پنج گام داستان‌نویسی، ایده، طرح، شخصیت، نوشتن، ویرایش

چگونه داستان بنویسیم؟ | ۵ گام اصلی داستان‌نویسی

در این مقاله بناست به پرتکرارترین پرسش‌های شما در حوزه‌ی داستان‌نویسی پاسخ دهیم. پرسش‌هایی مثل چگونه داستان بنویسیم؟ چطور برای نوشتن ایده پیدا کنیم؟ چه کسی می‌تواند داستان بنویسد؟ الهام در داستان‌نویسی چقدر نقش دارد؟ ممکن است شما که این مقاله را می‌خوانید ایده‌‌های بکری در ذهنتان داشته باشید، و این عالی‌ست. هدف اصلی ما آموزش نوشتن داستان است حتا وقتی ایده‌ای برای نوشتن ندارید.

 

داستان چیست و آشنایی با انواع داستان

جمال میرصادقی در تعریف داستان می‌گوید: «داستان تصویری است عینی از چشم‌انداز و برداشت نویسنده از زندگی.»

داستان قدیمی‌ترین قالب هنری است که به صورت شفاهی یا مکتوب از آن برای بیان روایت‌هایی بهره می‌بریم که در ما تأثیر احساسی دارند و توان همدلی و خیال ما را درگیر می‌کنند.

 

بنابراین می‌توان گفت داستان قالبی قوی برای انتقال مفاهیم و آموزه‌هاست. اولین داستان‌های مکتوب به کتاب‌های مقدس ادیان مختلف برمی‌گردد. در کتاب «جهان داستان» که یکی از منابع آموزش داستان‌نویسی است، جمال میرصادقی می‌‌گوید: «داستان (Story)، به مفهوم عام آن نقل (مکتوب یا شفاهی، واقعی یا خیالی) عملی است بر حسب توالی زمان؛ یا به عبارت دیگر، داستان، توالی حوادث واقعی و تاریخی یا ساختگی و ابداعی است. بنابراین تسخیر عمل به وسیله‌ی تخیل را ارائه می‌‌دهد.»

 

هر داستان از ساختاری مشخص پیروی می‌کند. در دوره‌های مختلف این ساختارها تغییر کردند و سبک‌های جدید به وجود آوردند. اما می‌توان گفت اسکلت اصلی داستان‌ها از عهد عتیق تا به امروز یکسان است.

بیشتر بخوانید: داستان چیست؟

 

داستان به سه دسته تقسیم می‌شود:

  • داستان کوتاه: داستان‌های کوتاه بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ کلمه هستند. در داستان کوتاه تنها برشی از زندگی نشان داده می‌شود و فرصت زیادی برای شخصیت‌پردازی عمیق نیست. اختصار و خلاصه‌نویسی از ویژگی اصلی این مدل است.
  • داستان بلند: داستان بلند سبکی از داستان است که در اندازه، مابین داستان کوتاه و رمان شناخته می‌شود. نه جزئیات و حجم رمان را دارد نه اختصار و کوتاهی داستان کوتاه را. داستان بلند در محدوده‌ی ۱۰ هزار کلمه نوشته می‌شود. در داستان‌ بلند فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیت‌ها و آوردن جزئیات وجود دارد.
  • داستانک: داستانک از طرح اولیه‌ی یک داستان کوتاه هم تعداد کلمات کمتری دارد. این نوع از نوشته همراه ضربه‌ای نهایی است که احساس را برانگیزد. این احساسات می‌توانند در جهت شوخی، ناراحتی، حیرت، آگاهی‌بخشی و… یا حتا کشف چیزی ساده باشد. یکی از معروف‌ترین و کوتاه‌ترین داستانک‌هایی که منسوب به ارنست همینگوی است را با هم می‌خوانیم:

    For Sale: Baby Shoes, Never Worn
    برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده.

