در ذهن شما سوالات زیادی دربارۀ نوشتن و مسیر نویسندگی وجود دارد. یکی از سوالات شما این است که چگونه میتوانید به داستانهایتان ساختار بهتری بدهید؛ یا اینکه چطور در مقالههایتان از داستانسرایی بهره بگیرید. در پاسخ به این سوالات میتوان دهها پاسخ رنگارنگ و صدالبته کاربردی داد؛ و ما قطعاً در هفت شهر نوشتن به ارائۀ روشهای مختلف خواهیم پرداخت.
اما غالباً یک موضوع مهم را نادیده میگیریم: حتی اگر ذهن ما به انبار پُری از درسها و تکنیکهای نویسندگی تبدیل شود؛ بدون توجه به پیشنیاز مهمی که در این درس عنوان میشود، نهتنها نمیتوانیم از همۀ آن آموختهها استفاده کنیم؛ بلکه به نگهبان مستاصل انباری تبدیل میشویم که گذر زمان و ضعف حافظه هر بار بیرحمانه بخشی از آن را میدزدد.
باری، چه باید کرد؟
بیایید به یک استعارۀ ساده بپردازیم:
آیا یک وزنهبردار حرفهای، بدون سالها و سالها تمرین جدی و منظم در باشگاه، میتواند در مسابقات المپیک حاضر شود؟
همۀ ما اتفاقنظر داریم که رسیدن به چنین مرحلهای، بدون تمرین مکرر و منظم محال است.
حالا به سوال زیر فکر کنید:
آیا یک وزنهبردار تازهکار، در ماههای اول ورود به باشگاه، میتواند تمام دغدغهاش اطلاع یافتن از ریزترین تکنیکهای حضور در مسابقات جهانی باشد؟
موضوع کاملاً روشن است، ورزشکار تازهوارد پیش از هر چیز باید مدت مدیدی عرق بریزد تا بدنش را آماده کند؛ با سادهترین و بدیهیترین تمرینها. تازه بعد از تسلط به این مرحله و تداوم در آن است که میتواند به ظرایف کار بپردازد.
مسئله این است که ما همیشه پشتصحنۀ کار را نادیده میگیرم، ما فقط چند ثانیه از بلند کردن وزنه در المپیک و گرفتن مدال را میبینیم، اما سالها تلاش و تقلای ورزشکار را -چون با دوربین ثبت نشده و جذابیتی هم ندارد- نادیده میگیریم.
اما چرا دربارۀ نویسندگی جور دیگری فکر میکنیم؟
چرا میخواهیم از روز اولی که دستبهقلم میبریم، کتابی بنویسیم که چاپ شود، مقالهای بنویسیم که پر خواننده باشد و بدون آزمونوخطاهای بسیار، هر چه تولید میکنیم، بهسرعت مصرف شود؟
اگر به زندگی نویسندگان بزرگی مثل ارنست همینگوی، گابریل گارسیا مارکز و بسیاری از نویسندگان بزرگ دیگر نگاه کنیم میبینیم که همۀ آنها، گاه بیش از یک دهه با روزنامهنگاری و انواع کارهایی که با ضرورت بسیار نویسی عجین بوده مشق نوشتن کردهاند.
ما نباید از کنار این نقلقول مهم ان سکستون بهسادگی بگذریم:

ما به فیزیوتراپی قلمی نیاز داریم. ذهن و دست ما خشک است. و حتی چند ماه تمرین ضمانت نمیکند تا دوباره ما به قلم ما همیشه جاری و روان بماند.
نگاه نکنید اگر نویسندهای چیرهدست در سالهای پختگی، گاه کم یا به تفنن مینویسد و شاهکار میآفریند. (البته ما که چنین نمونهای سراغ نداریم).
لااقل در یک دهۀ اول نویسندگیمان چارهای جز بسیارنویسی نداریم.
اگر در نقطه یک نویسندگی هستید، عادات و تمرینهای خودتان را با نقطۀ صد یک نویسندۀ حرفهای مقایسه نکنید.
اگر نتوانیم خوب و روان و بدون ترس و وقفه بنویسیم، اصولاً نمیتوانیم هیچ تکنیک و درسی را در عمل به کار بگیریم.
نویسندهای میتواند زیبا نوشتن را یاد بگیرد که اول بسیار نوشتن را آموخته باشد. نه اینکه هر از گاهی از سر تفنن چند هزار کلمهای بنویسید، و مدام به این فکر کند که چه تکنیکهایی برای زیبانویسی وجود دارد؟
ساختار دادن به یک کتاب را زمانی یاد میگیریم که اندر خم کوچۀ اول نوشتن که همانا اراده و توان بسیار نوشتن است گرفتار نشده باشیم.
دریافت ذهنی با دریافت عملی متفاوت است.
وقتی میتوانید ادعا کنید که کاری را یاد گرفتهاید که آن را در عمل انجام دهید.
هیچکس رانندگی را از روی دفترچۀ آییننامه یاد نمیگیرد. ما رانندگی را کنار مربی و بعد از آن با نشستن پشت فرمان یاد میگیریم.
باید بنشینیم پشت فرمان نوشتن و از اینکه روزی صدبار هم تصادف کنیم نترسیم. با نشستن بیرون ماشین و فکر کردن به کلاچ و دنده نمیتواند به مقصد رسید.
شرط اصلی اثربخشی آموزشهای دورۀ نویسندگی خلاق، پُرنویسی است. اگر طی روز زیاد نمینویسد، بههیچعنوان امیدوار هم نباشید که اتفاق خاصی برای شما بیفتد.
فردی که منتظر است تا حسوحال و ایدۀ مناسبی برای نوشتن بیابد، احتمالاً هرگز نخواهد نوشت، اگر هم بنویسد، جز کاری چرکنویسی، کلیشهای و بیمایه چیزی از او باقی نخواهد ماند.

ما زیاد مینویسیم تا:
نوشتن را با نوشتن یاد بگیریم.
ترسمان از نوشتن بریزید.
عضلات نوشتاریمان برای نوشتن متنهای دشوارتر ورزیده شود.
مجالی برای عملی کردن آموختههایمان داشته باشیم.
تا حین نوشتن ایدههای بکر و تازه را کشف کنیم.
برای آشنایی با تکینکهای آزاد نویسی رو تمرین روانۀ نوشتن این درس را بخوانید:
شما هرروز چند کلمه (چند صفحه) مینویسید؟
43 پاسخ
درود خدمت استادان گرانقدر من توی زمره سبک رپ فعالیت دارم 10 سال پیش شروع کردم به نوشتن و خواندن با کسب تجربیاتی که از طریق مخاطب بودن و گوش دادن به حرفه ای هایی که توی این سبک فعالیت میکنند نکاتی به مرور یاد گرفتم و نوشتم 4 سال بعد که به دلیل گرایش به مواد مخدر و وقت مفید مطالعه را از خودم سلب کردن و صد البتته دل بستگی به شخص اشتباه خودم را گم کردم و بعدشم یهویی تمام نوشته هام رو فردی ازم دزدید خیلی سرد شدم و از ادامه دادن عاجز شده بودم بعد از ترک و گذشت 10 سال از اولین روزی که مینوشتم و میخوندم و اکثر نقاد هایی که کارهام رو اون زمان شنیدن به اقتضای سن ازم راضی بودن بگذریم بعد از اون همه الان چند ماهی میشه اقدام به دوباره شروع کردن و نوشتن و تمرین کردم منتهی توی ایران کتاب و مدرس و آموزش کتبی و علمی و پایه ای اصولی حرفه ای برای سبک نوشتاری موسیقی رپ وجود نداره و زبانم هم زیاد خوب نیست کتاب های لازمه معروف انگلیسیش رو پیدا کردم باید از یه طریق ترجمه کنم کسی میتونه کمکم کنه تلگرام پیام بده mc_qatea بگذریم و میخوام مبانی اصلی و ابتدایی نوشتن به طور کلی نه سبک رپ فقط رو هم یاد بگیرم لازمه ی نویسنده ی موثر شدن هست میدونم سایت خوبتون رو اتفاقی توی یه چنلی پیدا کردم هر کمکی میتونید ازم دریغ نکنید اساتید محترم تا جایی که بتونم حق الزحمت و هزینه دوره های آموزشی تخصصی و کاربردی و فشرده رو متقبل میشم.درود و تشکر از زحماتتون
سلام خسته نباشید
میشه یه لینک اموزشی برای داستان کوتاه بهم بدید؟
سری قبلی تا مرحله ناحیه اش رفتم و بعد دیگه پیش نرفتم و فقط مرحله مدرسه رو رد کردم
این سری که ثبت نام کردم میخوام عیبای سری قبلم رو برطرف کنم
میشه لطف کنید و کمکم کنید؟
واقعا نوشتن داستان کوتاه برامنی که ایده هام رمان 2000 صفحه ای رو رد میکنه سخت شده
سلام دوست نازنین
منظورتون مطالب رایگان برای اعضای سایته؟
با درود
بسیار مشتاق هستم که نوشتن را بشکل درست و اصولی بیاموزم ،علاقه مند به نوشتن هستم و به پادکستتان در مورد زبان نوشتن گوش دادم، برایمبسیار جالب بود و مشتاق یادگیری هستم .
سپاس فراوان
درود دوست عزیز
خیلی خوشحالیم که با ما همراه هستید
براتون آرزوی موفقیت داریم.
پیشنهاد میکنم برای شروع، این مطلب رو هم مطالعه بفرمایید:
چگونه نویسنده شویم؟
سلام من در 9 سالگی همش جملات و اشعار مینوشتم ولی اشعارم اینقدر خوب نبود یعنی مورد تمسخر همه قرار میگرفتن و همه اشعارمو واسه خنده میشنوند این چیز خیلی ناامید و غمگینم کرده بود 😔 💔تصمیم گرفتم دیگر ننویسم وقتی به 10 سالگی رسیدم شوقم به نویسندگی بر من برنده شد و تونستم 10 تا شعر بنویسم که بازهم دیگران آنها را مسخره میکردند این چیز نابودم کرده بود💔اضطراب اجتماعی خیلی زیاد شده بود و فکر میکردم که اگه نویسنده بشم آبروم میره🤦🏻♀️در بین 10 تا 11 سالگی خیلی ایده هایی داشتم همشونم عالی بودن ولی باز هم ترس بر من غلبه شد ونتونستم اونا رو به کسی بگم😔وفکر میکردم که مورد تمسخر همه قرار میگیرن ولی سعی کردم اونارو به بهترین وجه بنویسم و نوشتم خیلی عالی بودن البته کسی نمیدونست که من مینویسم😅بعد از مدتی همه متوجه شدن که خیلی انسان عجیبی شده بودم و نمیذاشتم کسی به دفترام دست بزنه یا داخلشو نو ببینه 😅بعد از مدتی سعی کردم این رازو فاش کنم و بر استرسم غلبه کنم و یه چند روزی بود که توشون با مامانم خیلی صمیمی بودم وقتی منو مامانم تنها بودیم همه ی داستانام به اون گفتم😈مامانم تعجب کرد و گفت حتی بهترین وبا تجربه ترین نویسنده هم نمیتونه چنین داستانهایی بنویسه خیلی خوشحال شدم و سعی کردم هرچه بیشتر بنویسم همه ی وقتمو در نویسندگی تموم کرده بودم حتی هم وقتی باران میبارید پنجره را باز میکردم و در توصیف باران تمرین میکردم بعد از این همه بلاخره به 12 سالگی رسیدم و ششم شدم شب هایم را در نویسندگی مشغول بودم و صبح هایم را در تحقیق درمورد نویسندگی بعد از مدتی مامانم متوجه شد که اصلاً به درسم اهمیت نمیدم و همش مشغول نویسندگی ام به روز مامانم کلی بر من فریاد زد وگفت برو ببین زیر چشمات چجوری سیاه شده برو ببین چجوری پف کرده حالا اگه همه ی درسات رو نیاز به تلاش بگیر چجوری فکر میکنی که میتونی نویسنده بشی نویسندگی دیپلم میخواد مدرک میخواد تو چجوری اینطوری همهی زندگیتو فراموش کردی اصلاً خودت نمیخوای او آینده چیزی بشی بهتره تو رو از مدرسه بیرون بیاریم خیلی غمگین شدم وبه اون قول دادم که درس هایم را درس به درس بخوانم و همیشه خیلی خوب بگیرم و حالا دارم روز را در درس خواندن میگذرانم و شب را در نوشتن
مرسی از مطالب مفیدتون جملاتتون خیلی انگیزشی هستن و امید را در زندگی من بوجود آوردن😘باز هم ممنون😘❤️❤️💋💋💋💋🌹🌹😘😘
سلام
من هرروز حداقل 2 صفحه مینویسم. یک صفحه آزادنویسی در باب ایده هایی که در دفترم است. یک صفحه یاد داشت روزانه. البته هر روز یک تا سه صفحه داستان مینویسم (اگر شرایط عادی باشد.)
در کل راضی هستم.
سلام استاد من امروز به جمع شما به پیوستم و خیلی هم علاقه زیادی به نویسندگی دارم لطفاً به من کمک کنید که از کجا و چطوری شروع کنم ممنون متشکرم
سلام دوست عزیز.
خوشحالیم که با ما همراه هستید.🌷
با عضو شدن در سایت یکسری محتوای رایگان در ختیار شما قرار میگیره که میتونید مطالعه کنید و تمرین داشته باشید.
سلام استاد من امروز به جمع شما پیوستم علاقه زیادی به نویسندگی دارم میشه راهنمایی کنید از کجا و چه جوری شروع کنم
سلام نازنین عزیز
خیلی خوشحالیم که با ما همراهاید.
شما میتونید مطالب زیادی رو در سایت ما مطالعه کنید که در شروع براتون کاربردی خواهند بود.
در صفحه اول سایت مطلبی با عنوان « چگونه نویسنده شویم » هست و در این مطلب یکسری تمرین و درس ارائه شده.
علاوه بر این پیشنهاد میکنم به سایت اختصاصی مدیر مدرسه نویسندگی، آقای شاهین کلانتری هم سری بزنید و این مطلب رو مطالعه کنید: نقشه راه نویسندگی
موفق باشید.
با سلام و تشکر از تیم موفق مدرسه نویسندگی
و بنیان گذار هوشمند آن شاهین خان کلانتری عزیز
تجسم کشتی غول پیکر و مجلل تایتانیک که در زمان خودش یک شاهکار مهندسی و صنعت محسوب می شد این تصور را پیش می آورد که چنان شاهکار بزرگی چطور ممکن است از وسط به دو نیمه شکسته باشد و در آبهای سرد و منجمد اقیانوس فرو رفته باشد.
خوب در جواب گفته اند در برخورد با کوه یخ .
دانستن این که کوه یخ چیست می تواند جالب باشد.
فکر می کنم کوه یخ توده بسیار بزرگی از قطرات آب است که بتدریج کنار هم جمع شده و منجمد شده اند و بعد در آبهای سرد اقیانوس های شمالگان و جنوبگان رها شده اند و گفته می شود بیش از نود درصد آنها در زیر سطح آب اقیانوس قرار دارند
و آنچه روی سطح آب دیده می شود کمتر از نود درصد موجودیت آن است .
مقایسه بین میزان قطرات آب منجمد شده در کوه یخ و آنچه که از آن روی سطح آب دیده می شود ،
با میزان واژه ها و جملات که در آثار نویسنده و دیوان شعر شاعر دیده می شود
که همانند قسمت قابل مشاهده کوه یخ است
با میزان نوشته هایی که در طول سال های سال کار و فعالیت
در مشاغل سلسله مراتب نویسندگی از رده های پایین تا رسیدن به رده های بالای سلسله مراتب
می تواند ما را تشویق کند برای نوشتن آثار داستانی و غیر داستانی کوه یخ خود را بسازیم .
داشتن توده عظیمی از واژگان فعال
و شناختن قالبهای متفاوت ومتعدد نثر و نظم
می تواندهمان تشکیل کوه یخ نویسندگی مان باشد .
توده دانش و مهارت بسیار عظیمی که می تواند
کشتی های عظیم ترس از نوشتن را از کمر تا کند و بشکند .
این تجربه ای نظری است که خودم دارم و سعی می کنم کوه یخ نویسندگی خودم را بسازم .
از شما و خوانندگان عزیزی که حوصله کردید و این مقایسه را خواندید ممنونم .
درود بر شما جناب مقدادی
مقایسه جالبی بود. انشاالله که همیشه موفق باشید.
ممنون از همراهی ارزشمند شما.
سلام وقت بخیر من از نه سالگی مینوشتم شعر و جملات تک خطی و بعد از نه سال نوشتن مدام تصمیم گرفتم که کتاب شعر و دلنوشته چاپ کنم و کردم و تازگیا به فکر نوشتن رمان هستم ولی فکر میکنم هنوز خامم درصورتی که همه از نوشته هام تعریف میکنن. چجوری میتونم خودمو تقویت کنم؟ برای روزنامه و مجلات بنویسم یا اینکه بیشتر کتاب بخونم؟
سلام مائده عزیز و گرامی
این مطلب میتونه به شما کمک کنه تا نقشه راه یادگیری خودتون رو طراحی کنید:
اصول نویسندگی
آیا زیاد نوشتن مهم است یا زیاد خواندن. به عقیده من زیاد مطالعه کردن از نوشتن های بیهوده جلوگیری میکند.
سلام من هر از گاهی ازاد نویسی میکنم ولی همیشه نه
سلام استاد من تازه امروز به شما پیوستم متوانید مرا راهنمای کنید
سلام دوست عزیز
از اینکه همراه ما هستید خیلی خوشحالیم.
شما برای شروع کار میتونید مطلبی که جناب کلانتری در سایتشون ارائه کردند تحت عنوان نقشۀ راه نویسندگی و تولید محتوا مطالعه کنید. و یا مطلبی که در همین سایت تحت عنوان چگونه نویسنده شویم ارائه شده را برای شروع مطالعه کنید.
موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر.
من 42 روز هست که مشق صبحگاهی رو شروع کردم روزی 3 صفحه و چند روزی هم هست دو صفحه رمان رو نویسی میکنم کافی هست برای شروع؟
البته من یک سالی بود که نوشتن رو کنار گذاشته بودم و درواقع بعد از یک سال شروع کردم به نوشتن.
درود سارای نازنین
عالیه، فقط مداومت داشته باش.
با قدرت پیش برو دوست نازنینم
حداقل۴۰۰۰کلمه
سلام استاد، من از اول مهر به صورت جدی آزادنویسی رو شروع کردم، اکثر اوقات ۳ صفحه هر روز ، آزادنویسی انجام میدم به علاوه دو صفحه رونویسی از رمان، البته یه روزهایی هم تا ۱۰، ۱۵ صفحه نوشتم، به نظرتون برای شروع کار کافیه؟
درود معصومه جان
البته که خیلی عالی هست.
ولی برای نوشتن حد وجود ندارد. تا میتوانی بنویس دوست خوبم.
نمی توانم دروغ بگویم،متاسفانه پیوسته نمی نویسم.صفحات صبحگاهی را مدتی است که شروع کرده ام.یک کانال تلگرامی هم دارم که یک سالی هست ایجاد کرده ام ،مطلب در آن زیاد گذاشته ام اما اصلا کافی نیست.در دفتر برنامه ریزی هم می نویسم و وقایع روز را ثبت می کنم.نمی دانم ربطی دارد یا نه اما چون شاغل نیستم و فعلا شغلی ندارم و فقط خانه دار هستم کمی در بی انگیزگی ام برای نوشتن موثر بوده،اما تلاشم را می کنم تا عادت هر روزه خودم کنم.اگرچه هر روز نمی نویسم ،اما هفته ای 5 بار سعی می کنم خیلی مختصر بنویسم.
ولی کتاب خواندن را هر روز اجرا می کنم.چند کتاب را با هم پیش می برم.
سلام. من هر روز صبح تمرین صفحات صبحگاهی را به محض بیدار شدن انجام میدم. صبح ها حدود پنج و نیم و گاهی شش صبح بیدار میشوم و شروع به نوشتن می کنم. علاوه بر صفحات صبحگاهی معمولا هر روزراجع به یک موضوع می نویسم. چند روز پیش رکورد خودم رو بالاتر بردم و توی یک روز چهار هزار کلمه نوشتم. البته آزاد نویسی کردم.اون روز به نکات جالبی پی بردم . این چهار هزار کلمه منو خسته نکرد. و هر صفحه ای که تمام میشد اشتیاقم برای نوشتن صفحه ی بعدی بیشتر میشد .وقتی زیاد می نویسم دیگه روز بعد و روزهای بعد نمی تونم کم بنویسم یا تنبلی کنم و طفره برم انگار یک نیرویی از درونم به من تلنگر می زنه .بنویس!
سلام استاد عزیز
خواندن مطالب شما حکم سوختی رو داره که قطار نوشتن ما در مسیر برای حرکت به شدت به اون نیاز داره . هرازگاهی که سوختمون داره به پایان میرسه و سرعتمون کم میشه با خوندن مطلبی از دلنوشته های شما ،تجربه ها و آموزشهاتون دوباره انرژی ما فول میشه و هدفمند تر رو به جلو قدم برمیداریم که مجددا در مسیر موفقیت قرار بگیریم.
خوشحالم که با شما اشنا شدم و خوشحال تر از این موضوع که در این مسیری که همیشه دوست داشتم به صورت جدی قرار گرفتم.
من هم روزانه حدودا 1500 کلمه می نویسم و باید این رو زیادترش کنم .
ممنون از شما بابت یاداوری این موضوع مهم .
هرروز؟ نمیدانم
اما از زمانی که خودم را می شناسم شاید نمیدانستم چطور بنویسم
اصلا نمیدانستم شاهین کلانتری یعنی چه اما می دانستم کتاب یعنی چه
11 ساله بودم که دور جمله ها خط می کشیدم عاشق مشاعره بودم و فیزیک
همه میپرسیدند چطور ممکنه؟ من جواب می دادم چطور نمی بینید فیزیک همان داستان است؟ اوایل اشک می ریختم عصبانی می شدم که چرا نمی فهمند یک دختر می تواند عاشق شعر باشد ولی غاشق ساعت ها در آزمایگاه ماندن هم باشد.می تواند از دیدن رنگ آب های راکتورهای هسته ای اراک اشک بریزد و از شنیدن شعرهای فروغ هم…بعد ها عادت کردم
همین شد سوژه ی دفترچه های من
چند سالی است دفترچه هایم را خودم می سازم
گاهی چند روز برای ساختن شان وقت می گذارم
اما دفترچه هایم از هر طلایی در دنیا ارزشمند
ترند
برای همین است که نمی دانم شاید بیش از 3000 کلمه در روز می نویسم
سلام استاد
معرکه بود معرکه
ممنون از نوشته های پربار و کاملتون
هیچ جای سوال و ابهامی باقی نمیگذارید .
شاهین عزیز سلام
اولین و بزرگترین درسی که از تو گرفتم اهمیت کمیت برای رسیدن به کیفیت بود. پیش ازین زیاد شنیده بودم که هوشمندانه کار کن و با کیفیت تولید کن.این جمله پارازیتی بود بین همه کارهایم.انگار با این تفکر همیشه یک جای کارم می لنگید. هرچند فکر میکنم ما آدم ها اغلب مفاهیم رو باهم قاطی میکنیم و آدرس رو اشتباه میریم. صراحت گفته هات همیشه باعث شده برگردم و یه ویدیو چک از اعمالم بگیرم. هرروز ازت یاد میگیرم و ممنونم از تو که لذت بی انتهای نوشتن رو به وجودم چشاندی.
با آرزوی سعادت و موفقیت روزافزون
فردی که منتظر است تا حسوحال و ایدۀ مناسبی برای نوشتن بیابد، احتمالاً هرگز نخواهد نوشت، اگر هم بنویسد، جز کاری چرکنویسی، کلیشهای و بیمایه چیزی از او باقی نخواهد ماند.
این جمله شما اب پاکی رو ریخت رو دست…. نباید به خودم بیهوده امید دهم. با یک بند نوشتن
سلام مرسی ازتون
منظور از نوشتن روزمرگی هاست
یا متنهای ادبی؟
درود زهرا جان
با توجه به اینکه هر نوع نوشته باید برای حرفهای شدن تمرینی به حساب بیاید پس هیچ نوع نوشتهای از این قاعده مستثنی نیست.
خیلی ممنون بابت مطالب ارزنده
نکته خیلی خوب اینکه دست از نوشتن بر نداریم تا ورزیده شویم.
تمرینات خیلی خوب و آموزنده هستند و دارم از نقطه صفر شروع می کنم
سلام
با تشکر از شما ، من تازه با تکنیکهای شما اشنا شده ام ، قبلا جسته گریخته می نوشتم ولی به تازگی صفحات صبحگاهی و پیاده روی و خلاصه نویسی و خواندن شعر را اغاز کرده ام البته سالهای طولانی بسیار زیاد کتاب ( از هر نوع ) و شعر خوانده ام.
من در روز بیشتر از هزار کلمه می نویسم. گاهی تا دوهزار کلمه هم می رسد.
ولی یک تجربه جدید در مورد خودم این است که گاهی روی برگه و گاهی با تایپ کردن این کلمات را ثبت کنم.
و خودم رو مقید به یک روش نکنم.
سلام
من حداقل سه صفحه در روز می نویسم.(آزادنویسی)
گاهی هم علاوه بر آن در یک نوبت دیگر می نشینم به نوشتن.
از وقتی که شروع کرده ام به نوشتن
توجهم به کلمه ها بیشتر شده
به اتفاقات روزمره هم
و اینها ایده هایم می شوند و تبدیل یه متن.
و لذت بخش ترین چیز همین است.
این که به چشم خودت وفور فراوانی را میبینی و از هيچ، چیزی می آفرینی.
ولی واقعا بنظرم برایم این میزان نوشتن کم است.یک فکری باید بکنم.
سلام استاد عزیز
مطلب که فرمودین کاملا درست و منطقی است ، برای رسیدن به موفقیت در هر کاری نیاز به تمرین و ممارست است و نوشتن و نویسندگی هم از این قاعده مستثنی نیست .
من هر روز حداقل 1400 کلمه می نویسم . و بعد از گذشت دوماه حس میکنم که خیلی روان تر می تونم ذهنیاتم رو بر روی کاغذ بیارم و این تغییر رو خودم حس میکنم .
ممنون از شما
درود با احتساب سه صفحه صبحگاهی و۱۰۰۰کلمه ای که از امروز شروع کردم ودوسه صفحه ای که شبها مینویسم تقریبا ده صفحه که البته میدانم بسیار اندک است