روانشناسی نوین طی سالهای گذشته اثبات کرده که عادتها بیش از آنچه تصور میکنیم اهمیت دارند. کتابهای پرفروشی مانند «قدرت عادت» «ریزعادتها» و «عادتهای اتمی» یا کتابهایی مانند «اثر مرکب» و «برتری خفیف» همگی بر روند عادتسازی تأکید داشتهاند و ساخت عادتهای مثبت و روزانه را مهمترین عامل توسعۀ فردی و آرامش ذهنی دانستهاند.
نویسندگان بزرگ جهان از دیرباز، داشتن «عادت نویسندگی» را یکی از مهمترین عوامل موفقیت حرفهایشان دانستهاند.
اما عادت نوشتن چیست؟ و چطور شکل میگیرد.
در این رابطه در مباحث قبلی دورۀ آنلاین مدرسه نویسندگی بارها سخن گفتهایم. نوشتن «صفحات صبحگاهی» و «هزارکلمههای روزانه» برخی از این مطالب هستند.
اما در این درس بنا داریم تا با معرفی سبدی از ایدههای متنوع، بگوییم که عادتهای یک نویسنده چه کارهایی میتوانند باشند.
شما بسته به سلایق و نیازهایتان درنهایت میتوانید، یک یا چند عادت را بهعنوان عادتهای نویسندگی سال خودتان انتخاب کنید.
پیشنهاد ما این است که در مرحلۀ اول بیش از دو یا نهایتاً سه عادت را انتخاب نکنید. پس از اینکه حداقل نه ماه برای اجرای یک یا دو عادت بهصورت روزانه زمان صرف کردید و آن رفتار به یک عادت محکم تبدیل شد میتوانید عادتهای دیگری را نیز به سبد برنامههای روزانهتان بیفزایید.
عادت اول: رونویسی
در یک جمله:
هرروز از دو صفحۀ اول یک کتاب خوب رونویسی کنید.
شاید باور نکنید اما یکی از بهترین راههای نویسنده شدن مشق نوشتن است.
منتها این بار نه به اجبار مدرسه.
در شرححال چخوف نوشتهاند که در جوانی، برای یادگیری بهتر، از روی برخی آثار تولستوی رونویسی میکرده.
اگر نمیتوانید بنویسید، اگر حس میکنید هیچ ایدهای ندارید، یا اگر در شکل دادن به افکارتان ناتوان هستید؛ بهترین کار رونویسی است.
رونویسی به خلاقیت خاصی نیاز ندارد؛ اما میتواند تأثیر شگفتانگیزی روی خلاقیت و تمرکز ما داشته باشد.
چرا هر روز دو صفحۀ اول یک کتاب؟
ممکن است در ابتدای آشنایی با این عادت، وسوسه شوید که از کل کتاب موردعلاقهتان رونویسی کنید؛ اما در عمل، پس از مدتی به خاطر دشواری این کار و تکراری شدن این فرآیند ممکن است دست از کار بکشید.
ضمن اینکه با تغییر روزانۀ کتاب به خودتان این فرصت را میدهید تا با شیوههای مختلف نویسندگی آشنا بشوید.
با رونویسی هرروزه از کتابهای متنوع حس کنجکاوی شما همیشه بیدار میماند و میل به تنوعطلبیتان نیز ارضا میشود.
از کجا هر روز یک کتاب جدید پیدا کنیم؟
ممکن است شما کتابهای زیادی نداشته باشید؛ اما این جای نگرانی ندارد. در اینترنت نسخۀ الکترونیکی هزاران کتاب مختلف موجود است و شما میتوانید هرروز با انتخاب یک کتاب تازه و نوشتن دو صفحۀ اول به عادت رونویسی متعهد باشید.
چه کتابی ارزش رونویسی دارد؟
هر کتابی که شما دوست دارید. سراغ کتابها و نویسندگانی بروید که دوست دارید مثل آنها بنویسید.
اما پیشنهاد ما این است که برای شروع سراغ نمونههای خوب نثر فارسی بروید.
از متون کهنی مانند تاریخ بیهقی، اسرارالتوحید و تفسیر عتیق نیشابوری تا آثار نویسندههای معاصری مانند هوشنگ گلشیری، شاهرخ مسکوب، محمد قائد، مجتبی مینوی، جلالالدین همایی، محمود دولتآبادی، احمد شاملو، جلالآلاحمد، بیژن نجدی، بهمن فرسی، ابوتراب خسروی، ابراهیم گلستان، نادر ابراهیمی میتوانند مفید و الهامبخش باشد. همچنین در میان آثار مترجمان خوبی مانند عبدالله کوثری، محمد قاضی، مهدی سحابی و … نیز میتوان نمونههای درخشانی از نثر را برای رونویسی انتخاب کرد.
مهم: حین رونویسی، از روی متن بلندبلند بخوانید. اینجوری زبان و گوش شما هم همراه با چشم و دستتان درگیر میشود و متن را عمیقاً درک میکنید.

شک نکنید از این کار شگفتزده میشوید. حین رونویسی ناگهان به ایدههایی میرسید که دلتان میخواهد سریع آنها را ثبت کنید. اینگونه با یک تیر چند نشان میزنید.
رونویسی یکی از بهترین راهها برای یادگیری مؤثر و ماندگار است.
عادت دوم: تمرین کلمهبرداری
در یک جمله:
هرروز پنج کلمۀ جدید پیدا کنید و در دفترچۀ کلمهبرداری یادداشت کنید.
مهمترین جزء در جعبهابزار نویسندگی، کلمات هستند.
هراندازه ذهن نویسنده به کلمات بیشتری مجهز باشد بهتر و زیباتر مینویسد.
ازاینرو یکی از مهمترین عادتهایی که میتوانید برای تقویت قدرت نویسندگی در خود پرورش بدهید عادت به جمعآوری کلمات است.
با داشتن دایرۀ لغات وسیعتر، مسلماً بهتر میتوانید منظور خود را منتقل کنید و تأثیر بیشتری بر مخاطب خود بگذارید.
کلمات جدید را از کجا بیاورید؟
تمرین کلمه برداری را میتوانید در هر زمان و هر مکانی در روز انجام دهید.
وقتی مشغول گفتگو هستید،
زمانی که مشغول مطالعه کردن هستید،
وقتی فیلم میبینید یا فایلی گوش میکنید،
زمانی که نوشتههای دیگران را در فضای دیجیتال میخوانید،
همۀ این مواقع میتواند زمان مناسبی برای انجام این تمرین باشد.
دفترچه یادداشت کوچکی برای کلمهبرداری اختصاص بدهید.
این دفترچه را همیشه همراه خود داشته باشید.
هرروز، خود را موظف کنید تا پنج کلمه در این دفترچه یادداشت کنید.
هرزمانی از روز که فرصت داشتید، نگاهی به کلمات روزهای قبل بیندازید.
این کار باعث میشود بهمرورزمان، کلمات جدید به دایرۀ لغات روزانه و مورداستفادۀ شما راه یابند.
کلماتی را برای یادآوری بنویسید.
بعضی از کلمات هستند که شما معنی آنها را میدانید اما در گفتار و نوشتار کمتر استفاده میکنید.
این کلمات را یادداشت کنید تا احتمال استفاده کردن از آنها را در نوشتههای خود افزایش دهید.
کلماتی را برای یادگیری بنویسید.
کلماتی هستند که کاملاً برایتان جدید هستند.
این کلمات جایگاهی در دایرۀ لغات روزانۀ شما ندارند.
با یادداشت کردن این کلمات میتوانید دایرۀ لغات مورداستفادۀ خود را افزایش داده و بهواسطۀ آنها درستتر و زیباتر بنویسید.
چند نکتۀ کلیدی:
- افعال جدید را جدا از واژههای دیگر یادداشت کنید تا هم بیشتر در خاطر بمانند و هم قابلیت مرور کردن آنها برایتان سادهتر شود.
- زمان ویرایش کردن متن، سعی کنید کلمات را تغییر دهید و واژههای کلیشهای را با کلمات جدیدتر جایگزین کنید.
- هنگام مطالعه، دور کلمات تازه خط بکشید و آنها را بهمرور به دفترچه یادداشت خود اضافه کنید.
- سعی کنید شنوندۀ بهتری شوید. از کنار کلمات خوبی که اطرافیانتان استفاده میکنند بهسادگی عبور نکنید.
- از خواندن نثر کهن فارسی غفلت نکنید. واژههای زیادی هستند که بهمرورزمان کاربرد کمتری پیداکردهاند اما هنوز زیبا هستند. به کار بردن این کلمات میتواند متن شما را از نوشتههای دیگران متمایز کند.
- شعرهای خوب میتوانند کلمات زیبا و جدیدی در اختیارتان قرار دهند. شعر را بهقصد شکار کلمات جدید بخوانید.
عادت سوم: پیادهروی
در یک جمله:
پیادهروی را بهقصد تمرین نویسندگی در برنامۀ روزانۀ خود قرار دهید.

- بتهوون بعد از ناهار همیشه به پیادهروی جدی و طولانی میرفت که بیشتر ساعات بعدازظهر او را میگرفت.
- توماس مان، همراه با کاغذ و قلم مخصوصش، بعد از شام به پیادهرویهای شبانه میرفت.
تصادفی نیست که بسیاری از نویسندگان و افراد برجستۀ تاریخ، عادت پیادهروی را از عوامل موفقیت خود برمیشمارند.
پیادهروی اگر بهقصد و هدف مشخصی انجام شود ازجمله مهمترین فعالیتهایی است که قوۀ خلاقه را تحریک میکند و به نتایج خوبی در مهارت نوشتن میانجامد.
پس بهعنوان یک نویسنده لازم است هرروز زمان مشخصی را برای پیادهروی کردن، بهاینترتیب اختصاص بدهید:
مسیری را انتخاب کنید که خیلی شلوغ نباشد. (البته میتوانید مسیرهای مختلف را امتحان کنید و ببینید با کدامیک ارتباط بهتری برقرار میکنید.)
ذهن خود را آزاد بگذارید تا هرکجا میخواهد سِیر کند. فقط خوب ببینید، خوب گوش کنید و آرام باشید.
بهمرورزمان درمییابید که ذهن شما بهصورت خودکار همزمان با پیادهروی کردن فعال میشود و ایدههای تازهای را برایتان نمایان میکند.
ولی بعد از برگشتن از پیادهروی بنشینید و بنویسید.
آزادنویسی بهترین تمرین بعد از پیادهروی است؛ یعنی هر آنچه را به ذهنتان میرسد بدون وسواس یا ترتیب خاصی بنویسید.
عادت پیادهروی خلاقیت را در شما پرورش میدهد. بهمرورزمان عادت میکنید بدون کمترین خودسانسوری بنویسید.
چند نکتۀ مهم:
پیادهروی را بهعنوان عادتی برای بهتر نوشتن انجام دهید نه با هیچ هدف دیگری.
مهم است که پیادهروی صرفاً ابزاری در خدمت نویسندگی باشد در غیر این صورت بعید است نتایج مدنظر شما را خلق کند.
نمیتوانید برای انجام دادن کارهای روزانۀ خود پیادهروی کنید و انتظار داشته باشید تأثیری جدی بر روی مهارت نویسندگیتان بگذارد.
مهم این است که بر نوشتن متمرکز باشید و با این نیت به پیادهروی بپردازید.
جسم روی ذهن تأثیر میگذارد و پیادهروی فعالیتی جسمی است که بهترین تأثیر را بر فکر کردن میگذارد.
ازنظر علمی و روانشناسی، پیادهروی کردن باعث تحریک قوۀ خلاقه میشود و با متمرکز دیدن، متمرکز گوش کردن و متمرکز توجه کردن به اطراف، توانمندی نویسندگی افزایش مییابد.
به این فعالیت با جدیت بیشتری فکر کنید و تلاش کنید تا عادت پیادهروی را جزو برنامههای روتین نویسندگی قرار دهید.
هنگام پیادهروی قلم و کاغذ همراه داشته باشید اما موبایل نه.
هرلحظه آمادهباشید تا ایدههای تازه را ثبت کنید. همراه داشتن قلم و کاغذ این امکان را به شما میدهد تا خود را آمادۀ شکار سوژههای تازه ببینید و برای دیدن ایدههای جدید حساستر باشید.
هر وسیلهای مانند موبایل که ممکن است حواستان را پرت کند از خود دور کنید. سعی کنید زمان پیادهروی را به بهینهترین حالت ممکن تبدیل کنید.
عادت چهارم: وبلاگنویسی روزانه
در یک جمله:
هرروز یک پست تازه بنویسید و منتشر کنید.
بهعنوان یک نویسنده باید همیشه در حال یادگیری باشید.
یکی از بهترین راههایی که میتوانید از طریق آن بهتر و اثربخشتر یاد بگیرید تقویت مهارت اشتراکگذاری است.
وقتی در برابر دیگران به چیزی متعهد میشوید علاوه بر اینکه احتمال انجام دادن آن کار افزایش مییابد، کیفیت و کمیت آنهم رضایتبخشتر خواهد شد.
وبلاگ نویسی یکی از بهترین راهها برای اشتراکگذاری و متعهد شدن در برابر دیگران است.
آستین کلئون بهخوبی این موضوع را وصف میکند:

مطالبی که در وبلاگ خود قرار میدهید بهتنهایی هیچ ارزشی ندارند اما وقتی در طول یک دهه هزاران هزار مطلب را در آن قرار میدهید به زندگی شما تبدیل میشوند.
هرروز یک پست تازه بنویسید و آن را در یک وبلاگ ساده منتشر کنید.
موضوع پست وبلاگ میتواند هر چیزی باشد.
برای پست خود یک عکس خوب انتخاب کنید،
قبل از منتشر کردن پست چند بار آن را بخوانید و ویرایش کنید،
به کوتاهترین و سادهترین حالت ممکن پست خود را بنویسید و بعد منتشر کنید.
مهم این است که عادت نوشتن «هرروز یک پست تازه» را در خود تقویت کنید و به آن متعهد بمانید.
وقتی در بلندمدت این کار را انجام میدهید از حجم خلاقیت و قدرت خودتان در نوشتن شگفتزده خواهید شد.
این عادت روزانه باعث میشود مهارتهای دیگری هم در کنار مهارت نوشتن در شما تقویت شود: مهارت خوب دیدن، مهارت گوش دادن، مهارت ایدهپردازی و مهارت ارتباطی ازجملۀ آنها هستند.
هرروز یک پست کوتاه بنویسید.
حتی نوشتن یک پست تکخطی خیلی بهتر از ننوشتن آن است.
مهم این است که عادت کنید هرروز ایدهای تازه برای نوشتن پیدا کنید و آن را منتشر کنید.
انجام دادن این کار مهمتر از کمیت و حجم متن است.
وبلاگ نویسی تمرین متعهدانۀ نوشتن است.
تعهد به نوشتن و ایجاد عاداتی که این تعهد را سبب میشود مهمترین ابزار برای تقویت مهارت نویسندگی در بلندمدت است.
نویسندگانی میتوانند به ادامۀ فعالیت نویسندگی خود امید بیشتری داشته باشند که در برابر دیگران به نوشتن متعهد بمانند.
وبلاگ نویسی و به اشتراکگذاری نوشتهها یکی از بهترین راهها برای ایجاد این تعهد است.
با نوشتن پست روزانه و انتشار آن یاد میگیرید که افکار خود را عرضه کنید و بهمرورزمان ترس از نوشتن را در خود سرکوب کنید.
وبلاگ نویسی بهترین رزومه برای برندسازی شخصی است.
اگر دغدغۀ برندسازی شخصی دارید و میخواهید با استفاده از نوشتن بخشی از این دغدغه را پوشش دهید، وبلاگ نویسی به کمکتان خواهد آمد.
با نوشتن پست وبلاگ بهطور روزانه و انتشار آن، بهعنوان یک نویسندۀ آنلاین و فعال شناخته خواهید شد.
این بهترین رزومهای است که میتوانید از مهارت نویسندگی خود به دنیا ارائه کنید.
حضور در فضای دیجیتال از طریق وبلاگ نویسی، هممسیر شدن با روند رو به رشد دنیای نویسندگی است.
دنیای نویسندگی دیگر به فضای فیزیکی محدود نمیشود و بیشتر متمرکز بر نوشتن در فضای دیجیتال است.
وبلاگ نویسی، مدخلی حرفهای برای ورود به دنیای نوین نوشتن است.
عادت پنجم: خلاصهنویسی
در یک جمله:
هرروز خلاصهای از مطالعات و تجربیات خود را به شکل گزارشی کوتاه بنویسید.
خلاصه کردن دیدهها و شنیدهها و تبدیل آنها به کلماتی در متن، یکی از بهترین تمرینهای نویسندگی است.

خلاصه کردن افکار به شکل کلماتی در متن باعث میشود ذهن عادت کند تصویر و تجربه را به پیامی متنی تبدیل کند.
ازاینرو میتوان از هر فرصتی برای خلاصهنویسی و کوتاه نویسی استفاده کرد.
