تمرین نویسندگی-اهمیت رونویسی

چرا رونویسی اهمیت دارد؟ | تمرینی ضروری برای بهبود نثر

برخی تمرین‌ها سبب می‌شوند سرعت یادگیری‌مان پایین بیاید، در نتیجه فرصت بیشتری برای تثبیت ورودی‌های تازه‌ی ذهنمان فراهم می‌شود. در این موقع می‌توانیم کیفیت درونی کردنِ آن مطالب را بالا ببریم. تمرین رونویسی یکی از این تمرین‌هاست که در این مقاله بناست به توضیح مفصل آن بپردازیم:

 

تمرین رونویسی چیست و چرا اهمیت دارد؟

همین ابتدا به پرسشی پرتکرار پاسخ بدهیم:

– رونویسی یعنی مثل دوران مدرسه از روی کلمه به کلمه‌ی متن‌ها بنویسیم؟
+ بله.

رونویسی مثل دانلود کردن است. وقتی از روی متنی یک بار می‌نویسیم، یک درصد در ذهنمان دانلودش کرده‌ایم. حالا تصور کنید از روی متنی دو بار یا سه بار و حتا ده بار رونویسی کنیم. این در اوج خودش یعنی ده درصد برای درک متنی کوشیده‌ایم.

در مدرسه نویسندگی پیشنهاد می‌کنیم از تمرین رونویسی در خدمت نوشتن‌آموزی بهره بجوییم. به این معنا که نمونه‌های خوب نثر فارسی را پیش رویمان بگذاریم و از رویشان بنویسیم. ما باور داریم در رونویسی است که رمز کار نویسندگان را کشف می‌کنیم. کشف‌هایی که با خواندن گذرا نمی‌شود به آن‌‌ها رسید.

 

چند پیشنهاد برای رونویسی:

۱

با قلم‌ و کاغذ بنویسید

نوشتن روی کاغذ علاوه‌بر اثرگذاری مثبت بر کارکرد ذهن و حافظه، باعث می‌شود از حواس‌پرتی‌های کار با ابزار دیجیتال در امان بمانید.

۲

از روی هر چه مشتاقتان می‌کند بنویسید

با نوشتن از روی آثاری شروع کنید که به آن‌ها علاقه دارید. سراغ کتاب‌هایی بروید که می‌خواهید سبکی شبیه نویسنده‌اش داشته باشید. همچنین برای انتخاب آثار ترجمه شده بهتر است سخت‌گیرتر باشیم. برای مثال می‌توانید از ترجمه‌های نجف دریابندری و سروش حبیبی فارسی‌نویسی بیاموزید.

پیشنهاد: در کتاب نویسنده‌ساز، صفحه‌‌های ۱۱۴ و ۱۱۸ فهرستی از نویسندگان و مترجمان خوب فارسی‌زبان معرفی شده‌اند. (لینک دانلود کتاب نویسنده‌ساز)

۳

حین رونویسی با صدای بلند بخوانید

ادای واژه به واژه حین رونویسی کردن تمرکزتان را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود با ذهن‌آگاهی بیشتری درگیر نوشتن شوید.

۴

به چشم تمرینی روزانه به آن بنگرید

دست‌ِکم روزی ۵ دقیقه رونویسی کنید. هر بار فقط از روی یک پاراگراف بنویسید. برای سهولت بخشیدن به این تمرین می‌توانید کتاب مشخصی را برای خودتان برگزینید تا برای مدتی از روی آن بنویسید.

۵

از روی انواع سبک‌های نوشتاری رونویسی کنید

یک بار سراغ شعر بروید، یک بار سراغ داستان کوتاه، بار دیگر از روی نمایشنامه‌یی بنویسید، یک بار از روی مقاله، رمان، جستار، گزین‌گویه‌ها و…

۶

پس از رونویسی آزادانه بنویسید

وقتی آزادنویسی می‌کنید، بکوشید نکته‌هایی که در مورد فضای ذهنی نویسنده، لحن کلماتش آموختید را در نثرتان بیاورید. دو نکته: اول آنکه تأثیر گرفتن سهل به دست نمی‌آید و دوم آنکه هدف ما کپی کردن از روی بهترین آثار و بازتولید ‌آن‌ها نیست. به واسطه‌ی رونویسی می‌شود از بهترین نویسندگان نحوه‌ی جمله‌سازه و استفاده‌ی هوشمندانه از کلمات را آموخت.

