیست اما شاید نزدیک یکسال با شما آشنا شدم و از این بابت خیلی خوشحال شدم چون به نظرم به جرات می تونم بگم یکی از صحفات در گوگل که در مورد نویسندگی و موارد مرتبط با آن کامل و جذاب و گیرا هستش برام و هر بار که وارد وبتون میشم چیزی جدید یاد میگرم و تمامی نکات و تمرین هایی که در این زمینه به ویژه نویسندگی گفتید به کار بردم و انجام دادم و به شخصه میگم یک استاد کار خوبی برای خودم پیدا کردم و ازاین بابت خوشحالم و نکته دیگه وجود کاریکاتور و سایر محتوا های دیگه صفحتون که حس خوب و خودمونی به آدم میده انگار که صد سال با شما دوست و رفیق صمیمی هستم و روبه روی هم در خلوت یک کافه دنج مشغول حرف زدن و شنیدن حرف های جذاب و مفیدتون در این عرصه هستم و چیزی که این مطالب وتصاویر و حس خودمانی بودن رو به آدم میده اینکه خودتون عینا و ذهنا تجربه اش کردید و وقتی لینک های مرتبط را پیوسط میدید به یک موضوع انگار در ذهن مخاطب هستید و می دونید کجا چی و کدام مطلب رو بذارید. براتون صحت و حال خوب و شادکامی رو آرزرو میکنم و همیشه پایدار باشید. کاشکی کیبورد لپ تابم ایموجی داشت تا بهتر حس و حال خودم و قدردانی از شما رو بهتون نشون میدادم اما با این وجود ممنون از زحمات و تمام کارهایی که برای مخاطبانتون انجام میدی.

  2. سلام
    زنده باشید
    میخواستم بپرسم که شما چه سایت یا شرکتی را پیشنهاد میکنید تا برای ما سایت بسازد؟
    ممنون میشم جواب بدید