بهعنوان یکی از مهمترین عادتهای نویسندگی، تلاش کنید هر چیزی را که میخوانید، میبینید، میشنوید یا به هر شکلی تجربه میکنید، به شکل کلمات درآورید و آنها را روی کاغذ پیاده کنید.
اگر کتابی خواندید، آن را به شکل متنی کوتاه و خلاصه، طوری بنویسید که مضمون اصلی کتاب و مفهوم موردنظر نویسندۀ آن را منتقل کنید.
اگر اخباری میبینید، شرحی از آن را برای مخاطب فرضی بنویسید.
اگر اتفاقی برایتان پیش میآید، گزارشی از آن را به کوتاهترین حالت ممکن بنویسید طوری که برای مخاطب کاملاً روشن باشد که این اتفاق چرا و چگونه پیشآمده است.
لازم نیست خلاصههای نوشتهشده را منتشر کنید اما تلاش برای ویرایش کردن متن نوشتهشده به کوتاهترین حالت ممکن ضروری است.
سعی کنید خلاصۀ نوشتهشده را به شکل گزارشی آماده کنید که کوتاهتر از آن ممکن نباشد.
خلاصهنویسی تمرینی برای بهتر نوشتن، آمادگی و انسجام ذهنی، کوتاه نویسی و انتقال یک مفهوم از زاویهای متفاوت است.
با دیدگاه یک نویسنده زندگی کنید.
هر اتفاقی در روز میتواند بهانهای برای نوشتن باشد.
از کنار هیچ اتفاقی بهسادگی عبور نکنید.
تلاش کنید هر چیزی را مجالی برای نوشتن ببینید.
تجربیات مختلف را با دیدگاه یک نویسنده ببینید و تلاش کنید همزمان با تجربه کردن هر رویداد، کلماتی را که از دل آن اتفاق بیرون میآید ببینید.
کوتاه نویسی را هرروز تمرین کنید.
رضا بابایی میگوید:
«هر کلمه باید بخشی از مسئولیت جمله را به عهده بگیرد و اگر یک کلمه میتواند بهخوبی از عهدۀ مسئولیتش برآید، نباید آن مسئولیت را میان چند کلمه تقسیم کرد.»
خلاصهنویسی فرصتی است که میتوانید با آن کوتاه نوشتن را تجربه کنید.
تلاش کنید هر پیامی را به سادهترین و موجزترین حالت ممکن بنویسید.
درازنویسی و زیادهگویی را هرکسی میتواند انجام دهد. نویسندۀ حرفهای کوتاه، موجز، پر مفهوم و بهاندازه مینویسد.
با خلاصهنویسی انسجام فکری را تمرین کنید.
ذهن نویسنده باید نظاممند باشد.
باید بتوانید خوب شروع کنید، خوب به پایان ببرید و در دل متن مفهوم موردنظر را بهخوبی منتقل کنید.
خلاصه کردنِ تجربیات و تبدیل آنها به کلماتی ساده و موجز، کمک بزرگی به نظم ذهنی میکند و باعث میشود طبقهبندی افکار به بهترین شکل ممکن انجام شود.
عادت ششم: درخت ایده و طوفان فکری
در یک جمله:
هرروز ایدهای مطرح کنید و با خوشهسازی آن را پرورش داده و به متن تبدیل کنید.
یک متن خلاقانه چگونه شکل میگیرد؟
نویسنده مانند معماری است که میتواند سازۀ متن را به شکلی کلیشهای یا کاملاً متمایز طراحی کند.
یک ایدۀ خوب و خلاقانه میتواند فونداسیون نوشتن را بسازد و اجازه دهد تا ساختار متن بر روی آن بنا شود.
برای شکلگیری متنی خلاقانه لازم است قدمبهقدم مسیر کامل کردن متن طی شود.
درخت ایده و خوشهسازی یکی از راههایی است که طی کردن چنین مسیری را میسر میکند.
روش کار بهاینترتیب است:
ابتدا یک کلمه را وسط یک کاغذ بنویسید و بهعنوان ایدۀ ابتدایی دور آن دایره بکشید.
هر کلمهای را که مرتبط با این ایده به ذهنتان میرسد، بهصورت یک خوشۀ جدید به این دایره اضافه کنید.
این کار را اینقدر ادامه دهید تا تعداد زیادی کلمه در اطراف دایرۀ مرکزی نوشته شود.
هر کلمهای را که مرتبط با کلمات نوشتهشده به ذهنتان میرسد، به شکل خوشههای جدید در اطراف کلمات بنویسید و بهاینترتیب درختی از کلمات بسازید.
حالا با کلمات نوشتهشده، یک متن کوتاه و با مفهوم بنویسید.

خوشهسازی هم روشی است که کیفیت متن نهایی را وابسته به اولین کلماتی میکند که به ذهن میرسد.
این روش راهی خلاقانه برای ایدهپردازی و نوشتن است.
بسیاری از متنهای خلاقانه از روشهای متمایز خلق میشوند.
طوفان فکری و کشیدن درخت ایده، روشی است که ابعاد مختلف ذهن را درگیر میکند و از محدودیتهای رایج فراتر میرود.
عادت به راهاندازی روزانۀ طوفان فکری و پیادهسازی آن به شکل یک متن منسجم، روشی مؤثر برای آزاد کردن ایدههای خفته و پشت پردۀ ذهن است.
برای نوشتن کلمات محدودیت قائل نشوید.
گاهی کلمات غیرمرتبط هم میتوانند ایدههای جالبی برای نوشتن ایجاد کنند.
اگر بهجای کلمه، یک عبارت، نقلقول یا متنی به ذهنتان رسید آن را هم به یکی از شاخههای جدید اضافه کنید.
میتوانید از درخت ایده برای نوشتن هر متنی استفاده کنید.
تنها برای نوشتن متنهای کوتاه از این روش استفاده نکنید. هر متنی با هر موضوع یا حجم متفاوتی میتواند از این روش خلق شود.
ایدۀ ابتدایی هم میتواند یک عبارت، یک نقلقول یا حتی یک تصویر باشد.
طوفان فکری روشی برای آزادنویسی است.
بهعنوان یک نویسنده مهم است که سانسورچی درون را خاموش کنید و بتوانید بیپروا بنویسید.
کشیدن درخت فکری و نوشتن کلمات مختلف بدون توجه به مرتبط بودن یا زیبا بودن آنها، روشی برای آزادسازی قوۀ تخیل و خلاقیت است.
عادت هفتم: ضبط کردن صدا
در یک جمله:
هرروز ایدهای مطرح کنید، در رابطه با آن حرف بزنید و صدای خود را ضبط کنید.
«پنداری در حرف زدن نیرویی جادویی نهفته است که ایدههای مخفی ذهن را بیرون میکشد. مثل مرتاض فلوت زنی که با نوای ساز، قصد بیرون کشیدن مار را از توی سبد دارد. انگار حرف زدن باعث تحریک ذهن برای کشف فرصتهای پنهان است.»
جملۀ بالا که بخشی از ایدۀ کتاب شاهین کلانتری با عنوان «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟» است، بر این نکته تأکید دارد که حرف زدن باعث بروز خلاقیت و ایدهپردازی میشود که مجال خوبی برای بهتر نوشتن فراهم میکند.
ازاینرو یکی از مهمترین عادتهای نویسندگی، تمرین خوب حرف زدن است.
برای تقویت این عادت لازم است:
- هرروز به یک ایدۀ تازه فکر کنید.
(البته لازم نیست ایدهای که در نظر میگیرید خیلی بکر و متفاوت باشد.)
- خودتان را مقید کنید حداقل ده دقیقه بیوقفه در رابطه با این موضوع حرف بزنید و صدای خودتان را ضبط کنید.
- در هنگام حرف زدن سعی کنید تمام ابعاد موضوع را مدنظر قرار دهید و آن را از زوایای مختلف ببینید.
- بعد از اتمام ده دقیقه، برگهای بردارید و در رابطه با این موضوع حداقل سیصد کلمه بنویسید.

هرروزی که احساس کردید زمان کافی برای نوشتن ندارید در رابطه با موضوعی حرف بزنید؛
یعنی بهجای حرف زدن روی کاغذ، آن را بگویید.
همیشه فرصت مناسب برای حرف زدن هست.
داخل مترو، زمان پیادهروی، قبل از خواب و زمانی که برای خوابیدن آماده میشوید، زمان استراحت و در کل هر زمان و مکانی میتواند فرصت حرف زدن دربارۀ ایدهای تازه باشد.
حرف زدن به شفافسازی ذهنی کمک میکند.
حرف زدن باعث میشود ایدهای را که در ذهن دارید شفافتر و سادهتر عنوان کنید.
وقتی در رابطه با موضوعی حرف میزنید، تلاش میکنید تا آن را روشنتر و سادهتر بیان کنید.
این کار کمک میکند تا از کلماتی بدیعتر و بهتر برای انتقال پیام خود استفاده کنید.
حرف زدن را به عادتی در خدمت نویسندگی تبدیل کنید.
هر اتفاقی در زندگی نویسنده باید به ابزاری برای بهتر نوشتن تبدیل شود.
با ضبط کردن صدا و تمرین خوب حرف زدن، عادت خوبی را در خودتان پرورش میدهید تا کارآمدتر و هدفمندتر فکر کنید.
نویسندهای میتواند خوب بنویسد که نظاممند و درست فکر کند.
دقت در گفتار نهایتاً بهدقت در نوشتار ختم میشود.
تمرین ضبط صدا به شکل روزانه باعث میشود راه فرار از نوشتن مسدود شود ضمن اینکه ایدههای خلاقانه و فیالبداهه مجال بیشتری برای بروز پیدا خواهند کرد.
عادت هشتم: نوشتن نامه
در یک جمله:
هرروز یک نامه بنویسید و آن را نزد خود نگهدارید.
نوشتن وقتی به چیزی انتزاعی و دور از ذهن تبدیل میشود، بینهایت سخت خواهد شد.
هر چیزی که بتواند نوشتن را به ابزاری ساده برای زندگی تبدیل کند، نویسنده را یک گام به زیبانویسی و درستنویسی نزدیکتر میکند.
نوشتن نامه، ابزاری برای سادهسازی نوشتن است.
همۀ ما هرروز گفتگوهای درونی زیادی داریم.
مخاطبِ بسیاری از این گفتگوها، دوستان، اعضای خانواده و اطرافیان ما هستند.
نوشتن نامه به این افراد، کمک بزرگی به تقویت مهارت نویسندگی میکند.
هر مکالمه و گفتوگوی درونی را به بهانهای برای نوشتن تبدیل کنید.
هرروز یک متن کوتاه خطاب به فردی بنویسد.
تلاش کنید این نامه دارای ساختاری درست باشد؛ یعنی شروع، بدنه و پایان داشته باشد. اشتباهات نگارشی، املایی و دستوری نداشته باشد و پیامی را به سادهترین و موجزترین حالت ممکن منتقل کند.
نامه را بعد از نوشتن ویرایش کنید:
جملات را تا حد امکان کوتاه کنید.
افعال را تغییر دهید و تا جایی که دایرۀ لغاتتان اجازه میدهد از افعال و واژههای تازهتر استفاده کنید.
ساختار کلی را بررسی کنید و اشتباهات املایی و نگارشی را رفع کنید.
نامه را با صدای بلند برای خودتان بخوانید و ببینید آیا بهاندازۀ کافی شفاف و روشن هست؟
از نقلقول، شعر، جمله قصار و هر ابزار دیگری برای زیباتر کردن متن استفاده کنید.
از آرایههای ادبی مانند تشبیه، استعاره و کنایه استفاده کنید.
میتوانید در پایانِ نامه، خلاصهای از پیام موردنظر خود را در یک جملۀ کوتاه بیان کنید.
نوشتن نوعی حرف زدن روی کاغذ است. آن را تا حد امکان ساده کنید.
وقتی به نوشتن بهعنوان ابزاری جدید برای حرف زدن نگاه کنید، سادهتر و منظمتر آن را انجام خواهید داد.
نوشتن نامه به این دلیل که مخاطب مشخص دارد و قرار است پیامی شفاف را منتقل کند، ابزاری کارآمد برای بهتر نوشتن است.
با نامه نوشتن مهارت ارتباطی را در خود تقویت کنید و بهطور غیرمستقیم مهارت نویسندگی را در خود پرورش دهید.
وقتی خوب بنویسید بهتر هم حرف خواهید زد و بهواسطۀ خوب حرف زدن ارتباط قویتری هم برقرار خواهید کرد.
پس توجه کنید که نوشتن فرصتی در اختیارتان قرار میدهد تا به افکار خودتان نظم بدهید و آن را سادهتر بیان کنید.
نامه نوشتن وسیلهای برای بروز احساسات روی کاغذ و شناخت بهتر خود است.
نویسنده باید صدای خود را روی کاغذ پیدا کند.
یکی از بهترین راهها برای پی بردن به صدای منحصربهفردتان، شناخت درونیترین احساسات و عواطفی است که دارید.
نوشتن نامه و حرف زدن با مخاطبی فرضی یا واقعی، روشی برای روبهرو کردن خودتان با درونیترین احساساتی است که دارید.
بروز بیواسطۀ احساسات روی کاغذ، بهترین راه برای مقابله با منتقد درونی است.
مقابله با منتقد درونی یکی از الزامات تقویت مهارت نویسندگی است.
عادت نهم: شعرخوانی
در یک جمله:
هر روز یک بیت شعر بخوانید.
نویسنده اگر بخواهد به نثری فاخر و خوب برسد علاوه بر خواندن نثرهای وزین باید از مسیر شعر عبور کند.
در تمامی دورهها زبان شعر زبان مردمی بوده که همۀ آلام و احساسات خود را با نوشتههای موزون بیان میکردهاند و به همین دلیل شعر به زبان روزمره نزدیکتر است.
پرورش ذهن و تقویت قدرت تخیل خلاقیت را افزایش داده و اینها در هر نوع نوشتهای خودش را نشان میدهد.

یک نویسنده به کلمهها نیاز دارد و انس گرفتن با شعر دنیای واژهها را وسیعتر میکند و قدم زدن در قلمرو خیال، ذهن او را برای نوشتن گرم میکند.
رضا بابایی عقیده دارد که شعرخوانی کیمیایی اثربخش برای نوقلمان است. حتی برای آنان که عمری است با نوشتن مأنوس هستند.
گاهی تأمل در بوطیقا و زبان یک شاعر بهاندازهٔ شرکت در یک کلاس نویسندگی نکتهآموز است.
خواندن شعر شما را با ساختمانهای متفاوت و متنوع جملهسازی آشنا میکند و علاوه بر غنای واژگانی نسبتهای جدید و پیچیدهٔ میان کلمات را عیان میکند.
با شعرخوانی، اگر دقیق شوید تعابیر ادبی را میآموزید و میتوانید آنها را در انواع نوشتهها به کار بگیرید.
ممکن است شعری که امروز میخوانید بهطور مستقیم تأثیر خودش را نگذارد یا کاربرد آن را نبینید اما با حک شدن در ناخودآگاه جایی میان نوشتههای دیگر خودش را نشان میدهد.
خیلی از بزرگان ادبیات فارسی اندیشهها و نکتنهسنجیهایشان را در شعرهایشان گفتهاند و خواندن شعر فرصت آشنایی با آن اندیشهها را فراهم میکند.
چه باید کرد؟
هر روز یک بیت یا قطعه شعر بخوانید.
ممکن است خواندن یک غزل برای شروع راحت نباشد و دقیق شدن در آن حتی انرژی زیادی هم بگیرد اما با خواندن یک بیت و تکرار آن طی روز میتوان با آن زندگی کرد.
سعی کنید از این شعرها در نوشتههایتان بهره بگیرید.
تمرین کلمهبرداری را هم میتوانید با خواندن شعر انجام دهید.
عادت دهم: نوشتن استعاره
در یک جمله:
هر روز یک استعاره بسازید.
قبل از اینکه راجع به استعاره حرف بزنیم بهتر است تعریفی ساده از آن ارائه دهیم.
استعاره همان تشبیه است با این تفاوت که یکی از ارکان آن حذف شده است. دلیل اینکه شعرا و نویسندهها در نوشتههای خود از استعاره بهرۀ بیشتری میبرند این است که با فقدان مشبه و مشبهبه چالش بیشتری در ذهن خواننده ایجاد شده و تصویری خیالانگیز از نوشته ارائه میشود.
متنی که در آن از استعاره استفاده شده نسبت به آنکه تشبیه دارد از لحاظ ادبی ارزشمندتر است.
➖ارکان تشبیه چیست؟
زندگی مثل رود جاری است.
در این جمله زندگی به رود تشبیه شده.
زندگی—-»مشبه
رود——»مشبهبه
مثل—–»ادات تشبیه
جاری بودن—»وجه شبه
در ترکیبهای استعاری مشبه یا مشبهبه حذف میشود. بر همین اساس استعارهها به دو دستۀ مکنیه و مصرحه تقسیم میشوند که در اینجا به آنها نمیپردازیم.
استعارۀ مفهومی:
این نوع استعاره بیشتر به قدرت تحلیل کمک کرده و ذهن را به فکر کردن وادار میکند.
در تشبیه همه ارکان وجود دارند و ازاینجهت جایی برای پرواز ذهن وجود ندارد درحالیکه در استعاره میتوان وجوه مختلف شباهت را بررسی کرد بهاینترتیب میزان خلاقیت نیز افزایش مییابد.
برای مثال وقتی میگوییم: موهایش مثل برف سفید است تنها روی سفید بودن آن تأکید داریم درحالیکه اگر بگوییم موهایش برفی است میتوانیم وجوه دیگر تشابه مثل نرمی هم برای آن به کار ببریم.
هر چه بتوان جنبههای تشابه بیشتری را متصور شد استعاره ارزشمندتر خواهد بود.
یکی از ابزارهایی که نویسنده میتواند به کمک آن روی مخاطب تأثیر بگذارد استعاره است.
اینکه یک ارتباط اثربخش و مفید بین خواننده و متن ایجاد شود، به هنر و توانایی نویسنده بستگی دارد. او باید تصویری دقیق و شفاف ارائه دهد تا خواننده بین کلمهها گیر نیفتد.
مثلاٌ شکسپیر برای توصیف ظهر گرم تابستان میگوید: «گرما از چشم آسمان میریزد.» یعنی خورشید را چشم آسمان در نظر گرفته است.
یا سیمین دانشور که میگوید: «تهران پیرزن زشت و آبلهرویی است…»
استعارهها علاوه بر اینکه تصاویر آشنا میسازند به درک آنچه نویسنده میگوید هم کمک میکنند.
استعارهها به همین ترتیب به انتقال مفهوم متن و منظور نویسنده کمک میکنند. آنها از تصاویر و پدیدههایی که قبلاً خوب درک شده و خواننده با آن آشناست کمک میگیرند و مفهومی جدید میسازند.
اینجا متوجه میشویم که چرا اغلب از ماه و ستاره و گل و آسمان و نظایر آنها استفاده میکنند.
البته مهم است که نویسنده قدرت و هنر خودش را به کار بگیرد و با توجه به همین چیزهایی که همه میشناسیم استعارههایی جدید خلق کند.
مثلاً ممکن است نویسندهای بنویسد: «او سرگردان بود، مانند بیابانی که هیچ مرزی نداشت.»
ازآنجاکه بخشی از زبان غیرلفظی است و نیاز به درک عمیق دارد به کمک استعاره و ایجاد ارتباط بین معانی سطحی با غیر سطحی میتوان کار را راحتتر کرد.
برای مثال ممکن است نویسنده بگوید: «چشمهایش مثل خورشید ظهر تابستان میدرخشید» و در ادامه بنویسد: «اما او دوستداشتنیتر و مرطوبتر بود»، همین خواننده را هیجانزده میکند و دست او را میگیرد و پیش میبرد.
قدرت زبان برای برقراری ارتباط و بیان ایده هم در طول زمان تحلیل میرود.
شاید همین برجستگیهای زبانی مثل استعاره، زبان را پویا و پرتحرک نگه میدارند.
برای همین منظور و تقویت قوای نویسندگیتان بیایید و دستبهکار شوید.
هر روز یک استعاره با موضوعات مختلف بسازید.
برای ساختن آن از اتفاقات مختلفی که طی روز میافتد استفاده کنید یا نه اصلاً یک روز را بر اساس استعارهای که میسازید بگذرانید.
مثلاً استعارهٔ معروف «زمان طلاست.»
بر این اساس تصمیم بگیرید وقت خود را بیهوده تلف نکنید.
بااینکه نیازی نیست استعارههایی که مینویسید خیلی خاص و آنچنانی باشند اما سعی کنید تازه و نو و خلاقانه باشند.
زمان مطالعه روی استعارههایی که دیگران میسازند دقیق شوید و الگو بگیرید.
به خود استعاره بهتنهایی اکتفا نکنید و تا آنجا که میتوانید آن را بسط دهید.
همین کار گاهی به یک یادداشت زیبا منجر میشود.
عادت یازدهم: ویرایش
در یک جمله:
هر روز یک متن قدیمی را ویرایش کنید.
نوشتن مانند بالا رفتن از کوه است.
وقتی از کورهراهها عبور میکنیم و سنگ و صخرهها را پشت سر میگذاریم؛ وقتی از درههای عمیق به سلامتی میگذریم و به قله میرسیم، پرچم را میکوبیم و یک نفس راحت میکشیم.
خیال میکنیم کارمان تمام شده اما اینجا تازه آغاز کار ماست.
زمانی که از کوه بالا میرویم تمام تمرکز ما روی این است که زودتر به قله برسیم اما در راه برگشت است که جزئیات مسیر را میبینیم. دقت میکنیم به سنگها و علفها، به بالا و پایینها و شکافها و سنگلاخها.
اینجا همان مرحلۀ بازنویسی و ویرایش است که نیاز به آرامش و فکر آرامتری دارد.
اینجا که نویسنده باید لباس رزم بپوشد و خون و خونریزی راه بیندازد برای کشتن کلمههایی که برای تولدشان تلاش کرده.
اینجا که باید جملههایی را دور بریزد، تغییر دهد، کموزیاد کند تا نوشته خواناتر و فریباتر شود.
وقتی شروع میکنیم به ویرایش متن، تازه میفهمیم که بله خیلی هم واژه در کیسۀ ذهن نداریم و دستمان چقدر خالی است برای خلق جملههایی ناب.
وقتی مینویسیم چشمۀ ذوق فوران کرده و هرچه را دارد جاری میکند.
اما وقتی میخواهیم ویرایش کنیم باید حواسمان به این رود جاری باشد که طغیان نکند، آب به اینطرف و آنطرف رسوخ نکند و درنهایت در مسیری بیحاشیه پیش برود تا زیباییاش به چشم بیاید.
وقتی متنی را مینویسیم و با آن درگیر میشویم میتوانیم توان خودمان را در نویسندگی محک بزنیم.
برای اینکه قدرت ویرایش را در خودمان افزایش دهیم همینکه یک متن را چندین بار بخوانیم و مدام آن را کموزیاد کنیم، تغییر دهیم و برای ساده و روان شدنش تلاش کنیم این قدرت چند برابر میشود.
چه باید کرد؟
اولین قدم برای ویرایش نوشته بلند خواندن آن است.
وقتی نوشته را با صدای بلند میخوانیم متوجه نقص محتوایی آن هم میشویم و شکافها مشخص میشود.
گاهی میان نوشته چالههای بزرگ ایجاد شده که اگر با صدای بلند نخوانیم متوجه آنها نمیشویم و خواننده را گیر میاندازیم.
پرشهای نوشته تنها با خواندن، آن هم با صدای بلند مشخص میشود. متوجه میشویم که جایی حرفهایی زدهایم که با هدف اصلی همسو نیست و خط اصلی متن را شکسته.
تابهحال جملههایی را خواندهاید که وقتی تا آخرش نرسیده نفستان را بند آورده؟
بلند بودن و پیچیدگی بیحد و غیرضروری جملهها را تنها با بلند خواندن و به نفسنفس افتادن متوجه میشویم.
گاهی وقتی جملهای را تایپ میکنیم یا روی کاغذ مینویسیم حس و مفهومی در ذهن ما دارد که موقع بلند خواندن آن داستان بهکلی عوض میشود.
البته بلند خواندن متن هم بستگی به خودمان دارد.
مثلاً نه آنقدر تند و سریع بخوانیم که متوجه نشویم چه اتفاقی افتاده نه آنقدر آرام که بین کلمهها دستوپا بزنیم.
خودمان را جای خواننده بگذاریم.
تمام دستاندازهای متن را برداریم تا با خیال راحت مسیر نوشته را طی کند.
وقتی بعد از چند ساعت یا چند روز فاصله آنچه را نوشتهایم میخوانیم متوجه میشویم چه خطاهایی مرتکب شدهایم.
بیایید گامهای کوتاه برداریم.
- از نوشته فاصله بگیرید.
- آن را با صدای بلند بخوانید.
- جملات طولانی را کوتاه کنید.
- واژههای تکراری را حذف کنید.
- کلماتی را که قبلاً در تمرین کلمهبرداری ذخیره کردهاید پیش روی خودتان بگذارید و از آنها در متن استفاده کنید.
- به انسجام متن دقت کنید.
- از استفادهٔ زیاد از علائم نگارشی مانند ویرگول و علامت تعجب بپرهیزید.
- ساده و شفاف بنویسید.
- قیدها و صفتها را حذف کنید و تا میتوانید با استفاده از استعاره و دیگر صنایع ادبی با جزئیات بنویسید.
- موجز بنویسید و زیادهگویی را فراموش کنید.
عادت دوازدهم: تشریح جمله قصار
دریک جمله:
هرروز یک جمله قصار خوب را انتخاب و با دیدگاه شخصی خود تشریح کنید.
«گزین گویهها ماهیتاً مانند تصویری از قلۀ کوه هستند. جهت را به شما نشان میدهند اما نهایتاً خود باید از آنها بالا بروید.»
-نیچه
یکی از عادتهای مهم در نویسندگی، تجزیهوتحلیل دیدهها و شنیدهها و در کل بررسی تجربیات است.
هراندازه تجربهای موجزتر باشد، توان بیشتری برای تجزیهوتحلیل در اختیار فرد قرار میدهد.
از موجزترین و شیواترین تجربیاتی که میتوانید برای تجزیهوتحلیل کردن به سراغش بروید، خواندن جملات قصار است.
پیامی که جمله قصار منتقل میکند هیچگاه نمیتواند به وسعت و حجم آنچه نوشتهشده باشد. یک جمله بهانهای است برای اینکه تجربۀ زیستۀ خود را در قالبی تازه ببینید و از منظری جدید به زندگی نگاه کنید.
تحلیل و تشریح جمله قصار یعنی دیدگاه شخصی خود را روی جملهای بتابانید و با توجه به تجربیات گذشته، نظام فکری و ترجیحات و اولویتهای خود بیان کنید که این جمله چه پیامی را میخواهد منتقل کند و با دقیق شدن بر آنچه نتایجی میتوان کسب کرد.
پس هرروز یک جمله قصار خوب انتخاب کنید،
عمیقتر به آن فکر کنید،
دیدگاه خود را با آنچه میبینید تلفیق نمایید،
گزارشی دوصفحهای بنویسید از اینکه این جمله قصار چرا مهم است،
میخواهد چه پیامی را منتقل کند؛
چطور میتواند بر انسان تأثیر بگذارد و توجه کردن به آن نهایتاً چه پیامدهایی در پی خواهد داشت؟
این جمله از ریچارد رایت را به خاطر بسپارید:
«زورآزمایی با کلمات لحظههای مرا گرانبار میکند.»
هدف از تشریح جملات قصار، عادت به دیدن یک حقیقت ثابت از منظری متفاوت است.
گوی رویدادها و تجربیات دیگران را که در قالب یک جملۀ کوتاه نوشتهشده است را در دستتان بچرخانید و با نگاهی عمیقتر و متفاوتتر آن را بررسی کنید.
این عادت در بلندمدت باعث میشود حساسیت شما برای تحلیل تجربیات و ترکیب کردن آنها برای خلق محتوایی بدیع و تازه، بیشتر شود و قدرت شما برای نوشتن محتوایی خوب به بهانۀ خواندن یک جملۀ خوب افزایش یابد.
چند نکتۀ مهم:
برای تشریح کردن جمله قصار خودتان را به واژگان یا پیام کلیدی متن محدود نکنید. تداعیهای ذهنیتان را سانسور نکنید و تلاش کنید با ذهنی باز و آزاد متنی موردنظر را بنویسید.
بسیاری از کتابهای برگزیده و خوب دنیا با همین فرم نوشتهشدهاند. یعنی هر فصل کتاب با یک جمله قصار از نویسندگان بزرگ شروع میشود و کل فصل به تشریح دیدگاه شخصی دربارۀ آن جمله میپردازد. پس این فعالیت را با جدیت دنبال کنید چراکه بهمرورزمان میتواند محتوای یک کتاب خوب را تشکیل دهد.
تا حد امکان در تشریح گزین گویهها از عبارات و جملات موجز و کوتاه استفاده کنید مراقب باشید تحلیل کردن و کالبدشکافی جمله قصار شما را به دام اطناب و درازگویی نیندازد.
در تشریح جمله قصار به حقانیت دیدگاه خود و درست بودن آن نیندیشید. جملات قصار مانند شعر هستند و میتوانند برای هر فرد پیامی مستقل و بعضاً متفاوت را منتقل کنند. مهم این است که با تقویت این عادت، تلاشی هدفمند برای ترکیب کردن دیدهها و شنیدهها و تبدیل آنها به مفاهیمی تازه را در خود تقویت کنید.
چکلیست ماهانۀ تشریح جملات قصار
عادت سیزدهم: تقویت نگاه بلندمدت
دریک جمله:
نگرش بلندمدت را در خود تقویت کنید و «به تأخیر انداختن خواستهها» را جزو عادات اولویتدار خود قرار دهید.
نویسندگی فعالیتی ذاتاً بلندمدت است.
نویسنده شدن نیازمند شکیبایی، داشتن نگاه بلندمدت و قدرت به تأخیر انداختن خواستهها و نیازها را میطلبد.
نویسنده شدن مانند هر فعالیت ارزشمند و هر اقدام فکری ارزشآفرین دیگر از قانون ده هزار ساعت مالکول گلدول تبعیت میکند. مضمون این قانون چنین است:

با حسابی سرانگشتی و با در نظر گرفتن ملاحظات کاری، بهطور تقریبی میتوان گفت متخصص شدن به ده سال زمان نیاز دارد.
ممکن است این قانون با پیشفرض اغلب ما برای نتیجه گرفتن سریع از کارها همخوانی نداشته باشد.
و دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از افراد در شروع کار نوشتن، آن را رها میکنند و به سراغ فعالیتهای دیگر میروند.
اگر قرار باشد از بین تمام عادتهای بیانشده فقط به یکی پایبند بمانید و یقین حاصل کنید که با تعهد به آن میتوانید رشد و پیشرفت را تجربه کنید، یقیناً این عادت میتواند در اولویت قرار بگیرد.
عادت کردن به نگرش بلندمدت راز موفقیت برای نتیجه گرفتن از تمام عادات بیانشده است.
کردن به هیچیک از عادتها بدون داشتن نگرش بلندمدت، تغییر جدی در دنیای شما ایجاد نمیکند.
تغییرات اساسی و قابلاتکا همواره با یادگیری عمیق همراه هستند.
یادگیری عمیق هم زمانبر است.
پیتر سنگه دراینباره میگوید:
«ما از طریق یادگیری خودمان را بازآفرینی میکنیم.
از طریق یادگیری به موجوداتی جدید با قابلیتهای جدیدی تبدیل میشویم که قبلاً از آنها ناتوان بودهایم.»
مهمترین وجه یادگیری این است که بتوانیم دادهها و اطلاعات تازه را با تجربیات پیشین خود ادغام کنیم و از دل آنها دستاوردهای نوین خلق کنیم.
بهعنوان نویسنده نیاز داریم که همواره خودمان را در معرض یادگیری قرار بدهیم. یادگیری از طریق:
خواندن آثار دیگران،
نوشتن،
خوب دیدن،
خوب گوش کردن،
انتشار منظم محتوا،
و انجام مداوم تمرینهای نویسندگی مانند بازنویسی، رونویسی، کلمه برداری و سایر فعالیتهایی که در قالب عادات نویسندگی بیان کردیم.
فرصت دادن به خود برای یادگیری عمیق، راه میانبر برای متخصص شدن در حوزۀ نوشتن است.
مراقب باشیم با نگاه بلندمدت به دام اهمالکاری نیفتیم.
نگاه بلندمدت همزمان توانمندی در مدیریت زمان را میطلبد.
اگر بتوانیم زمان را خوب مدیریت کنیم، هیچ فرصتی را در کوتاهمدت از دست نمیدهیم به این امید یا با این بهانه که در آینده فرصت زیاد خواهیم داشت.
نگرش بلندمدت به معنای تقویت مقطعی و کوتاهمدت است.
اگر نتوانیم هرروز یکقدم به تقویت عضلات نویسندگی خود برداریم بعید است در بلندمدت به نتایج خوبی برسیم.
وبلاگ نویسی منظم،
داشتن برنامۀ منسجم مطالعاتی،
بازخورد گرفتن از دیگران،
هوشیار بودن برای رصد کردن کار خود و اندازهگیری میزان پیشرفت هفتگی و ماهانه ازجمله فعالیتهای نتیجهبخش در این باب است.
نگرش بلندمدت فرصت یادگیری از خود را ایجاد میکند.
ترکیب کردن و تبدیل دادهها و اطلاعات اندوخته شده برای خلق محتوایی تازه به زمان نیاز دارد و این است فلسفۀ نگرش بلندمدت در نویسندگی.
بهمرورزمان و به شکلی ناخودآگاه، ذهن این امکان را برای شما ایجاد میکند تا خلاقیت را در خودتان پرورش دهید و در زمینهای که مینویسید، صاحب سبک، صاحبفکر و اندیشه آفرین باشید.
نگرش بلندت از شما انسانی متمایز میسازد.
تقویت نگاه بلندمدت درزمینۀ نوشتن به دیگر زمینههای زندگی شما تسری خواهد یافت و با تبدیل کردن شما به انسانی هوشیار در باب وضعیت پیرامونتان باعث خواهد شد به انسانی تبدیل شوید که قدردان لحظههایش است و توانمندی در برنامهریزی بلندمدت را دارد.
تبدیلشدن به این شخصیت متمایز، راز مطرحشدن در دنیای نویسندگی و جدا شدن از جریان فکری روتین مردم است.
42 پاسخ
سلام من تازه به جمع مدرسه نویسندگی اضافه شدم و از شما تشکر میکنم که این جمع رو تشکیل دادین و این مطالب خوب رو منتشر میکنید . من دوتا از فعالیت هایی که شما گفتید رو انتخاب کردم «کلمه برداری» و «پیاده روی» . ولی راستش پیاده روی رو شاید نتونم نه ماه ادامه بدم چون با باز شدن دانشگاه ها از مهرماه برنامه زندگیم تغییر میکنه پیاده روی رو میتونم تا آخر تابستون ادامه بدم . به نظرتون این کار ایرادی نداره؟
سلام
ممنون از همراهی شما خانم رحیمی عزیز
خیر، هیچ ایرادی نداره. میتونید هرچندمدت یکبار فعالیتهای خودتون رو تغییر بدید.
من وبلاگ شخصی دارم و نوشته هامو توش قرار میدم…
اما هنوز منتشر نشده.
فعالیتم زیاده🥲
بنظرتون بیشتر فعالیت کنم؟!.
من خیلی نویسندگیم خوبه، بسیار زیاد…
مطالب زیبایی رو هم در وبلاگم قرار میدم اما هنوز منتشر و وارد گوگل نشده!
و دوهفته ست که وبلاگ شخصی زدم…
بنظرتون چیکار کنم؟🥺
با یکی دو هفته کار که مطلب وارد نتایج گوگل نمیشه.
این موضوع ممکنه یک یا دو سال طول بکشه. تازه اگه درست انجامش داده باشید.
من مدتی طولانی صفحات صبحگاهی را انجام میدادم. اما خب والدینم به خاطر درس از انجام این کار منعم کردند. حالا تصمیم دارم کاری را انجام دهم که کمتر جلوی چشم باشد. از نظرم کلمه برداری عالی است. هر روز 3 تا 5 کلمه مینویسم.تمرین ویرایش هم عالی است. سعی میکنم در روز هروقت که وقتم آزاد شد چند صفحه از یک کتاب دیگر را ویرایش کنم. با سپاس از مطالبی که گذاشتید من همیشه دنبال تمرین بودم اما از هیچ جایی جیزی پیدا نمیکردم که در بلند مدت تاثیر گذار باشد، تا اینکه با این مدرسه آشنا شدم.
درود بر شما دوست عزیز
خیلی خوشحالیم که با ما همراهید.
موفق باشید
سوال سوم :
از بین عادت ها ی نویسندگی ، رو نویسی از دوصفحه ی اول یک کتاب خوب ، تمرین کلمه برداری و وبلاگ نویسی رو انتخاب میکنم . البته قسمت یک سایت هست که تصمیم دارم از این به بعد طبق برنامه روزی یک محتوا در اون قرار بدم و سئو ی محتوا رو هم خودم انجام میدم .
البته گاهی مجبورم به جز نوشتن محتوا ترجمه هم انجام بدم . سایت درباره ی موبایل و تکنولوژی هست.
که تا الان مطلبی توش قرار ندارم و همش طفره میرم و این کار رو به تعویق میندازم ولی با چک لیست های شما و شرکت در دوره ی شما انگیزه ی بیشتری پیدا کردم .
و خیلی ممنون بابت همه چیز .😊
برای سوال دوم که باید بگم اطلاعی درباره ی عادت های نوشتن دیگر نویسندگان ندارم . ولی به طور کلی شدیدا نیاز به تغییر عادت هام و مدیریت زمان دارم که از جیمز کلیر کتاب خرده عادت ها و از مارک منسون کتاب عشق هرگز کافی نیست رو میخونم .
و دقیقا به خاطر همین در این دوره شرکت کردم و واقعا آموزش ها خیلی لذت میبرم . آموزش ها به گونه ای هستند که احساس عشق بیشتری نسبت به سیستم و فرایند ایجاد میشه تا نتیجه دقیقا همون طوری که جیمز کلیر میگه .
درود و عرض ادب
سوال اول :
وقتی که کلاس داستان می رفتم طبق عادت هر هفته یک داستان کوتاه می نوشتم یا گاهی که ایده ای به ذهنم میرسید داستان کوتاه می نوشتم و البته وقتی ایده ای ندارم مطلبی رو به جاش ترجمه میکنم و برای هفته نامه ارسال میکنم . به طور کلی عادت نویسندگی خاصی ندارم و برای هفته نامه هم هر وقت که خودم دلم بخواد از روی علاقه چیزی می نویسم یا ترجمه می کنم . اما نوشتن رو خیلی دوست دارم به خصوص وقتی که با کلمات نشون میدیم نه این که بگیم . حالا نه صرفا برای داستان بلکه احساس میکنم این اصل نگو نشان بده برای سایر انواع نوشته ها به کار میره حتی اگر ترجمه باشه .
از جمله دلایلی هم که باعث میشه نتونم به صورت مستمر و روزانه بنویسم ؛ فضای مجازی یا حتی گاهی تنوع طلبی زیاد در کتاب خواندن و خود مطالعه کردن هست .
سلام وارادت
عادتهای نویسندگی شما چیست؟
۱_من نوشتن با خودکار وروی کاغذ را دوست دارم ویا ترجیح می دهم .
۲_من ترجیح می دهم تایم صبح تا ظهر وقبل خواب بتویسم .
واما مطلبی درباره عادات نویسندگی نویسندگان دیگر نمی دانم واگرهم درجایی خواندهوام متاسفانه فراموش کرده ام .
ودرپایان انتخاب عادات نویسندگی از بین سیزده مورد
۱_رونویسی کردن را از فردا ۷ فروردین حتما آغاز می کنم.
۲_پیاده روی همیشه داشتم وادامه می دهم .
۳_هرروز یک پست اینستاگرام حتما تهیه می کنم .
۴_هرروز یک بیت شعر یادداشت می کنم وبه دیوار اتاق نصب می کنم .
سلام استاد
من دو تمرین رو نویسی و وبلاگ نویسی رو با در نظر گرفتن تقویت نگاه بلند مدت انجام میدم.
یکمی هم آزاد نویسی میکنم واندکی هم کلمه برداری.
با ارادت🙂
با سلام و احترام
ضمن تشکر بابت مطلب جامع و مفید عادتهای نویسندگی، بنده دو عادت کلمه برداری و خلاصه نویسی را با لحاظ تقویت نگاه بلند مدت انتخاب کردم و امیدوارم موارد مزبور را به درستی تبدیل به عادتهای موثر کنم. سوالی هم در خصوص عادت رونویسی از کتب دارم و آن اینکه علی رغم تمایل به اجرای این عادت با توجه به اینکه کتب زیادی برای مطالعه و بالتبع تمرین رونویسی ندارم چطور میتونم این عادت را هم اجرا کنم؟
درود بر شما
لطفا به لینک زیر مراجعه فرمایید:
ویدیو: روش سادۀ من برای مدیریت زمان+وقتدزدی برای نوشتن+دانلود
با سلام و سپاس فراوان از استاد عزیز،
همیشه ذهنم را با نوشتن خالی میکنم پس هر لحظه در شبانه روز که پیش بیاد مینویسم ولی نوشتن صبح و شب را بیشتر دوست دارم و انجام میدم ،
در مورد عادات نویسندگی اساتید هم اطلاعاتی ندارم
چون همیشه در سفر هستم خلاصه نویسی کتابهام را با خودم میبرم ،
چون بیشتر نویسنده تحلیلی هستم ، هر روز یکی از جملات مورد علاقه ام را برای خودم تحلیل میکنم بنابراین از سه عادت جدید ذیل را تا چهل روز انجام میدهم:
۱_یک بیت شعر میخونم
۲_ کلمه برداری
۳_استعاره
با تشکر
استاد عزیز با توجه به این مطلب بسیار مفید، طبق توصیه ی شما تصمیم گرفتم عادات زیر را جدی تمرین کنم و با پشتکار در درون خویش نهادینه شان کنم
رونویسی (مشق نوشتن)
وبلاگ نویسی (helmatabatabai) خوشحالم میکنید به وبلاگم سری بزنید
خلاصه نویسی
و در آخر تقویت نگاه بلند مدت و صبور بودن در راه نویسندگی
گزینههایی که میخوام تبدیل به عادت همیشگی بکنم:
۱. روزانه دوصفحه از آثار بزرگان رو رونویسی کنم.
۲. و تمرین کلمه برداری رو حتما انجام بدم. روزانه پنج کلمه به دفتر کلمه برداریم اضافه میکنم.
فکر میکنم فعلا همین دوعادت رو تو خودم تقویت کنم کافی باشه.
انشالله وقتی به عادتای محکمی تبدیل شدن از سبد عادتها دو-سه مورد دیگهام برمیدارم.
من مهنوش هستم و دوست دارم توی این ۴۰ روز ، عادت رونویسی،، ضبط کردن صدا و شعر خوانی خودم و تقویت کنم. در مورد عادات نویسندگان بزرگ چیزی نمیدونستم و یک مقاله خوندم که ترجمه اش و باهاتون به اشتراک بذارم.
E.B. White میگه نویسنده ای که منتظر یک شرایط ایده آل میمونه، وقت مرگش حتی یک کلمه هم از خودش روی برگه باقی نذاشته.
Haruki Murakami ، استاد عادات روزانه بوده و هر روز صبح ساعت ۴ بیدار میشده، ۶ ساعت کار میکرده، عصر ۱۰ کیلومتر پیاده روی میکرده ، کتاب میخونده و موزیک گوش میداده و شب ساعت ۹ میخوابیده. میگه باید ۶ ماه انجام داد تا تبدیل به عادتمون بشه.
Ernest Hemingway: نوشتن اول صبح جزو عاداتش بوده و نوشتن رو به عشق بازی تشبیه کرده که وقتی ازش دست میکشه هم حس خالی شدن داره هم حس پر بودن از احساس و عشق.
و Henry Miller هم در کتاب خودش لیست بخشی از عادات روزانه اش رو منتشر کرده که معروف ترین جمله اش اینه؛ اگه نمیتونی چیزی رو خلق کنی، میتونی کار کنی.
از تحقیق امروزم ، فایل صوتی و ۳۰۰ کلمه ام و مینویسم. ممنون
سلام
امشب که برای مروردرس دیشب اومدم متوجه شدم که پیامی که گذاشتم نیست!خواستم بابت محبت وتعهدتون نسبت به بچه هاوابتکارتون هم تشکرکنم وتبریک بگم.
عادت وبلاگ نویسی روزانه که گرچه گاهی به هردلیلی یک یاچندروزوقفه درِش ایجادشده،اماخیلی طول نکشیده ودوباره شروع کردم وقتی مخاطبینی داری که شمارودنبال می کنن ومطالبت رومی خونن تعهدی ایجادمی کنه که گرچه سخت اماشیرینه یه جورمبارزه که اگه نباشه تهش رخوته.
عادت سیزدهم که تایه سال پیش نداشتمش تازگی درک می کنم که هرکاری بسته به ویژگیهایی که داره برای به ثمررسیدن نیازمندطی کردن یه زمان معین ومعمولاًطولانیه ولی اگرحقیقتاًکسی چیزی روبخوادپاش می ایسته به قول شاعر:
من نمی گویم سمندرباش یاپروانه باش
گربه فکرسوختن اُفتاده ای مردانه باش
درود زینب عزیز
خوشحالیم که با ما همراهی.
در مورد بازخوردت هم هیچ نگران نباش. بازخوردها قبل از انتشار بررسی و در اسرع وقت منتشر میشوند.
سلام
سوال اول: من عادت خاصی در نویسندگی ندارم.در واقع تا به حال ننوشتهم که بعد پی ببرم چه عادت نویسندگی دارم. من به جای عادت خاصی در نویسندگی، ترس از نوشتن دارم.
سوال دوم: درباره عادت نویسندگی دیگر نویسندگان هم چیزی نمیدونم!
سوال سوم: عادتهای انتخابی من
۱. رونویسی
۲. کلمهبرداری
۳. خلاصهنویسی
* و احتمالا ضبط صدا رو هم در برنامه بگنجونم. اما نه هر روز. شاید یک بار یا دو بار در هفته. برای همین شماره نزدم و از عادتهای هر روز خارجش کردم. تا بعدتر که بتونم هر روز اینکار رو انجام بدم.
آدرس وبسایت من
http://Www.pezeshkman.com
باسلام ، عادتهای انتخابی من :
۱- پیاده روی
۲- خلاصه نویسی
۳- شعر خوانی
زنده باد.
عالی و اثربخش.
پیادهروی میتونه عادت معجزهآسای یک نویسنده باشه.
شاهین کلانتری
بنده عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت استاد محترم
عادت ها و شیوه هایی رو که نوشتید در نظر من جالب و جذاب هستند. پشتشون فکر شده و با منطق من سازگارند.
از سبد عادت من موارد زیر رو انتخاب کردم:
۱. Brain storming
۲. جملات قصار
۳. ضبط صدا
۴. وبلاگ نویسی
البته خدمت شما عارض هستم، که بدلیل مشغله ی حرفه ای، من با یک دیدگاه منصفانه تصمیم دارم که طوفان فکری و جملات قصار رو یک روز در میان انجام بدم. ضبط صدا هر روز.
و وبلاگ نویسی هفته ای سه نوبت. منظور از وبلاگ نویسی، وبسایتم هست. البته من دو سالی هست که وبسایت دارم و مطالب تخصصی مربوط به حرفه ی خودم رو تالیف و تدوین میکنم.
سلام رشاد نازنین
تمرینهای بسیار خوبی رو انتخاب کردی. زندهباد.
خیلی خوبه که اینجوری فاصله گذاشتی بین عادتها.
اگر دوست داشتی آدرس سایتت رو هم بذار اینجا.
شاد و برقرار باشی.
من هزار کلمه رو می نویسم هر روز.
۱- یک صفحه رونویسی کتاب.
۲-ویرایش یک متن قدیمی
۳-نوشتن استعاره
درود شیوا جان
عالیه
و با جدیتی که در این مسیر داری میدونم که به زودی به نتایج خیلی خوبی میرسی.
انتخاب های من از بین عادتها
درخت ایده
ضبط صدا
تشریح جملات قصار
زنده باد. عالیه.
تمرین تشریح جملات قصار رو میتونی روی وبلاگ خودت هم منتشر کنی.
بسیار عالی بود واما انتخابهای من :
۱-شعر خوانی روزانه
۲-یادداشت ۵کلمه جدید روزانه
۳-رونویسی از دوصفحه اول یک کتاب
درود خانم عالیخانی عزیز
چه انتخابهای خوب و هوشمندانهای.
این درس برای من بسیار عالی بود . هیچ گاه به ذهنم هم نمی رسید که این مواردی را که فرمودید می شود بعنوان عادت های مثبت در نظر گرفت و در انجام آنها اهتمام ورزید.
از آنجایی که فرمودین چند عادت را که می توانید به ان پایبند باشید را انتخاب نمایید .من عادتهای زیر را انتخاب نمودم
1- تمرین کلمه برداری
2-شعر خوانی
3-وبلاگ نویسی
4-ضبط صدا
5-خلاصه نویسی
البته بگم که همه ی عادتهایی که نوشتین رو خیلی دوست دارم ولی فرصت و زمان مجال انجام همه ی کارها رو به من نمیده امیدوارم با برنامه ریزی بتونم عادتهای بیشتری رو به انجام برسونم.
من از عادت های رونویسی
کلمه برداری
پیاده روی
وبلاگ نویسی
خواندن یک بیت از اشعارها( دیوان حافظ و مولانا رو برا این عادت انتخاب کردم و کلمه برداری از اونا)
و یک متن از متنهای قدیمی رو ویرایش کردن
این پنج تا رو انتخاب کردم
و فوق العاده دیدم روبازتر کرده و بیشتر در روز کار میکنم
سلام
من از سبد عادت ها رونويسي و كلمه برداري و ضبط صدارو انتخاب كردم و مدتيه دارم انجام ميدم
فرناز دادستان
از اونجایی که گرایشی به شبکههای اجتماعی ندارم و به این باور رسیدم که اونا ویرانگر هستن، برای همین در سایت خودم بخشی به نام کوتاهنوشتها ایجاد کردم که تنها ۱۵۰ کاراکتر میشه در هر بخشش نوشت که اینجوری ناگزیر به کوتاهنویسی بشم؛ چون زمانی که به خودم میگم همش دو سه جمله که بیشتر نیست، پاشو بنویسش و اینجوری میتونم هرروز در سایتم چیزی بنویسم. و این ایده رو هم، من از همین درس نهم گرفتم.