نوشتن درمان درد بیهودگی است.
-شاهرخ مسکوب
اول باید بد بنویسی، تا بعداً بتوانی بهتر بنویسی.
-ویلیام فاکنر
هر کس هرطور که میخواهد و در توانش هست، مینویسد.
-آنتون چخوف
نخستین نسخهی این مقاله در سال ۹۶ منتشر شده است. اما پیوسته بهروز شده و اکنون در نیمهی دوم سال ۱۴۰۵ شما نسخهی تازهی آن را مطالعه میکنید.
این جستار بلند بناست راهنمایی کاربردی برای آشنایی شما با شیوههای مختلف نوشتن و نویسندگی و همینطور تمرینهای نویسندگی خلاق باشد.
شاید بخشی از این نکات و تمرینها نگرش شما را نسبت به نوشتن و نویسندگی تغییر بدهد، و سبب آغاز فصل تازهای از مسیر مهارتآموزی شما بشود.
در برنامهی ۱۰ هفتهای آموزش نویسندگی، با مراحل نویسندگی آشنا میشوید و روشهای تازهای را برای بهتر نوشتن میآزمایید.
تمرینهای ساده و کاربردی برنامهی ۱۰ هفتهای آموزش نویسندگی تا حدی رمز و رازهای نویسندگی را برای شما آشکار میکند و باعث میشود بعد از دو ماه و ده روز برخی افسانههایی را که دربارهی استعداد نویسندگی وجود دارد کنار بگذارید و بهتر و حرفهایتر بنویسید.
در آغاز پیشنهاد میکنیم تمرین ژونال نویسی را هم همراه با مطالعهی این مقالهی جامع پیش ببرید.
دستاورد شما در پایان این دورهی رایگان:
اگر خوب و منظم تمرین کنید، احتمالن در پایان این برنامهی ۱۰ هفتهای اولین کتاب کوچک خودتان را مینویسید. البته برای انتشار کاغذی نوشتههایتان هیچوقت عجله نکنید. در آغاز راه، اینترنت بستر خوبی برای انتشار نوشتهها و دریافت بازخورد است.

هفتهی اول
نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟
مثل هر کار دیگری در هفتهی اول باید بفهمیم که اصلن نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟ مراحل نویسنده شدن سخت است یا آسان؟ برای نویسنده شدن چه میزان عرق جبین و کد یمین لازم است؟
نویسنده کسی است که مینویسد! همین.
شاید تعریف رضا بابایی از نویسندگی یکی از زیباترین و راهگشاترین تعاریف باشد:
نویسنده کیست؟
«نویسنده کسی است که نوشتن برای او آسان است؛ اگر چه محصول کارش متوسط باشد.» پس نویسنده، کسی است که از نوشتن نمیهراسد؛ بلکه آن را دوست دارد و از آن لذت میبرد. کسی که نوشتن برای او، بهآسانی و شیرینی گشتوگذار در طبیعت باشد، نویسنده است؛ حتی اگر آنچه مینویسد، چشمها را خیره نکند. این گمان که نویسنده، باید با هر نوشتۀ خود، خوانندهاش را شگفتزده کند و به تحسین و اعجاب وا دارد، دور از آبادی است. اگر کسی، به همان راحتی که میگوید، بنویسد، نویسنده است؛ اگر چه دیگران، به سختی و با رنج فراوان، بهتر از او بنویسند.» (نقل از کتاب خارج از نوبت)قانون طلایی نویسندگی به این شرح است:
راحتنوشتن + بسیارنوشتن = زیبایی و سنجیدگی
تصور میکنیم تاکنون جستهگریخته دست به قلم بردهاید، اما هنوز حرفهای نشدهاید. حالا در هفتهی اول آغاز نویسندگیِ حرفهای چه باید بکنید؟
کمی دربارهی تعریف نویسندگیِ حرفهای بدانیم:
یک تعریف نویسندگی حرفهای میگوید:
نویسندهی حرفهای فردی است که جز نوشتن کار دیگری انجام نمیدهد.
تعریف دیگر میگوید:
نویسندهی حرفهای کسی است که شغل او نویسندگی است و از راه دیگری امرار معاش نمیکند.
اما بیایید در این مطلب تعریف زیر را به عنوان یک قرارداد مشترک بپذیریم:
نویسندهی حرفهای کسی است که هر روز مینویسد.
این تعریف به ما کمک میکند که در ابتدای کار بهتر و منظمتر بنویسیم؛ و در این رهگذر عضلات نویسندگی خودمان را تقویت کنیم.
مطالعه کنید: شغل نویسندگی و هر آنچه در مورد این شغل باید بدانید.
در هفتهی اول ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که آیا نویسندگی آب و نان میشود یا نه؟ (+)

بر خلاف تصور عامه و کلیشههای جاافتاده که نویسندگی را تحمل فقر و بدبختی و بیچارگی میدانند، میتوان نظر متفاوتی داشت؛ با توجه به روندهای موجود در دنیای فعلی و توسعهی تکنولوژی و رسانههای دیجیتال، نویسندگی جایگاه متفاوتی یافته است.
پیش از راهاندازی اینترنت هیچ بعید نبود که نویسندهی بینوا از فقر و تنگدستی به هزار کار عجیب و غریب دیگر روی بیاورد یا از سر استیصال خودکشی کند.
بحثی انحرافی!
در کلاسها و همینطور کامنتها خیلی از اوقات این سوال مطرح میشود که چرا نویسندهها خودکشی میکنند؟
صادق هدایت، غزاله علیزاده و کورش اسدی هم احتمالن معروفترین مثالهای مطرح شده ایرانی باشند؛ یا ارنست همینگوی، ویرجینیا ولف و رومن گاری که از مطرحترین نویسندههای خودکشیکردهی جهاناند. اما این نمونههای مشهور، به خاطر تلخی ماجرا و هالهی رازی که دور مرگشان را گرفته، دلیل محکمی برای این نیستند که بپذیریم هر نویسندهی خوبی، به احتمال قریب به یقین خودکشی میکند! چه بسا که آمار خودکشی در میان دیگر رشتههای هنری و غیرهنری بیشتر از نویسندگی باشد. در این حالت ما دچار خطای شناختی همبستگی میشویم؛ یعنی از رابطه برقرار کردن بین دو موضوع بهظاهر مرتبط، بدون نمونهها و شواهد کافی، نتیجهای میگیریم که لزومن درست نیست. پس نگران نباشید و فعلن فقط به خودکشی با زیاد نوشتن فکر کنید!
برگردیم به مسائل اقتصادی نویسندگی:
اما چرا به یکباره فضای نویسندگی در سالهای اخیر متحول شد؟
نویسندگی و نوشتن کتابهای الکترونیکی در سالهای اخیر رونق عجیبوغریبی پیدا کرده است.
یک لحظه از خودتان سؤال کنید، شما از چه طریقی به این صفحه رسیدید؟ به احتمال زیاد، جستجو در گوگل.
حالا نویسندگی به موضوع جذاب و مهمی به نام استراتژی محتوا گره خورده است.
لینک کمکی:
تعریف ساده محتوا و تولید محتوا
تعریفهای مختلفی برای استراتژی محتوا وجود دارد. ولی در هر صورت تعریف سادهی استراتژی محتوا از نظر ما «تولید هوشمندانهی محتوا برای دیده شدن و ارتباط گرفتن با مخاطبان» است.
بسیارخب؛ توی دنیای اشباعشده از تبلیغات، با میلیونها تبلیغ و بنر که از هر طرف روی سر ما ریخته، راه رقابت و متمایز شدن چیست؟
یک کلام: تولید محتوا.
چرا با شنیدن اسم تولید محتوا ذهن ما به سمت نوشتن میرود؟ به این دلیل که نوشتن مهارتی مثل «دو» در ورزش است.
نوشتن، مهارتی پایهای است.
فارغ از زمینهای که در آن فعال هستید، برای توسعهی برند شخصی و تجاریتان نیاز دارید که بنویسید.
نوشتن و نویسندگی، یعنی رابطه
ما مینویسیم تا ارتباط برقرار کنیم. بدون اغراق مهمترین یا بخشی از مهمترین دستاوردهای زندگی ما در اثر روابطی است که برقرار کردهایم.
پس اگر به دنبال رشد و توسعهی فردی هستیم چارهای نداریم جز اینکه روابط خودمان را گسترش بدهیم و شبکهی وسیعی از دوستان مؤثر ایجاد کنیم.
نوشتن و تولید محتوا این فرصت را به ما میدهد تا با خلق ارزش و انجام کارهای مفید در ذهن و قلب دیگران نفوذ کنیم و روابط بلندمدتی بسازیم.
برگردیم به ابتدای بحث؛ پس تا حدی فهمیدیم که با توجه به روندهای موجود و توسعهی اینترنت، نویسندگی هم نان میشود و هم آب.
تصور کنید میخواهید در رشتهی خودتان به یک کارشناس شاخص تبدیل شوید. چارهای ندارید جز اینکه خوب بنویسید و رسانهای داشته باشید که افراد مرتبط با حوزهی تخصصی شما نوشتههایتان را دنبال کنند و شما را به عنوان یکی از افراد تاثیرگذار حوزهی تخصصیتان بشناسند و قبول داشته باشند.
یا اگر کسبوکاری داشته باشید، برای اینکه در صفحهی اول گوگل دیده شوید فقط و فقط باید محتوای اصیل و دستاول تولید کنید.
هیچ جادوی دیگری به کمک شما نمیآید، دوران تکنیکهای بازاری و سیاه گذشته، الگوریتمهای گوگل روزبهروز هوشمندتر میشوند و روی محتوا حساسیت بیشتری نشان میدهند. بنابراین افسانههای مربوط به سئو را کنار بگذاریم و به تولید محتوای اصیل فکر کنیم. قلم شما عامل اصلی تمایز شماست.
تا به حال چیزی دربارهی روند اطلاعات فوری شنیدهاید؟
روندهای موجود نشاندهندهی این است که ما برای دستیابی به اطلاعات مورد نظرمان بیش از پیش به جای پرسیدن سؤال از هر کس دیگری به موتورهای جستجو مراجعه میکنیم.
بنابراین قدرت و بازار در دست کسانی است که در صفحات اول گوگل حضور داشته باشند.
مثلن شما با جستجوی یکی از کلیدواژههای مرتبط با نویسندگی به این صفحه رسیدید، درست است؟ این قدرت محتوای متنی و نویسندگی آنلاین است که باعث شده ما و شما با هم رابطه برقرار کنیم.

شاید بگویید درست، ولی آیا نویسندگی در فضای ایران هم بازار پر رونقی دارد؟
دربارهی تأثیر شگفتانگیز نوشتن روی برند شخصی و کسبوکارها که هیچ شکی نیست، فقط کافی است نگاهی به زندگی حرفهای استارتآپها و اینفلوئنسرهای موفق بیندازید.
اما حتا اگر بخواهید کارمند جایی شوید وقتی نویسنده و تولیدکنندهی محتوا باشید در کمتر از یک روز میتوانید در یک شرکت مشغول به کار شوید یا به عنوان فریلنسر کلی سفارش آزاد بگیرید.
پیشنهاد ما این است که برای برندسازی به عنوان یک نویسنده راهاندازی وبسایت شخصی خودتان را جدی بگیرید.
لینک کمکی:
اگر میخواهید سایت شخصی قدرتمندی داشته باشید حتمن این متن را بخوانید

