تا می‌توانی بنویس | کتاب جذابی از ناتالی گلدبرگ با ترجمه گیتی خوشدل

تا می‌توانی بنویس | کتاب جذاب ناتالی گلدبرگ با ترجمۀ گیتی خوشدل

کتاب «تا می‌ توانی بنویس» سال‌ها پیش نیز با عنوان «نوشتن تا مغز استخوان» چاپ شده بود. اما آن ترجمه به اندازۀ ترجمۀ جدید شیوا و خواندنی نیست. خوشبختانه حالا این کتاب را گیتی خوشدل، شاعر و مترجم چیره‌دست به فارسی برگردانده است، و می‌توانیم خوشحال باشیم که یکی از از الهام‌بخش‌ترین کتاب‌های آموزش نویسندگی در دست ماست.

«تا می‌توانی بنویس» یکی از کتاب‌هایی است که در بسیاری از کتاب‌های امریکایی آموزش نویسندگی به آن اشاره شده، اگر به تاریخ چاپ ویرایش اول کتاب نگاه کنیم متوجه می‌شویم که ایده‌های این کتاب منبع الهام بسیاری از کتاب‌های مشابه حوزۀ خودش بوده است.

هر کدام از فصل‌های کوتاه و شفاف و خواندنی این کتاب کمک می‌کند تا:

-کم‌تر از نوشتن بترسیم و با راحت‌تر بنویسم.

-هرگز برای نوشتن دجار کمبود ایده نشویم.

-به فردیت خودمان بیشتر توجه کنیم و برای رسیدن به صدای شخصی‌مان تلاش کنیم.

-بدون طرح و نقشه سراغ نوشتن برویم و به جریان نوشتن اعتماد کنیم.

-از ارائه نوشته‌هایمان هراسی نداشته باشیم.

 

با هم برخی از جملات کتاب را مرور کنیم:

آموختن نویسندگی، فرایندی خطی و مستقیمی نیست. برای این‌که شخص نویسنده خوبی شوید، قاعده‌یی منطقی به‌صورت الف-ب-پ وجود ندارد.

 

نکته اصلی برای تمرین نوشتن، نگارش با زمان تعیین‌شده است. شاید زمانی که برای خود تعیین می‌کنید، ده یا بیست دقیقه یا یک ساعت باشد. این به خودتان بستگی دارد. شاید نخست بخواهید از ده دقیقه شروع کنید و پس از یک هفته، بر آن بیفزایید.

 

قاعده‌ام تمام کردن یک دفتر در ماه است. (همواره در حال ایجاد رهنمودهایی برای نوشتن خود هستم. صرفاً پر کردن دفتر به عنوان تمرین.) ایده‌ال من این است که هر روز بنویسم.

 

وقتی شروع می‌کنی به نوشتن از ذهن خودت، شاید تا پنج سال چیزی جز یاوه ننویسی، چون آن‌ها را بیش از این‎ها گرد آورده‌ایم و شادمانه خود را از آن‌ها دور نگاه داشته‌ایم. پس باید به رخوت و ایستایی و ناامنی و انزجار از خویشتن و این ترس خود که حرف برای گفتن نداریم بنگریم.

 

نویسندگان وقتی می‌نویسند، نیاز دارند هر بار برای نخستین بار به موضوعی نگاه کنند.

 

اگر مدتی ننوشته باشم، به دوستی اهل نوشتن تلفن می‌کنم و با او قرار می‌گذارم هفته‌یی یکبار یکدیگر را ببینیم و آنچه را که نوشته‌ایم به یکدیگر نشان دهیم. در این صورت مجبورم چیزی بنویسم تا به او نشان دهم.

 

نوشتن یعنی همه‌چیز، بی‌هیچ قیدوشرط. میان نوشتن و زندگی و ذهن، فاصله‌یی نیست.

 

هم خودمان اهمیت داریم، هم زندگیمان: اهمیتی بسزا، و جزییاتش چنان مهم که ثبت شود. نویسندگان باید این‌گونه بیندیشند. و باید این‌گونه قلم در دست بنشینیم. «ما انسان‌ها اینجا بودیم و این‌گونه زیستیم.» بگذارید بدانند جهان بر ما چگونه گذشت. جزییات مهم است. اگر نه، پس چه چیز اهمیت دارد.

 

نویسندگان سرانجام درباره وسواس‌ها و دغدغه‌هایشان و درباره چیزهایی می‌نویسند که نمی‌توانند فراموش کنند: درباره داستان‎های نهفته در وجودشان که منتظرند آزاد شوند.

 

گوش‌سپردن یعنی پذیرش. هرچه ژرفتر بتوانید گوش بسپارید، بهتر می‌توانید بنویسید. یعنی چیزها را همان‌گونه که هستند، بدون داوری درباره‌شان می‌پذیرید. برای نوشتن نثر باید با روی گشاده پذیرای همه‌چیز باشید..

 

مسؤولیم با خودمان مهربان باشیم. آنگاه می‌توانیم با جهان نیز به‌مهربانی رفتار کنیم.

 

اساساً اگر بخواهید نویسنده خوبی شوید، باید به این امور بپردازید: مطالعه بسیار، گوش‌سپردن ژرف، نوشتن بسیار، و پرهیز از اندیشه مفرط. فقط به دل واژه‌ها و صداها و حس‌های رنگارنگ فرو روید و بگذارید قلم شما بر صفحه کاغذ در حرکت باشد.

 

از گفت‌وشنود، شرمسار نباشید. زیرا زمینه و تمرینی برای نوشتن است. راهی است تا یاد بگیریم چگونه ارتباط برقرار کنیم. بیاموزیم چه چیز مردم را علاقه‌مند و چه چیز خسته و بی‌حوصله می‌کند.

 

نویسندگان عاشقان راستین‌اند. عاشق سایر نویسندگان می‌شوند، و از این طریق می‌آموزند چگونه بنویسند. نویسنده‌یی را بر می‌گزینند و همه آثارش را هم می‌خوانند. و چنان مکرر آن را می‌خوانند تا دریابند او چگونه حرکت یا مکث می‌کند و می‌بیند. عاشق شدن یعنی همین بیرون آمدن از خویشتن و گام نهادن به هستیِ دیگری. تواناییِ دوست داشتن نوشته دیگری، به این معناست که ان توانایی‌ها در خودتان بیدار شده است.و این توانایی، شما را بزرگ‌تر می‌کند، نه مقلد.

 

 

کتاب «تا می‌توانی بنویس» را نشر پیکان  در ۵۵۰ نسخه و با قیمت ۲۸ هزار تومان منتشر کرده است.

سلسله مطالب :

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. […] چیزی که به من جرئت داد تا از پیوند زندگی و نوشتن به این شکل، پیش شما حرف بزنم متنی بود که از کتاب تا می‌توانی بنویس نوشتۀ ناتالی گلدبرگ،خواندم. […]

  2. فاطمه فاطمه گفت:

    سلام و عرض ادب
    خدارو شکر میکنم که استاد کلانتری رو آفرید و مدیر مدرسه ی نویسندگی ما قرار داد. زبان قاصر است از شکر این دو نعمت، ولی الحمدلله رب العالمین که شیواترین بيان شکر من است.
    خانه نوپای من:
    http://benvis-va-bebin.blog.ir/

  3. حسن گفت:

    با سلام
    با توجه به تیراژ پایین کتاب، به سختی تونستم ثبت سفارش کنم و تا پایان هفته به دستم خواهد رسید. با توجه به معرفی استاد، قطعا کتاب خوبی باید باشه

  4. نسرین فلاح گفت:

    به نظرم کار خیلی خوب و قشنگی انجام دادید.
    ازتون ممنونم