«اقتضای ادبیات و رمان، سرگرمی است ولی هدف اصلیاش اندیشهورزی است. منظورم تبدیل شدن به یک مقاله فلسفی و یا مثلاً جامعهشناسی نیست. اندیشهورزی با تجربه زندگی کاراکترها. سیالیتی که رمان در مقایسه با سینما دارد مجال اندیشهورزی را خیلی بیشتر میکند. اما محدودیتش، دایره مخاطبانش است. نسبت به فیلم و سریال طبعاً مخاطب کمتری دارد که آن هم ضعف نیست و وضعیتی طبیعی است. چون به هر حال مخاطبان رمان نسبت به مدیومی همچون سریال حتماً فرهیختهتر هستند و تعدادشان کمتر.»
-پارهیی از متن همین مصاحبه
احمد مدقق متولد ۱۳۶۴ در ایران است. درس خوانده علوم اسلامی تا درجه کارشناسی ارشد. از نوجوانی با ادبیات و نوشتن آن دمخور بوده است. همزمان با تحصیلات دوره دبیرستان شروع به همکاری با مطبوعات کودک و نوجوان در ایران کرد. داستانهای متعددی در مجلات سراسری ایران از او منتشر شده است. اولین رمان او بهنام آوازهای روسی در یازدهمین دور جایزه ادبی جلال آل احمد شایسته تحسین شناخته شد. در ابتدای دهه ۹۰ با همکاری مرحوم محمدسرور رجایی مجلهای به نام باغ برای کودکان افغانستانی تأسیس کرد که تا ۴۰ شماره سردبیری آن را به عهده داشت. او اکنون صاحب امتیاز و مسئول مجله اینها برای نوجوانان نسل دوم مهاجرت است.
آثار منتشر شده:
- آوازهای روسی، رمان، ایران، ۱۳۹۶
- آتشگاه، رمان نوجوان، ایران، ۱۳۹۹
- دختر ترکستانی، مجموعه داستان، ایران، ۱۴۰۰
- بیزبانی، رمان،ایران، ۱۴۰۴
- فلمنامه سریال سرخسالی، که در سال ۱۳۹۹ در کابل تولید شد و از شبکه سحر افغانستان نشر گردید.
۱. چرا مینویسید، هدف و دلیل نوشتنتان چیست؟ نوشتن یعنی چی؟
از آنجا که من در محیط مهاجرت به دنیا آمدم و شرایط زندگی در آن زمان انزوایی ناخواسته به ما تحمیل میکرد، به کتاب و مطالعه پناه بردم. پدرم کتابخانهای در خانه داشت و سرگرمی اصلی من خواندن کتابهای عمدتاً تاریخ اسلام و حکایتهای تربیتی و زندگی بزرگان بود. نخستین داستانم را در صنف یا کلاس پنجم ابتدایی نوشتم و سالهای بعدش با ارتباطی که با مطبوعات کودک و نوجوان گرفتم، فضای نوشتن برایم جدی تر شد.
نخستین نوشتههایم بیشتر پاسخ به نیاز عاطفی و تنهاییهایم بود. در حال حاضر نوشتن داستان را بیشتر به عنوان زمینهای برای اندیشهورزی در هویت و زندگی میبینم.
۲. کجا مینویسید؟ با قلم مینویسید یا تایپ میکنید؟
سالهاست که فقط تایپ میکنم. تایپ کردن قدرت بالایی برای مانور دادن در اصلاح و ویرایش به من میدهد و از آنجا که آرشیویست خیلی بدی هستم اگر در کاغذ و کتابچه بنویسم احتمال گم شدنش بالاست. ولی فایلهای داستانیام را در گوگلدرایو ذخیره میکنم.
نوشتن در صبحهای زود برایم خیلی دشوار است. غروب و شب را بیشتر میپسندم.
۳. رمان آوازهای روسی را کجا و کی و در چه مدتی نوشتید؟
سال ۹۵ از کار بیکار شده بودم و چندین ماه در خانه بودم. شرایط سختی بود ولی من از آن فرصت برای نوشتن استفاده کردم. شاید ۹۰ درصد رمان آوازهای روسی را در آشپزخانه خانهمان نوشتم. آن زمان میز کار نداشتم و از میز غذاخوری استفاده میکردم.
۴. وقتی رمان آوازهای روسی را مینوشتید شخصیت اصلی سیر داستانی از آغاز تا انجام در ذهنتان بود؟ یا در جریان نوشتن شخصیتهای اصلی و دیگر شخصیتها شکل گرفتن و ادامه دادند؟
قبل از نوشتن آوازهای روسی، دو بار تلاش ناموفق داشتم در سالهای قبلش. رمان در همان فصلهای اولیه به بنبست میخورد و هر بار به مدت یکی دو سال رهایش کردم. تا اینکه برای بار سوم خیز بلندتری برداشتم و در ماراتونی نفسگیر آن را نوشتم. شخصیت اصلی رمانم، یعقوب، تا حد زیادی در ذهنم شکل گرفته بود ولی آغاز و انجام رمان در حین نوشتن ساخته و کشف شد. این پرسش شما به یادم آورد که بعضی شخصیتهای فرعی در رمان بودند که میخواستم بیشتر بهشان بپردازم و نقش بیشتری بهشان بدهم ولی به نظرم رسید که خط اصلی داستان به حاشیه میرود.
۵. به عنوان یک نویسنده، ادبیات داستانی در نظر و تجربه شما، دارای چه ظرفیتها و محدودیتهایی برای تفسیر و تصویر کردن این جهان دارد، نسبت به مثلاً سینما، فلسفه و جامعهشناسی؟
اقتضای ادبیات و رمان، سرگرمی است ولی هدف اصلیاش اندیشهورزی است. منظورم تبدیل شدن به یک مقاله فلسفی و یا مثلاً جامعهشناسی نیست. اندیشهورزی با تجربه زندگی کاراکترها. سیالیتی که رمان در مقایسه با سینما دارد مجال اندیشهورزی را خیلی بیشتر میکند. اما محدودیتش، دایره مخاطبانش است. نسبت به فیلم و سریال طبعاً مخاطب کمتری دارد که آن هم ضعف نیست و وضعیتی طبیعی است. چون به هر حال مخاطبان رمان نسبت به مدیومی همچون سریال حتماً فرهیختهتر هستند و تعدادشان کمتر.
۶. اگر از تمامی ادبیات داستانی افغانستان از آغاز تا کنون ۱۴۰۵، یک رمان و مجموعه داستان انتخاب کنید کدام است؟ دلیل انتخابتان را بنویسید.
برای این سوال پاسخی ندارم فعلاً.
۷. از نویسندگان کشور، کدام یک برایتان محبوبتر است و آثارش را دوستتر میدارید؟
تعداد زیادی از نویسندگان کشور برایم محبوب هستند. اما اگر بخواهم نام ببرم یکی از آنها آقای حسین فخری است. کارهای او و شخصیتهای داستانهایش آینه صادقی از مردمان سالهای معاصر افغانستان است که با نثری پاکیزه و بدون تکنیکورزیهای بیهوده قصهشان را برای ما میگوید.
از طرف دیگر، آزادگی و حریت حسین فخری برایم بسیار برجسته است. ویژگیای که در آثار نویسندگانِ اجتماعینویس امروز، کمتر شاهد آن بودهام. به طور مثال در رمان شوکران در ساتگین سرخ، شخصیت اصلی رمان با اینکه از نظر اجتماعی به طبقه شهری تعلق دارد و عضوی از حزب دموکراتیک خلق است ولی ماجراها را بدون جانبداری از این حزب و آن گروه روایت میکند و شخصیتهای داستانش را انسان میبیند نه ابزار.
