«هرروز پشت میز مینشست و ساعتهایی مشخص را به نوشتن میپرداخت. یک روز که میخواست حال و هوای خودش را در نوشتن تغییر دهد تصمیم گرفت توی کافه بنویسد. پسرکی که قهوهاش را رو میز گذاشت از او پرسید: چه مینویسی؟ پاسخ داد داستان مینویسم.
-چطور مینویسی؟
+روزها، از خواب که برمیخیزم شروع به نوشتن میکنم و تمام ایدههایم را روی کاغذ میآورم. این کار را تا شب ادامه میدهم.
-چرا؟
+میخواهم از طریق فروش کتابهایم درآمد کسب کنم.»

همهٔ افراد و مؤسساتی که کار مشخصی را انجام میدهند بهطور کامل میدانند چه چیزی انجام میدهند، تا حدودی هم میدانند کارشان چطور انجام میشود؛ اما اغلب آنها نمیدانند چرا.
نیچه میگوید:

اکثر ما به نوشتن علاقه داریم، مینویسیم و نوشتن برایمان دغدغهای جدی است؛ اما گاهی از نوشتن خسته میشویم و با خودمان میگوییم اصلاً این کار چه فایدهای دارد؟
به این فکر کردهاید چرا از هر چند هزار نفری که میخواهند نویسندهٔ موفقی شوند تنها تعداد معدودی نویسندهٔ خوب سر برمیآورند؟
چرا عدهای در ابتدا یا میانهٔ راه نوشتن دست از کار میکشند اما برخی دیگر تا آخر عمر ادامه میدهند؟
دنیل استیل، نویسندهٔ 71 سالهٔ آمریکایی، روزانه 20 تا 22 ساعت مینویسد و سالی 7 کتاب منتشر میکند.
او نمونهای است از کسی که چرایی کار خودش را میداند.
بهتر است برای اینکه بدانیم هدف ما از هر کاری چیست پرسشهایمان را با چرا آغاز کنیم و پیشفرضهایمان را بشکنیم.
با کشف چرایی نویسنده شدن چه اتفاقی برای ما میافتد؟
- شور و اشتیاق ما برای نوشتن چند برابر میشود.
- انگیزهٔ نوشتن را از دست نمیدهیم.
- اعتماد به نفس ما برای ارائهٔ ایدهها و نوشتههایمان افزایش مییابد.
- با کمترین امکانات بیشترین فرصتهای رشد را کشف میکنیم.
- به نویسندهای تأثیرگذار تبدیل میشویم.
- اثر منفی شرایط بیرونی بر ما کاهش مییابد.
- مشاهدات و تجربیات ما بهطور هدفمندتری در خدمت نوشتههای ما خواهند بود.
- توان و تمرکز ما برای نوشتن، تقویت میشود.
فرقی نمیکند که میخواهیم رمان بنویسیم یا تولیدکنندهٔ محتوا باشیم، در هر صورت کشف چرایی نویسنده شدنمان، مهمترین گام برای تبدیل شدن به نویسندهای متمایز است.

شاید بیان این دلیل که چرا مینویسیم سخت باشد.
اینجا به این فکر نمیکنیم که یک سری تکنیک و ترفند نویسندگی را در اختیار شما قرار بدهیم. میخواهیم بدانیم چرا باید بنویسیم؟
نویسندهٔ داستان ابتدای متن، به نتیجه که کسب درآمد است فکر میکند اما پاسخ چرایی نوشتن این نیست.
چرایی کار به انگیزه، هدف و باور درونی ما برمیگردد.
چرا با «چرا» شروع کردیم؟
در دورهٔ آنلاین نویسندگی خلاق از مدل دایرهٔ طلایی بهره گرفتهایم. این مدل را سایمون سینک در کتاب «Start with way» به عنوان روشی مؤثر برای رهبری سازمانها پیشنهاد داده است.
سینک معتقد است اگر کارها را با پرسیدن چرا آغاز کنیم به موفقیتهای عظیم و فراتر از انتظار دست خواهیم یافت.

به همین دلیل دورهٔ آنلاین مدرسهٔ نویسندگی با این سؤال شروع میکند:
چرا باید بنویسیم؟
یکی از دلایل جذاب بودن این سؤال این است که هیچ جواب مطلقی برای آن وجود ندارد و میتوانیم بگوییم به تعداد تمام کسانی که مینویسند جوابهای مختلفی وجود دارد.
بختیار علی در یکی از سخنرانیهای خودش میگوید:

«هر نویسندهای دلیل و دیدگاه خاص خود را در مورد فلسفۀ نوشتن و نویسندگی دارد. فلسفۀ نوشتن برای هر نویسندهای با دیگری متفاوت است و وابسته به تجربههای خاص اوست. آنچه مرا به سمت نوشتن کشید، حیرت و افسون بیپایان من در برابر قدرت و استعداد و اراده و فراست انسان بود. من هنوز هم در دل این حیرت نفس میکشم. برای اینکه کسی نویسنده شود، ابتدا باید در برابر وجود انسان دچار حیرت و افسون شود. افسون در برابر متن یا جهان، بعدها و دیرتر دست میدهد…»
از سخنرانی بختیار علی در مراسم دریافت جایزۀ نلی زاکس آلمان
ترجمۀ رضا کریم مجاور، نقل از کتاب «سرانجام پیش تو بر میگردم، سرنوشت من این است» نشر کولهپشتی
شاید پاسخ چارلز سیمیک شاعر به این سؤال برای شما هم بامزه باشد:
«مینویسم چون دلم میخواهد همۀ زنهای عالم عاشقم شوند!»
در این بخش به شما کمک میکنیم تا درون خود را بکاوید و برای این سؤال پاسخی پیدا کنید. برای این کار سری بزنید به انگیزهها، به شوقی که قلم را به دست شما میدهد و باوری که به شما میگوید بنویس.
- نوشتن برای خودمان و زندگی
هنر یک تجربهٔ زیباییشناختی است. تجربهای که در آن تمام حواس ما در اوج است. وقتی با هیجان چیزی را مینویسید در لحظه زندگی میکنید و احساس زنده بودن در شما قویتر میشود.
سر کن رابینسون
خلق کردن همیشه حس خوبی به انسان میدهد. وقتی با کلمات نوشتهای میآفرینیم حس ارزشمندی به ما دست میدهد و از نگرانیهایمان کاسته میشود. با نوشتن میتوانیم وارد نیمهٔ تاریک ذهنمان شویم و آنچه را مایهٔ رنجش و آزارمان میشود بیابیم.
نوشتن ممکن است سخت باشد اما وقتی سیاهیهای ذهنمان را روی کاغذ سفید میریزیم راحت میشود.
نوشتن باعث میشود همهٔ احساسات ما در اوج بماند. با برونریزی ذهنیات و درونیاتمان، حتی اگر منتشر نشوند، هیجانی را تجربه میکنیم که به ما حس زنده بودن میدهد.
نوشتن کمک میکند که در لحظه زندگی کنیم و از روزمرگیها رها شویم.
نوشتن، بیرون جهیدن از صف مردگان است.
کافکا
- نوشتن برای پیوند با بیرون
ممکن است از نوشتههای خودمان بیزار باشیم. همین انزجار، ما را به سمت این سؤال سوق میدهد: «چرا مینویسم؟»
اینکه نوشتههای ما واقعاً چه اهمیتی دارند؟
حتی نوشتن داستان و اتفاقات روزمره باعث میشود که جهان را بهتر ببینیم و نگاهمان به جامعه وسیعتر شود.
هر یک از ما در زندگی بهتنهایی با مسائل مختلف روبهرو میشویم و در سفرهای بزرگ و کوچک هیچکسی ما را همراهی نمیکند؛ اما با نوشتن داستانهای خودمان به جامعهٔ اطرافمان یا حتی طیف بزرگتری از آدمها تلنگر میزنیم.
یک اتفاق یا یک برخورد ناگهانی با آدمهایی از سراسر دنیا میتواند راهحلهایی را برای مسائل مشابه به ما نشان دهد.
نوشتن اجازه میدهد با شیوههای متنوع حل مسئله آشنا شویم.
- نوشتن برای خودشناسی
«به هیچچیز شوق ندارم مگر به نوشتن. بیشتر فکرها هم برای من هرقدر اساسی باشند، در همان موقع نوشتن پیدا میشوند. هر وقت میخواهم مطلب تازهای را بفهمم، چیزی مینویسم. هاتف درونی به من درس میدهد. یک هیئت خیالی شدهام؛ فکر و خیال از سر و روی من بالا میرود.»
-نیما یوشیج
نوشتن اجازه میدهد خودمان را بهتر ببینیم و بشناسیم. کاغذ سفید مانند دروازهای عمل میکند که با ورود به آن به چالش کشیده میشویم.
گذر از این دروازه صداقت و شجاعت میخواهد.
نوشتن ابزاری است که به کمک آن ماسکهای روی صورت خودمان را میشناسیم و برای برداشتن آنها یا حتی زیباتر کردنشان تلاش میکنیم.
نوشتن همانطور که راهی است برای کشف دنیای اطرافمان راهی هم هست برای کشف خودمان.
همانطور که مسائل مربوط به زندگیمان را مینویسیم زاویههایی از درون خودمان را که تابهحال از دیدمان پنهان بودهاند، کشف میکنیم.
- نوشتن برای بیان حقیقت
وقتی با نوشتن احساسات و تمایلات خودمان را بهوسیلهٔ کلمات بیان میکنیم فاصلهٔ ما با حقیقت موجود کم میشود.
نوشتن، این امکان را به ما میدهد که یک قدم به عقب برداریم و همه چیز را با یک فاصلهٔ مناسب بررسی کنیم.
بهاینترتیب میتوانیم جهان درونی خودمان از بیرون را ببینیم و بشکافیم.

- نوشتن برای تغییر جهان
در دورهای زندگی میکنیم که بیشترین حد مصرفگرایی در جهان وجود دارد. بیشتر میخوریم، موسیقی بیشتری گوش میدهیم و اطلاعات بیشتری دریافت میکنیم.
نوشتن کمک میکند تا تعادل برقرار کنیم. با نوشتن بهجای مصرف بیشتر، تولید هم میکنیم.
تمرین:
فلسفهٔ نویسندگی شما
چرا دوست دارید بنویسید؟ چرا نوشتن برای شما مهم و حیاتی است؟
پاسخ خود را به سؤال «چرا مینویسم؟» در 10 جملهٔ جدا از هم، در بخش کامنتهای همین صفحه بنویسید.
132 پاسخ
من می نویسم چون هنگامی که می نویسم می توانم با قدرت ذهنم به پرواز درآیم و جهان را آنطور که می خواهم، ببینم.
من می نویسم چون می توانم با نوشتن احساساتم را بهتر از آنچه حس می کنم بیان می کنم.
من می نویسم چون می خواهم اندکی از این دنیا فاصله بگیرم و درون دنیای خود پرسه بزنم.
من می نویسم چون می خواهم تا آنجا که می توانم دنیا را به جای بهتری تبدیل کنم.
من می نویسم چون می خواهم در سرزمین نوشتن عقایدم را آزادانه بیان کنم.
من می نویسم چون می خواهم لحظاتی در امپراتوری ذهنم سرزمینی را بسازم که آرزویش را دارم.
من می نویسم چون…
۱- وقتی من می نویسم انگار روحم جدا می گردد و آزادانه بپرواز در میاد بدون هیچ مرزو مانعی
۲- می نویسم چون در درونم این را احساس میکنم که ستاره ای در حال درخشیدن است و من درخشش را دوست دارم و می خواهم همه دنیا آن را ببیند
۳-می نویسم چون قلم و کاغذ را بی نهایت دوست دارم دوستان قریمی منند و انگار از هزل بامن مانوس بودهاند انگار رازی در دل دارند که من باید بدایشان بنویسم
۴- وقتی می نویسم انگار چشم هایم نورانی تر می شوند ذهنم پویاتر و خوشحال تر و دستانم زیبا تر و پاهایم قدرتمند برای رفتن بسوی نوشتن
۵-می نویسم چون می خواهم از من وجودیم چیزی بماند در صفحه بزرگ زندگی که گوشه ای از آن برای من است
۶-می نویسم چون قدرتمندم و می دانم در من نیروی است که هر چیزی را اراده کنم خلق می شود
۷-می نویسم چون رفتن به رویاها رو دوست دارم مرا از دنیای واقعی خارج میکند و شور و شوق و اشتیاقم را بزندگی صد برابر و شعله های زندگیم را روشن نگاه می دارد
۸-می نویسم چون می خواهم من تاریک درونیم را که خفته است بیدار سازم و بجای مقابله با آن در کنارش هم سو شوم و به او بگویم در کنار اوست که روشنایی وجودم معنا میگیرد وگرنه روشنایی در روز زیبایی ندارد
۹-می نویسم چون می خواهم بگویم تا شنیده شوند کلمات و افکارم تا خود ببینم که می شود خواستن توانستن است
۱۰-می نویسم چون خود را در رویاهایم دیده ام که نویسنده ای بزرگ با قلبی عاشقانه میدرخشد
-مینویسم چون در تمام لحظات نوشتن، احساس آزادی و رهایی از مشکلات دارم
– چون با نوشتن فرصت دارم دنیای زیباتری توی ذهن خودم بسازم
– از بازی با کلمات و ساختن جمله های جذاب لذت میبرم
– از تشبیهات لذت میبرم مثل تشبیه انسان ها به دونده های دوی ماراتون…
1 : مینویسم از برای دل دلی که شوق پرواز دارد بسوی بیکران ها مینویسم برای هستی مینویسم برای هست بودنم .
2 : مینویسم ، با نوشتن است که حسی زیبا به زیبایی صبح امروز در من ایجاد میشود.
3 : خیال من خیلی قشنگ است افکارم قشنگتر دوست دارم آنها را روی کاغذهای سفید تزریق کنم .
4 : در واقع مینویسم و دوست دارم نویسنده ی خوبییی بشم که مردم از خواندن نوشته هایم به وجد بیاییند چون من جز خوبی و زیبایی چیزی نمینویسم
1_ مینویسم چون میخواهم دنیای خودم رو خلق کنم.
2_ مینویسم تا بتوانم در دنیای مخلوق ذهنم به کاوش بپردازم.
3_ مینویسم زیرا نوشتن زیباست و زیبایی لذت بخش است.
4_ مینویسم تا بتوانم آنچه از حقیقت را که دانسته ام با دیگران به اشتراک بگذارم.
5_ مینویسم زیرا نوشته هایم همان فوران احساساتی است که در درونم به جوشش درآمده است.
6_ مینویسم تا نوشته هایم تبدیل به پلکانی شوند که مرا به رشد و تعالی ام میرسانند.
7_ مینویسم زیرا نوشتن مرا برای یافتن معنی زندگی ام یاری میکند.
8_ مینویسم زیرا نوشتن یکی از بالاترین لذاتی بود که در زندگی ام تجربه کرده ام.
9_ مینویسم تا در لا به لای نوشته هایم خودم را پیدا کنم.
10_ مینویسم تا بتوانم قدمی کوچک در تغییر دنیا به سوی آنچه بهتر است، بردارم.
مینویسم چون نویسنده ام
مینویسم چون بهش علاقه دارم
مینویسم تا تصورات خودم رو انتقال بدم
مینویسم تا ذهنم خالی از افکار بیخود شود
مینویسم چون من را از هرگونه بند ازاد میکند
1_مینویسم چون علاقه دارم.
2_مینویسم چون نوشتن را دوست دارم.
۳_مینویسم چون نویسنده ام.
۴_مینویسم چون میخواهم کسب درآمد کنم.
۵_مینویسم چون مشهور شم.
۶_مینویسم چون نوشتن برای من حیاتی است.
۷_مینویسم چون نوشتن حالم را خوب میکند.
8_مینویسم چون نوشتن فعالیتی خوب است.
۹_نوشتن برای من خیلی انگیزه زندگی میدهد.
۱۰_مینویسم چون نوشتن برای من ارزشمند میشوم
مینویسم چون میخواهم ارزشی برای نوشتن بیابم
مینویسم تا شجاعت نوشتن داشته باشم
مینویسم تا بتوانم دست کسی را در پرتگاه سقوط بگیرم
مینویسم تا ارامش را به پستوی ذهن بپراکنم
مینویسم تا ذهنیتم در کوهستان سکوت زندگی منعکس شود
مینویسم تا لبخند بزنم
مینویسم تا بیاموزم که چگونه باید نوشت یا چگونه زیستن مرا سزاست
مینویسم تا دلیلی باشد بر وجودم در اینه چشم کسان
مینویسم تا بفهمانم نوشتن هنریست بی کران
مینویسم که بخوانی و بگویی زیباست!
من مي نويسم چون
نويسنده ام.
من می نویسم زیرا که :
1-می نویسم زیرا که آنقدر به خود باور دارم که میدانم توان تاثیر بخشی ام بر روی افکار دیگران بسیار است
2-می نویسم زیرا که جان بخشیدن به یک اثر برایم لذت دارد
3-می نویسم زیرا که روحم اینگونه به خوبی تغذیه میشود
4-می نویسم زیرا که تنها به این صورت است که توان بیان احساساتم را دارم
5-می نویسم زیرا که توان خلق یک رویای باور نکردی را پیدا می کنم
6-می نویسم زیرا که می خواهم رهبری باشم برای یک طرز فکری برتر
7-می نویسم زیرا که عشق بی پایانی به نوشتن دارم
8-می نویسم زیرا که می خواهم اثری ماندگار در این جهان داشته باشم
9-می نویسم زیرا که نوشتن برای من ارزشی دارد که هیچ چیز دیگر ندارد بسان گوشه ای از جان می ماند برای من
10- و در آخر من می نویسم زیرا که امید دارم روزی نام من بر زبان همگان جاری شود
می نویسم چون:
1 – امید به خلق اثری دارم که تا کنون خلق نشده است.
2 – می توانم دیوارهای ذهنی ام را خراب کنم.
3 – هر بار که دست به قلم می برم از جادوی آن شگفت زده می شوم.
4 – روحم آرام تر می شود.
5 – بیشتر به درون خودم پی می برم و ترس هایم کمتر می شود.
6 – می خواهم با انسان های بیشتری ارتباط برقرار کنم.
7 – این امکان را پیدا می کنم که دریابم تا چه اندازه می توانم رویا ببافم.
8 – می توانم از روزمرگی ها دوری کنم.
9 – می خواهم اثری نمایشی خلق کنم.
10 – می خواهم خوانده ها و مشاهدات و شنیده هایم را به کار ببرم و احساس نکنم که انباشته هایی در حال خاک خوردن هستند.
١مينويسم چون در خيالي ناب غرق ميشوم
٢ مينويسم تا تسكيني بر ناآرامي هايم باشد
٣ مينويسم تا بلكه حس همدردي را در كسي القا كنم
٤ مينويسم چون نوشتن يعني من
٥ مينويسم تا نوشتنم به گوش همگان برسد
٦ مينويسم تا به ياد ها بمانم هر چقدر اندك
٧ مينويسم تا باور كنم ميشود مانند بچگي ها كه خيال داشتم دنياي انيمشن وجود دارد دنيايي با كاراكتر هاي محبوب من نيز وجود دارد
٨ مينويسم شايد بطور اتفاقى با سرگذشت كسي همخواني كرد و لبخند بر لبانش بياورد هرچقد اندك يا تلخ مهم منحني طرح لبخند اوست
٩مينويسم چون نوشتن من است و من نوشتن
١٠ مينويسم تا بفهمم همه چيز ممكن است حتي غير ممكن ها
میخواهم بنویسم چون :
1نویسنده هایی باعث ورودم به دنیای رویاها و جهان هایی دیگر شدند
2میخواهم باعث شوم دیگرانی تجربه ورود به رویا و دنیاهای دیگر را داشته باشند
3ثابت کنم جهان فقط در چیزهایی که با چشم میبینیم خلاصه نمیشود
4میخواهم بنویسم تا جهانی به جهان های دگیر اضافه شود
5میخواهم بنویسم تا باعث خلق اشخاصی شوم که بتوانند به دیگران امید دهند و بهتر زندگی را درک کنند
6میخواهم ذهنم آزاد شود
7از نگرانی ها و روزمرگی خلاص شوم
8 همانطور که من از خواندن لذت میبرم دیگران هم خواندن از نوشته های من لذت ببرند
9شجاعت ابراز علاقه مندی هایم را بدست بیاورم
10 نوشتن راه ارتباطی بین افکار و رویا و واقعیت هست
مینوسم چون نوشتن به من احساس سرزندگی میده
من مینویسم چون سادگی در نوشتنه.
منو مینویسم چون نوشتند بخشی از وجودمه که اگه نباشه نا تمومم. هم خودم هم دنیام.
مینویسم چون علاقه دارم.
چون اگر ننویسم من وجود خارجی ندارم.
مینویسم چون برایم حیاطی هست
چون با علاقه کار میکنم
مینویسم تا باقی بمانم
مینویسم تا تخیلات بی پروایم بتوانند در همه جا خود نمایی کنند
مینویسم تا ضمیر ناخوداگاه خودم رابشناسم
مینویسم تا لذت افرینش افسانهی خودم را بچشم
مینویسم تا سبک شوم
مینویسم چون نوشتن پرواز بر فراز رویاهاست
مینویسم چون دوست دارم مردم بخوانندش
مینویسم تا کلاف پیچیدهی افکارم طبقه بندی شود
مینویسم تا عقیدهی امروزم فردا فراموشم نشود
مینویسم تا عقایدم نقد شود
تا با نوشتن کمی از روزمرگی فاصله بگیرم
تا با نوشتن حرفایی که نمیتونم به زبون بیارم، بیان کنم
تا با نوشتن به هر جا که دلم می خواد بدون مرز سفر کنم
تا با نوشتن به زندگی ام معنی بدم
تا نوشتن شغل اصلی و عمرانه زندگی ام بشه
تا شاید بتونم تلنگری به خودم و خودمون بزنم
۱. می نویسم چون به آن علاقه دارم
۲. می نویسم تا آرامش داشته باشم
۳. می نویسم تا احساساتم رو بیان کنم و اون ها رو به اشتراک بذارم
۴. وقتی می نویسم در دنیایی جدا از دنیای اطرافم زندگی میکنم و این لذت بخشه
۵. خودم رو بشناسم گاهی می نویسم تا افکارم خودشان را نشان دهند
۶. نوشتن ذهنم را باز میکنم
۷. می نویسم چون استعدادش را دارم
۸. موقع نوشتن فکر میکنم به جملاتی که به کار میبرم و به جایگاه درست کلمات
۹.می نویسم چون من خالق اون دنیایی هستم که نوشته شده
۱۰. می نویسم چون بازی با کلمات لذت بخشه
1.می نویسم چون تنها کاریه که بهم آرامش درونی میده .
2.می نویسم چون حس میکنم رسالتم نوشتنه اگاه کردنه.
3.می نویسم چون یکی از چیزایه که توش استعداد دارم .
4.می نویسم چون میخوام یکبار تو زندگیم با توانایی های خودم پیش برم نه ارزوهای دیگران.
5.می نویسم چون میخوام با حمایت خودم وتوانایی هام موفق بشم.
6.می نویسم چون دلم میخواد ازم یاد بشه.
7.می نویسم چون میخوام حتی شده سهم کوچیکی توی آگاه کردن مردم داشته باشم.
8.می نویسم تا تمام احساست درونم که نمی تونم بروز بدم روی کاغذ بیارم.
۹.می نوسیم تا با تواناییم کسب در امد کنم.
۱۰.می نوسیم چون حال فقط با نوشتن خوبه اینو بعد از رفتن راه های زیاد فهمیدم.
می نویسم :
تا بفهمم
تا آروم بشم
تا عاشق بشم
تا زنده بمونم
تا جاهل نباشم
تا لذت ببرم
تا (شاید) دیگران رو آگاه کنم
چون علاقمه
چون استعدادمه
چون باعث میشه فکر کنم
1 می نویسم چون تنها با نوشتن خشنود می شوم
2 می نویسم چون نوشتن را رسالت خود میدانم
3 می نویسم چون نوشتن را شبیه ترین کار به کار خدا میدانم
4 می نویسم چون نوشتن مهم ترین چیزی است که در زندگی دارم
5 می نویسم چون روایت داستانی را در جهان واجب می دانم
6 می نویسم چون نوشتن مانند پرستش خداست
7 می نویسم چون نیرویی مرا به سمت کاغذ می کشاند
8 می نویسم تا جهان را در حد توان خود به مکانی بهتر تبدیل کنم
9 می نویسم تا با خودم کنار بیایم
10 می نویسم تا بتوانم خود را دوست بدارم
سلام لطفا راجبه فیلمنامه نویسی هم بگیدمن ازبچگی داستان مینوشتم وهمیشه انشاهام اول میشدحالا میفهمم استعدادنویسندگی دارم ممنون ازسایت خوبتون.
می نویسم چون تنها کاری است که آن را به میل خودم انجام می دهم.
می نویسم چون برای یک لحظه هم که شده از دغده های روزمره خلاص می شوم.
می نویسم تا تخیلاتم را آرام کنم.
می نویسم چون می خواهم خلق کنم.
می نویسم تا دیگران من را بشناسد.
می نویسم تا تمرکز ریاضی خواندن پیدا کنم.
می نویسم تا بتوانم بگویم من خاص هستم.
می نویسم تا تمجید شوم.
می نویسم تا در یاد ها بمانم.
می نویسم چون تنها کاری است که میتوانم درس انجامش دهم و اگر اشتباه هم بکنم کسی تشر نمی زند.
سلام
خیلی از نوشته هاتو دوس دارم
بنظرم هم ساده و هم مبهم حرف میزینی و مینویسی!!
و البته این برام جالبه همیشه از درس حرف میزنی (هههه)
منظور از این ریاضیه چی بود دیگه؟؟؟(ههههه)
1.می نویسم تا ذهنم را خلوت کنم
2.می نویسم تا دیدگاه خودم را به بقیه نشان دهم
3.می نویسم برای اینکه عاشق واژه ها هستم
4.می نویسم تا یاد بگیرم بهتر حرف بزنم
5.می نویسم برای اینکه دوست دارم نویسنده شم
همین !
چون دوست دارم
تا به آرامش برسم
تا قدر را بدانند
تا از روزمرگی دور شوم
تا جهانم را زیباتر ببینم
چون در نوشتن استعداد وتوانایی دارم.
چون در افکارم غوطه ور میشوم
تا بیشتر خودم،زندگی ام و دنیا را بشناسم
تا به کلمات جان ببخشم
تا چیزهایی را که نمیتوانم بیان کنم، بگویم
چون میخوام نویسنده شوم
چون میخوام سفر کنم
1.چون نوشتن بهم آرامش میده
2.چون نوشتن را دوست دارم
3.چون نوشتن جزئی از زندگیم هست
4.چون از بچگی به نویسندگی علاقه داشتم
5.چون همه تشویقم میکنند که بنویسم
6.چون نوشتن روح آدم رو زنده میکنه
7.چون میخواهم با نوشتن نوبل ادبیات جهان را بگیرم.
8.چون میتوانم با نوشتن حتی زندگی خودم را هم به دیگران معرفی کنم.
9.چون میخواهم با نوشتن تولید محتوا کنم.
10.مینویسم چون میخواهم تمام افراد جهان را عاشق خودم کنم.
مینوسیم تا احساساتم را بهتر بشناسم و بیان کنم.
مینویسم تا احساسات بد رو از خود به روی کاغذ منتقل کنم.
مینویسم تا تخیلاتم را بیشتر پرورش دهم.
مینویسم تا برای خلق چیزهای مختلف برنامه ریزی کنم و استراتژی داشته باشم.
مینویسم تا مردم از نظراتم بهره مند شوند.
مینوسیم چون خودم خواندن متون زیبا را دوست دارم.
مینویسم تا قدرت بیان بهتری داشته باشم.
مینویسم تا تحلیل بهتری از محیط اطراف خود و اطراف داشته باشم.
مینویسم تا حرف هایی را که نمیشود به کسی گفت با قلم در میان بگذارم.
مینویسم تا بتوانم طرف مقابلم را به وجد بیاورم.
1)می نویسم چون دلم نمی خاهد ایندگان اشتباهاتم را تکرار کنند.
2)می نویسم چون دلم می خاهد ایندگان از پیچ و خم های راه من اگاه باشند.
3)می نویسم چون تسکین زخم های قلبم را در نوشتن پیدا می کنم.
4)می نویسم چون تنها کسی که می توانم بر سرش تا می توانم غر بزنم و دم بر نزند کاغذ است.
5)می نویسم تا یادم نرود که بودم که هستم و دلم می خاهد که باشم.
6)می نویسم تا بلکه روزی بتوانم با نوشتنم عده ای را از خواب خوش زمستانی شان بیدار کنم.
7)می نویسم تا بقیه هم از لذت های زندگی من مستفیض شوند .(نمی دونم املای صحیح مستفیض چه شکلیه از بچه گیم املام خوب نبود )
8)می نویسم تا دیگران بفهمند کوچک ترین کار بی ارزششان می تواند چه تاثیر خوب یا بدی بر زندگی هرکس داشته باشد.
9)می نویسم تا همگان بدانند و اگاه باشند تمام کار های خوب و بدشان روزی به اغوش گرم خودشان باز می گردند.
10)می نویسم تا بلکه بتوانم مقداری خوبی و بدی را از هم تفکیک کرده و تفاوتشان را به عده ای بفهمانم.
و در کل می نویسم تا دنیا زیبا بماند …
مینویسم چون ارامشم را در نوشتن میبینم
مینویسم تا به کلمات جان بدهم
مینویسم تا حرف هایم شنیده شوند
مینویسم تا با مرگ تمامـ نشوم
مینویسم چون دفترم بیشتر من را درک میکند تا ادم های اطرافم
من عاشق نویسندگی ام
مینویسم چون نوشتن رو خیلی بهتر از حرف زدن بلدم با نوشتن خودم رو از هستی میکنم و به یه خلسه وصف ناشدنی میرم
👍👍👍👍👍👍👍👍