ضرب‌المثل‌های فارسی و جمله‌نویسی | چگونه می‌توانیم از زبان‌زدهای فارسی خوب جمله‌نویسی بیاموزیم؟

در این وبینار چه گذشت؟

در مقاله‌‌ی پیش به این پرداختیم که زبان‌زدها و ضرب‌المثل‌های فارسی برای یک نویسنده از دو نظر قابل‌توجه هستند: ادبی و فرهنگی.

و به این سوال که «یک نویسنده چه بهره‌یی می‌تواند بجوید از کار با ضرب‌المثل‌های فارسی و زبان‌زدها که باشنده‌های زبان گفتارند؟» دو پاسخ دادیم.

از این گفتیم که علاوه‌بر به کار گرفتن زبان‌زدها در نوشته‌های داستانی و غیرداستانی؛ «ضرب‌المثل‌های فارسی و ریشه‌شان در فرهنگ ایرانی» می‌تواند موضوع مقاله باشد. یعنی مفهوم و باور نهفته‌ در یک ضرب‌المثل توسط نویسنده کندوکاو و نقد شود.

حالیا در این مقاله بناست پاسخ سومی بدهیم به پرسشِ دردست و زبان‌زدها یا ضرب‌المثل‌ها را پیوند بدهیم به هنر جمله‌نویسی.

چرا از ضرب‌المثل‌ها فارسی برای جمله‌نویسی استفاده کنیم؟

ضرب‌المثل یا زبان‌زد چیست؟ جمله‌یی کوتاه که بین گویش‌وران زبان فراگیر شده، سال‌های سال برای رساندن مفهومی از آن استفاده شده، و هم‌چنان زنده و پویاست.

پس زبان‌زد هم یک جمله‌ست. نوعی از جمله. اما چه باعث می‌شود این نوع از سخن طی سال‌ها هم‌چنان فراگیر و زنده و پویا باقی بماند؟ ۵ ویژگی.

هنگامی که این ۵ ویژگی را دانستیم، درمی‌یابیم چگونه از زبان‌زدهای خوب می‌توانیم جمله‌نویسی بیاموزیم.

١. زبان‌زدها و ضرب‌المثل‌های فارسی موجز و فشرده‌اند

«تهی‌پای رفتن به از کفش تنگ»

این زبان‌زد از بوستان سعدی است. می‌بینیم که یک مفهوم در فرمی فشرده با شش کلمه نوشته شده.

٢. زبان‌زدها تصویری و بر پایه‌ی استعاره‌اند

«آش نخورده و دهن سوخته.»

کلمات زبان‌زدها عینی‌ هستند تا ذهنی. این برای ما تصویر می‌سازد یا حواس پنجگانه‌مان را قلقلک می‌دهد.

وقتی حواس پنجگانه ما درگیر می‌شود انگار ما دیگر نه فقط با چشم‌مان می‌خانیم یا فقط با گوش‌مان می‌شنویم؛ بل‌که دهان‌مان هم از آش نخورده می‌سوزد. همین می‌شود سبب ماندگاری. این‌طور نیست؟

٣. زبان‌زدها آهنگین‌اند

«آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.»

به یک سطر شعر می‌ماند. آهنگین. و می‌دانید که ذهن ما آهنگ و موسیقی کلام را دوست دارد. مثل وقتی که می‌بینیم یک حرف یا سطر بی‌ربط افتاده سر زبان‌مان و هی تکرارش می‌کنیم.

و سه چیز معمولن زبان‌زدها را آهنگین می‌کند: هم‌حروفی، هماهنگی کلمات، نحو یا چیدمان جمله.

۴. زبان‌زدها طنازند

«به قاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقا داییم اسبه.»

شبیه جوک است. می‌خنداند و؟ به یاد می‌ماند.

۵. هر زبان‌زد در موقعیتی خاص گویاست

«هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.»

نمی‌توانیم یک زبان‌زد را هر جایی به کار ببریم. هر زبان‌زد نماینده‌ی یک موقعیت خاص است. همان‌طور که از اسمش پیداست: ضرب‌المثل.

حالا فکر کنید یک گفته به‌جای این‌که کلی باشد و حرفِ همه‌جا، جای به‌خصوص خودش را داشته باشد و هی در آن موقعیت استفاده بشود. طبیعی‌ست که در موقعیت‌های بعدی هم آدم‌ها یاد آن گفته می‌افتند. چون جایش آن‌جاست.

گرفتن فرم‌های جمله‌نویسی از زبان‌زدهای فارسی

۵ ویژگی ضرب‌المثل‌ها را یادآور شدیم و از فرم و فشردگی آن‌ها گفتیم. حالا به‌عنوان فردی که جمله‌نویسی برایش مهم است و اهمیت زبان‌زدها را می‌داند، چه برخوردی می‌توانیم داشته باشیم؟

وقتی را برای خاندن زبان‌زدها اختصاص بدهیم. در این رابطه می‌توانیم از فرهنگ‌هایی مثل «فرهنگ جامع ضرب‌المثل‌های فارسی» از بهمن دهگان استفاده کنیم یا «امثال و حکم» دهخدا که به راحتی می‌توانیم از اینترنت دانلودش کنیم. و مهم‌تر از آن: برویم سراغ ادبیات کلاسیک فارسی. نثر و شعر. خیلی از زبان‌زدها از دل آثار کلاسیک ما آمده‌اند.

و وقت ورق زدن و خاندن، فرم هر زبان‌زد را دریابیم و به این توجه کنیم که: «آیا می‌توانم فرم یا قالب این جمله را بگیرم و در آن تمرین جمله‌نویسی بکنم؟»

مثلن به این ضرب‌المثل‌ توجه کنید: «پول نداری، جون نداری.» چنین فرمی دارد: «…. نداری، …. نداری.» همین الان می‌توانیم دست‌به‌قلم شویم و در این فرم تمرین جمله‌نویسی بکنیم.

مقاله‌های مرتبط:
شگرد سی سی | دستور پخت جمله‌های جالب
جمله‌بندی | چگونه نثر ویژه خود را خلق کنیم؟ 

 

نویسنده: الهه نصیری 

برای تماشای ویدیوی زیر این مقاله شیلترفکن خودتان را فعال کنید (یا روی این لینک کلیک کنید و وارد یوتیوب مدرسه نویسندگی بشوید):

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *