نوشتاردرمانی چیست؟

نویسنده: کبرا حسینی

هدف از نوشتاردرمانی، سلامت و بهداشت ذهن است.

جسم ما برای تخلیه فضولات خود مکانیسمی اجباری دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، بدنمان مواد زائد را حتی گاهی بدون دخالت آگاهانه ما، دفع می‌کند.

در نوشتاردرمانی، تلاش می‌کنیم ذهن و روحمان را پاک‌سازی کنیم و از احساسات خودتخریبی مانند خشم، نفرت، احساس گناه، ناامیدی و … رها شویم.

با یادداشت‌های روزانه، سطل زباله ذهن را خالی می‌کنیم و از نشخوار خاطرات منفی گذشته دست برمی‌داریم. زخم‌های درمان‌نشده و تاول‌های روحمان را پیدا می‌کنیم. فحش می‌دهیم، هذیان می‌گوییم، خشممان را خالی می‌کنیم و بعد از نوشتن، احساس آرامش و سبکی، تمام وجودمان را در بر می‌گیرد.

گاهی که انبوهی از خاطرات شیرین و احساسات مثبت، ما را به هیجان می‌آورد؛ تحمل این حجمِ زیادِ بارِ احساسی را نداریم، پس آن‌ها را می‌نویسیم. افکارمان را درباره عشق، نوع‌دوستی، رؤیاهای زیبا و اهداف متعالی، به کلمات تبدیل می‌کنیم و آن‌قدر می‌نویسیم که آرام شویم.

با نوشتن درباره احساساتمان، به آن‌ها احترام می‌گذاریم و آن‌ها را به رسمیت می‌شناسیم.

این نوع نوشتن، ابزار پشتیبان روحیه‌مان می‌شود.

در نوشتاردرمانی، آگاهانه و هدفمند می‌نویسیم. انواع احساسات منفی را از ناخودآگاهمان پاک می‌کنیم و با برون‌ریزی حالات غمگینانه‌مان، به فردی شاد و فعال تبدیل می‌شویم. با نوشتن، افکار و رفتارمان را کنترل می‌کنیم و از سلطه آن‌ها رها می‌شویم.

طی نوشتاردرمانی، ما به فرایند نوشتن اهمیت می‌دهیم نه به محصولی که با نوشتن پدید خواهیم آورد. نوشتن به یک جلسه درمانی کوتاه تبدیل می‌شود که هنر نیست بلکه روشی برای رشد تفکر و آگاهی از تجربه‌هایمان است.

در نوشتاردرمانی، ما برای خودمان می‌نویسیم. هیچ‌کس قرار نیست نوشته‌های ما را بخواند و نقد کند. پس لازم نیست دستور زبان و سایر چارچوب‌های لازم در نوشتن برای مخاطب را رعایت کنیم.

یکی از مزایای اصلی نوشتاردرمانی ارتباط خاصی است که با خودمان به وجود می‌آوریم. نوشتن ما را نیرومند می‌کند. وارد رازی می‌شویم که در آن فرایند گشایش و فاش‌شدن روی می‌دهد. جنبه‌هایی از وجودمان آشکار می‌شود که از آن‌ها بی‌خبر بوده‌ایم. با اندیشه‌ها و احساساتمان، پایدارتر و عمیق‌تر روبرو می‌شویم.

در نوشتاردرمانی، نوشتن مثل گفتن و شنیدن به یکی از کارهای طبیعی و روزانه ما تبدیل می‌شود. آن‌قدر درباره حوزه‌های پیچیده و مسئله‌ساز زندگی‌مان می‌نویسیم که در مورد آن‌ها ماهر می‌شویم. آنچه را که بیش از همه به آن نیاز داریم، جستجو می‌کنیم و می‌یابیم و به آن عمل می‌کنیم. به‌تدریج قدرت تصمیم‌گیری پیدا می‌کنیم و از تنش‌های وجودمان دور می‌شویم.

بولتون می‌گوید: «داستان‌سازی و شعرسرایی هم برای بدن و هم برای جان مفید است.»

یکی از فواید نوشتاردرمانی آن بازداری ما از خودفریبی است.

زخم‌های روح اگر جدی گرفته نشوند، حوزه‌های مختلف زندگی ما را آلوده می‌کنند. بسیاری از مشکلات ما در زندگی زناشویی، روابط اجتماعی، تفریحات، شغل و حتی بیماری‌های جسمی، حاصل گره‌های انباشته‌شده در روحمان است.

در نوشتاردرمانی به سراغ آدرس‌های مختلف ذهن و روحمان می‌رویم. همان‌طور که درباره دیگران به‌راحتی می‌گوییم و می‌نویسیم، یاد می‌گیریم درباره خودمان هم بنویسیم. با تمرین‌های پی‌درپی، قلم و دست و ذهنمان راه می‌افتد و با مسیرهای اصلی و فرعی وجودمان آشنا می‌شویم.

  1. معصومه گفت:

    تاوقتی که نمی نوشتم،از بیان احساساتم عاجز بودم، فقط چشمانم به کمک می آمدندو پر از اشک می شدند و این تمام ابراز احساسات من در شادی ها و ناراحتی ها بود.همیشه دنبال کلاس و کتاب فن بیان بودم تا با این سایت آشنا شدم ونوشتن هر روزه سبب شده بتونم درونی ترین احساساتم را با جزییات به زبان بیاورم و ارتباط موثر برقرار کنم

دیدگاه شما