 

۳ روش خلاق برای رونویسی

  • تمرین اول: رونویسی از آنچه در خاطرتان مانده

توضیح تمرین:

کتابی باز کنید و یک جمله‌ی طولانی یا سه-چهار جمله‌ی پشت سر هم را برای ۵ دقیقه بخوانید. بعد کتاب را ببندید و بکوشید عین چیزی که نویسنده نوشته بود، روی کاغذ بیاورید.

نمونه:

۵ دقیقه وقت دارید نوشته‌ی زیر را بخوانید و بعد جمله‌هایی که در خاطرتان مانده بود را بنویسید. اگر انجامش دادید مشتاقیم از تجربه‌تان بخوانیم.

«گراهام گرین» نویسنده نامدار انگلیسی قلمزن زباندرازی بود. معمولا در امور سیاسی دنیا دخالت‌های جدل‌انگیز می‌کرد. یک بار در سفری که به مسکو رفته بود، یک فضانورد روس، نسخه‌ای از کتاب «آدم ما در هاوانا» نوشته گرین را به خود او هدیه داد.

پاره‌‎یی از کتاب «با شما نبودم»، بهمن فرسی

 

  •  تمرین دوم: رونویسی در ابعاد کوچک و بزرگ

توضیح تمرین:

به این بیندیشید که دوست دارید در کدام‌یک از شاخه‌های نوشتن پیشرفت کنید. داستانی یا غیرداستانی فرقی ندارد. تمرین مؤثری که ما را به شیوه‌ی موردعلاقه‌مان نزدیک نگه می‌دارد، رونویسی روی تکه‌کاغذهایی‌ست که در جیبمان جا می‌شوند. پاره‌یی از مقاله‌یی که دوست دارید را رونویسی کنید، سه‌ سطر از شعری را روی کاغذ بیاورید. این‌گونه مرورشان همیشه راحت است. برعکس هم می‌تواند باشد. کاغذی با ابعاد بزرگ در نظر بگیرید. دوست دارید چه متن یا جمله‌یی را رویش رونویسی کنید تا بهتر به چشمتان بیاید؟

 

عکس‌نوشته‌ی مدرسه نویسندگی-تمرین نوشتن

تمرین رونویسی از چند سطر شعر

 

  • تمرین سوم: تفکیک جمله‌های یک پاراگراف

توضیح تمرین:

در این نوع از رونویسی، هر جمله را در یک سطر می‌نویسیم. معیارمان برای تفکیک جمله‌ها رسیدن به نقطه‌‌ی پایان است. برای مثال چند سطر از کتاب یوزپلنگانی که با من دویده‌اند نوشته‌ی بیژن نجدی را باهم تفکیک می‌کنیم.

 

نمونه‌ی پیش از تفکیک:

اینجاست. این تکه از مغز، دیرتر از تمام سلول‌ها می‌میرد. اینجا هم لایه‌های فراموشی است. صداهایی که ما می‌شنویم به اینجا می‌رسد جذب این توده لیز می‌شود و ما آن را فراموش می‌کنیم، در حالی که همیشه توی کله ماست. اینجا پر از اعتقادات فراموش شده است، جای دفن شدن اسم کسانی که دوستشان داشته‌ایم، بی‌آنکه بتوانیم به یاد آوریم که آنها چه کسانی بوده‌اند. هزاران سلول اینجاست که کارشان فقط خاکسپاری است، خاکسپاری رؤیاهای ما. خانم مهران گفت: شما مرا می‌ترسانید دکتر. دکتر گفت: نه اصلاً ترسناک نیست. غم‌انگیز است. همین صداهای مغز مرتضی است که بعد از مردن او هنوز مثل نبض می‌زند. صداهایی که این کامپیوترهای احمق را ترسانده، اسم‌ها، اعتقادات، عشق‌های دفن‌شده توی کله مرتضی حالا مثل روح او دارد از تنش جدا می‌شود.