 

 

۵ گام اصلی در داستان‌نویسی:

  1. چه می‌خواهید بگویید؟ (ایده‌ای برای شروع داستان)
  2. بازیگر اصلی‌تان کیست؟ (شخصیت‌پردازی در داستان)
  3. استراتژیِ تأثیرگذاری و بیان‌تان چیست؟ (طرح داستان)
  4. آزادانه ایده‌ی داستانتان را گسترش دهید (آزادنویسی)
  5. مسئولیت‌پذیر باشید و پیغام را تمیز منتقل کنید (بازنویسی)

 

 

گام اول: ایده‌یابی برای شروع داستان

میز ناشرها و کمد نویسنده‌ها پر از داستان‌های کلیشه‌‌ای است. اقبال این داستان‌ها چاپ نشدن است. وگرنه باید حقارت خاک خوردن با ظاهری آراسته در کتاب‌خانه‌ها را بپذیرند. مشکل اصلی این داستان‌ها ایده‌ی ضعیفشان است. این ایده‌ها معمولن نخستین تداعی‌های ذهن نویسنده‌اند. سطحی‌اند و افکار سطحی به ما کلیشه می‌دهد. به همین خاطر است که پیشنهاد می‌کنیم در همین مرحله کمیت ایده‌هایتان را بالا ببرید. شاید بپرسید: چگونه ایده‌هایی برای شروع داستان پیدا کنیم و چطور از بین ایده‌ها ایده‌ای ناب و نو انتخاب کنیم؟ در ادامه به همین پرسش می‌پردازیم.

 

  • از کلیشه‌ نوشتن بپرهیزید

معمولن داستان‌نویسان تازه‌کار از بد بودن ایده‌هایشان آگاه نیستند و می‌پندارند در حال خلق داستان‌های جالب و مهیج‌‌اند.

نویسنده برای پرهیز از کلیشه‌نویسی اول باید کلیشه را بشناسد. هنر یعنی نوآوری. بنابراین آنچه نو نیست کلیشه است. کلیشه یعنی تکرار. یعنی ایده را از داستان گرفتن و به داستان دادن. حال‌آنکه هنر تابع زندگی است. ما داستان نمی‌نویسیم تا آنچه به هنر تبدیل شده را تکرار کنیم بلکه می‌نویسیم تا از یک زیست جدید خلق کنیم.

موفقیت یک ایده در گذشته ملاک مناسبی برای دوباره نوشتنش نیست. نویسنده فقط وقتی می‌تواند احساسات مخاطب را با ایده‌‌یی درگیر کند که خودش آن را درک کرده باشد. بنابراین درخشان‌ترین ایده‌‌ها از زیست نویسنده، احساسات و تجربه‌های شخصی‌اش برمی‌آیند.

 

  • چگونه ایده‌های نو شکل دهیم؟

نویسنده با نوشتن ایده‌هایی که از قلبش می‌جوشد داستانی زنده می‌آفریند.

هر ایده‌ای که از تجربه و درک شخصی شما برگرفته شده باشد می‌تواند نو و تأثیرگذار باشد.

همه‌‌ی ما اولین سرمایه‌‌های داستان‌نویسی را داریم: تجربیات شخصی و احساساتمان. این‌ها گنج‌های منحصربه‌فردی هستند که اگر بتوانیم آزادانه و بدون سانسور به واژه تبدیل‌شان کنیم از پس نوشتن داستان‌های ناب و نو هم برخواهیم آمد.

***

البته این به آن معنا نیست که ایده‌ها فقط باید از زندگی خود نویسنده بیرون آمده باشند. ممکن است نویسنده بخواهد از موضوعی که برایش مهم است، مثلن مسیر سرآشپز غذاهای ژاپنی شدن بگوید ولی تجربه‌ی قابل‌توجهی در این فضا ندارد. این‌جا دانش می‌تواند جایگزین تجربه بشود.

