لبخند مجاز یا غیرمجاز مسئله این است

لبخند مجاز یا غیرمجاز مسئله این است

کارگاه طنز ۱

کارگاه طنز ۲

کارگاه طنز ۳

 

نویسنده: مهدی فرج‌اللهی

در این قسمت از کارگاه طنز می‌خواهم کتاب خوبی را در حوزه طنز به شما معرفی کنم.

کتاب «لبخند غیرمجاز» دکتر اسماعیل امینی. چرا نام کتاب «لبخند غیرمجاز» است؟

آیا در این کتاب نوشته‌­هایی هست که نمی‌­توان جای دیگری آن‌ها را پیدا کرد؟ واقعاً مجاز نیست و کسی آن‌ها را زیرسبیلی رد کرده است؟ پاسخ به این سؤال بستگی به این دارد که به دنبال چه نوع نوشته­‌ای می­‌گردید؟

وقتی موضوع کتاب نوشته­‌های طنز باشد و عنوان آن‌هم غیرمجاز داشته باشد آن‌وقت ممکن است فکر کنید از آن دست‌نوشته‌ها است که باید برویم گوشه­‌ای یواشکی بخوانیم و قاه‌قاه بخندیم و احتمالاً چیزهایی در این کتاب است که نمی­‌شود با صدای بلند خواند؛ اما این‌طور نیست.

 

لبخند مجاز یا غیرمجاز مسئله این است

 

نمونه‌های کم‌یاب

 

این کتاب شامل نوشته­‌هایی است که نمونۀ مشابه آن زیاد نیست اما نه به آن صورتی که ممکن است به ذهن عدۀ معدودی از کتاب‌خوان‌نماها برسد که آن‌ها نیز به چشم‌برهمزدنی دود می­‌شوند می­‌ر‌وند آسمان.

در این کتاب خبری از اخبار و مسائل داغ سیاسی و اجتماعی نیست؛ اما به‌صورت غیرمستقیم به همۀ آن خبر­ها و مسائل داغ هم مربوط می‌شود. چطور است که نوشته­‌ای به چیزی هم مربوط باشد هم نباشد؟

اسماعیل امینی در این کتاب به سراغ انسان می­‌رود. او به‌عنوان یک طنزپرداز اصیل نگران سرنوشت انسان است. برای همین؛ عادت­‌ها، رفتارها و آنچه به انسان مربوط است را هدف قرار می­‌دهد. ساده‌لوحی، فریب، حرص و طمع، تشریفات اداری، دروغ و پنهان‌کاری، فراموشی، فقر، ناسپاسی، ریاکاری و سوءاستفاده از موقعیت و امکانات، عمده­ی موضوعاتی است که امینی به سراغ آن‌ها رفته است.

 

بدون تاریخ‌مصرف

 

«لبخند غیرمجاز» مجموعۀ ۳۶ داستان، داستانک پیوسته و حکایت طنز است که در ۱۲۶ صفحه، توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

امینی برخی از نوشته­‌ها را قبلاً در مطبوعات منتشر کرده است و مابقی نوشته­‌ها هم برای اولین بار است که منتشر می‌­شوند. به خاطر نوع نگاه و موضوعاتی که اسماعیل امینی به سراغ آن‌ها رفته باوجود آن­که بخشی از نوشته­‌ها برای مطبوعات نوشته‌شده اما درمجموع تاریخ‌مصرف ندارد و حالا حالا­ها منقضی نخواهد شد.

«باغ پادشاه» و «قصاب و چوپان» دو داستانک مستقل این مجموعه هستند. کتاب چند داستانک پیوسته نیز دارد که در هرکدام موضوعی محور مشترک آن‌ها می‌­شود.

 

داستان «یک نفر تلفن همراه داشت»  «... یک نفر رفت به یک بانک بزرگ و گفت: «من یک وام بزرگ می­خواهم.» رئیس بزرگ گفت: «وام بزرگ، طرح­های بزرگ، مدارک بزرگ و ضامن­های بزرگ می­خواهد، داری؟ »  آن یک نفر گفت: «ندارم، فقط یک تلفن همراه کوچک دارم. بفرمایید!»  و گوشی را داد به رئیس بزرگ. گوشی زنگ زد، رئیس بزرگ با تلفن حرف زد، مکالمه تمام شد، وام آماده شد. آن یک نفر وام   را گرفت و لبخند زد و رفت. رئیس بزرگ هم لبخند زد و کیفش را برداشت و رفت و دیگر به بانک بر نگشت. آن یک نفر هم دیگر به بانک بر نگشت. ... »

 

نقیضه‌ها

 

بعضی از داستان‌ها و حکایت‌ها نقیضه‌­ای بر حکایت­‌ها، افسانه­‌ها و مثل­‌های نام‌آشنا هستند که «مرغابی­‌ها و لاک‌پشت»، «تصمیم کبری»، «حسنک کجایی»، «قالب پنیر» و … از این دسته­‌اند.

معمولاً در داستان­‌های حیوانات، نقش انسان به آن زبان‌بسته‌ها داده می‌­شود تا ضمن بیشتر شدن جذابیت روایت، نسبت دادن برخی ویژگی­‌ها و انجام بعضی کارها توسط حیوانات وضعیتی را به وجود بیاورد و مخاطب انسانی به خودش نگیرد و ضمن اینکه فکر می­‌کند؛ این مسائل که ربطی به وی – که انسان است – ندارد از آن­‌ها درس بگیرد.

 

هیچ‌کس در انجام وظایفش کوتاهی نمی­کند

 

یکی از تکنیک‌هایی که امینی برای ساختن طنز­هایش استفاده می­‌کند این است که در قصه­‌اش همه‌چیز آن­گونه که باید باشد سر جایش قرار دارد یعنی کارمند، رئیس، اداره و خلاصه تمام اجزای داستان دارند عمل به تکلیف می‎­کنند. کسی رشوه نمی‌گیرد، هیچ‌کس در انجام وظایفش کوتاهی نمی­‌کند، همه‌چیز با عقل و منطق و عدالت سازگار است و همین ماجرا در مقایسه با واقعیت، فضایی مضحک را به وجود می­‌آورد.

چراکه در واقعیت بیرونی باید این­گونه باشد که امینی می­‌گوید و البته عقل هم همین را می­‌گوید اما این­گونه نیست. حالا چرا عدۀ انگشت‌شماری آدم‌نما به حرف­‌های اسماعیل امینی و عقل گوش نمی­‌دهند خدا می­‌داند و مسئول شمارش دودها.

 

همین‌که شلوارت پاره نیست

 

در این مجموعه قوت همه داستا‌‌‌ن‌­ها به یک اندازه نیست. برای نمونه نوشتۀ «همین‌که شلوارت پاره نیست» به روایت خاطره­‌ای از درز شلوار می­‌پردازد که در مقابل مشکلات و رنج­‌هایی که انسان امروز با آن روبرو است قرار می­‌گیرد. این نوشته می‌­توانست کوتاه­‌تر و درعین‌حال با تغییرات اندکی بهتر شود. تغییر عنوان نوشته به این خاطر که کلاً ماجرا را از همان ابتدا لو می­‌دهد مناسب به نظر می­رسد و درعین‌حال با تغییرات کوچکی می­‌توان به جذابیت روایت داستان افزود.

یا در داستان «گوسالۀ معمولی» تعلیق در داستان می‌­تواند تا کلمات پایانی نیز ادامه داشته باشد؛ و تأثیر بیشتری روی مخاطب بگذارد؛ که البته این نکات چیزی از ارزش این داستان­ها کم نمی­‌کند.

 

«جیک‌جیک مستون» و «روباه و خروس»

 

«جیک‌جیک مستون» و «روباه و خروس» را می­‌توان از بهترین داستان­‌های این مجموعه برشمرد. من از خواندن این دو داستان و دقیق شدن در آن‌ها هیجان‌زده شدم.

«…

– البته این نظر لطف شماست؛ اما باید عرض کنم که ما جوان­‌ها به شیوۀ نسل جدید می­خوانیم که شاید مورد پسند نسل گذشته نباشد. به‌هرحال اوضاع زمانه فرق کرده. …

مطابق معمول سگ‌های دهکده متوجه شدند و دسته‌جمعی به تعقیب روباه پرداختند. صدای پارس سگ­ها و هیاهوی خروس درست شبیه ترانه­­‌هایی بود که به قول خروس به شیوۀ نسل جدید اجرا می­‌شوند.

خروس با خودش فکر کرد: «اگر این روباه دهان باز کند، من خلاص می­‌شوم.» می­‌خواست به روباه بگوید که به سگ­‌ها بگو که من این خروس را از دهکدۀ شما نگرفته‌­ام؛ اما بعد یادش آمد که دنیا در اثر گسترش ارتباطات شده است یک «دهکده جهانی» و دهکده­ی دیگری وجود ندارد. خروس به اطراف نگاهی انداخت؛ به کوهستان رسیده بودند و صدای پارس سگ­ها هم قطع شده بود. …»

(از داستان «روباه و خروس»)

آخر داستان «روباه و خروس» اتفاقاتی می­افتد که فکرش را نمی­توانید بکنید. برای همین آخر آن­‌را ننوشتم که مزه­‌اش از بین نرود.

 

کتابی که خودش کارگاه است

 

در میان انبوه کتاب­‌هایی که این روزها منتشر می‌­شوند و نمی­‌شوند؛ تعداد کتاب­‌هایی که واقعاً به یک دردی بخورد کم است. این کتاب از همان دسته کتاب­‌های به‌دردبخور است.

تنوع فرم‌ها و شکل‌های استفاده‌شده در این کتاب به همراه شیوه نگارش و نگاه درست و شوخی‌های به‌جا و شگردهای به‌کاررفته در آثار به‌نوعی برای علاقه‌مندان به طنز کارگاه طنزنویسی است. من که از خواندن این کتاب زیبا لذت بردم و خواندن آن را به شما نیز توصیه می­کنم.

دیدگاه شما