تمرین هفتهی اول:
ابزار اصلی کار نویسنده «کلمه» است.
کلمهی مورد علاقهی شما چیست؟ محبوبترین واژهای را که دوست دارید قاب کنید و بزنید روی دیوار اتاقتان.
این کلمه را در گوگل سرچ کنید. سعی کنید تمام لینکهای صفحهی اول را باز کنید و نگاهی به آنها بیندازید.
گزارشی ۵۰۰ کلمهای از جستجوی این واژه و مطالعهی نتایجی که به آنها برخوردید بنویسید. چقدر با تصور شما متفاوت بود؟ آیا به ایدهی جالبی برخورد کردید؟ آیا فکر نمیکنید فضای محتوای فارسی در وب فقیر است و جای زیادی برای رشد و دیده شدن دارید؟
با این تمرین علاوه بر دقت بیشتر روی فرایندهای گوگل، هوش کلامی خودتان را افزایش میدهید.
این تمرین به شما کمک میکند تا:
روی کلمهها و اهمیت آنها حساستر شوید.
با روندهای جاری تولید محتوا در اینترنت آشنا شوید.
به کشف علایق اصلی و موضوعات مورد علاقۀ خودتان نزدیکتر شوید.
گزارشنویسی را تمرین کنید. گزارشنویسی یکی از مهمترین شاخههای نویسندگی است.
+۲ مکمل برای هفتهی اول
۱
تمرینی برای شروع نویسندگی و کتابخوانی:
۲
این وبینار را مدتها پیش اجرا کردهام. شاید تماشای آن برایتان جالب باشد. در این ویدیو از تکنیکهای مختلف آموزش نویسندگی گفتهام:
هفتهی دوم
هر داستانی صدای خودش را دارد، درست همانطور که هر شخصی صدای خودش را دارد.
-کیت گرویل
داستاننویس برای یافتن موضوع، از خودش تغذیه میکند.
-ماریو بارگاس یوسا
نوشتن برای نویسنده این امکان را به وجود میآورد تا در بیداری، رؤیا یا کابوس ببیند و بنویسد، بیآنکه اغلب تعبیر نوشتههایش را بداند.
-ابوتراب خسروی
نویسندگی داستانی یا غیر داستانی؟
با خواندن مطالب هفتهی اول ممکن است با خودتان بگویید: «من میخواهم رمان بنویسم. اینها که شما گفتید دربارهی نویسندگی در دنیای اینترنت است.» پس آماده باشید که یک بار برای همیشه تکلیف انواع مختلف نویسندگی را روشن کنیم.
فرقی نمیکند بخواهید مقاله بنویسید، شعر و ترانه بگویید، در نگارش فیلمنامهای مشارکت کنید یا گزارشی برای روزنامه تهیه کنید در هر صورت ما به عنوان نویسنده باید داستانگویی را بلد باشیم.
اصلن داستان چیست؟ (+)
به قول گوستاو فلوبر نویسندهی فرانسوی، داستان همان چیزی است که شما سر میز کافه برای دوستتان تعریف میکنید. اگر دوستانتان همیشه سرگرم حرفهای شما میشوند به احتمال زیاد یعنی مهارت داستانگویی دارید، اگر نه که باید تمرین کنید. چون همهی ما آدمها ذاتن قصهگو هستیم.
باربارا شوپ و مارگارت لاودنمن در کتاب اندیشههای نو در رماننویسی میگویند:
داستانگویی، چیزی بیش از تعریف زنجیرۀ رویدادهاست. باید طوری بنویسی که خوانندگان احساس کنند انگار همه چیز درست جلو چشمشان اتفاق میافتد. خواننده باید کردار شخصیتها را ببیند، گفتارشان را بشنود و محیط آنها را مشاهده کند تا از چندوچون قضایا سر درآورد و نهتنها به عاقبت کار علاقهمند شود، بلکه بکوشد آن را پیشبینی کند.
انواع نویسندگی
نویسندگی داستانی (تخیلی) و نویسندگی غیرداستانی (غیر تخیلی) دو نوع نویسندگی هستند. بازار نشر هم کتابها را به همین صورت تقسیمبندی میکند.
شاید عبارت نویسندگی خلاق را شنیده باشید و کنجکاو باشید بدانید نویسندگی خلاق چیست؟ نویسندگی خلاق در اصل همان نویسندگی داستانی و تخیلی است.
برای مطالعهی کلاس پایه و اصلی ما در همین زمینه میتوانید فراخوان کلاس نویسندگی خلاق را مطالعه کنید.
همچنین در زمینه نویسندگی خلاق کتابی هست، که آن را در مقاله کتاب همه چیز دربارهی نویسندگی خلاق معرفی و مورد بررسی قرار دادهایم.

آیا لازم است که حتمن فعالیت در یکی از این دو گروه را انتخاب کنیم؟
خیر، انتخاب نویسندگی داستانی یا غیرداستانی بسته به سلیقه و توانمندیهای شماست. بسیاری از کتابهای غیرداستانی خوب توسط داستاننویسها خلق شدهاند.
بین نمونههای ایرانی میتوان به تعدادی از کتابهای غیرداستانی جلال آلاحمد اشاره کرد. هر چند آلاحمد داستاننویس موفقتری است. هوشنگ گلشیری، رضا براهنی، جواد مجابی، ابوتراب خسروی، رضا قاسمی، شهریار مندنیپور از جمله شاخصترین داستاننویسهایی هستند که دستی هم در نوشتن جستار و مقالهنویسی داشتهاند.
بین نمونههای خارجی هم مثالهای موفق بسیاری وجود دارد. معمولن نویسندههای درجه یک جهان، در کنار آثار داستانی حداقل یکی دو تا کتاب غیرداستانی هم دارند که البته بخش اعظم این کتابها دربارۀ آموزش نویسندگی و داستانگویی است.
به طور نمونه میشود به میلان کوندرا و کتاب هنر رمان، ماریو بارگاس یوسا و کتاب نامههایی به یک نویسنده جوان و جولیا کامرون و کتاب حق نوشتن اشاره کرد.
+ یک لیست کمکی
فهرستی از مهمترین غیرداستانینویسان ایران
شاهرخ مسکوب
محمد قائد
قاسم هاشمینژاد
نجف دریابندری
احمد اخوت
غلامحسین یوسفی
مصطفی رحیمی
مجتبی مینوی
مسعود خیاماز مطالعهی آثار این نویسندگان درسهای ارزشمندی را دربارهی فارسینویسی میآموزید.
حالا تصور میکنیم شما میخواهید نویسندهی غیرداستانی بشوید و به نوشتن کتاب در حوزههای مدیریت، کسبوکار و توسعه فردی علاقهمندید.
نباید فراموش کنیم که نویسندهی غیرداستانی بودن به این معنا نیست که داستانگویی را بلد نباشیم. معمولن نویسندههای موفق غیرداستانی اشاره میکنند که چند رمان چاپ نشده توی کشوی میزشان دارند.
یکی از نمونههای موفق نویسندههای غیرداستانی مالکول گلدول است که بعضی کتابهای او از جمله نقطۀ عطف و آدمهای استثنایی با نامها و ترجمههای مختلف در ایران چاپ شدهاند. تمام جذابیت کتابهای غیرداستانی گلدول فقط به خاطر مهارت او در داستانگویی است. او نتیجۀ پژوهشها و آزمایشهای علمی را جوری روایت میکند که انگار در حال شنیدن داستانی تخیلی هستیم. اگر به این ژانر علاقه دارید کتابهای نویسندگانی مانند مارک منسون، اریک بارکر، چارلز داهیک و دنیل پینک را مطالعه کنید که ترجمههای خوبی از آثار آنها در ایران منتشر شده است.
لینک کمکی:
دانلود کتاب+فهرستی از کتابهای محبوبم
خب چطوری میتوانیم به لحن خوبی در داستانگویی برسیم. آن توصیهی کلیشهای که همچنان پابرجاست: باید تا جایی که میتوانیم داستان بخوانیم. اما تمرین این هفتهی ما ربطی به داستان خواندن ندارد.
تمرین هفتهی دوم:
شاید فکر کنید تمرین نویسندگی باید نوشتن باشد، ولی این بار به جای نوشتن فقط میخواهیم حرف بزنیم. به قول ژول سالزمن:
اگر میتوانید حرف بزنید، پس حتماً میتوانید بنویسید.
یک برنامهی ضبط صدا روی گوشی یا کامپیوتر خودتان نصب کنید و طی ۳ روز، در ۳ نوبت و هر بار ۲۵ دقیقه صدای خودتان را ضبط کنید. سعی کنید روایت کنید، خاطره بگویید، از اتفاقهایی که طی روز برایتان افتاده حرف بزنید یا دربارهی آینده با صدای بلند رؤیاپردازی کنید. فرض کنید مخاطب شما در کافه نشسته و بیحوصله است و شما میخواهید با حرفهایتان او را سرگرم کنید.

دانلود رایگان یک کتاب کوچک و ویژه:
چگونه به یک نویسندۀ آنلاین تبدیل شویم؟
هفتهی سوم
برای داشتن زندگی خلاق به مجوز هیچکس احتیاج ندارید.
-الیزابت گیلبرت
برای نوشتن پا لازم است. پایی که برود و برود و برود.
-بهمن فرسی
برای موفق شدن در نویسندگی باید تواناییهای شخصی، استعداد و قریحه، در کنار تلاش برای رسیدن به هدف، اعتقاد به خود و اشتهای سیرنشدنی برای پیشرفت قرار بگیرند.
-ویلیام پدن
اگر استعداد ندارید
برای نویسنده شدن بهترین موهبت همین است که استعداد نویسندگی نداشته باشید و به طور کلی قید وجود ذرهای استعداد را بزنید.
نگرانی دربارۀ میزان استعدادتان ممکن است به کلی شما را از مسیر نویسندگی منحرف کند. پس چه بهتر که کلاً این موضوع را نادیده بگیرد. به نظر میرسد همین که اشتیاق نویسنده شدن دارید کافی است. بقیه ماجرا به کار سخت و مداومت شما در مسیر نوشتن بستگی دارد.
نکته مهم دیگر این است که دنیای نویسندگی آنقدر متنوع و بزرگ است که شما با هر ویژگی و استعدادی میتوانید راه و روش و گونۀ مناسب خودتان را کشف کنید. مثلاً ممکن است داستاننویس چندان مستعدی نباشید؛ اما به نویسندۀ غیرداستانی خوبی تبدیل شوید یا برعکس.
پیشنهاد دیوانهوار
میتوانید روی یک کاغذ بزرگ بنویسید: «من بیاستعدادترین نویسندی جهانم» و آن را بچسبانید جلوی میز کارتان که یکباره خیالتان از این بابت راحت شود! و بعد بدون استرس استعداد مشغول نوشتن شوید.
ما چه مشکلی با استعداد داریم؟
حتی اگر با استعدادترین نویسندهی جهان هم باشید بالاخره قریحهی شما یک جایی ته میکشد. نویسندگی کار گِل است. نویسنده یکی از سمجترین آدمهای روی زمین است. نویسندهی واقعی پاسدار کمیت است. او میداند که کیفیت فقط و فقط در اثر سختکوشی و فراهم آوردن کمیت بالا فراهم میشود.
کار نیکو کردن از پر کردن است؛ تمام اسمهای ماندگار ادبیات به قول ارهان پاموک نویسنده نوبلیست ترک، کارگرانی سختکوش بودهاند.
اگر روی کاغذ مینویسید باید کیلو کیلو تولید کنید و برای خریدن کاغذ و قلم پول کم بیاورید.
اگر هم تایپ میکنید باید آنقدر افراطی بنویسید که رنگ دکمههای کیبوردتان برود یا دکمههایش بشکند.
میدانید چه زمانی به نویسندهای پرکار تبدیل میشوید؟
زمانی که تولید زباله را وظیفهی خودتان بدانید.

آنی سکستون میگوید: «گاهی دهها صفحه چرندیات محض مینویسم تا به یک جملهی درست برسم.»
تصور کنید فایل ورد را باز کردهاید و میخواهید یک مقالهی مهم بنویسید.
تقریبن محال است که در همان سطرهای اول بتوانید به افکارتان جریان منظمی بدهید و جملات درستی بنویسید.
پس شروع کنید به نوشتن چیزهای بیهوده، از سرو صداهای اطراف بنویسید (ظرف شستش مادرتان در آشپزخانه)، از بوهایی که به مشامتان میرسد (بوی غذایی که روی گاز است.)، از چیزهایی که لمس میکنید (دکمههای کیبورد، حسی که انگشتهای شما هنگام لمس آنها دارند.)، از چیزهایی که دور و برتان میبینید (کتابهایی که روی میزتان گذاشتهاید) و از مزههایی که حس میکنید (طعم آدامسی که در حال جویدنش هستید).
تا جایی که میتوانید جزییات ظاهراً اضافه را توصیف کنید. تأثیر شگفتانگیز آن را وقتی نویسندهی حرفهای شدید میفهمید.
نویسندهی تازهکار غالبن ممکن است که مدام نگران استعداد خودش بشود. بخشی از مشکلاتی که قبل از حرفهای شدن ما در نویسندگی به وجود میآیند از این قرارند:
-نوشتن هر چیزی را که آغاز میکنیم نمیتوانیم به پایان برسانیم، پس چندین داستان نیمهکاره داریم.
-بیش از اندازه دربارهی چاپ آثارمان رؤیاپردازی میکنیم و نگرانیم.
-حس میکنیم نمیتوانیم حرف دلمان و آن چیزی را که توی سرمان میگذرد بهوضوح روی کاغذ بیاوریم.
-از نوشتههای خودمان متنفریم، درست مثل پول قلابی از آنها ناامید میشویم.
-هر وقت که ذوقش را داشته باشیم سراغ نوشتن میرویم.
اینها فقط بخشی از بهانهها و مشکلات یک نویسندهی غیرحرفهای است.
ولی نویسنده شدن یک قاعدهی ساده دارد، که البته هر کسی اراده و شجاعت انجام آن را ندارد.
لینک کمکی:
فهرستی از عمیقترین و بدترین اشتباهات دنیای نویسندگی
قاعدهی ۱۰ برابر
قاعدهی ۱۰ برابر ایدهای است که گرانت کاردون مطرح کرده.
کاردون در کتاب قاعده ده برابر مینویسد:
قاعده ۱۰ برابر ربطی به آموزش، استعداد، ارتباطات، فرصتهای خوب، پول، فناوری، در صنعت درست قرار گرفتن یا حتی در زمان و مکان درست قرار گرفتن ندارد. در هر موردی که شخصی در آن به سطوح عظیمی از موفقیت دست یافته است -فرقی نمیکند چه کسی باشد، نویسنده، کارآفرین یا سیاستمدار- تضمین میدهم او در زمان ترقی و کسب موفقیتش از قاعده ۱۰ برابر استفاده کرده است.
قاعدهی ۱۰ برابر یعنی ۱۰ برابر بیش از چیزی که افراد آماتور انجام میدهند برای مهارتی که قصد حرفهای شدن در آن را دارید وقت بگذارید. اگر نویسندههای آماتور به صورت تفننی روزی ۱۰۰ کلمه مینویسند، شما ۱۰ برابر بیشتر یعنی هر روز ۱۰۰۰ کلمه بنویسید. قاعدهی ۱۰ برابر تنها راه موفقیت و تمایز در دنیای نویسندگی است.

تمرین هفتهی سوم:
تصور کنید اگر ۱۰ برابر بیشتر از چیزی که در حال حاضر انجام میدهید و ۱۰ برابر بیشتر از حد معمول بنویسید چه اتقاقی میافتد و چه میزان از رشد و موفقیت را تجربه میکنید. به هر ضرب و زوری شده هزار کلمه دربارهی نویسندگی ۱۰ برابر بنویسید. شاید لازم باشد به نسبت بقیهی تمرینها ۱۰ برابر بیشتر عرق بریزید.
پیشنهاد: یک بسته کاغذ ۲۰۰ صفحهای بگیرید و طی یک هفته هر طور شده، آن را با آزادنویسی پر کنید.
هفتهی چهارم
نویسندۀ راستین، چیزی برای گفتن ندارد، تنها شیوهای برای حرف زدن دارد.
-آلن رب گریه
به یاد داشته باشید: نویسندگی شیوۀ مشخصی ندارد. هر چه هست شیوۀ شماست و بس.
-میلتن لوماسک
هیچ موضوعی نمیتواند یکنواخت و خستهکننده باشد. فقط نویسندهها میتوانند ملالآور باشند.
-اچ. ال. منکن
چه گفتن یا چگونه گفتن؟
آنقدر نوشته و کتاب خوب هست که اگر تا آخر عمر هم از صبح تا شب در حال مطالعه باشیم، باز هم نمیتوانیم کسری از آنها را بخوانیم. پس توی این شلوغی چرا باید ما هم به جمع کثیر نویسندهها اضافه شویم؟
برای اینکه فکر میکنیم تجربیاتی داریم و حرفهایی در سرمان هست که ارزش اشتراکگذرای با دیگران را دارند.
همۀ داستانها قبلاً گفته شدهاند. اصولاً همۀ قصههای جهان تکراریاند. تا به حال بیش از هفده بار از روی قصهی دیو و دلبر فیلم ساختهاند. به نظر شما جنون دارند که چنین کاری میکنند یا از ذوق و خلاقیت کافی برخوردار نیستن؟
تنها دو یا سه داستان وجود دارد، و همانها نیز بهقدری سرسختانه و با سماجت خودشان را تکرار میکنند که گویی پیش از این بازگو نشدهاند.
-ویلیام کَتر
موضوع این نیست که چه میگوییم، موضوع چگونه گفتن است. یک لحظه به همهی قصههای عاشقانهای که تاحال خوانده یا دیدهاید فکر کنید، همان الگوی قصهی لیلی و مجنون است. رومئو و ژولیت و تایتیانیک و شبهای روشن هم با همین الگو نوشته شدهاند.
غیر از این است که خط اصلی این داستانها ماجرایی کلیشهای و نخنما است؟ یک نفر دیوانهوار شیفتهی یک نفر دیگر میشود و به رغم تمام تلاشها و مصائب موجود در نهایت به معشوقهاش یا میرسد یا نمیرسد.
از شاهکارهای ادبی تا داستانهای عامهپسندتر، طرح نو یا آنچنان عجیبوغریبی ندارند. پیرنگها و طرحهای داستانی محدودند. حتی کتابهایی هم در این زمینه نوشته شده، که در آن نویسنده همۀ انواع طرحهای داستان را فهرست کرده و صدها نمونه آورده است، از جمله کتاب بیست کهن الگوی پیرنگ از رونالد بی. توبیاس.
آنچه یک داستان را از تمام داستانهای دیگر متمایز میکند چگونه گفتن آن است.
در میان انبوه قصهها این نگاه شخصی و فردیت یگانهی شماست که میتواند اثر تازهای را به جهان اضافه کند.
برای اینکه در چگونه گفتن مهارت بیابید و در رسیدن به بهترین فرمهای بیان داستان مسلط شوید، بیش از هر چیز باید بخوانید. هیچ میانبر دیگری وجود ندارد.
دربارهی نویسندهی بزرگ آلمانی، توماس مان گفتهاند:
توماس مان تا آخرین لحظۀ عمرش، دست از مطالعه برنداشت. دانش و اطلاعات او را بسیار وسیع و متنوع توصیف کردهاند. آخرین کلماتی که توماس مان در بستر مرگ به زبان آورد چنین بود: «عینکم را نزدیکم بگذارید تا وقتی بیدار میشوم کتاب بخوانم…» و دیگر، هرگز، بیدار نشد.

تمرین هفتهی چهارم:
نوشتن خلاصههای دو خطی:
این احتمالن یکی از مفیدترین و موثرترین تمرینهایی است که بعدها قدر آن را بسیار بسیار بیشتر خواهید دانست.
از تمام داستانها و فیلمهایی که تاکنون خوانده و دیدهاید فهرستی تهیه کنید. لزومی ندارد فقط داستانهای محبوبتان را بنویسید. هر چیزی که یادتان میآید توی فهرست بیاورید.
در وهلهی اول با نوشتن چنین لیستی به آنچه تاکنون به عنوان خوراک ذهنی مصرف کردهاید پی میبرید. حجم و کیفیت این خوراک میتواند به شما ایدههای زیادی برای ارزیابی خودتان بدهد.
و گام بعدی و در اصل تمرین اصلی این است که سعی کنید خلاصۀ هر کدام از داستانهایی که توی فهرست آوردهاید را در دو خط، فقط و فقط در دو خط بنویسید.
بعد از تکمیل فهرست به این فکر کنید که نویسنده چگونه توانسته به همین داستان ساده که در دو خط خلاصه میشود چنین شاخ و برگی بدهد.
بهترین آثاری که توی فهرست آمدهاند چه ویژگیهای شاخصی دارند؟
هفتهی پنجم
اگر میخواهی روی هنرت کار کنی، روی زندگیات کار کن.
-آنتون چخوف
پیادهروی یک راهکار جادویی برای افرادی است که میخواهند درست فکر کنند.
-آستین کلئون
چرت نیمروزی برای کار من فاکتور مهمی است. نه خوابیدن کامل، بلکه حالتی که در حال خواب هستم ولی ذهنم بیدار است.
-ویلیام گیبسون
عادتهای غیرنوشتاری یک نویسنده
برای تمرین نوشتن لزومن بنا نیست همیشه در حال نوشتن باشیم. بسیاری از کارهای غیرنوشتاری نیز میتوانند به عنوان عادتهای مکمل نویسندگی به افزایش خلاقیت ما کمک کنند.
اگر تا اینجای کار همهی تمرینهای هفتههای قبلی را انجام داده باشید، حالا قلم شما تا حدی راه افتاده و وقت آن است که کمی از نوشتن فاصله بگیریم.
گاهی بهترین کار برای تقویت قوای ذهنی و رسیدن به ایدههای تازه، فاصله گرفتن از نوشتن است.
در میان تمام عادتهای غیرنوشتاری نویسندگان یکی از آنها بیش از هر کار دیگری به چشم میخورد: پیادهروی.
نویسندگی و پیادهروی به هم گره خوردهاند. پیادهروی فقط یک توصیهی ساده نیست که بتوانیم به راحتی از کنار آن بگذریم.
میتوان گفت که پیادهروی بیش از سلامت جسم، برای حفظ سلامت ذهن یک نویسنده ضرورت دارد.
قصههای زیادی دربارهی علاقهی نویسندگان به پیادهروی وجود دارد،
نیچه که اغلب با داشتن مداد و دفتر یادداشتی چرمی در درهها قدم میزد میگوید:
فقط افکاری که در هنگام قدم زدن به ذهن خطور میکنند با ارزش هستند.
چاندرا موریلا بیل در مقالهای با عنوان بهتر نوشتن بدون نوشتن یک کلمه دربارهی اهمیت قدم زدن میگوید:
«در حین کار، گاهی حس میکنید به بنبست رسیدهاید یا نیروی کافی برای ادامۀ نوشتن ندارید. ورزش باعث میشود اکسیژن لازم جذب مغز شود و کارکرد آن بیشتر شود. گاهی فکر کردن زیاد باعث سرکوب خلاقیت میشود. در حالی که مغز نیاز به انرژی و استراحت دارد. وقتی قدم میزنید، رنگ خانهها، گلها و شکل ابرها را میبینید. در خیابان علائم و چیزهایی را میبینید که در حالت عادی به آنها هیچ توجهی نمیکردهاید. حتی پنجرهها و پردهها هم میتوانند الهامبخش باشند.»
یک دلیل ساده و روشن برای پیادهروی این است که ذهن، در اثر کمتحرکی کند میشود.
غالبن ممکن است از باشگاه رفتن و هزینه کردن برای هر نوع ورزشی احساس ناخوشایندی داشته باشیم.
در این میان پیادهروی چارهی کار است: نه وسیلهی خاصی میخواهد و نه مهارتی که نیاز به یادگیری داشته باشد.
دوست دارید مهارت پیادهروی را یاد بگیرید؟
اینگونه است:
-از در خانه یا محل کارتان بیرون بزنید.
-شروع کنید به راه رفتن.
-بعد از حداقل ۲۵ دقیقه تکلیف شما انجام شده، حالا بهتر است بروید دوش بگیرید، یا بهتر از آن چند کلمهای بنویسید.
شاعر بزرگ مکزیکی، اکتاویو پاز میگوید:
من شعرهایم را در حین پیادهروی میسرایم. با گامهایی که برمیدارم، ضرباهنگ سطرها را کشف میکنم. بعد از پیادهروی فقط باید شعر را روی کاغذ پاکنویس کنم.

برای پیادهروی دلایل علمی دقیقتری میخواهید:
قلب انسان بالغ عادی، سالانه حدودا ۴۰ میلیون بار میتپد و در هر روز، ۱۵۰۰۰ لیتر خون به سراسر بدن میفرستد. قلب یک ماهیچه است و برای تقویت آن باید ورزشاش دهید، مثل ماهیچههای دیگر بدن.
بنابراین از آنجایی که قلب نویسندهها چندبرابر بیشتر از بقیه میتپد! لازم است فکری به حال عضلات قلبتان بکنید.
طی پیادهروی ضمن تقویت عضلات قلب، عضلات نویسندگیتان را هم پرورش میدهید.
جولیا کامرون از نویسندههایی است که در کتابهای متعددی به ارتباط خلاقیت و پیادهروی پرداخته است، از جمله در کتاب رگهی طلا:
گام برداشتن و پیادهروی قدرتمندترین ابزاری است که میشناسم.
زندگی خلاق، فرایند است و این فرایند شبیه عمل هضم غذاست. از غذا برای فکر کردن سخن میگوییم ولی به ندرت تشخیص میدهیم که به عنوان هنرمند به فکر، برای غذا نیاز داریم. پیادهروی با جریان دائم تصاویر جدید، افکار جدیدی به ما میدهد که تغذیهمان میکنند.
پیادهروی چاه خالی خلاقیتمان را پر میکند و احساس پر بودن به ما میبخشد. و این حالمان را خوب میکند.
پیادهروی چشممان را باز میکند. به ما غذا میدهد. قاشق قاشق -تصویر تصویر- از سوپ غذای روح به ما میدهد؛ غذایی که به ما قوت میبخشد تا کار ضروری شکل بخشیدن و دگرگون ساختن زندگیمان را انجام دهیم. به عبارت دیگر، ما با پیادهروی کردن از مشکل خارج میشویم و راهحل پیدا میکنیم.
هر وقت در نوشتن قصهای گیر کردم، میروم بیرون و قدم میزنم. هر وقت نمیدانستم کار بعدیام چه باشد آنقدر قدم میزدم تا معلوم بشود. وقتی روی سطری از داستانم یا قسمتی از زندگیام گیر میکنم، پیادهروی میکنم و میگذارم گامهایم راهحل را نشان بدهند.
پیادهروی باعث موزون شدن تنفسمان میشود. وقتی تنفسمان منظم و موزون و عمیقتر میشود، افکارمان نیز چنین میشوند.
برای پیادهروی کردن لازم نیست شاعر باشید! راه رفتن با طبیعت موزون، خودش همۀ ما را شاعر میکند.
جان میور زمانی نوشت:
«من فقط برای قدم زدن بیرون رفتم ولی در پایان به این نتیجه رسیدم که تا طلوع خورشید بیرون بمانم، زیرا بیرون رفتن در واقع به درون رفتن بود.»

تمرین هفتهی پنجم:
۲۵ دقیقه پیادهروی روزانه کافی است. میتوانید چند ایستگاه زودتر از اتوبوس یا مترو پیاده شوید و به خانه برگردید. یادتان باشد راه رفتن روی تردمیل پیادهوری نیست!
بعد از اینکه از پیادهروی برگشتید اگر بتوانید حتی شده ۱۰ خط هم بنویسید عالی است، شگفتزده میشوید.
حتی میتوانید داستان کوتاهی دربارهی پیادهروی بنویسد تا پیادهروی برایتان معنای عمیقتری پیدا کند. نیکلاس اسپارکس کتاب معروفی دارد به نام پیادهروی به یادماندنی که فیلمی هم از روی آن ساخته شده است. شاید دوست داشته باشید این فیلم را ببینید.
هفتهی ششم
آنها که هرگز نمیخواهند کپیبرداری کنند، هرگز اثری خلق نخواهند کرد.
-سالوادور دالی
از آنچه دوست دارید تقلید کنید، تقلید کنید، تقلید کنید، تقلید کنید. در پایان هر تقلید، خودتان را پیدا میکنید.
-یوجی یاماتو
از قدیم همیشه از روی کتابها رونویسی میکردهام و باعث میشده مطالب را بهتر بفهمم.
-محمدرضا شعبانعلی
کشف رمز و رازهای نویسندگی با تمرین رونویسی
برای نویسندهشدن خواندن یکبارۀ کتابها کافی نیست. شاید حتی مطالعهی پنجبارهی یک کتاب هم کافی نباشد.
ما باید طوری بخوانیم که بتوانیم رمز و راز نثر و تکنیکهای به کار رفته در آثار نویسندگان بزرگ را کشف کنیم.
تصور کنید هر کتاب یک وسیلهی الکترونیکی است که هوس کردهاید دل و رودهاش را بشکافید تا بفهمید چه اجزایی آن را شکل داده و به چه صورتی کار میکند.
یکی از شیوههای موثر یادگیری از کتابها این است که با دقت و حوصله از نوشتههای مورد علاقهمان رونویسی کنیم.
میخواهید نثر کلاسیک فارسی را بشناسید؟ خواندن گلستان سعدی کفایت نمیکند، دفتری بخرید و هر روز یکی از حکایتهای سعدی را توی آن بنویسید.
برای آموختن نویسندگی باید معلم سختگیر خودتان باشید؛ معلمی که هر روز مشق میدهد و در صورت حاضر نبودن تکالیف، تنبیه میکند.
میخواهید به تأثیر شگفتانگیز رونویسی پی ببرید؟ یک بار پس از نیم تا یک ساعت رونویسی از متن مورد علاقهتان، سعی کنید بخشی از خاطرات قدیمی خودتان را بنویسید. آنوقت ببینید چه اتفاقی برای نثر شما میافتد. متوجه میشوید جنبههایی از تکنیک نویسندهای که از روی اثرش رونویسی کردهاید، با سرعتی بالا در قلم شما تهنشین شده است.
تقلید یکی از بهترین راهها برای آغاز نوشتن است.
این اشتباه مهلکی است که توقع داشته باشیم از روز اولِ نویسندگی به سبک منحصربهفرد خودمان برسیم. نویسندۀ مشتاق، در ابتدا یک کپیکار خوب است. این قانون مهارتآموزی در هنر است؛ از نویسندگی گرفته تا موسیقی و نقاشی.

مارسی کاهان در مقالهای با عنوان یادگیری از نوشتههای دیگران محسنات خواندن آثار نویسندگان دیگر را اینگونه توصیف میکند:
- هر یک از این آثار از زاویۀ دیگری به جهان نگریستهاند، که آشنایی با نگاههای متفاوت برای هر نویسندهای ضروری است.
- هر نویسندهای برای توصیف شخصیتهای خود از روش تازهای استفاده کرده، با این روش میتوانید شخصیتهای خودتان را بهتر و ملموستر معرفی کنید.
- زندگی مملو از اتفاقات و حوادث پیشبینیناپذیر است. نویسندگان چگونه از این موضوع بهره بردهاند؟
- چگونه میتوانیم خواننده را از حالت عادی به حالت غیر عادی بکشانیم؟ دو ابزار این کار استعاره و تشبیه است، که می توایند در مقاله استعاره چیست و مقاله تشبیه چیست در مورد این دو آرایه ادبی بیشتر مطالعه کنید. همیچن برای مطالعه دیگر آرایه های ادبی میتوانید به مقاله معرفی آرایههای ادبی مراجعه نمایید.
همچنین او تمرین جالبی را پیشنهاد میدهد که میتوانید رونویسی از داستانها را به کار اثربخشتری تبدیل کنید:
از میان داستانهایی که خواندهاید، داستان مورد علاقۀ خودتان را انتخاب کنید و آن را از زاویۀ دید تازهای بنویسد.
برای مثال میتوانید شعر مورد علاقهتان را، که روایتی جذاب دارد، به نثر بازنویسی کنید.

تمرین هفتهٔ ششم:
یک جستار یا داستان کوتاه انتخاب کنید. سه بار از روی آن بنویسید.
دو پیشنهاد:
مجموعه داستان: یوزپلنگانی که با من دویدهاند-بیژن نجدی
جستار: چرا ادبیات؟ (از کتابی به همین نام)-ماریو بارگاس یوسا (دقت کنید نسخهای که از این مقاله روی اینترنت هست، چکیدهای خیلی کوتاه از این مقاله است. پس اصل کتاب را تهیه کنید. ترجمۀ درخشان عبدالله کوثری در این کتاب مثالزدنی است.)
هفتهی هفتم
من در کلمات پراکنده شدم، چون بذر گندم که آن را در خاکِ شخمزده میپاشند.
-بیژن جلالی
هر واژه یک پرندۀ آزاد است.
-فرخ تمیمی
واژهها جادویی ندارند اگر ما بهشان ندهیم.
-یداله رویایی
معجزهی کلمات
نویسندگی یعنی برخورد متفاوت با کلمات. سونیا شوکه میگوید:
«کلمات شما همان آجرها و مصالحی هستند که رؤیاهایتان را با آنها میسازید. کلمات شما بزرگترین قدرتیاند که در اختیار دارید. کلماتی که انتخاب و استفاده میکنید همان زندگیای که تجربه میکنید را، میسازند.»
نویسنده معمار و بنای ساختمان کلمات است. هفتۀ سوم و قاعدهی ۱۰ برابر را که یادتان هست. دامنهی واژگان یک نویسنده باید ده برابر مردم عادی باشد.
از خوششانسی ماست که زبانی به زیبایی فارسی داریم؛ زبان حافظ و سعدی.
رالف والد امرسون، شاعر، سخنران و فیلسوف قرن نوزدهم آمریکا دربارۀ سعدی میگوید:
سعدی با زبان بومی خود که فارسی است، برای همۀ ملتهای جهان سخن میگوید، و مانند هومر، شکسپیر، سروانتس و مونتنی، سخنانش همیشه تازه و مناسب زمان است.
و محمود کیانوش در کتاب «در حکایت و شکایت زبان فارسی» دربارۀ حافظ میگوید:
…لسانالغیب، حافظ شیرازی، که نه فقط معنی عامّ کلمهها، بلکه تاریخ دراز هر کلمه بر او معلوم بود، چنانکه زبانناشناسان از ایمانش بوی کفر میشنیدند، و کفرش را ایمان میپنداشتند…
هر چه دامنهی واژگان گستردهتری داشته باشیم درک و شعور ما از عالم بیشتر میشود.
دقت در جزئیات و تفاوت واژهها نکتهی مهمی است که نمیتوانیم از زیر بار آن فرار کنیم، آیا تفاوت «است» و «هست» را میدانید؟ سعید عقیقی نویسنده و منتقد مطرح سینما، تفاوت «است» و «هست» را اینگونه بیان کرده:
«میان است و هست تفاوت بسیار است. به بیان ساده: آن چه هست، هست، یعنی هستی دارد. اما آن چه است، هستیاش تمام نیست و شاید که نباشد. میگوییم هوا سرد است و نمیگوییم هوا سرد هست. هستی ذاتیست و استی عرضی. وقتی هستی یعنی از بود و است و خواهد بود، از دستور زبان و دستور زمان، گذشتهای. دیگر هستی. دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی.»
برای بهتر شناختن واژهها به تفاوت کلمات عینی و ذهنی (+) توجه کنید.
کلمات عینی کلماتی هستند که اغلب انسانها تصور یکسانی دربارۀ آنها دارند: مثل گوجه، کتاب، صندلی اما دربارۀ کلمات ذهنی بر خلاف کلمات عینی، برداشتهای مختلفی وجود دارد، و در ذهن هر کسی تصویر متفاوتی شکل میدهند. مثل: عدالت، عشق، شادی و…
یکی از راههای خوب برای بازی با کلمات بهرهگیری از نقشههای ذهنی است. یک کلمه را در مرکز صفحه بنویسید و حالا فکر کنید آن کلمه منفجر شده و کلمات دیگری از دل آن بیرون آمدهاند و در حال پخش شدن در جایجای صفحه هستند. تمام کلماتی که به ذهنتان تداعی میشوند را بنویسید.

تمرین هفتهی هفتم:
۱
با کلمات نقاشی بکشید.
چیزی را انتخاب کرده و دقیق نگاهش کنید.
اینکه چه چیزی را انتخاب میکنید به علاقۀ خودتان بستگی دارد. میتواند سیب، درخت، صندوق صدقات یا گوشی موبایلتان باشد. بعدن میتوانید چیزهایی مثل یک خانه یا خیابان و ماشین را انتخاب کنید.
چند دقیقه با جدیت به موضوعی که انتخاب کردهاید خیره شوید مثل آنکه بخواهید تصویری از آن بکشید. حالا آن را با کلماتتان تصویر کنید. تا جای ممکن از کلمات عینی استفاده کنید.
قانون معروف نوشتن این است: نگو، نشان بده!

مثال:
به جای: هوا خیلی ناجور بود.
بنویسید: یک هفته هر روز باران میبارید.
۲
این بار میرویم سراغ سعدی، به نیت جمع کردن کلمه، اصلن مهم نیست واژههایی که پیدا میکنیم کاربردی در زبان روزمره دارند یا نه.
برای جمع کردن کلمات حداقل ۵ غزل یا حکایت سعدی را به دقت و مرور چندباره بخوانید.
خواندن چندبارهی گلستان سعدی برای هر نویسندهی داستانی و غیرداستانی فارسیزبان از نان شب هم واجبتر است.
راستی اگر دوست دارید از تأثیر سعدی بر داستاننویسهای ایرانی آشنا شوید نگاهی بیاندازید به داستانهای ابراهیم گلستان.
در پایان، واپسین تکهی کتاب سنگی بر گوری نوشتۀ جلال آلاحمد را با هم مرور میکنیم. آلاحمد معلم ادبیات بود و طی دوران تدریس خود صدها بار سعدی را تدریس کرده بود. به هر حال نمیشود آلاحمد را نادیده گرفت. نثر او درسهای زیادی برای آموختن دارد، نگاه کنید ببینید در متن زیر آلاحمد چگونه قصه میگوید، به این فکر کنید که بدون مجهز بودن به بانکی غنی از کلمات میتوان از پس نوشتن متن زیر برآمد؟
«…اصلاً بگذار قصهای بگویم. حالا که دهان قصهگوی تو را بستهاند. میشنوی؟ بله. پدری است و پسری و نوهای. یعنی من و بابام و جدم. این آخری در قبرستان مسجد ماشاالله. مشت خاکی در یک گوشۀ این سفرۀ سنت و اجداد و ابدیت. پسر در قبرستان قم. همین بیخ گوش تو. و هنوز نپوسیده. بلکه یک کیسه استخوان. و نوه دلش تنگ است و آمده سراغ اموات. یعنی پناه آورده به گذشته و سنت و ابدیت. یعنی به این هیچی که تو در آنی. آمده تا خود را در این هیچِ فراموش، فراموش کند. اما این نسخه هیچ افاقهای نکرده. عین نسخۀ نطفۀ تخم مرغ. یادت هست؟ و این خود بدجوری بیخ ریش این نوه مانده. راستش چون این سفرۀ خاکی بدجوری بینور است تو تا سه چهار سال دیگر حتی سنگی بر گوری هم نخواهی بود. اما پدرم هنوز فرصت دارد. هم سنگی دارد بر گوری و هم نوهها دارد و پسرها. و در خانهاش هنوز باز است. اما این نوۀ پناه آورده به گذشتگان چنان از این گذشته و از آن آینده بیزار است که نگو… نمیدانی چقدر خوشحال است عمقزی، از اینکه عاقبت این زنجیر گذشته و آینده را از یک جایی خواهد گسست. این زنجیر را که از ته جنگلهای بدویت تا بلبشوی تمدن آخر کوچۀ فردوسی تجریش آمده. آن بچهای که شنوندۀ قصههای تو بود با خود تو به گور رفت. و امروز من آن آدم ابترم که پس از مرگم هیچ تنابندهای را به جا نخواهم گذاشت تا در بند اجداد و سنت و گذشته باشد و برای فرار از غم آینده به این هیچ گستردۀ شما پناه بیاورد. پناه بیاورد به این گذشتگان و این ابدیت در هیچ و سنت در خاک که تویی و پدرم و همۀ اجداد و همۀ تاریخ. من اگر بدانی چقدر خوشحالم که آخرین سنگ مزار در گذشتگان خویشم. من اگر شده در یک جا و به اندازۀ یک تن نقطۀ ختام سنتم. نفس نفی آیندهای هستم که باید در بند این گذشته میماند. میفهمی عمقزی؟ اینها را. دلم نیامد به پدرم بگویم. ولی تو بدان. و راستی میدانی چرا؟ تا دست کم این دلخوشی برایم بماند که اگر شده به اندازۀ یک تن تنها در این دنیا اختیاری هست و آزادیای. و این زنجیر ظاهراً به هم پیوسته که بر گردۀ بردباری خلایق از بدو خلق تا انتهای نشور هیچی را به هیچی میپیوندد، اگر شده به اندازۀ یک حلقۀ تنها، گسسته است. و این همه چه واقعیت باشد چه دلخوشی، من این صفحات را همچون سنگی بر گوری خواهم نهاد که آرامگاه هیچ جسدی نیست. و خواهم بست به این طریق در هر مفری را به این گذشتۀ در هیچ و و این سنت در خاک.»
دانلود رایگان یک کتاب کوچک و ویژه:
چگونه به یک نویسندۀ آنلاین تبدیل شویم؟
هفتهی هشتم
آیا میتوان نویسندگی را آموخت؟ البته، اما همه نمیتوانند، بلکه تنها نویسندگانی آن را خواهند آموخت که فرصت بیشتری برای مطالعه دارند.
-الکساندر همون
هیچ وقت نپندارید آنچه فکر میکنید، درست است. همیشه ذهنتان را برای ورود اطلاعات و شیوههای جدید باز بگذارید.
-باب مایر
من همواره از واژههایی مثل «الهام» بیزار بودهام. شاید بتوان گفت نوشتن شبیه عمل دانشمندان یا مهندسان برای حل مسئلهای علمی یا فنی است.
-دوریس لسینگ
آموزش نویسندگی: کتابها، کلاسها و کارگاههای نویسندگی
برای آشنایی با تمام کتابهای آموزش نویسندگی روی لینک زیر کلیک کنید:
اگر شوق یادگیری نویسندگی تمام وجودمان را گرفته باشد، احتمالاً یکی از اولین فکرهایی که به ذهنمان میرسد حضور در کلاسها و کارگاههای نویسندگی است.
بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان علاوه بر تدریس، کتابهایی را هم در این زمینه تحریر کردهاند که از جملۀ آنها میتوان به کتاب نامههایی به یک نویسندۀ جوان اشاره کرد که توسط نویسندۀ نوبلیست ماریو بارگاس یوسا نوشته شده. همینطور استیون کینگ هم در کتابی که در ایران با عنوان از نوشتن ترجمه شده، سعی در انتقال تجربیات نویسندگی خودش داشته است.
بدون حضور در کلاس و خواندن کتابهای آموزشی هم میتوان نوشتن را آموخت، اما به نظر میرسد با حضور در کلاسهای نویسندگی و مطالعۀ کتابهای تخصصی میتوان با سرعت بسیار بیشتری چیزهایی آموخت که در صورت عدم حضور در کلاس ممکن است پس از صرف هزینهها و آزمون و خطاهای بسیار به آنها دست بیابیم.
حضور در کلاسهای نویسندگی باعث میشود تا ما نوشتن را جدیتر بگیریم و با تعهد بیشتری به نویسندگی پایبند باشیم. همچنین حضور در کلاس نویسندگی باعث میشود تا با افرادی همکلاسی بشویم که مثل ما سودای نویسندگی را در سر میپرورانند و شکلگیری دوستیهای اینچنینی میتواند مسیر تسلط ما به مهارت نویسندگی را هموارتر کند.
همینطور کلاسها و کارگاههای نویسندگی باعث میشوند با راهنمایی مدرس کلاس با منابع روز آموزش نویسندگی و آثار نویسندگان مهم آشنا شویم.
دورهی پایه و اصلی مدرسه نویسندگی: کلاس آنلاین نویسندگی خلاق

آیا رشته دانشگاهی نویسندگی هم وجود دارد؟
به نظر میرسد بهتر است هنری مثل نویسندگی را به تحصیلات بیاثر و مدرکگرای دانشگاهی آلوده نکنیم.
آیا همهی کلاسهای نویسندگی قابلاعتماد و مفید هستند؟
باید دقت بسیاری داشته باشیم که در کلاس آموزشی کدام مدرس و موسسه شرکت میکنیم. حضور در کلاس بعضی افراد میتواند نابودکنندهی استعداد و اعتمادبهنفس و تمام ذوقوشوق ما برای نوشتن باشد.
بنابراین مهمترین رکنی که برای انتخاب یک کلاس نویسندگی خوب به نظر میرسد چیست؟
از خودمان بپرسیم آیا مدرس دوره، تجربهی عملی و ارزندهای در زمینه تخصصی خود دارد؟ و آیا ما به آثار او علاقهمندیم؟ چطور میتوانیم به درسها و توصیههای کسی عمل کنیم که شناختی از آثارش نداریم یا بدتر از آن، آثارش را دوست نداریم؟
مثلاً اگر به کلاس فیلمنامهنویسی میرویم ببینیم از روی فیلمنامههای مدرس کلاس، فیلم خوبی ساخته شده است؟
اگر در کلاس نویسندگی آنلاین و غیرداستانی شرکت میکنیم ببینیم آیا مدرس دوره سایت یا وبلاگ حرفهای و پرمخاطبی دارد؟
یا اگر در یک کارگاه رماننویسی شرکت میکنیم باید ببینم که آیا نویسندۀ کتاب، انتشار چندین رمان حرفهای را در کارنامۀ خود دارد؟
کلاسهای نویسندگی در تهران و دیگر استانها چه وضعیتی دارند؟
از سالهای دور کلاسهای نویسندگی متعددی در تهران برگزار میشده و در حال حاضر هم فرهنگسراها و آموزشگاههای آزاد در این زمینه فعالیت میکند.
البته تاکنون تقریباً همهی کلاسهای نویسندگی در تهران کلاسها و کارگاه داستاننویسی و فیلمنامهنویسی بودهاند و کلاس چندانی در زمینهی نویسندگی آنلاین یا نویسندگی غیرداستانی وجود نداشته. مدرسه نویسندگی حدود یک دهه است که در حوزهی نویسندگی و نویسندگی آنلاین کلاس و کارگاه برگزار میکند.

معرفی کتابهای معتبر آموزش نویسندگی
کتابهای آموزش نویسندگی منبع مناسبی برای یادگیری اصول و مبادی نویسندگی هستند.
مدرسه نویسندگی تصمیم گرفته با مراجعه به منابع گوناگون و مقالات متعدد و مشورت با اساتید در هر حوزه از نویسندگی ۳ کتاب معتبر را معرفی کند، معیارهایی چون ترجمه و نگارش خوب، تمرینهای کاربردی و عملی و اعتبار علمی نویسندگان در انتخابها لحاظ شده است:
داستان نویسی:
حرکت در مه-چگونه مثل نویسندهها فکر کنیم؟-محمدحسن شهسواری-نشر چشمه
مجموعۀ چهار جلدی حرفه: داستان نویس-نشر چشمه-ترجمۀ کاوه فولادی نسب و مریم کهنسال نودهی
اندیشههای نو در رماننویسی-باربارا شوپ-مارگارت لاو دنمن-شایسته پیران-نشر نی
فیلمنامهنویسی:
تکنیکهای فیلمنامهنویسی-چارلی موریتس- ترجمۀ محمد گذرآبادی-نشر ساقی
داستان، ساختار، سبک و اصول فيلمنامهنويسی-رابرت مک کی-ترجمۀ محمد گذرآبادی-نشر هرمس
آناتومی داستان-جان تروبی-ترجمۀ محمد گذرآبادی-نشر آوند دانش
کتابهای انگیزشی نوشتن:
ما این کتابها را به این دلیل کتابهای انگیزشی نویسندگی نامگذاری کردیم چون حاوی تکنیکها و اصول نویسندگی نیستند، بلکه به مسیر روحی نویسنده و موانع خلاقیت او اشاره دارند.
بنویس تا اتفاق بیفتد – هنریت کلاسر – ترجمۀ محمد گذرآبادی – نشر رسا
حق نوشتن – جولیا کامرون – ترجمۀ سیمین موحد – نشر هیرمند
جادوی بزرگ – الیزابت گیلبرت – ترجمۀ مهرداد بازیاری – نشر کتابسرای تندیس
نویسندگی غیرداستانی و مقاله نویسی:
نوشتن مثل فیلسوف
البته واضح و مبرهن است که…-ضیاء موحد-نشر نیلوفر
ادبیات تبلیغ- رابرت دابلیو.بلای- منیژه شیخجوادی(بهزاد)-نشر سیته
آخرین مورد را به معرفی کتابی در زمینۀ نویسندگی آگهیهای تبلیغاتی اختصاص دادهایم. به هر حال ممکن است شما شیفتۀ فعالیت در زمینۀ کپی رایتینگ باشید. پس چه بهتر که با کتابی معتبر دربارۀ اصول نویسندگی تبلیغاتی شروع کنید.
رابرت دابلیو.بلای در انتهای پیشگفتار این کتاب مینویسد:
«زمانی که شروع به نوشتن تبلیغات پرجاذبه میکنید، درست مانند من به این نتیجه خواهید رسید که نگارش کلمههای متقاعدکننده میتواند همانند نوشتن یک شعر یا یک مقالۀ ادبی و یا یک داستان کوتاه، هیجانانگیز باشد. در عین حال پول بیشتری هم به جیب میزنید، اینطور نیست؟»
هفتهی نهم
علت اصلی که همچنان وبلاگنویسی میکنم، این است که به من انرژی میدهد. به من انگیزۀ ادامۀ کار میدهد.
-اسکات آدامز
نویسندگی آنلاین یکی از بهترین راههای تمرین نویسندگی و همینطور توسعۀ فردی است.
-ست گادین
برای نتیجه گرفتن از نویسندگی آنلاین، به صرف روزانۀ حداقل ۳ ساعت زمان بیوقفه نیاز است؛ ۳ ساعت تمام برای آزادنویسی، اندیشیدن، صیقل دادن ایدهها و انتشار متن نهایی.
-شاهین کلانتری
نویسندگی آنلاین
یکی از نکات جالب نوشتن در فضای آنلاین این است که گاهی یک نفر میتواند با صفحۀ شخصیاش میلیونها بازدیدکننده را جذب کند و گاهی هم دهها نفر با داشتن رسانهای بزرگ، در جذب تعداد انگشتشماری از مخاطب ناتوان میمانند.
با نوشتن در فضای آنلاین شما میآموزید که چگونه با محدودیتها و هزینههای کمتر مخاطبان اختصاصی خودتان را داشته باشید، و ایدههایتان را با سرعت بالایی در عمل بیازمایید.
برای موفقیت در عرصۀ دیجیتال، مهمترین گام شما راهاندازی سایت شخصی است. بنابراین پیش از راهاندازی کانال تلگرامی و پیج اینستاگرامی، دامنهای را با نام خودتان ثبت کنید تا تعهد بیشتری به وبلاگنویسی پیدا کنید.
وبلاگنویسی را میتوان مؤثرترین و حرفهایترین روش ارتباط و تأثیرگذاری نویسندههای عصر حاضر دانست.

علاوه بر این اگر به نوشتن در شبکههای اجتماعی علاقه دارید، بهتر است با تلگرام شروع کند. ممکن است تصور کنید جذب عموم به تلگرام سختتر است. اولاً باید گفت که اینطور نیست و حتی تلگرام با رشد مخاطب هم مواجه شده است، ثانیاً حتی اگر تلگرام در ایران کاربران فعال کمتری هم داشته باشد، باز به نفع شماست. میتوانید خلوت خودتان را داشته باشید و بر خلاف اینستاگرام اینجا خبری از لایک و چیزهای دیگر نیست که حواس شما را از کار اصلیتان، یعنی نوشتن پرت کند.
تمرین هفتهی نهم:
چگونه یک کانال تلگرامی حرفهای و پرمخاطب داشته باشیم؟
اگر تمرینهای ۸ هفتهی قبلی را به دقت انجام داده باشید به این معناست که با انواع مختلفی از نوشتن و شیوههای گوناگون تولید محتوا آشنا شدهاید و دو ماه تمام تمرین نویسندگی کردهاید.
حالا ترستان تا از نوشتن تا حد زیادی ریخته است.
پس یک کانال بسازید.
برای کانالتان تقویم محتوایی داشته باشید و در بهروزرسانی منظم عمل کنید؛ حتی اگر کانال شما دو نفر بیشتر عضو ندارد، خودتان و صمیمیترین دوستتان.
برای حرفهایتر شدن فقط نباید به انجام تمرینها در همان هفتۀ مورد نظر اکتفا کنید، بلکه باید طی دورههای مختلف تمرینها را تکرار کنید تا ملکۀ ذهن شما شوند.

پیشنهاد ما این است که قوانین مشخصی برای تولید و انتشار محتوای کانال خودتان داشته باشید.
۱۰ فرمان برای کانال تلگرامی برای تقویت نویسندگی
ده نکتهای که میتوانید در ساختن یک کانال تلگرام حرفهای رعایت کنید:
۱– به دام کوتاهنویسی نیفتید. برای نویسندۀ تازهکار، رودهدرازی یک فضیلت محسوب میشود. پس متن را سریع سَنبل نکنید. حرفتان را کامل و شفاف بزنید.
۲- به جای توجه به رویدادهای خبری و شایعات روز، محتوای سبز تولید کنید؛ یعنی محتوای بدون تاریخ مصرف. هر چیزی که نوشتید با خودتان بگویید آیا این متن حداقل 3 سال بعد هم کماکان میتواند خواندنی باشد؟
۳- شکستهنویسی را کنار بگذارید. نوشتن به زبان محاوره تاثیر چندانی روی تقویت مهارت نویسندگی شما ندارد. یاد بگیرید درست و تمیز و کتابی بنویسید. (مثال برای روشن شدن تفاوت زبان نوشتار با گفتار: به جای «میشه» بنویسید «میشود»)
۴- سعی کنید محتوای شما ارزشآفرین و مفید باشد. به دام غر زدن نیفتید. از خودتان بپرسید آیا متن من میتواند برای خواننده الهامبخش باشد؟
۵- سعی نکنید به هر قیمتی، از جمله تبادل لینک با کانالهایی که هیچ ربطی به شما ندارند، اعضای کانالتان را افزایش بدهید.
۶- برای نویسندۀ تازهکار، اولویت باید افزایش کیمت و کیفیت محتوا باشد نه زیاد کردن تعداد مخاطبان.
۷- به جای نقل کردن و اشتراکگذاری مطلب از جاهای دیگر، سعی کنید محتوای اختصاصی تولید کنید؛ هر چند ضعیف و بیرمق.
۸- منظم بنویسید. سعی کنید ساعات مشخصی از روز را برای بهروزرسانی کانال در نظر بگیرید و به این ساعات متعهد باشید.
۹- سعی نکنید به دام نوشتن چیزهای بامزه و عامهپسند بیفتید. افتادن به دنبال نظر مخاطب نتیجهای جز ابتذال ندارد. سعی کنید از چیزی بنویسید که فکر میکنید درست است.
۱۰- هدف خودتان را دائم مرور کنید: هدف شما از راهاندازی کانال تلگرام ایجاد فضایی برای تمرین نویسندگی و تولید محتوای آنلاین است.

پیشنهاد تماشا:
هفتهی دهم
از آن نوع کتابهایی که دوست داری بخری و بخوانی، بنویس. اولین خواننده و بهترین منتقد آثارت خودت هستی؛ البته اگر صادق باشی.
-تام کلنسی
من طوری برنامۀ زندگیام را تنظیم کردهام تا بتوانم معاشم را از طریق تدریس و پژوهشهای علمی تأمین کنم. از نوشتن لذت میبرم و برایم مهم نیست که آثارم چاپ میشود یا نه؛ یا وقتی چاپ میشود فروش میرود یا نه.
-آیزاک آسیموف
هر کسی آدمی منحصر به فرد است. سعی کن چیزی را بگویی که دیگران از گفتنش عاجزند. و بعد به مطلوبترین شکل ممکن بگو.
-جیمز گان
چگونه کتاب بنویسیم؟
پال هاوک در کتاب «اینگونه میتوانید» دربارۀ نویسندۀ مشهور ژانر علمی-تخیلی، آیزاک آسیموف مینویسد:
«تنها یک راه وجود دارد که آقای آسیموف توانسته باشد بیش از یکصد کتاب بنویسید: نظم و انضباط شخصی و مهار جدی خویشتن. او گاهی در یک سال چندین کتاب مینوشت، آن هم نه کتابهای ساده و مختصر، برخی از آنها کاملاً علمی هستند.
وقتی میبینیم برای برخی افراد نوشتن یک نامۀ ساده، یک روز تمام وقت میگیرد، روشن میشود که او چنان منضبط و تعلیمدیده بود که در آن مقطع از زندگی خود، میتوانست در یک روز فصل کاملی از یک کتاب را بنویسد. برخی از مردم با رنج و زحمت بسیار در تمام عمر خود تنها یک کتاب مینویسند. در حالی که این مرد فصل به فصل در هر سال، سه یا چهار کتاب مینوشت. چگونه ممکن است؟ چون میدانست چه میخواهد، میدانست تنها با کار سخت میتواند خواستۀ خود را به دست آورد و به همین دلیل به جای گریز از دشواری کار، با آن رودررو میشد و این یکی از راههای مهار خویشتن است.»

تمرین هفتهی دهم:
برای انجام این تمرین فقط یک روز وقت دارید.
البته پیش از آن ۳ روز وقت دارید تا دربارۀ موضوع کتاب فکر و تحقیق کنید.
در مرحلۀ برنامهریزی نوشتن یک کتاب، پایان آن را پیشبینی نکن. پایان داستان باید از آنچه پیشتر رخ میدهد به دست آید.
-رز تریمین
کتاب ۲۵ صفحهای شما میتواند یک خویشداستان یا مقالۀ بلند شخصی (جستار) باشد. در مقاله شخصی نیازی به طرح داستانی مشخص و شخصیتپردازی وجود ندارد، نیازی به توضیحات طولانی دربارۀ پیشینۀ شخصیتها و تحقیقات پیچیده نیست؛ نیازی به تحقیق آنچنانی هم نیست. در واقع، مقالۀ شخصی بعد از شعر، ذهنیترین نوع نوشتن است. بنابراین ممکن است شخصیترین موضوعات را انتخاب کنید. (داستان سنگی بر گوری را یادتان هست که تکۀ انتهایی آن را در هفتۀ ششم نقل کردیم، سنگی بر گوری یکی از بهترین نمونههای نوشتن داستان شخصی است.)
ممکن است کتاب شما دربارۀ ماجراهای طلاق عمهتان باشد یا دربارۀ عشق بیحد و حصر شما به گربهها.

در نوشتن کتاب از گفتن دربارۀ خودتان خجالت نکشید؛ اگر زیبا، ماهر، بااستعداد یا دارای صفات خوب دیگری هستید که گفتنشان به مطالب شما مربوط میشود و تأثیر مثبتی میگذارد، حتماً توی متن به آنها اشاره کنید؛ زیرا بدون آنها نوشتهتان کامل نخواهدبود.
علاوه بر این از اصول پایۀ نویسندگی مانند پاسخ به سوالاتی مثل چه کسی، کی، کجا، چرا و چگونه استفاده کنید.
نوشتن کتاب ۲۵ صفحهای را نوشتن کتابی برای دل خودتان تصور کنید.
بعد از ۱۰ هفته تمرین، نوشتن ۲۵ صفحه چرکنویس کاری سهل و انجامشدنی است.
حالا یک روز تمام را خالی کنید،
بدون وقفه یک کتاب ۲۵ صفحهای بنویسید. لازم نیست تمام روز پشت رایانه باشید بلکه صرف چهار پنج ساعت وقت ناپیوسته برای نوشتن یک کتاب کوچک ۲۵ صفحهای کافی است.
باید پرنده به پرنده پیش بروید. «پرنده به پرنده» عنوان یکی از معروفترین کتابهای آموزش نویسندگی است که توسط آن لاموت رماننویس مطرح آمریکایی نوشته شده. لاموت قصۀ پرنده به پرنده را اینگونه تعریف میکند:
«سی سال پیش، برادر بزرگتر من، که آن زمان ده ساله بود، میکوشید تا گزارشی بنویسد دربارۀ پرندهها. برای تهیۀ این گزارش، فقط سه ماه وقت داشت. از این سه ماه، فقط یک روز باقیمانده بود و او هنوز حتی گزارش خود را شروع نکرده بود. یادم میآید که با چشمانی اشکبار در آشپزخانه نشسته بود. روی میز پر از کاغذ و قلم و کتابهایی بود دربارۀ پرندهها؛ کتابهایی که حتی لایشان نیز باز نشده بود. او درمانده بود که چه بکند. پدرم کنار او نشست، دستش را دور گردن برادرم انداخت و به او گفت: «پسرم، پرنده به پرنده، یک به یک. همین.»
یادتان باشد این فقط دستنویس اول کتاب است، قرار نیست شاهکار باشد یا حتماً چاپ بشود. البته بعید نیست که همین کتاب شما نطفۀ خلق یک کتاب درخشان باشد.
استیون کینگ رماننویس آمریکایی و یکی از ده نویسندۀ ثروتمند جهان میگوید:
«وقتی از من سؤال میکنند: چطور مینویسی؟ بدون استثنا جواب میدهم: هر بار یک کلمه و جوابم هیچوقت جدی گرفته نمیشود. سادهتر از آن است که حقیقی به نظر برسد. دیوار بزرگ چین را تصور کنید: هر بار فقط یک سنگ به آن اضافه کردهاند. خیلی ساده، هر بار، یک سنگ. حالا شنیدهایم میشود آن لعنتی را از کره ماه هم با تلسکوپ دید!»
برنامۀ ده هفتهای به پایان رسید، البته کار ما تمام نشده و به مرور سعی میکنیم هر هفته چند مطلب مرتبط با برنامۀ «چگونه نویسنده شویم؟» منتشر کنیم تا بحثها به تدریج کامل و کاملتر بشوند.
به نظر میرسد که به زحمتش میارزد. ده هفته تمرین برای رسیدن به پاسخ مناسب این سوال مهم: چگونه نویسنده شوم؟

یک پیشنهاد مرتبط برای شما:

423 پاسخ
سلام.ممنون بابت مطالب بسیار آموزنده و مفیدتون!برای طنز نویسی چه تمرین هایی میشه کرد؟اگه میشه راهنمایی کنین.
محدثه عزیز
شاید این سری مطالب بهن کمک کنه.
کارگاه طنزنویسی
سلام و وقت بخیر
مطالب عالی بود و کمک کننده و تمرینات عملی بود من ارزوی نویسندگی دارم اگر ترسهایم را رو در رو شوم!
سلام وخسته نباشی.
مطالب خیلی اموزنده ومفیدبودند فقط یه سوال داشتم اونم اینکه من رمان مینویسم اونم شب وروز ؛واسه چاپشون اگه میشه راهنمایی کنین
سلام دوست عزیز
در مورد روند چاپ کتاب هم حتما یک مطلب منتشر میکنیم.
سلام خسته نباشید بابت مطالب مفیدتون
من به نویسندگی علاقه دارم و با استناد به اطرافیان استعداد هم دارم اما یک مشکلی هست;قبل از آنکه بخواهم تکنیک های نوشتن را یاد بگیرم، اون جریانی که نوشته شکل میگیره (از فکر تا کاغذ) در من ایجاد نمی شه و گاها ناقص به وجود میاد.یعنی ایده دارم و نمی توان بنویسم . وقتی که می خواهم شروع به نوشتن کنم ، در اثر هجمه ی کلمات و افکاری که قلم را نشانه میرن، از نوشتن ناتوان می شوم ; چون احساس می کنم قدرت انتقال تمام و کمال فکر های جور و واجور و ایده های رنگیم را ندارم.یعنی مشکل من جایی قبل از ناتوانی در به کارگیری تکنیک های نوشتن است ; به این صور اگر بخواهم تمرین های شما را انجام دهم ، اصلا نوشته ای شکل نمی گیرد که بعد بخواهد بهتر شود.فقط گاهی اوقات که زمانش هم مشخص نیست، یک جور نیروی عجیب را حس می کنم که تنها از طریق نوشتن آزاد می شود. کتاب نویسنده شدن به قلم دروتیا برند در رابطه به همین مشکلات روحی است و نویسنده را به سوی ارتباطی تنگاتنگ با ناخودآگاه می برد .این کتاب را توصیه میکنید؟
علاقه ی شدید به رمان نویسی دارم .رمان زیاد می خواندم تا اینکه چند ماه پیش هفت گانه ی هری پاتر را خواندم.آنقر در من کشش ایجاد کرد که متوسط 250 صفحه در روز از این مجموعه را می خواندم .بعد از آن سری فیلم های هری پاتر را هم دیدم و نتیجه این شد که دیگر به هیچ فیلم و رمانی رغبت ندارم.حوصله ی فیلم دیدن و رمان خواندم را هم ندارم و در حین این کار عذاب می کشم .به نوعی یک تعهد نسبت به ای مجموعه در من ایجاد شده.شخصیت های داستان هم از من دور نیستند و آنها را زنده احساس می کنم.می خواستم نظرتون را درباره ی هر بخشی از این نوشته که خودتان صلاح میدید بدونم.با سپاس فراوان از شما
محمد عزیز
پیشنهاد میکنم به صورت روزانه آزادنویسی داشته باش تا به قول خودت این جریان فکر تا کاغذ اتفاق بیفته.
برای کتاب خواندن عادتهای کوچک ایجاد کن. حتی برای نوشتن. مثلا در نظر بگیر که روزی حتما یک صفحه از کتابی رو که دوست داری بخونی. و حتما روزی 50 کلمه بنویسی. این عادتهای به ظاهر ساده و کوچک میتونه بهت کمک کنه تا از مسیر نوشتن دور نشی و کم کم اتفاقهای خوبی بیفته.
کتاب نویسنده شدن هم بهت کمک میکنه. در کنارش کتاب راه هنرمند و حق نوشتن از جولیا کامرون رو هم اگر بخونی خوبه.
امیدوارم خیلی زود اینجا برای ما از حس خوبت به خواندن و نوشتن بگی.
سلام.. ممنون از مقاله خوبتون..
نمیدونم چی شد که یهو به این فکر افتادم که چرا من یه نویسنده ی خوب نشم؟!
گاهی اوقات از اتفاقای روزمره زندگیم یادداشت برمیدارم و کلا حس خوبی دارم نسبت به نوشتن.. هر وقت از چیزی کلافه ام یا کلی چیز تو ذهنمه و نمیدونم باید چیکار کنم، به نوشتن درمورد کار هام رو میارم و بعدش احساس آرامش میکنم..
نمیدونم که آیا من میتونم نویسنده خوبی بشم؟! چقدر ممکنه طول بکشه تا به حد قابل قبولی برسم؟
سلام نیلوفر عزیز
خیلی خوبه که مینویسی
برای نویسنده شدن نمیشه زمان تعیین کرد. به تلاش و ممارست و خوندن و نوشتن و تفکر خودت بستگی داره. پس بدون فکر کردن به اینکه چه خواهد شد تا میتونی بخون و بنویس.
با سلام
با تشکر از مطالبی که برای نوشتن منتشر کردید.
یک موضوعی رو که میخواستم با شما در میان بگذارم این است که به شدت خواندن برایم سخت است… چشمانم تاب دنبال کردن کلمات را ندارد … به زودی خسته می شوم و نمی توانم خوب بخوانم
ولی یک ویژگی دارم و آن هم تعقل است. بسیار فکر می کنم و افکارم بسیار جالب و روشنگرانه است… خیلی دلم می خواست و می خواهد که گاهی آنها را به رشته تحریر در آورم و در معرض افکار عمومی قرار دهم….. یکبار آنقدر سر ذوق بودم و در حد یک مقاله فقط نوشتم و که باعث حیرت دوستانم شده بود….. حالا چگونه می توانم برای شما ارسال کنم و نقاط ضعف و قوت من را بررسی کنید تا اگر روزی خواستم در دسترس عموم قرار دهم نگران نباشم
با تشکر .
ضمنا بابت پیشرفتم در نویسندگی حاضرم هر هزینه مادی ای که باشد را پرداخت کنم
سلام عماد عزیز
در همین سایت مدرسه نویسندگی بخشی داریم با عنوان بازخورد به نوشتههای شما.
میتونی نوشتهات رو اونجا بفرستی.
سلام ببخشید من تمرین هفتم شمارو درست متوجه نشدم،
و تمرین هشتم شما توصیه کلاس های انلاینه فقط؟
و در مورد تمرین هفته دهم میشه یکم بیشتر توضیح بدین که چجوری بنویسیم یا چه موضوعی مناسب تره
فاطمه عزیز
تمرین هفتم میگه که به جزئیات دقت کن و سعی کن اگر میخوای چیزی رو توصیف کنی حتما با جزئیات کامل بگی. مثلا اگر میخوای یک درخت رو توصیف کنی از چوب و نوع برگها و محل قرار گرفتن و هر چیزی که بهتر میتونه توصیفش کنه بنویس. کلی گویی نکن.
تمرین هشتم هم البته که صرفا شرکت در کلاس نیست. یه پیشنهاده و اینکه تاکید بر یادگیری و آموزشه. کلی کتاب هم معرفی کردیم در کنار کلاس.
برای تمرین هفتۀ دهم موضوع رو خودت انتخاب کن. ببین با چه موضوعی راحتتری.
باسلام وخیلی ممنون از پست خوبتون که سری به شغل مظلوم نویسندگی زدید البته در این کشور من از وقتی سواد یاد گرفتم به نویسندگی وفیلمسازی علاقه داشتم اما متاسفانه در پایتخت متولد نشدم ودر یکی از مناطق محروم ومظلوم زندگی میکنم تقریبا تمام کتاب های مناسب سنم را هم مجازی و هم غیر مجازی خوانده ام از پارسال بود که تصمیم گرفتم یک داستان بلند بنویسم در ژانر فانتزی وتمام کتاب های موجود در این باره که در دسترس بوده مطالعه کردم از جمله هری پاتر آشیانه افسانه و..وبه این نتیجه رسیدم که فرهنگ ما پتانسی اینطور داستان ها رو نداره و از اسم های خارجی بهره بردم همچنین من از میان فانتزی نویسان خیلی به سبک نوشتن جی کی رولینگ عااقه مندم و دوست دارم سبک نوشتاری ام مثل اون باشه همچنین من در گفتگو های شخصیت ها خیلی مشکل دارم که لحن گفتاری باشه یا نوشتاری همچنین دنبال یک تست یا هر چیز دیگری هستم تا بفهمم سطح نویسندگیم در چه حدیه بی زحمت در این باره کمکم کنید
درود برشما
قطعا راهی جز انتشار نوشته و گرفتن بازخورد وجود ندارد.
به انتشارات مختلف سری بزنید با آنها وارد تعامل شوید.
قطعا بعد از انتشار خواهید فهمید که کیفیت کار شما چه اندازه است و چه استراتژیهایی در روند نوشتن باید تغییر کند.
تشکر بینهایت بابت متنی به این زیبایی و قدرتمندی در انگیزش خواننده.
من در محل کارم هستم و این متن رو در گوگل پیدا کردم. 3ساعت خوندن مطلب طول کشید چون ازش نت برداری کردم.
در طول مطالعه مطلب چنان هیجان زده شده بودم که یکی دوبار ایستاده چند خطی رو خوندم و در طول بقیه ش که نشسته بودم مدام پام رو تکون می دادم.
و ازینکه مطالب دیگری رو هم در سایت میگذارید و ابدیت نگه میدارید، پیشاپیش سپاسگذارم.
سلام مریم عزیز
چه عالی
خوشحالیم که برات مفید بوده.
سلام و شبتون زیبا
مطالب گفته شده و نظرات دوستان پربار و متفکرانه بودند…من همیشه دلنوشته و خاطره مینوشتم وتمایل به نویسندگی هم از بدو شناخت خودم در اعماق وجودم جریان داشت..با خواندن سایت شما و تمارین خیلی مشتاق نوشتن به صورت حرفه ای شدم…اما یک سوال ؟ ایا برای نویسنده شدن کتابهای زیادی در رابطه با موضوعی که مد نظر داریم باید خوند ؟…. به قول بیهقی سخنی نرانم که تاریخ مرا ملامت کند.
سلام سیمای عزیز
چقدر عالیه که شما به نوشتن به طور جدی فکر میکنی و برات مهمه. بهت تبریک میگم.
بهتره که یک نویسنده سبد مطالعاتی متنوعی داشته باشه اما وزن مطالعه توی حوزهای که قراره راجع بهش بنویسه بیشتر باشه.
استاد عزیز سلام
فقط خدا میدونه از اینکه براتون ایمبل میزنم چقدر خوشحالم من خیلی وقت پیش مطالب شمارو خوندم و بسیار لذت بردم اما مناسفانه کنکور داشتم و فرصت انجام این ده هفته رو نداشتم .
واقعینش من از بچگی عاشق فیلم دیدن بودم یک فیلم رو بدون اغراق ده ها بار نگاه میکردم و میکنم…هربار ناخودآگاه خودمو جای یکی از شخصیت های فیلم تصور میکردم به همین خاطر به نوعی من دیگه ” من ” نیستم ..چه طور بگم ؟؟ من توی شخصیت آدم های اطرافم غرق میشدم رفتارهاشون برام قابل پیش بینی بوده و هست ..چون میتونم خودم رو جای اونها بگذارم و حدس بزنم چه خواهند گفت ..یا چه کار خواهند کرد …کار هیچ کس حتی یک قاتل زنجیره ای برام حل نشده نیست ..نه اینکه کارش از نظرم درست باشه نه به هیچ وجه ..فقط میتونم بفهمم که چه طور شد که به این مسیر افتاد . درک میکنم که یک فرد عصبانی رو نباید سرزنش کرد یک راننده ای که دائم بوق میزنه یا زنی که تمام دغدغه اش ازدواج دختر و پسرهای مجرد فامیله..از نه دل امیدوارم متوجه منظورم شده باشید چون حس میکنم متنم زیادی طولانی شد و ممکنه شمایی که روزی شاید با ده ها کارآموز سروکار دارید حوصله خوندن متنی طولانی رو نداشته باشید …هدفم از گفتن این همه حرف این بود که بگم میخوام نویسنده بشم و میدونم که برای خلق یک شخصیت نباید اون رو تک بعدی جلوه داد ..شاید تک بعدی واژه ی درستی نباشه ولی در حال حاضر که یه مگس سمج دور سرم میچرخه و میخواد سربهسرم بذاره ولی من حوصله اش رو ندارم چیز دیگه ای به ذهنم نمیاد ..خب حالا منظورم از تک بعدی اینه : توی اغلب داستان ها و فیلم ها یک نفر رو فقط از یک بعد میبینن مثلا کسی که یک جنایت بزرگی انجام داده یک گل رو بو نمیکنه به کسی از روی محبت لبخند نمیزنه انگار میخوان اون رو از همه لحاظ بد نشون بدن انگار میخوان اون شخصیت رو فقط از یک بعد ببینن .یا بالعکس …میخوام کمکم کنید که توی داستانم نشون بدم که اینجوری نیست که نمیتونیم به این سادگی ها به یک نفر مهر بد بودن بزنیم که دیدمون رو نستب به اطرافیانمون و نسبت به افراد طرد شده از جامعه تغییر بدیم که خودمون رو جای افراد گناهکار قرار بدیم شاید واقعا ما هم همینکار رو میکردیم …عذاب میکشم از ته دل وقتی به سادگی همدیگه رو به بدترین شکل ممکن قضاوت میکنیم و امیدوارم بفهمید که این یک شعار برای جذاب شدن نوشته ام نیست .
از اینکه این همه وقتتون رو گرفتم معذرت میخوام در پناه “حق”
سلام آسمان عزیز
چقدر خوب و با جزئیات و شفاف احساست رو بیان کردی.
برای انجام این ده هفته اصلا دیر نیست و هر موقع تونستی میتونی برگردی و تمرینها رو انجام بدی.
شادی باشی همیشه
سلام
مطالبتون واقعا عالی بود
من دوساله که نوشتن رو آغاز کردم و الان ۱۴ساله هستم تا بحال نوشته هامو منتشر نکردم چون اشکالات زیادی در خودم می بینم یکی از این اشکالات درباره اسم رمان هام هست لطفا راهنماییم کنید بتونم اسم خوبی برای رمانهام پیدا کنم
سلام هانیه گرامی
چه عالی. حتماً با قدرت و انرژی ادامه بدید.
برای انتخاب اسم فرمول دقیقی وجود نداره.
ولی یکی از بهترین راهها اینکه که حداقل 50 عنوان مختلف رو برای داستان بنویسید و بعد از بین اونها انتخاب کنید. همینگوی برای انتخاب اسم یکی از داستانهاش حدود صد اسم مختلف نوشته بود.
اما نکته مهمتر اینه که شما انتخاب اسم رو، در جریان آشنایی با کتابهای مختلف و متنوع یاد میگیرید.
و در نهایت اینکه: اسم باید از دل خود اثر بجوشه.
مطالب خوب هستند من دارم آجر اولیو میزارم. نوشتنم خوب نیست ولی تلاش میکنم .شاید اولین تلاشم اینکه شب زود بخوابم چون الآن ساعت سه ونیمه با خودم میگم این سر سایت نمیره چون خوب ننوشتم ولی اگه خونده بشه میشه گفت اولین مطلبم هست که نوشتم و خونده شد.تشکر فراوان
علی جان
بنویس. فقط بنویس. تا نوشتن رو با نوشتن یاد بگیری.
سلام ،،،من عاشق نویسندگی ام اما ازچه راهی کمی ذهنمودرگیرکرده شایدپیشنهاد شما کلاس های مرتبط به این حرفه باشه امامن به دنبال راهکارهای بهترومفیدترهستم لطفا من دراین زمینه راهنمایی کنید..
آتنا جان
شما چقدر برای مطالعه وقت میذارید؟
سلام ببخشید من خیلی نویسندگی دوست دارم و تاالان کتاب های زیادی خوندم وهمش مینویسم اصلا کارهای سینما رو دوست دارم عکاسی ، مدیر برنامه ، کارگردان ، طراح لباس و…. اما واقعیتش من کم شنوا هستن و از بچگی دوست داشتم درمان گوشم رو پیدا کنم دکتری رو هم دوست دارم من میخوام سال دیگر برم دهم نمیدونم چی کار کنم به نظرتون کی کار کنم واقعیتش دو سه بار فکر کردم که برم دکتر بشم و در کنارش نویسندگی بخونم و درباره زندگیم بنویسم و یا کتاب های قشنگ بنویسم اما میگن رشته تجربی خیلی سخت است و نمیشه باید از زندگیت بزری
ریحانه عزیز
جدا از هر کاری که میکنی؛ حتماً تا میتونی برای خوندن و نوشتن وقت بذار.
نوشتن میتونه زندگی تو رو زیباتر و شگفتانگیزتر و شادتر بکنه.
برقرار باشی.
با سلام و خسته نباشید خدمت شما
و تشکر بابت مطالب پر محتوا و زیباتون
خواستم در مورد شرکت در کلاسهای آنلاین راهنمایی کنید
در ضمن اگر در واتس آپ یا تلگرام فعالیت دارید آدرس رو برام بفرستید
ممنونم
سلام
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد دورهٔ آنلاین علاوه بر مطالعهٔ سایت میتونید با این نشانی تلگرامی در ارتباط باشید:
@madreseonlinenevisandegi
سلام
من به نوشتن داستانهاي تخيلي خيلي علاقه دارم
ميخواستم بدونم ميشه به آينده اين نوع داستان نويسي در ايران اميدوار بود؟
ممنون ميشم راهنماييم كنيد
سلام زهرا جان
این بستگی داره به زحمات و تلاش ما.
اما در کل، نمیشه چندان حسابگرانه درباره فعالیت در یک زمینۀ هنری تصمیم گرفت.
خیلی محشر بود
خیلی زیاد روی من تاثیر گذاشت و بیدارم کرد متنتون((((((((((:
با عرض سلام خدمت شما .
من تمام مطالبتون را به خانش گرفتم واقعن خیلی بفید به نظر میرسید من میخایم نویسنده گی را اغاز کنم واقعن بعضی اوقات مشکلات زندگی برم اجازه این کار رانمیدهد خوب بازهم کوشش میکنم که یک نویسنده موفق در آینده بشم اینبار یه تصمیم قاتع گرفتم تا یک نویسنده موفق در آینده باشم خیلی لطف کردین تا این آموزش را به بخش رساندین خیلی ممنون مرسی .
سلام مرسی از مطالب زیباتون من خیلی نوشته ها ودل نوشته های قشنگی می نویسم ودوستام ومعلم ها مون هم بهم گفتن مادر پدرم خیلی قدیمی فکر می کنند میگن تو بعد از گرفتن دیپلم باید ازدواج کنی مثل خواهرت من کلاس نهم هستم رشته انسانی تو اولویت اول زدم یعنی من میتونم به نظرتون نویسنده بشم؟
درود بر مهدیه عزیز
چرا که نه مهدیه جان. شما میتونید یک نویسندۀ عالی بشید.
هیچ محدودیتی نمیتونه جلوی شما رو بگیره.
پیشنهاد ما به شما اینه که یه وبلاگ بزنید و از همین الان به طور منظم بنویسید.
قطعاً یه روزی میتونید کتاب خودتون رو هم چاپ کنید.
به امید درخشش شما
سلام و سپاس از متن پر مغز و مفهومی که در سایت قرار دادید .
بنده 10سالم هست تا قبل از 6 سالگی مادرم برایم قصه و کتاب های زیادی می خواند و از 6سالگی به بعد من هم دست و پا شکسته می خواندم و می نوشتم اما از 7 سالگی دیگر مهارت نوشتن و داستان ساختن پیدا کردم احساس می کنم در داستان کودکانه خیلی موفق هستم این نظر تمامی معلمان و اطرافیان من هست .اما نمی دانم نوشته های من از دید یک نویسنده واقعی هم اینگونه جذاب هستند؟دوست دارم کتاب هایم را چاپ کنم اما نمی دانم چطور لطفا من را راهنمایی بفرمایید .
ممنون
سلام الناز عزیز
چقدر خوب.
از همین کامنت شما مشخصه که بسیار با استعداد هستید.
پیشنهاد ما اینه که برای شروع یک وبلاگ بزنید و به طور منظم نوشتههاتون رو روی وبلاگ منتشر کنید. البته اصلاً به مخاطب فکر نکنید و این کار رو فقط یک تمرین شخصی انجام بدید.
اگر مایل بودید میتونید لینک وبلاگتون رو برای ماه بذارید تا نوشتههاتون رو بخونیم.
سلام , بابت مقاله ی پربارتون خیلی ممنونم. امید به زندگی میده ….. و یک سوالی هم که داشتم اینکه در رابطه با نشر نوشته ها که شما میگید این کارو انلاین هم میتونیم انجام بدیم , میخواستم بگم که من خودم نظرم اینکه و خب بیشتر دوست دارم تا مطالبی که از خودم به جا میزارم تو روزنامه یا مجلات چاپ بشه و با توجه به اینکه خودم تو رشته ی زبان و ادبیات انگلیسی درس میخونم و خب به خواندن و نوشتن بی نهایت علاقه مندم فکر میکنم که مطالبم رو کاغذ چاپ بشه خیلی برام دلپذیر تر باشه حتی اگر مخطبای کمتری رو جذب خودش کنه.میشه لطفا در این رابطه هم راهنمایی کنید . متشکرم
مینا جان
سپاس از مهر شما.
برای چاپ کاغذی مطالب به راحتی میتویند با مجلات در ارتباط باشید.
معمولاً در شناسنامۀ مجلات، راههای ارتباطی هم وجود داره.
پیشنهاد ما به شما اینه که نوشتن در وب رو هم جدی بگیرید.
بعدها میتونید به چاپ کتاب کاغذی هم فکر کنید.
شاد و برقرار باشید.
جالب بود مطالبی را که خواندم در مورد نویسنده شدن
من هم خیلی ها عاشق نویسندگی هستم در اول پدرم خیلی میخواست من بنویسم اما مادرم میگفت نه ننویس بدرد نمیخوره و من هم دنبال مادرم رفتم تا گفته نماند که بی استعداد هم بودم اما تا بحال که ۶۰ سالم شده میخواهم یک چیزی بنویسم برای اطفال وطنم قصه های شادی آفرین تا آنها بخوانند و بدانند.
زمانیکه کوچک بودم و مادرم میرفت مدرسه من خواهرم برادرم را نگهداری میکردم و برای شأن قصه های تخیلی از خودم جور میکردم یک زن مهربان را ترسیم میکردم یک پدر سخت کوش را و یک مادر بزرگی را که همیشه برای ما قصه های دیو و پری را میگفت.
این عطش تا بحال با من است میخواهم بنویسم اما نمیدانم از کجا شروع کنم به کجا بفرستم تا من را کمک کند و همچنان راهنمای ام کند.
و مهم تر از همه درین سنی که من قرار دارم میشود نوشت؟؟
منتظر پاسخ شما هستم
ممنون شما برای همه چیز
سلام من میخوام درباره تجربیات زندگیم فقط تجربیات کتاب بنویسم آیا به نظر شما درسته؟خوبه؟و اینکه دانش درباره نویسندگی چقدرباید باشه و اول اول از کجا و چجوری شروع کنم چون من اصلا نویسندگی بلد نیستم نمیدونمم استعدادشو دارم یا نه
سلام مزرعۀ عزیز
بله، نیاز دارید که نوشتن رو یاد بگیرید. وگرنه زندگینامۀ شما به مجموعۀ ملالآوری از خاطرات تبدیل میشه.
اما اگر مهارت نویسندگی رو بلد باشید، میتونید تجربیاتتون رو به مطالب الهامبخش و مفیدی تبدیل کنید.
سلام و عرض ادب
من مقاله ی شمارو خوندم بسیارخوب و عالی بود من یک رمان نوشتم وقتی که 15 سالم بود و الان7 تا طرح رمان دارم برای نوشتن اما خودم دیگه رمانی که نوشتمو قبول ندارم از اول شروع کردم به نوشتنش من از 14سالگی عااااشق نویسندگی بودم تنها چیزی بوده که حالمو خوب میکرده اما همیشه که برمیگردم نوشته هامو میخونم حس میکنم بچگانن و باید عوض بشن وسواس پیدا کردم میشه چندتا کتاب خوب بهم معرفی کنید ضمنا الان20سالمه
سلام طنین عزیز
عالیه. تداوم داشته باشید و با قدرت ادامه بدید.
در صفحۀ زیر میتونید با کتابهای مختلف و متنوعی آشنا بشید:
معرفی کتاب
سلام و شب خوش،
آقای کلانتری عزیز ممنون بابت مطالب واقعا مفیدتون، پیش از این به صورت جسته گریخته مطالبی مینوشتم اما به صورت جدی نویسندگی رو دنبال نمی کردم تا اینکه با سایت شما آشنا شدم و تصمیم گرفتم نویسندگی رو به طور حرفه ای دنبال کنم،
بازهم سپاس
سلام کوثر عزیز
چقدر عالیه که نوشتن رو توی برنامههای جدی خودت جا دادی.
موفق و شاد باشی.
من میخوام این صفحه رو دانلود کنم چیکار باید بکنم یه سوال دیگم دارم من سرم پر از جمله وکلمه وایده است برای نوشتن اما همشون یه لحظه از ذهنم میپره چه تمرینی برام پیشنهاد میکنید تا کتابی هست برای تمرکز روشون
سلام سمیرای عزیز
میتونی این صفحه رو ذخیره کنی یا پرینت بگیری.
برای تمرین نوشتن این لینک بهت کمک می کنه:
نقشه راه نویسندگی
سلام وعرض احترام
ممنون بابت این مقاله خوب.سئوالی ک نظرمنو جلب کرد این بود که منم مثل تمامی دوستان نویسندگی رو دوست دارم ودلم میخواد بنویسم.واز نوشتن ادبیات محاوره مثل داستانهای صادق چوبک وصادق هدایت که روان وساده ودرعین حال عمیق وتاثیر گذار مینویسند لذت میبرم.اما شما دراین مقاله ذکر کردید دردام محاوره نوشتن نیوفتید.چطوری میشه هم یه سبک رو دوست داشت هم به اون سبک ورود نکرد؟ازنظر شما این سبک چه ایرادی داره؟خیلی قصه ها هستندکه عامیانه بودنش خواننده روجذب میکنه .چون درعین سادگی انسان رو بفکر وامیداره.
پریای عزیز
ببین درسته که هدایت و چوبک از قصههای روز و جامعهٔ زمان خودشون نوشتن اما لحن اونا محاوره نیست. محاوره نوشتن یعنی همونطوری که حرف میزنیم بنویسیم. یعنی زبان گفتاری که اگر دقت کنی توی کتابهای هدایت و چوبک هم دیالوگها فقط به این صورته.
پس محاورهنویسی یه سبک نیست.
سلام آقای کلانتری.مطالبتون خیلی خوب و مفید بودن واقعا ممنون.فقط میترسم من داستان هام رو توی تلگرام بزارم و کپی کنن و تمام زحمت هام بیهوده باشه.از این هم می ترسم که اصلا داستان هام طرفدار نداشته باشه میشه در این مورد کمکم کنید لطفا
نگار عزیز
بهتره اینطوری فکر کنیم که ما هنوز به اون حدی نرسیدیم که نوشتههامون کپی بشه. اما اگر هم این اتفاق بیفته باید خوشحال باشیم که کارمون به درجهای از کیفیت رسیده که کپی و نشر میشه. یعنی دیگران از ما الهام میگیرن. این یک نگرانی بیهوده است.
نویسندگی در واقع همینه. بنویسی و منتشر کنی. با انبار کردن نوشتهها راه به جایی نمیبریم.