***

برای اجتناب از کلیشه‌سازی نویسنده باید درباره‌ی غذاهای ژاپنی مطالعه و تحقیق کند. جزئیات آن را بشناسد. حتا به رستوران‌های ژاپنی برود و در صورت امکان با آشپزها حرف بزند. قصه‌ی سطح بالا این‌گونه نوشته می‌شود. توسط نویسنده‌ای که به‌واسطه‌ی داستان گوشه‌یی از جهان را دقیق و مفصل می‌شناسد. در آن حوزه باسواد می‌شود و توان ساختن داستانی را می‌یابد که آن را نزیسته ولی مخاطب را درباره‌ی تجربه‌مند بودن آن مردد می‌کند.

 

  • چگونه ایده‌یابی کنیم؟

نویسنده هنگام ایده‌یابی باید مدت‌ها با داستانش زندگی کند، به آن بیندیشد، بارها شکست بخورد و داستانش را از نو بنویسد. پس باید موضوعی را برگزیند که شوق نوشتنش را دارد. چیزی که زود دلش را نزند تا بتواند بدون خستگی بارها تکرار و ویرایشش کند.

ابهترین منابع ایده‌یابی یادداشت‌های روز و صفحات صبحگاهی نویسنده هستند. متن‌هایی که نویسنده در آن‌ها نشخارهای ذهنی، دل‌مشغولی‌ها و دغدغه‌هایش را می‌نگارد. نویسنده‌ای که هر روز بر کمیت این گنج‌نامه بیفزاید، به باکیفیت‌ترین ایده‌های داستان‌نویسی دست پیدا خواهد کرد.

 

  • برای ایده‌یابی مؤثر

یکی از مؤثرترین و جذاب‌ترین راه‌ها برای یافتن ایده‌هایی برای شروع، خوشه‌سازیِ نامنظم است. جرقه‌ی ذهنی‌مان را وسط یک صفحه‌ی سفید بنویسیم و اطرافش را با تداعی‌هایمان پر کنیم. جرقه می‌تواند یک حادثه، مکان، شغل، شخصیت یا حتا پایان داستان باشد. یک آدم را مجسم کنیم. شاید این اولین بار است که او را می‌بینم. فقط کافی‌ست تصورش کنیم. ببینیم او کجا می‌رود؟ چه می‌خواهد؟ می‌تواند معلول چه علت‌هایی شود؟ دلیل رفتارهایش چیست؟ و…

پاسخ به این سؤال‌ها می‌تواند آغازگر شخصیت‌پردازی و نوشتن طرح داستان باشد.

 

 

گام دوم: شخصیت‌پردازی در داستان

می‌شود گفت مهم‌ترین مهره‌‌ی داستان شخصیت اصلی آن است. این مهره‌ می‌تواند بهترین ایده‌ها را پوچ کند یا با بدترین آن‌ها داستان تأثیرگذاری شکل دهد. شخصیت داستانیِ قوی باعث می‌شود مشتاقانه داستان را بنویسیم و به مخاطب چیزی ارائه کنیم که نتواند رهایش کند. همچنین شخصیت‌پردازی دقیق در داستان ما را از گیر کردن نجات می‌دهد. می‌توانیم با پیش‌بینی تصمیمات ریزودرشت شخصیت داستانی‌مان حرکات بعدی را بنویسیم و داستان را پیش ببریم.

 

 

جاناتان گاتشال نویسنده را خالق جهان و مخلوقاتی جوهری می‌داند.

 

  •  چگونه شخصیت‌پردازی کنیم؟

به آدم‌های اطرافمان با دقت بنگریم. جزئیات رفتاری، کلامی و فیزیکی انسان‌ها را به خاطر بسپاریم و با یکدیگر مقایسه کنیم. قرار نیست همه‌ی ویژگی‌هایی که توجه ما را جلب می‌کنند برای شخصیت اصلی داستان باشند. گاهی یک ویژگیِ خاص که به شخصیتی حاشیه‌ای می‌دهیم می‌تواند او را به یکی از شخصیت‌های اصلی تبدیل کند یا بار زیادی را در داستان به دوش بکشد.