 

پس از تفکیک:

۱. اینجاست.

۲. این تکه از مغز، دیرتر از تمام سلول‌ها می‌میرد.

۳. اینجا هم لایه‌های فراموشی است.

۴. صداهایی که ما می‌شنویم به اینجا می‌رسد جذب این توده لیز می‌شود و ما آن را فراموش می‌کنیم، در حالی که همیشه توی کله ماست.

۵. اینجا پر از اعتقادات فراموش شده است، جای دفن شدن اسم کسانی که دوستشان داشته‌ایم، بی‌آنکه بتوانیم به یاد آوریم که آنها چه کسانی بوده‌اند.

۶. هزاران سلول اینجاست که کارشان فقط خاکسپاری است، خاکسپاری رؤیاهای ما.

۷. خانم مهران گفت: شما مرا می‌ترسانید دکتر.

۸. دکتر گفت: نه اصلاً ترسناک نیست.

۹. غم‌انگیز است.

۱۰. همین صداهای مغز مرتضی است که بعد از مردن او هنوز مثل نبض می‌زند.

۱۱. صداهایی که این کامپیوترهای احمق را ترسانده، اسم‌ها، اعتقادات، عشق‌های دفن‌شده توی کله مرتضی حالا مثل روح او دارد از تنش جدا می‌شود.

 

این تمرین کمک می‌کند:

فرصت و فضای بیشتری برای بررسی دقیق هر جمله داشته باشید.

بهتر است بعد از آن که کل جمله‌های یک پاراگراف را تفکیک کردید، در مواجهه با هر جمله از خود بپرسید:

۱. «نویسنده چرا این جمله را نوشته است؟»

۲. «آیا با حذف این جمله تغییری ایجاد می‌شود؟»

۳. «اگر من بودم به چه شکل دیگری این جمله را می‌نوشتم؟»

 

در پایان: تمرینی برای شما

بیایید همین حالا از روی بخشی از رمان شب هول با دست‌خط خودمان بنویسیم:

«در یخچال نشسته‌ام و خیالخواری می‌کنم. در یخچال نشسته‌ام و خودخواری می‌کنم. از کابوس‌هایم تغذیه می‌کنم. آرزو‌ها و جاه‌طلبی‌هایم را نشخوار می‌کنم. از امیال و خاطرات جوانی‌ام تغذیه می‌کنم. رؤیاهایم را نشخوار می‌کنم و بی‌خبرم. از آنچه در بیرون از یخچال می‌گذرد بی‌خبرم. مثل کرمی در درون پیله، خودخوار، کابوسخوار، آرزوخوار، خاطره‌خوار، رؤیاخوار، خیالخوار و بی‌خبر. نشسته در درون یخچالم و بی‌خبر از آنچه در بیرون از یخچال می‌گذرد. و در یخچال وحشت همیشه با من است. مثل خدا که همیشه با من است. باورم نمی‌شود که می‌شود نترسید. همانطور که باورم نمی‌شود که می‌شود خدایی نباشد. حتی تصورش برایم مشکل است. لاک‌پشت بدون لاک تاب هوا را هم ندارد. و ترس من لاک من است. پوسته‌ای سخت است که از فضای بیرون، از هوای بیرون، و از نفس آدم‌های بیرون جدایم می‌کند. همیشه محتاطم. به کوچکترین حرکت ناآشنایی سرم را می‌دزدم و در درون پوسته‌ی ترس پنهان می‌شوم. نفوذناپذیر و جامد. در درون این قشر ضخیم است که بیدارم، می‌بینم، می‌شنوم، و همه گمان می‌کنند که سنگم، نمی‌بینم، نمی‌شنوم، خوابم. و یا، اگر خیلی هوشیارم بپندارند فکر می‌کنند پذیرفته‌ام. همه‌چیز را پذیرفته‌ام. خدایم هم همین‌جاست. زیر لاک من است. بند نافی است که مرا به دنیای بیرونی پیومد می‌دهد. اگر او نباشد چه کسی بازگویی رنج‌هایم را بشنود؟ باور نمی‌کنم که حیات همین است. همین که بر من گذشته است. بر من که قهرمان نیستم. لاک‌پشت هم نیستم.»

پیوند دانلود رمان شب هول: (+)

اگر این تمرین را انجام دادید، از تجربه‌ی رونویسی‌تان برایمان بنویسید.

 

در همین مورد:
از روی چه آثاری رونویسی کنیم؟ 

19 پاسخ

  1. تمرین را انجام دادم.
    دیدم هر کدام از کلمات نشخوار و تغذیه را در دو جمله متفاوت استفاده کرده و البته با فاصله. من اگر بودم از هر کدام یک بار استفاده و فعل را به قرینه حذف می‌کردم.
    « نشسته در درون یخچالم و بی‌خبر از….» را هم نمی‌نوشتم چون تکراری‌ست. البته بعد فکر کردم شاید هم برای تاکید بیشتر آن را دوبار آورده.
    «باورم نمی‌شود که می‌شود نترسید» و «باورم نمی‌شود که می‌شود خدایی نباشد» را جور دیگری نوشتم.
    تشبیه ترس به لاک‌پشت و در ادامه توضیح دلیلش برای این تشبیه زیبا بود.
    و این مورد که اگر چه ترس و خدا همواره با او هستند اما دو کارکرد متفاوت دارند. ترس جدا کننده و خدا پیونده‌دهنده او با عالم بیرون است.
    آخرش هم جای سوال داشت برایم : «بر من که قهرمان نیستم». نفهمیدم چرا قهرمان را آورده و چه ربطی دارد . ندیدم جایی اشاره‌ای کرده باشد.
    متشکرم برای تمرین . دید خوبی راجع به رونویسی بهم داد.

  2. سلام پگاه جانم. دیروز وقتی داشتم از کتاب شب یک شب دو بهمن فرسی رونویسی می‌کردم نوع نقطه گذاری‌های متن توجه‌ام را جلب کرد. به‌نظرم عجیب آمد که چند جا گیومه یا پرانتز باز کرده بودن ولی پایین تر جایی ندیدم گیومه قبلی را ببندند. یا جلوی بعضی از پارگراف‌ها خط تیره گذاشته بودن. ممنون می‌شم درباره علت کارشون یه توضیح کوچیک بهم بدین.

    1. سلام معصومه جان،‌ بیاین توی تلگرام و با عکس باهم گفت‌وگو کنیم راجع بهش😍

  3. من مدتی طولانی انجامش می‌دادم و خیلی خوب بود اما از دو ماه پیش که بیماری مادرم شدت گرفت نتونستم ادامه بدم اما برای بهبود حالم با خواندن مجدد مقاله تون از فردا مجدد شروعش می‌کنم تمام کتاب‌های پیشنهادی در لیست‌تون رو جز شب یک شب دو رو خریدم و از اونها شروع می‌کنم شکر برای وجود مبارکتان. قلمتان مانا و تنتان سلامت استاد عزیز

    1. مهناز نازنینم، امیدوارم تجربه‌ی انجام دوباره‌ی این تمرین برای شما حسابی لذتبخش باشه❤🥰

  4. به به! یک راهکار عالی دیگه برای تمرین نویسندگی. ممنون از راهنمای‌هاتون پگاه جان.🙏🙏🙏

    1. ممنونم از توجه ارزشمندتون معصومه جان نازنینم.🥰❤

    2. برای رونویسی از یک پاراگراف یا یک متن باید چند بار از روی آن بنویسیم ؟
      این مهمه؟

      1. آزیتا جان سلام. اگر چنین کاری انجام بشه خیلی خوبه و بسیار مؤثرتر خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *