وقتی از نوشتاردرمانی (نوشتن التیامبخش) حرف میزنیم از چه حرف میزنیم؟
نوشتاردرمانی نوعی از نوشتن است که تنها جنبهی درمانی دارد. به این معنا که از نوشتن برای درمان بهره میبریم، بدون تلاشی برای خلق یک اثر ادبی.
در تعریف ویکیپدیا میخوانیم: «نوشتار درمانی (به انگلیسی:Writing therapy) شکلی از بیان درمانی است که از عمل نوشتن و پردازش کلام نوشته شده به عنوان روشی درمانی استفاده میکند. نوشتار درمانی بر این گزاره واقع شده که نوشتن احساسات فرد به صورتی تدریجی، هیجانات ناشی از ضربه روانی را کاهش میدهد.»
گمان بیشتر ما این است که نوشتاردرمانی تنها از جنبهی روانی بر ما اثرگذار است اما، نکتهی جالب توجه این است که اولین پژوهشهای نوشتاردرمانی، تأثیر نوشتن را در بهبود وضعیت و بیماریهای جسمی سنجیده است. این هم باید در نظر داشت که تأثیر مثبت نوشتاردرمانی بر بیماری جسمی بیارتباط با بهبود حال روحی و عاطفی نبوده است. بنابراین نوشتاردرمانی نه تنها برای آسیبهای روانی، بلکه برای حفظ سلامت جسم و بهبود وضعیت آن هم مؤثر است. در ادامهی این مقاله میخواهیم با تاریخچه و تمرینهای نوشتاردرمانی بیشتر آشنا شویم و از نوشتن به عنوان ابزاری برای درمان و دوام آوردن در زندگیمان استفاده کنیم.

تاریخچهی نوشتاردرمانی
«بهترین روش برای پشت سر گذاشتن حادثهی دلخراش، بهبود سلامتی، و ایجاد بهبودپذیری چیست؟ پژوهشگران در طول قرن گذشته به شکلهای مختلفی سعی کردند به این پرسش پاسخ دهند. رواندرمانی و درمان دارویی دقیق به میلیونها نفر کمک کردهاند. نتایج پژوهشها حاکی از آن است که تکنیکهای آرامسازی (ازجمله یوگا و مراقبه) نیز مؤثر واقع میشوند. ورزش سنگین و عادتهای خوردن بهتر هم میتوانند کمک کنند. اما، متأسفانه، گاه هیچیک از این تکنیکها مؤثر واقع نمیشوند.»
پاراگرافی که خواندید بخشی از کتاب «نیروی التیامبخش نوشتن» از جِیمز پِنهبِیکر است. پژوهشگری که روی تأثیرات بدنمند نوشتاردرمانی و همچنین فواید آن در درمان اختلالات عاطفی، از جمله کاهش استرس و بهبود سیستم ایمنی کار کرده است. پنهبیکر خودش را نویسنده معرفی نمیکند، اما میشود گفت که او مروج علم نوشتاردرمانی است. در مصاحبهیی میگوید:
«من نه در زمینهی روانشناسی بالینی آموزش دیدهام، نه زبانشناسی. بنابراین، بدانید که میشود در یک حوزه مشهور شد بدون این که هیچ چیز از آن بدانیم. چون با نگاهی کاملن نو وارد آن حوزه میشویم و موضوعات را از دیدی میبینیم که متخصصان آن حوزه نمیبینند. من هم نه در زمینهی روانشناسی بالینی فعالم نه در زمینهی زبانشناسی؛ من فقط واسطی هستم که در این میان میگردم و خوش میگذرانم.»
با پنهبیکر بیشتر آشنا شویم: دکتر جیمز پنهبیکر روانشناس اجتماعی، متولد سال ۱۹۵۰ و استاد دانشگاه تگزاس در شهر آستین امریکا است. در مصاحبهاش با کانال یوتویوب TENPERCENTHAPPIER (ده در صد خوشحالتر) میگوید اوایل کارش توجه ویژهای بر تأثیر نوشتن در درمان نداشته است. زمانی این موضوع برایش مهم میشود که روی نوشتن کتابش در مورد «علائم فیزیکی» و «چگونگی فهمیدن احساساتمان» کار میکرد. در کنارش میاندیشید که به این کتاب فصلی بیفزاید در مورد اینکه «چه افرادی علائم فیزیکی زیادی گزارش میدهند؟». همین پرسش سبب شد تا با شاگردانش به پرسشهای دیگری بیندیشند که جایشان خالیست. در ادامهی این تحقیق پرسشی که به آن رسیدند این بود که آیا مراجعین، تجربهی روانزخمانگیز جنسیای در گذشته داشتهاند؟ (این پرسش برای سال ۱۹۷۹ است) و نتیجه این بود که همین پرسش راهگشای شناسایی بسیاری از مسائل موجود در سلامت روان مراجعین شد.
در ادامه پنهبیکر اشاره میکند که همه میدانند روانزخمها مصیبزا هستند اما، راز نگه داشتن آنها به مراتب مصیببارتر است. او میگوید اگر نگفتن اینهمه آسیبزاست، پس بیان با جزئیات احساساتمان، نقش مهمی در درمان ایفا میکند. ممکن است همیشه امکان حرف زدن برای ما فراهم نباشد، ممکن شنوندهای در اختیار نداشته باشیم و حتا در بیان شرمی جلوی ما را بگیرد. اینجا بهترین پیشنهاد این است که بنویسیم و نوشتاردرمانی در معنای امروزهاش شکل میگیرد.
در اواخر همان دهه بود که دکتر جیمز پنهبیکر آزمایش سرنوشتسازش را انجام داد. او شرکتکنندگانی خواست دربارهی دردناکترین اتفاقی که در گذشتهشان رخ داده با جزئیات بنویسند. بنا بر این بود که همهی افراد در نوشتههایشان، عمیقترین افکار و احساساتشان را دربارهی آن رخداد بنویسند. پنهبیکر در کنارش گروه کنترلی داشت تا نتایج این گروه را با آنها مقایسه کند تا بفهمد نوشتن دربارهی رویدادهای دردناک گذشته چه تأثیری داشته است. افراد در گروه کنترل باید دربارهی چیزهایی مینوشتند که نه شخصی بود و نه احساسی. چیزهایی سطحی مثل کفشی که پوشیده بودند، درخت یا دیگر موضوعاتی که خنثا به شمار میآمدند. این افراد نباید هیچ فکر و احساس شخصی را دربارهی موضوع نوشتن بیان میکردند. هر دو گروه چهار روز پشت سر هم به آزمایشگاه پنهبیکر آمدند و هر بار حدود ۱۵ دقیقه نوشتند. آنها پرسشنامههایی را هم پر کردند و بدون اینکه اسم و مشخصاتشان را کسی بداند، رفتند.

دکتر جِیمز پِنهبِیکر
پنهبیکر در این پژوهش عوامل مختلفی را در این افراد سنجید و یافتههای دو گروه را با هم مقایسه کرد. اما مهمترین نتیجهای که از مقایسهی این دو گروه به دست آورد این بود: کسانی که دربارهی رویدادی دردناک در گذشتهشان نوشته بودند، در ماههای آینده خیلی کمتر از گروه کنترل به پزشک مراجعه داشتند و میزان سلامتی آنها در ماههای پس از تجربهی نوشتن دربارهی تجربهی دردناک و مگوی گذشته، افزایش پیدا کرده بود. البته پنهبیکر از آن زمان آزمایشهای بسیار زیادی را انجام داده، اما داستانش دربارهی نوشتاردرمانی، یا آنچه اسمش را نوشتن ابرازی (نوشتن التیامبخش) گذاشت، از همینجا شروع شد.
این مقاله در حال بهروز شدن است…
تأثیرات نوشتاردرمانی
تمرینهای نوشتاردرمانی
تجربهی همسفران مدرسه نویسندگی در نوشتاردرمانی
12 پاسخ
خیلی مطلب قشنگی بود🌺ممنون
واقعا مفید بود. من هر وقت می خوام ریاضی بخونم قبلش چند صفحه درباره ی سختی ریاضی خوندن و معلم رو مخمان می نویسم. با اینکار خیلی انگیزه و تمرکز پیدا میکنم. ممنون بابت مطالبی که گذاشتید.
بسیار عالی و مفید
تاوقتی که نمی نوشتم،از بیان احساساتم عاجز بودم، فقط چشمانم به کمک می آمدندو پر از اشک می شدند و این تمام ابراز احساسات من در شادی ها و ناراحتی ها بود.همیشه دنبال کلاس و کتاب فن بیان بودم تا با این سایت آشنا شدم ونوشتن هر روزه سبب شده بتونم درونی ترین احساساتم را با جزییات به زبان بیاورم و ارتباط موثر برقرار کنم