 

  • خوشه‌سازی کنید

برای خوشه‌‌سازی باید ابتدا اسم شخصیت را روی کاغذ بنویسیم. اگر هنوز از اسم شخصیت مطمئن نیستیم نگاهی به فرهنگ نام‌ها می‌تواند برای برگزیدن نام سودمند باشد. (+) بعد از نوشتن اسم هر ویژگی‌ای که برای شخصیت به ذهنتان می‌رسد را اطرافش بپاشید. این ویژگی‌ها می‌توانند بدون هیچ ترتیب و موضوعی نوشته شوند. خاطره‌ها، ویژگی‌ها، علایق و ترس‌های شخصیت.

 

  • با کهن‌الگوهای شخصیتی آشنا شوید

کهن‌الگوها طرح‌های فراگیری‌اند که باعث قوی‌تر شدن انگیزه‌های شخصیت و تأثیرگذاری بیش‌تر داستان می‌شوند. اگر بدانیم شخصیتمان به کدام کهن‌الگو نزدیک است راحت‌تر می‌توانیم ضدقهرمان و تنش‌های مورد نیاز داستانش را خلق کنیم. تشخیص کهن‌الگوی شخصیت پیش‌بینی عکس‌العمل‌ها، ترس‌ها و علایق شخصیت را آسان‌تر می‌کند. برای شخصیت‌پردازی بهتر در داستان، حتمن نگاهی به کهن‌الگوها بیندازید.

 

  • پیش‌داستانتان را بنویسید

به مجموعه‌ اطلاعاتی نظیر سبک زندگی، روابط، وضعیت سلامتی، احساسات و تجربه‌های گذشته‌‌ی یک شخصیت (معمولن شخصیت اصلی) پیش‌داستان می‌گویند.

شخصیت داستانی شما تا قبل از اولین صحنه چه چیزهایی را از سر گذرانده؟ آن‌ها را بنویسید. نه برای اینکه در داستان بیاورید. برای اینکه شما شخصیت داستانی‌تان را بهتر بشناسید که شخصیت داستانِ عزیزتان ایده‌ی داستان را بهتر و باکیفیت‌تر اجرا کند.

پرسش‌هایی برای شناختن بیشتر شخصیت داستانمان:
  • او قبل از مواجه‌شدن با چالش‌های داستان پیشِ رو چگونه آدمی بوده؟ چه کارهایی می‌کرده؟
  • اتفاقات گذشته باعث شکل‌گیری چه رفتار یا باوری در او شده؟
  • دوستان و اعضای خانواده‌اش چه نقشی در شکل‌گیری شخصیت او داشته‌اند؟

 

  • با شخصیتتان زندگی کنید

یک هفته تا چند ماه با شخصیتمان زندگی کنیم. آن‌قدری که بتوانیم دست روی صورتش بگذاریم، در چشمانش خیره شویم و به عمیق‌ و سیاه‌ترین درد و رازهایش گوش کنیم و دلداری‌اش بدهیم. به او بیندیشیم. خودمان را در فضاهایی قرار دهیم که به تجربه‌های او نزدیک‌ترند. یا حتا خاطراتمان را بررسی کنیم. آیا خاطره‌یی داریم که بتواند به درد شخصیت‌پردازی بخورد؟ مثلن گوستاو فلوبر از خاطرات جشنی که سال ۱۸۳۶ به آن دعوت شد بهره گرفت تا آن بخش معروف جشن مارکیز «مادام بوواری» را بنویسد. (+)

 

  • صدای شخصیت‌هایتان را بشنوید

بهترین دیالوگ‌ آن‌ است که می‌توان چشم‌بسته گوینده‌‌اش را تشخیص داد. نوشتن دیالوگ‌هایی با عبارات خاص زبان و لحن ویژه‌ی هر شخصیت ابزار مهمِ شخصیت‌پردازی است. یکی از بهترین‌ تمرین‌ها این است که فرهنگ شفاهی سخن را ورق بزنیم و تلاش کنیم برای شخصیتی کلمه و زبان بسازیم.

تمرین: با شخصیت اصلی روزانه مکالمه کنید و مدام پاسخ‌هایش را با توجه به شخصیت‌پردازی‌اش بررسی کنید و بعد از مدتی بین شخصیت اصلی و شخصیت‌های دیگر داستان مکالماتی بنویسید.

 

  • فهرستی برای شخصیت اصلی بسازید

فهرستی بسازید و در آن اسم شخصیت‌های تأثیرگذار داستانتان، به همراه ویژگی‌های ظاهری و رفتاریِ مهم‌شان را بنویسید. این فهرست به شما کمک می‌کند تا با تسلط بیشتری پشت میز بنشینید و داستان را بنویسید. اگر ندانید هر مهره‌ی شطرنج چه توانایی‌هایی دارد و مجاز به حرکت روی کدام خانه‌هاست، چطور می‌خواهید از آن‌ها استفاده کنید؟

 

 

گام سوم: طرح داستانتان را بنویسید

طرح داستان نقشه‌ی راه داستان‌نویس است. پا گذاشتن در مسیر داستان‌نویسی بدون نقشه‌ی راه، نویسنده را به بیراهه می‌کشاند. ضعف‌ بسیاری از داستان‌ها نداشتن طرح اولیه است. طرح مجموعه‌‌‌ای‌ از وقایع داستان است. وقتی نویسنده از ابتدا تا انتهای مسیرِ شخصیت را نداند و فقط داستان را بیاغازد مجبور می‌شود بارها بازگردد و از اول داستان را بنویسد. نویسنده‌ی مبتدی زمانی که از این کار خسته شود دست به دامن معجزه و تصادف می‌شود. حتا پایان‌بندی‌ را هم سمبل می‌کند.

نکته‌ی مهم این است که داستان می‌تواند با تصادف بیاغازد ولی ادامه یافتنش با حوادث بی‌دلیل، داستان را ملال‌آور خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: صحنه‌پردازی و توصیف در داستان‌نویسی

 

  • داستانتان را با منطق پیش ببرید

برای نوشتن طرح داستان به شخصیت اصلی نیاز داریم زیرا طرح، براساس روابط علت و معلولی وقایع داستان و عکس‌العمل‌های شخصیت داستان است. پس انتخاب‌های شخصیت است که مشخص می‌کند داستان به کدام سمت برود.

داستان‌نویس می‌تواند با یک شخصیت‌پردازی قوی روابط علت و معلولی درست و منطقی بنویسد. یعنی شخصیتی بیافریند که خودش به‌خوبی آن را می‌شناسد و دلیل رفتارهایش را می‌داند.

حتا اگر عجیب‌ترین رفتار باشد. در طرح، حوادث و دلایل وقوعشان شرح داده می‌شود. دلایلی که شاید در داستان به آن‌ها اشاره‌ای نشود ولی مخاطب با شناختی که از شخصیت‌ها و فضای داستان پیدا می‌کند، به آن‌ها پی می‌برد و چیزی را غیرمنطقی نمی‌یابد.

 

  • چگونه طرح داستان بنویسیم؟

هر داستانی بخواهید بنویسید باید از یک الگوی واحد برای ساختن طرح استفاده کنید. شخصیتی هدفمند با موانعی سر راهش برای رسیدن به این هدف. در ابتدا تصویری کلی از وضعیت شخصیت داشته باشید. تعادلی که شاید خوب نیست، ولی شخصیت به آن عادت دارد. سپس عامل بر هم خوردن تعادل اولیه‌ی زندگی او را معین کنید. در ادامه باید شاهد تلاش‌های قهرمان برای بازگشتن به شرایط اولیه و کشمکش‌هایش با ضدقهرمان‌ها باشیم. حاصل این درگیری‌ها رسیدن داستان به نقطه‌ی اوجی است که پس‌ازآن شخصیت به هدفش می‌رسد یا نمی‌رسد. شخصیت پس از طی کردن این مسیر به تعادل ثانویه می‌رسد. تعادلی متفاوت از تعادل اولیه. یا شخصیتی متفاوت در همان تعادل. داستان‌نویس باید با توجه به مسیری که شخصیت طی کرده تغییر را در شخصیت و شرایط جدیدش نشان دهد.