۸. نخستین کتابی که احمد مدقق خواند کدام بود؟ آخرین کتابی را که خواندید نام بگیرید اگر دوست دارید دربارهاش توضیح بدهید.
نخستین کتابی را که خواندم یادم نیست. شاید به این خاطر که در محیطی پرکتاب بودم و با کتاب بیگانه نبودم. اما نخستین کتابی که شخصاً و با پول توجیبی خودم خریدم خاطرم هست. کتابی بود درباره قضاوتهای شگفتانگیز حضرت علی ع. حس خیلی خوبی از خرید آن داشتم و بعد از آن بیماری خرید کتاب گرفتم!
آخرین کتابی که خواندم، بازنویسی هفت پیکر نظامی بود که به زبانی امروزی توسط مرتضی رشید آشجردی بازنویسی شده. کتاب شامل هفت قصه جداگانه است که توسط هفت دختر از هفت اقلیم جهان در هفت گنبد (کاخ بهرام) گفته میشود.
۹. تاثیرگذارترین کتاب یا کتابهایی را که در زندگیتان خواندهاید نام ببرید و اثرگذاری آن بر زندگی و نویسندگیتان چه بوده است.
رمانهای نویسنده اهل ترکیه، اورهان پاموک را خیلی تحسین میکنم. فکر میکنم به شکل شگفتی به تاریخ هنر منطقه ما از هرات و سمرقند تا تبریز و استانبول تسلط دارد و از آن مهمتر، این تسلط اطلاعاتی خودش را دراماتیک و عجین با قصه و حکمت میکند. رمانهای او و به شکل خاص رمان نام من سرخ مثال درخشانی است برای نشان دادن اندیشهورزی در رمان.
۱۰. تا آنجا که میدانم آنچه از شما نشر شده است داستان بلند و رمان بوده است، علت اینکه مجموعه داستان ننوشتهاید یا نوشتهاید و منتشر نکردهاید چیست؟ جهان داستانیتان را در داستان کوتاه بهتر میتوانید تصویر کنید یا رمان؟
احتمالاً به این خاطر که ذهن من، ذهن رماننویسی است و نه داستان کوتاه. البته یک مجموعه داستان بزرگسال به نام دختر ترکستانی در سال ۱۴۰۰ از من منتشر شده ولی به دلایل مختلف از جمله اینکه هنوز تبعات کرونا پابرجا بود و همچنین به خاطر تغییر نظام سیاسی و حکومت در داخل افغانستان، فضا به شدت ملتهب بود و محافل و انجمنها و رسانههای فرهنگی و ادبی در داخل افغانستان از نظم و روال طبیعی خودشان خارج شده بودند، اطلاعرسانی درست نشد. البته امیدوارم اینگونه دلیلتراشی من یادآور آن مثل معروف نباشد که عروس نمیتوانست برقصد میگفت زمین کج است!
با مهر: احمد مدقق – خرداد (جوزا) ۱۴۰۵ – ایران
مصاحبهکننده: منوچهر فرادیس
خواندن مصاحبههای بیشتر:
-
قسمت اول | تقی اخلاقی چرا مینویسد؟
-
قسمت دوم | خسرو مانی چرا مینویسد؟
-
قسمت سوم | عزیزالله نهفته چرا مینویسد؟
-
قسمت چهارم | بتول سیدحیدری چرا مینویسد؟
-
قسمت پنجم | جواد خاوری چرا مینویسد؟
-
قسمت ششم | کاوه جبران چرا مینویسد؟
-
قسمت هفتم | تقی واحدی چرا مینویسد؟
-
قسمت هشتم | منیژه باختری چرا مینویسد؟
-
قسمت نهم | حسین فخری چرا مینویسد؟
-
قسمت دهم | مریم محبوب چرا مینویسد؟
-
قسمت یازدهم | قادر مرادی چرا مینویسد؟
-
قسمت دوازدهم: احمد مدقق چرا مینویسد؟