نکته‌ی مهم نوشتن طرح رعایت منطق داستان است. وقایعی که در پی هم می‌آیند باید حاصل حوادث قبلی باشد و همه‌ی آن‌ها ناشی از اعمال شخصیتی که انجام آن‌ها -با توجه به شناختی که از او داریم- غافلگیرکننده و غیرمنطقی نیست.

 

 

گام چهارم: بی‌چهارچوب آزادنویسی کنید

بعد از مشخص شدن طرح تا ایده‌ها داغ هستند آزادنویسی را بیاغازید. برای آزادنویسی هر چه به ذهن‌تان می‌رسد سریع بنویسید و متوقف نشوید. اگر احساس کردید متنتان به بن‌بست خورده و پیش نمی‌رود به‌جای توقف بیش‌تر بنویسید. حتا اگر بی‌ربط به نظر می‌آمد. حتا دلیل خوب پیش نرفتن داستان و احساستان از این مسئله را هم بنویسید. فقط بنویسید. نگذارید آتش نوشتن سرد و خاموش شود.

پیشنهاد خواندن: چرا به جای منتظر فرشته‌ی الهام ماندن باید بیشتر بنویسیم؟

 

  • از کجا شروع کنم؟

یکی از بهترین راه‌های آغازیدن پرداختن به زمان و مکان است.

وقتی ایده‌یی برای آغاز نوشتن ندارید اندیشیدن به زمان و مکان صحنه‌ها همیشه راه‌گشاست.

 

  • افراطی جزئی‌نگاری کنید

اگر نمی‌دانید چه عنصری در داستان‌ کم است جزئی‌‌نگاری کنید. خیلی‌ از ایده‌ها حین جزئی‌‌نگاری به وجود می‌آیند. برای مثال شخصیتی را در نظر بگیرید که می‌خواهد نامزدش را به قتل برساند. با این‌ حال تفنگ و چاقو خیلی کلیشه‌ای‌ هستند. حالا یا می‌توانیم روزها به آلت‌قتاله‌یی غیرکلیشه‌یی بیندیشیم و آخر هم خسته شویم و داستان را رها کنیم. یا این‌ که با جزئی‌نگاری زودتر آن را بیابیم. مثلن وقتی پرداختن به جزئیات داخل کشوی میز شخصیت ممکن است به نتایج جالبی برسیم. شاید در آن عکسی از معشوق زن وجود داشته باشد که شخصیت با دیدن آن به سرش بزند و با کلید همان کشو نامزدش را به قتل برساند.

 

  • ملموس‌تر بنویسید

نوشته‌های سطحی رغبت نویسنده را هم برای ادامه دادن کاهش می‌دهند. متن کم‌عمق به نوشته‌یی می‌گویند که بدون هیچ جزئیاتی فقط گزارش داده باشد. در این مواقع افزودن کمی جزئیات می‌تواند علاوه بر افزایش میل نویسنده به نوشتن ذهن مخاطبان را هم بیش‌تر درگیر کند. پازلی واضح بسازید و بعضی اجزا را گم کنید.

 

  • صحنه‌های مهم را نشان دهید

شاید جزئی‌نگاری در همه‌ی بخش‌ها، داستان را ملال‌آور و قلم را خسته کند اما پرداختن جزئیاتی مثل رنگ‌، بو، مزه‌ و… در صحنه‌های مهم موجب ملموس‌تر شدن داستان‌ می‌شود. با حواس پنچ‌گانه بدن مخاطب را تسخیر کنید. در صحنه‌های مهم باید قلب شخصیت در سینه‌ی مخاطب بتپد. دست مخاطب قبل از شخصیت یخ کند.

 

  • از تناقض اطلاعات و صحنه‌ها نترسید

اگر حین داستان‌ حس کردید شخصیت‌تان که شغلش خیاطی بوده حالا عاشق تعویض روغن‌موتور ماشین‌ها شده بی‌اکراه داستان را به مکانیکی بکشانید. از تناقضات ناگهانی وحشت نکنید. اتفاقن اگر داستان‌ در جایی گیر کرد و پیش نرفت از این جا‌به‌جایی‌ها زیاد انجام دهید. بگذارید ایده‌ها به‌تان هجوم بیاورند و احاطه‌تان کنند. آن‌ها را با نوشتن دریابید. ممکن است کلید کار در همین ایده‌ها به وجود بیاید.

 

  • حین آزادنویسی بازنویسی نکنید

بازنویسی سرعت‌ نوشتن را کند می‌کند. آزادانه نوشتن مثل گاز دادن در اتوبان است. در این وقت‌ها ما به‌هیچ‌وجه نباید خودمان را به سمت دست‌اندازها بکشانیم. بازنویسی و ویرایش دست‌اندازهایی هستند که باعث کندی نوشتن می‌شوند. پس بهتر است لذت آزادنویسی را با بازنویسی نابهنگام خراب نکنیم.

 

 

گام پنجم: فاصله بگیرید و داستانتان را بازنویسی کنید

همه‌ی نسخه‌های اول به درد سطل آشغال می‌خورند. با این‌ حال اگر آن‌ها را نگه‌ داریم و با بازنویسی صیقلشان بدهیم ممکن است اثری درخشان خلق کنیم.

 

  • بی‌رحمانه حذف کنید

برخورد اغلب نویسندگان با داستان‌هایشان مثل برخورد والد با فرزندانش است. احساس مالکیت می‌کنند و دوست ندارند به نوشته‌شان صدمه‌ای برسد. اشکالی ندارد اگر شما هم همین حس را دارید. بااین‌حال اگر به فرزندمان هر چه می‌خواهد بدهیم کم‌کم او را به موجودی لوس و مزخرف تبدیل خواهیم کرد. داستان هم همین است. اگر بنا باشد به خاطر دل‌رحمی همه‌چیز را بدون حذف کردن نگه‌داریم متن‌مان به کمال نخواهد رسید. بااین‌حال همیشه می‌توانیم یک نسخه‌ی اولیه از نوشته‌مان نگه‌داریم.

 

  • کوتاه کنید

معمولن جملات کوتاه از شفافیت بیشتری برخوردارند. چون کوتاه بودن بر تسلط نویسنده حین نوشتن می‌افزاید. هر پاراگراف تقریبن بین ۳ تا ۵ خط است. در گام اول بهتر است پاراگراف به پاراگراف متن را بررسی کنیم. سپس جملات بدون کاربرد بلند را تا حد امکان ویرایش، کوتاه یا حذف کنیم.

 

  • کوشش برای دگرگویی جملات

آنا کارنینا اثری است از لئو تولستوی. این اثر یک‌ بار توسط او منتشر شد و دیگران بارها از روی آن اقتباس کردند. مردم می‌توانستند به اثر اصلی اکتفا کنند اما به اقتباس‌ها هم توجه نشان دادند. چون بااینکه داستان یکی است، نحوه‌ی بیان متفاوت می‌تواند آن را فرسوده یا جالب‌تر بنمایاند. ممکن است داستان ما هم به‌خودی‌خود درخشان باشد اما به خاطر بیان بد مزخرف به نظر برسد. برای جلوگیری از این اتفاق بهتر است قبل از ناامیدی و دور ریختن داستان‌ در بیان آن‌قدری دگرگون‌تر عمل کنیم. ممکن است لازم باشد زاویه‌ی دید را تغییر بدهیم یا راوی متفاوتی برگزینیم و…

 

  • بلند بلند از روی متن بخوانید

خوب است بعد از اولین ویرایش دوباره به متن برگردیم و با صدای بلند از روی آن بخوانیم. روی صدای خود، جملات و کلماتی که نوشته‌ایم متمرکز شویم. با این روش اشکالات متن زودتر آشکار می‌شوند. این‌گونه ویرایش بهتر پیش خواهد رفت.

 

  • محدودیت زمانی قائل شوید

متأسفانه اغلب می‌پنداریم که همیشه وقت هست و مدام تکمیل کردن داستان را به تعویق می‌اندازیم. ولی بسیاری از شاهکارها میان انبوه کار شکل‌گرفته‌اند. برای مثال چخوف وقتی متوجه شد دچار بیماری سل شده شروع کرد به بیش‌تر نوشتن. شاید اگر چخوف سل نمی‌گرفت این قدر نمی‌نوشت و طبیعتن شاهکار تولید نمی‌کرد. در نتیجه چخوف هم نمی‌شد. پس ما هم برای تکمیل داستانمان باید محدودیت زمانی مشخص کنیم. چیزی که پیشنهاد می‌شود بازه‌ی زمانی یک روزه برای داستان کوتاه و یک ماهه برای داستان بلند است.

 

در پایان

برای یافتن ایده‌‌های داستان باید عمیق‌تر بیندیشیم. بسیار بنویسیم، طرح را جدی بگیریم و برای شخصیت‌پردازی وقت بگذاریم. مسیر اجرای آموزش‌های داستان‌نویسی را خونسرد طی کنید. حین آزادنویسی به جزئیات بپردازید و برای بازنویسی بسیار حذف کنید. وقت تلف کردن مساوی‌ است با هیچ خلق نکردن. برای افزایش مهارت نویسندگی‌مان، لحظه‌ای را برای تمرین از دست ندهیم پس از همین‌ حالا هم می‌توانید بنویسید.

ما را از شنیدن درباره‌ی شخصیت‌های داستانی، طرح داستان و ایده‌های نابتان بی‌نصیب نگذارید.

12 پاسخ

  1. خیلی عالی و کامل و باجزئیات بود واقعا. خیلی نکته‌های مهمی یاد گرفتم و سعی میکنم حتما ازشون استفاده کنم.
    خیلی ممنونم از استاد عزیز که انقدر با جون و دل برای یادگیری ما تلاش میکنن❤️

    1. سلام دوست عزیز
      پیشنهاد می‌کنیم با راه‌اندازی یک رسانه‌ی شخصی مثل کانال تلگرام شروع کنید.
      در سایت shahinkalantari.com یادداشت‌ها و مقاله‌های کاربردی در مورد مدیریت رسانه‌ی شخصی منتشر شده که می‌تواند در شروع مسیر راهنمای خوبی برایتان باشد.

  2. انقدر کاربردی و عالی بود که من نمی‌تونم چیزی جز تشکری صمیمانه به استاد مهربان مون عرضه کنم… سپاس فراوان و درود بر شما

    1. سلام فاطمۀ عزیز. خوشحالیم که مطلب رو پسندیدین. موفق باشین.

    2. با سلام و تشکر فراوان من تازه یعنی همین امشب وارد مدرسه شما شدم و خیلی خوشحالم امیدوارم شاگرد خوبی باشم فقط اگه داستانی داشته باشیم چطوری باید با استاد به اشتراک گذاشت که از راهنمایی ایشان بهره برد؟

      1. سلام فاطمه‌زهرای عزیز
        خوشحالیم که با ما همراه هستی و از مطالب رضایت داری. ما هم امیدواریم که برای تو همراه خوبی توی مسیر نویسندگی باشیم.
        می‌تونی از طریق کامنت توی سایت اختصاصی آقای کلانتری با خودشون در ارتباط باشی:
        سایت اختصاصی شاهین کلانتری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *