تجربۀ ما از دومین جلسۀ کارگاه تولید محتوا

دومین جلسۀ دومین دورۀ کارگاه تولید محتوا در چهارمین روز آبان هزار و چهارصد برگزار شد.

هر کارگاه تولید محتوا شامل پنج تمرین است. هر تمرین با هدف خاصی طراحی شده است که فهرستی از نام تمرین‌ها و هدف از انجام آن‌ها را در زیر مشاهده می‌کنید:

۱

عنوان تمرین:

نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای

هدف تمرین:

تولید متن رواییِ خوب و خلاقانه برای آموزش و معرفی محصولات و خدمات

۲

عنوان تمرین:

تیترنویسی

هدف تمرین:

افزایش مهارت تبلیغ‌نویسی، جلب توجه مخاطبان

۳

عنوان تمرین:

حکایت‌نویسی

هدف تمرین:

نوشتن متن‌های رواییِ کوتاه و تأثیرگذار

۴

عنوان تمرین:

یادداشت آموزشی

هدف تمرین:

نوشتن مطالب آموزشی کوتاه-اسلایدسازی برای اینستاگرام

۵

عنوان تمرین:

نوشتن طرح داستان

هدف تمرین:

افزایش قدرت داستان‌سرایی

 

تجربه‌نگاری دومین جلسۀ کارگاه محتوا:

این تمرین مختص شرکت‌کنندگان کارگاه است. (برای شرکت در سومین دورۀ محتوا روی این لینک کلیک کنید: کارگاه تولید محتوا)

فرم زیر را کپی کنید و گزارشی از حضور خودتان در دومین جلسۀ کارگاه بنویسید:

 

تجربۀ من از انجام تمرین اول:

نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای

 

تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

تیترنویسی

 

تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

حکایت‌نویسی

 

تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

یادداشت آموزشی

 

تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

نوشتن طرح داستان

 

سلسله مطالب کارگاه تولید محتوا:

به اشتراک بگذارید :

  1. با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار؛
    تجربه من از انجام تمرین اول ( نمایشنامه تک پرده ای) :
    تضاد جالبی رو به صورت بداهه ایجاد کردم و خیلی خوب تونستم دیالوگ بنویسم. باز هم میتونستم ادامه بدم ولی وقت تموم شد. به خودم نمره ۹ میدم.

    تجربه من از انجام تمرین دوم (تیتر نویسی) :
    من ۲۲ تا تیتر نوشتم. البته اگه تیترها رو کوتاه تر می نوشتم، باز هم میتونستم تعداد بیشتری بنویسم. برای این تمرین به خودم نمره ۱۰ میدم.

    تجربه من از انجام تمرین سوم (حکایت نویسی) :
    حگایت جالبی رو تونستم بنویسم. یک مقدار چالشی بود، خودم کیف کردم از نوشتنش و در انتهای حکایت ۵ بیت شعر هم در موردش نوشتم و حکایت رو به پایان رسوندم. به این تمرین هم نمره ۱۰ میدم.

    تجربه من از انجام تمرین چهارم (یادداشت آموزشی) :
    من معمولا توی نوشتن این شکل از مطالب مشکلی ندارم و خیلی راحت مطلب به ذهنم میرسه و سعی میکنم وسواس به خرج ندم. نتیجه هم میشه گفت قابل قبوله و از بین جملات، نکات ارزشمندی هم میشه استخراج کرد. برای این تمرین به خودم نمره ۹ میدم.

    تجربه من از انجام تمرین پنجم (نوشتن طرح داستان) :
    داستان جالبی رو شروع کردم. یک جایی دچار وسواس فکری شدم ولی طرحش رو برای یکی از داستان های کوتاه خودم در نظر گرفتم که تکمیلش کنم. به این تمرین هم نمره ۸ میدم.

    با تشکر از استاد عزیز.

  2. محمد مهدی منصوردهقان گفت:

    سلام و درود
    عرض ادب خدمت استاد گرامی و عزیز
    توضیحات درباره تمرین های کارگاه تولید
    (محمد مهدی منصوردهقان)
    _______________________________
    تمرین اول: نمایشنامه تک پرده ای
    حقیقتا علاقه خیلی زیادی به این تمرین داشتم و بعد از کلاس ها این علاقه دوبرابر شد.متوجه پیشرفت عظیمی از خودم شدم چرا که فهمیدم به خوبی توانستم اختلاف نظر را در این تمرین بیان کنم.این تمرین خیلی به من کمک کرده و باعث پیشرفتم شده.
    _______________________________
    تمرین دوم:تیتر نویسی
    در این تمرین من حدودا ۳۵ تیتر نوشتم.همهٔ تیترها عالی و بی نقص نبودند اما به جرئت میتونم بگم ‌چند تیتر فوق العاده پیدا کردم و قطعا از آن ها استفاده خواهم کرد.
    همچنین در این تمرین پیشرفت بسزایی داشتم و امیدوارم همچنان در خط صعود بمونم.
    _______________________________
    تمرین سوم: حکایت نویسی
    بعد از شروع این کلاس ها تا به حال چندتایی حکایت نوشتم و متوجه شدم که در ریل صعود قرار گرفتم.
    در این تمرین هرچه باید و نباید رو رعایت کردم و تونستم حکایت نویسی خوبی داشته باشم.همیشه بعد از نوشتن آن را بازنویسی میکنم و یک حکایت خوب را میبینم.
    _______________________________
    تمرین چهارم: یادداشت اموزی
    یکی از تمرین هایی که شاید با آن تغییر عظیم و پیشرفت خیلی بزرگی رو در خودم احساس کردم یادداشت آموزی.
    علاقه ام به این تمرین خیلی بیشتر شد و متوجه شدم که خیلی می‌تونه به من کمک کنه.
    یا توجه به حرف استاد،۲۰ جمله نوشتم و جملاتی را منتخب برگزیدم و به جملاتی که استاد بالای صفحه از نویسندگان مشهور و موفق گفته بود پیوند دادم.
    _______________________________
    تمرین پنجم:نوشتن طرح داستان
    تمرین امروز که راجب به وسوسه بود یک ایدهٔ بسیار فوق العاده را در ذهن من گذاشت و باعث که دربارهٔ آن فکر کنم و یک داستان بی نقص را شروع به نوشتن کنم.
    عنوانی که برای نوشتن این داستان قرار گرفته بود،به عقیده من خیلی مناسب و خوب بود .
    این تمرین همیشه مورد علاقه من بوده و تمرین به تمرین متوجه پیشرفت خودم میشم.
    _______________________________
    این بود توضیحاتی راجب به تمرینات کارگاه تولید محتوا
    همچنین به تغییرات و پیشرفت هایش که از جلسه اول تا الان صورت گرفته پرداختم.
    ارادتمند شما استاد گرامی

  3. اریسا گفت:

    تجربه من از انجام تمرین اول : این تمرین مثل دفعه ی پیش برام جالب بود ولی قبلش درباره ی موضوع بیشتر فکر کردم و یکم برام چالش داشت
    تجربه من از انجام تمرین دوم : این تمرین رو دوست داشتم چون تیتر های خوبی تونستم بنویسم
    تجربه من از انجام تمرین سوم : حکایت نویسی مثل دفعه ی قبل برام جذاب بود .
    تجربه من از انجام تمرین چهارم : از دفعه ی پیش خیلی بهتر بود و از یادداشت هایی که می نوشتم راضی بودم .
    تجربه من از انجام تمرین پنجم : این بار راحت تر تونستم حکایت بنویسم و از دفعه ی قبل محتوای بهتری داشت .

  4. ناعمه گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای

    نمونه‌هایی که در کارگاه ارائه شد، دید خیلی خوبی به من داد که برای برقراری یک دیالوگ خوب، باید با چه دیدی به موضوع نگاه کنم.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی

    من عاشق این تمرینم😍 و لذتم از انجام این تمرین غیرقابل توصیفه! توی این دو جلسه کلی ایده خوب و کاربردی برای ادامه مسیرم گرفتم. نکته‌ای که در این تمرین وجود داره اینه که چون تاکید بر نکته‌های کپی‌رایتینگ و تبلیغ نویسی داره، باعث میشه تیترهایی بنویسیم که ما رو به نیاز اصلی مخاطبمون نزدیک و نزدیک‌تر می‌کنه👌 متشکرم از فراهم کردن چنین فرصتی در دل این روزهای پرمشغله

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی

    در این جلسه، به این موضوع تاکید شد که سه دقیقه اول رو به فکر کردن اختصاص بدیم و با اینکه در جلسه قبل هم من مجبور بودم همین کار رو بکنم تا موضوعی برای حکایت به ذهنم بیاد، اما این‌بار با فراغت خاطر بیشتری این زمان رو اختصاص دادم و نگران این نبودم که وقت نوشتنم رو دارم از دست میدم😅

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی

    این بخش هم دومین بخش مورد علاقه منه. این نوشتن یادداشت آموزشی به‌صورت خط به خط و جدا از هم، باعث میشه در هر خط من سعی کنم به موضوع از زاویه جدیدی نگاه کنم و این بهم کمک می‌کنه در بازنویسی‌های بعدی بتونم متن رو بهتر گسترش بدم و دیدگاههای مختلف و موضوعات مختلف مرتبط با اون رو بهتر پوشش بدم.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    برای من بسیار سخت ولی مفید و شیرینه

  5. نسیم فرخنده گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای:
    این تمرین،‌اینبار با دفعه ی قبل اصلا قابل قیاس نبود. موضوع انتخابی من، تضاد بین یک فروشنده ی دوره گرد و زنی بود که می خواست سوار ماشینش شود، اما فروشنده دوره گرد مانعش می شد و می خواست هر طور شده دستمالهایش را به او بفروشد. در همین گیر و دار، درحالی که زن به شدت عصبی و پریشان شده بود، فروشنده دوره گرد حرفی زد که حال زن را دگرگون کرد. آنقدر که حاضر شد تمام دستمالهایش را یکجا بخرد در حالی که می دانست فروشنده به خاطر فروختن دستمالهایش دروغ می گوید.
    این نمایشنامه تک پرده ای، در کمال ناباوری خودم، تبدیل به یک داستان کوتاه تکان دهنده شد. چیزی که قبل از شروع به نوشتن، هرگز فکرش را هم نمی کردم انقدر خوب از آب دربیاید!

     تجربۀ من از انجام تمرین دوم:
    تیترنویسی:
    تجربه ی جالبی بود…من هر ۲۰ تیتر را نوشتم. اما آنقدرها خوب نبود. فقط در حدی بود که تمرین انجام شود. من از آنهایی نیستم که بتوانم اول تیتر بزنم و بعد تولید محتوا کنم! هر وقت هم که اینکار را کردم، محتوایی که نوشتم، آنقدر از آنچه قبلا فکر می کردم، متفاوت شد که تیتر اولیه را تغییر دادم!!
    اما مطمئنم این تمرین برای آدمی مثل من، بسیار مفید است.
     
    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:
    حکایت‌نویسی:
    راستش این تمرین هم خیلی درخشان از آب درنیامد. بیشتر شبیه قطعه نویسی شد. وقتی بازخوانی اش کردم دیدم هیچ پند و اندرزی در آن نبود و کسی در آن حرف تاثیرگذاری نزده بود که بتوان نام آن را حکایت گذاشت… روایت کوتاهی بود از یک زخم عمیق که به تازگی تجربه اش کرده بودم…آخرش هم شعر نداشت فقط خیلی غم داشت…
    به عنوان قطعه نویسی، قطعه خوبی بود، اما بنظرم هدف تمرین در آن برآورده نشده بود.
     
    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی:
    من خودم به شخصه، عاشق این تمرینم!! مهارتی عجیب هم در آن دارم. استاد گفتند ۲۰ جمله بنویسیم،‌ اما من می توانم یک جمله را به ۱۰۰ شکل تعبیر و تفسیر کنم. از انجام این تمرین بسیار راضی بودم!

     تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان:
    موضوع این طرح، فداکاری بود. راستش من به شخصه، ارزشی به نام «فداکاری» را قبول ندارم. یعنی از نظر من،‌اگر کسی کاری را انجام می دهد، حتی اگر جانش را فدا می کند، در پاسخ به یکی از نیازهای خودش این کار را انجام می دهد و ما چیزی به نام فداکاری و انسان فداکار نداریم. البته این نظر شخصی من است. اما همین عقیده، باعث شد که خیلی نتونم با موضوع داستان ارتباط برقرار کنم. البته تمرین را انجام دادم،‌اما بیشتر شبیه سریالهای تلویزیونی شد!
    طرح داستانم درباره، دو پسر دانشجو بود که با هم دوست بودند و یکی از آنها برای جلب توجه دختری که عاشقش شده، قولی را به او میدهد که توان مالی انجامش را ندارد…پس از کشمکش های فراوان، در آخر دوستش حاضر می شود تمام پس اندازی را که برای شروع کار جدیدش به سختی جمع کرده بود، به دوستش بدهد تا آبروی دوستش حفظ شود! (چه حماقتی واقعا😂)
    خلاصه اینکه در ده دقیقه کلاس،‌ بضاعتم درباره موضوعی که دوستش نداشتم همینقدر بود!

  6. میتراجاجرمی گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای

     در تمرین اول قرار شد یک نمایشنامه تک پرده ای بنویسیم. صحنه ماجرا را مشخص کنیم ک کشمکش بین دو شخصیت را نشان دهیم. نمایشنامه من درباره بحث بین مادر و دختر درباره بیرون رفتن دختر با دوست پسرش بود و فکر می کنم کشمکش ها و دیالوگ های جالبی بین آن ها ایجاد شد. من به خودن در این تمرین، نمره ۱۰ می دهم، چون راحت و با لذت دیالوگ ها را می نوشتم و فکر می کنم در این کار هر روز بهتر می شوم.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:
    تیترنویسی

    در تمرین دوم تیترهای آموزشی در مورد ” تمام چیزهایی که دوست داریم یاد بگیریم” نوشتیم. من ۲۶ تیتر نوشتم که چند تیتر آن برای خودم هم خیلی جالب بود و باید در مورد آن ها بیشتر مطالعه کنم تا بتوانم درباره شان بهتر بنویسن. انجام این تمرین هم بسیار لذت بخش بود و به خودم نمره ۱۰ می دهم. این تمرین باعث شد بفهمم موضوعات زیادی هستند که باید یاد بگیرم تا در مسیرم راحت تر پیش بروم و پیشرفت کنم.
     
    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:
    حکایت‌نویسی

     در این تمرین قرار شد با توجه به اتفاقات اخیری که در زندگیمان افتاده حکایتی بنویسیم و بعد هم درباره آن شعری بگوییم.
    متأسفانه من به فاصله شش ماه هم مادربزرگ و هم پدربزرگم را از دست دادم و این فقدان ها باعث شد غم بزرگی در دلم جا خوش کند. همین الان که مشغول نوشتن این سطور هستم ، بغض گلویم را فشار می دهد.
    همین از دست دادن ها را مایه نوشتن حکایت و شعرم قرار دادم. اشک ریختم و نوشتم. با اینکه برایم خیلی غم انگیز بود، انجامش دادم و فکر می کنم از عهده اش برآمدم.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی

    در تمرین چهارم درباره جمله” اگر همه مثل هم فکر می کنند یعنی هیچ کس فکر نمی کند” جمله نوشتیم. این تمرین برای من سخت تر از تمرین های قبلی بود، شاید چون احتیاج به تفکّر بیشتری داشت. ولی چند جمله که نوشتم، انجامش برایم آسان تر شد و توانستم ۲۲ جمله بنویسم. به نظرم انجام این تمرین باعث می شود بهتر بتوانم فکر کنم و نسبت به موضوعات مختلف دید عمیق تری پیدا کنم. اینکه بتوانم در مورد هر موضوعی بنویسم و نظر دهم کار سختی است اما باعث می شود فکر کردن را تمرین کنم.

     
    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان

     در تمرین پنجم طرح داستانی در مورد فداکاری نوشتیم. من یک داستان در ژانر فانتزی نوشتم. داستان درباره خون آشام ها و به خطر افتادن بقای انسان ها بود. این اولین باری بود که داستانی با این قالب می نوشتم. با اینکه داستانم کلیشه ای شد ولی تجربه جالبی بود.

    ✳ ساعت جلسه امروز به جای ساعت ۱۶ ساعت ۱۵:۴۵ دقیقه اعلام شده بود که باعث ناراحتی بعضی از دوستان شد، اما استاد زلال تر از آینه یک جلسه کلاس رایگان به ما هدیه دادن که همین جا بابت این هدیه فوق العاده ازشون تشکر می کنم. [سپاس استاد کلانتری مهربان]

  7. گلی موعودی گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    من وقتی فکر می کنم ،همیشه چنین گفتگوهایی رادرمتن زندگی دارم،تمرین این دو کارگاه توانست با دقت بیشتری به این جملات بپردازم،این تجربه رو دوست دارم،اگرچه من تمام تمرینهای آقای کلانتری را دوست دارم ،راستش نوشتن در کارگاه محتوا یک جور برایم مراقبه است ،چون دراین ساعت غرق در نوشتنم.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی
    این بار بهتر توانستم ،تیترهای کاربردی تری بنویسم،بهتر فکر کردم‌،تمرین جالبی است.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی
    من عاشق این تمرینم،انگار تک تک لحظات زندگی را با استعاره ،تبدیل به حکایتی کوتاه وجالب می کنم‌.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی
    فهرست بندی وانتخاب کار جالبی است
    سوال طرح کردن درمورد هرچیزی ،دایره ی لغات وسوالات را بیشتر وبیشتر میکند،
    این تمرین هرچه میاید برایم جالب ترشده است.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    تمرین خوبی است ،توانستم تمام حسهای پنهان را درقالب داستانی بگویم ،انگار با این داستان درون خودم را بیشتر می کاوم،افکارم بر قلمم می اید ومن را شگفت زده می کند.
    این تمرین را دوست دارم.

  8. توران محمودی گفت:

    جلسه دوم
    تمرین اول: یک اتفاق واقعی که چند روز قبل شاهدش بودم را نوشتم. خیلی راحت تونستم صحنه را توصیف کنم بعد گفتگو شخصیت اول و شخصیت دوم و حالتی که دو شخصیت در پایان اتفاق داشتند را هم نوشتم. بعد از اون چند صحنه واقعی دیگه هم به ذهنم آمد. که باید در ادامه این تمرین بنویسم. اینکه استاد گفتن از این به بعد به مکالمات جدی تر نگاه می کنیم. واقعا برای من همینطور شد. و خیلی خوشحالم که بتونم این تمرین را بارها تکرار کنم.

    تمرین دوم: در این تمرین ۲۳ تا تیتر نوشتم. در مورد موضوعات مختلفی که خودم دوست دارم بیشتر از آن ها بدانم نوشتم. بعضی از تیترها را خیلی دوست داشتم را انتخاب کردم. و تصمیم دارم درمورد آن ها مقاله بنویسم.

    تمرین سوم: یه متن کوتاهی در مورد نژاد پرستی نوشتم و یه شعر نو هم در این باره نوشتم. که سعی کردم ساده ترین مفاهیمی که نشان می دهد. همه ما انسانیم را بیان کنم.

    تمرین چهارم: این تمرین خیلی برای من کمک کننده است. که در مورد موضوعات مختلف به خودآگاهی برسم. چون سعی می کنم همه آنچه را در مورد آن می دانم را بنویسم. برخلاف جلسه قبلی اول سعی کردم مفاهیمی که برایم تداعی می کند را تیتر وار بنویسم. مثل کتاب لطفا گوسفند نباشیم، تصویر این مضمون، آیه ای از قرآن و ضرب المثل همرنگ جماعت شو
    و بعد ۲۰ تا جمله در مورد آن نوشتم. که نوشتن آنها خودم را شگفت زده کرد.

    تمرین پنجم: پیرنگ فداکاری. از معلمی نوشتم که علی رغم میل باطنی اش به منطقه ای فرستاده می شود. که امکانات رفاهی کمی دارند. او ابتدا دید خوبی نسبت به این موضوع ندارد. ولی کم کم تغییر می کند و تصمیم می گیرد برای ده سال آینده آنجا بماند. و دست به کارهایی می زند. که بچه های آن روستا نیز بتوانند در بستری قابل قبول درس بخوانند.

  9. تجربۀ من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    تضاد در سلیقه‌ها یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در مسیر کاری‌ام بوده فکر می‌کنم همین تضادها به یک محرک مهم در زندگی کاری‌ام تبدیل شدن که به سمت روان‌شناسی بروم تا بتونم دنیا رو کمی از دریچه و دیدگاه دیگران ببینم.
    گفتگویی بین یک معمار و کارفرما درباره ی انتخاب متریال برای دیوار اصلی فضای پذیرایی رو برای این تمرین نوشتم طبق واقعیت و برگرفته از تجربه ی شخصی خودم.
    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:
    تیتر نویسی
    تیتر ترغیب‌کننده برای من تیترهایی است در حوزه ی هنر، معماری و نقاشی به‌موازات و در کنار بلاگری و تولید محتوا.
    تیتر نویسی از اون موضوع هایی است که اول کار و قبل از شروع به نوشتن کار ساده ای به نظر می رسد.
    اما در ادامه انجامش ساده نیست و بسیار پرچالش هست .
    به نظرم انجام این مدل تمرین‌ها به افزایش هوش اجتماعی کمک زیادی می کن.
    در طول انجام این تمرین و نوشتن ۲۰ تا تیتر متفاوت یکی از این تیترها برای من انگیزه شد که به سمت نوشتن و تولید محتوا برای آن برم. همان داستان دکمه و کت
    چگونه به یک تولیدکننده ی محتوا در حوزه ی هنر تبدیل شویم؟
    جواب نوشتن برای این تیتر از اون دسته جواب‌هایی خواهد بود که خودم به‌شخصه مشتاق دانستن آن هستم.
    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:
    حکایت‌نویسی
    همان طوری که از ما خواسته خواسته شد چشمان خودمون رو بستیم و حکایت و ماجرایی رو به یاد آوردیم و بعد از دو سه دقیقه که ایده رو پیدا کردیم شروع به نوشتن شعر کردیم .
    یک شعر نوشتم بدون توجه به قافیه و وزن
    وقتی شعر رو می‌نوشتم یاد یکی از لایوهای استاد کلانتری که در مورد شعر و شعر نوشتن افتادم.
    که کاملن توضیح داده شد هر متنی که وزن و قافیه دارد شعر محسوب نمی‌شود. شعر می تواند وزن و قافیه هم نداشته باشه . وزن و قافیه در زمان خودش دلیل داشته برای اینکه شعر در حافظه بمونه و به نسل‌های بعدی منتقل شود اما در دوران مدرن و معاصر و با به‌وجودآمدن چاپ، دیگر وزن و قافیه از الزامات شعر محسوب نمی‌شود .
    با این ذهنیت شروع کردم به نوشتن شعری درباره ی آخرین دیدارم با پدرم بر گرفته از یک صحنه از زندگی خودم .
    و به این جمله رسیدیم که وقتی می‌نویسیم خلاق‌تر از اون چیزی هستیم که فکر می‌کنیم.
    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی
    اگر همه مثل هم فکر می‌کنند یعنی هیچ‌کس فکر نمی‌کند. والتر لیپمن
    جمله‌ای با مضمون مشخص برای این تمرین عنوان شد و نوشتن بیست جمله با رجوع به دنیای شخصی خودمون درباره ی این جمله و تداعی هایی که در ذهنمون شکل می گیرد. انجام این تمرین برای من واقعا سخت بود از جمله ده به بعد دیگه نمی دونستم چی بنویسم و سعی می کردم دوباره از روی جمله بخونم و با دقت بیشتری به تک تک کلمات دقت کنم و با مفهوم‌پردازی ذهنی موفق شدم ۲۰ جمله بنویسم .
    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان
    پیرنگ فداکاری
    در این تمرین از ما خواسته شد داستان فردی رو بنویسیم که در زندگی‌اش نسبت به دیگران فداکاری می کنه و در ادامه توضیح داده شود که این فداکاری روی خود فرد و دیگر شخصیت‌ها چه تأثیری می‌گذارد.
    من برای این تمرین روایتی از زندگی خانوادگی خودم رو نوشتم. نکته ی جالب اینجا بود که ذهنیت خاصی از پیرنگ فداکاری نداشتم، اما بعد از اینکه در کارگاه توضیح داده شد که بدون توجه به مفهوم پیرنگ داستان رو بنویسید، منم شروع کردم به نوشتم و تا حد زیادی به نظرم تا حد زیادی حق مطلب برای این تمرین ادا شد.

  10. سمیه توکلی گفت:

    تجربه من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایشنامه تک پرده ای

    انگار دارم ترک اعتیاد میکنم،ترسهایم کم کم میریزد و در موردی که میترسیدم شروع به تولید محتوا کنم،کم کم مینویسم،این باعث میشه که بیشتر بیاموزم ،چون در نوشتن متوجه کاستی هایم می شوم،و دنبال منابع و مطالب بیشتری در مورد اون موضوع باشم

    ‐———————————–
    تجربه من از داستان دوم:
    تیترنویسی

    در مورد تیتر نویسی
    این مورد،باعث شده توجهم به تیتر ها بیشتر از قبل بشه،و به قول شما عضلات مغزم شروع به کار و ورزیده شدن کنن،اابته که خودم رو خیلی ضعیف میبینم
    البته یک ایده دارم در این مورد که شاید خنده دار باشد،به نظرم مهندسی معکوس بعضی مطالب جواب دهد..یعنی از آخر به اول مطلبی بیان شود

    —————————
    تجربه من از تمرین سوم:
    حکایت نویسی

    در مورد حکایت نویسی،این شعرم بود
    از دوست نخواه این را که
    که تو اینگونه که هستی،باشد
    حکایت نویسی خیلی جالبه ولی خب سختی های خودش رو داره،اینکه با زیاده گویی مبارزه کنیم

    ———————–
    تجربه من از انجام تمرین چهارم؛
    یادداشت آموزشی

    این تمرین با این موضوع این خفته باید بگمwooo
    خیلی جالبه چقدر میتوان در مورد یک کلمه یا جمله موضوع پیدا کرد ونوشت و محتوا تولید کرد…

    ———————–
    تجربه من از تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان

    تمرین این هفته باعث شد،روی موضوع اخلاقی مثبت ،مصمم تر بشم،چون در مورد اون فکر میکنیم و مینویسیم..

  11. وحید واقف گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای :
    در شخصیت پردازی خوب بودم و نسبت به قبل پیشرفت زیادی داشتم .صحنه و اهداف کمک زیادی به من کردند.

    ————————————————————-
    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی
    به تیتر نویسی با این تمارین علاقمند شدم.بنظرم نمره ام قابل قبول است.

    ————————————————————-
    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی
    محتوا به این شکل روایی را دوست دارم . قبلا هم به این شکل می نوشتم ولی چهارچوبی نداشتم .

    ————————————————————-
    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی
    نسبت به جلسه قبل تجربیات خوبی کسب کرده ام . کمی بسط جملات برایم سخت است ولی کم کم دارم بهتر می شوم.

    ————————————————————-
    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    پیرنگ ها و کهن الگو از موضوعات مورد علاقه من است . ارتباطی خوبی برقرار می کنم . در این قسمت بهتر شده ام.

  12. زهرا زمانلو گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    برای این تمرین یاد تقابل زیبای بیمار و دکتر در کتاب بالاخره این زندگی مال کیه افتادم.
    با این تفاوت که این یک صحنه است

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی
    این تمرین که ۲۰ تیتر از آنچه دوست داریم یاد بگیریم و اینکه ببینیم چه عنوانی ما رو ترغیب و تشویق میکنه که بریم سراغ مطلب باعث میشه یه شناختی از خودمون داشته باشیم و در درجه دوم باعث میشه که خودمون رو به جای دیگران بذاریم و ببینیم که چه نوع بیانی میتونه فعال کننده و مشوق حرکتمون و دنبال کردن مطلب باشه

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی
    در این بخش یک خاطره رو باز سازی کردم و شعری کوتاه …
    من دوست دارم دنیا جایی باشد خوب برای همه مان
    دنیایمان رنگ محبت داشته باشد
    اگر من جایی اشتباه کردم تو با لبخند گوشزد کنی
    و اگر تو خطا کردی من

    البته خیلی کوتاه بود 🙂

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی
    اگر همه مثل هم فکر می کنند یعنی هیچ کس فکر نمی کند . والتر لیپمن
    جمله های در تفسیر و توضیح و برداشت و …
    ۱٫ تفکر مثل هم یعنی پایان خلاقیت
    ۲٫اگر من مثل تو ، تو مثل او و او مثل دیگری و … فکر کند ، این دیگر فکر نیست کپی پیستی است بی نهایت
    ۳٫یک جور فکر کردن یعنی بن بست تغییر
    و…

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    داستان درباره پسری که برای عمل مادرش کلیه خودش رو میفروشه ، بدون اینکه مادرش بدونه و … رو تصویر سازی کردم

  13. ۱٫تجربۀ من از انجام تمرین اول:
    نمایشنامه ی تک پرده ای:
    تا حالا به این فکر نکرده بودم که “درام” با “تضاد” شکل می گیره. نمایشنامه ی تک پرده ای من، به نوعی شبیه پرسشگری سقراطی شد.
    به نظرم این تمرین خوبی برای پرورش تفکر نقاد هست.
    از طرفی بهم اجازه میده خودم رو جای دیگران بذارم و حداقل از دید یک نفر به یک مساله نگاه کنم. و این کمک می کنه که دیگران رو بهتر درک کنم و احساس همدلی رو در وجودم تقویت می کنه.
    ______________________________
    ۲٫ تجربۀ من از انجام تمرین دوم:
    تیترنویسی
    این بار در تیترنویسی چند ایده ی خام برای چند استارت اپ به ذهنم رسید. هر چند ایده ها خیلی ابتدایی و خام هستن و به نظر نمی رسه که عملا بدون پردازش قابل اجرا باشن ، با این حال به نظرم قدم خوبی بود.
    ______________________________
    ۳٫تجربۀ من از انجام تمرین سوم:
    حکایت نویسی
    بهم این فرصت رو داد که ذهنم رو خالی کنم. نوشتن شعر یا شعرگونه ،هر چند آماتور و ساده ،بهم کمک کرد کمی آزادانه تر بنویسم. به لایه های عمیق تری از احساسم نزدیک بشم. “کمی” فقط کمی از ترس کوچکی عبور کنم. و این هم به نظرم قدم خوبی بود.
    _______________________________
    ۴٫تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی
    موقع انجام این تمرین ،دقیقا این حس رو داشتم که انگار توی باشگاه ورزشی هستم و دارم بارفیکس یا شنای سوئدی میرم.با هر فشار که به ذهنم وارد می شد ، این حس رو داشتم که در نهایت “عضلات خلاقیتم ” قوی تر خواهند شد.
    _______________________________
    ۵٫تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان
    با این تمرین هنوز کاملا ارتباط برقرار نکردم. با این حال آزاد بودن دست برای ایجاد یه فضای فانتزی و خیالی و حتی اغراق آمیز ،یه حس رهایی بهم داد.

  14. محمدجواد صادقی گفت:

    محمدجواد صادقی
    بازخورد جلسه‌ی دوم کارگاه تولید محتوا نویسندگی

    ……………………………………………………………..

    عنوان تمرین:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای

    هدف تمرین:

    تولید متن رواییِ خوب و خلاقانه برای آموزش و معرفی محصولات و خدمات
    ……………………………………………

    از تمرین‌های مورد علاقه‌ی من.
    هر بار که استاد صحبت می‌کنند استرس دارم که چی بنویسم اما وقتی قلم بر کاغذ می‌گذارم ذهنم چنان به من کمک می‌کند که نتیجه‌ی آن چیزی جز خوشحالی و رضایت نمی‌شود.
    داستان کمی جنایی شد، طبق الگو اول توصیف صحنه کردم، مکانی که انگشتر در آن گم شده است، سپس شخصیت اول یعنی کارآگاه از شخصیت دوم یعنی مظنون سوال می‌پرسد و گفت‌و‌گویی شکل‌ می‌گیرد.
    داستان را تمام کردم و به خودم نمره‌ی ۷ از ۱۰ دادم.

    ……………………………………………………………..

    عنوان تمرین:

    تیترنویسی

    هدف تمرین:

    افزایش مهارت تبلیغ‌نویسی، جلب توجه مخاطبان

    ……………………………………………
    تمرینِ دوم یعنی تمرینِ تیتر نویسی برای من نفس‌گیر هست، در حین تمرین مدام فکر می‌کنم و این باعث می‌شود تمام گزینه‌ها را ننویسم و به خودم نمره‌ی کم بدهم این بار به خودم نمره‌ی ۳ از ۱۰ دادم.

    ……………………………………………………………..
    عنوان تمرین:

    حکایت‌نویسی

    هدف تمرین:

    نوشتن متن‌های رواییِ کوتاه و تأثیرگذار

    …………………………………………….

    تمرین سوم را دوست داشتم، وقتی چشمم را بستم و حس گرفتم، حالم دگرگون شد، در ذهنم دنبال اتفاق‌‌های بد بودم تا بتونم در موردش داستان تراژدی بنویسم و در آخِر اولین تجربه‌ی خودم در شعر گفتن بود دو جمله‌ی به درد نخور به عنوان دو بیت اما چون اولین تجربه‌ام بود، دوستش دارم.
    به خودم نمره‌ی ۶ از ۱۰ دادم.

    ……………………………………………………………..

    عنوان تمرین:

    یادداشت آموزشی

    هدف تمرین:

    نوشتن مطالب آموزشی کوتاه-اسلایدسازی برای اینستاگرام

    ……………………………………………

    تمرین چهارم مانند تمرین دوم برای من سخت است، مدام فکر می‌کنم و دوست دارم بهترین گزینه‌ها را بنویسم یعنی کمال‌گرایی.
    این باعث می‌شود تمام گزینه‌ها را پر نکنم و در نتیجه به خودم نمره‌ی کم بدهم، اما از جمله‌ها راضی هستم و از این تمرین نمره‌ی ۸ گرفتم.

    ……………………………………………………………..

    عنوان تمرین:

    نوشتن طرح داستان

    هدف تمرین:

    افزایش قدرت داستان‌سرایی

    ……………………………………………

    تمرین پنجم، تمرین نهایی، هر بار به ادامه دادن داستان فکر‌ می‌کنم، خودم را نویسنده‌ی یک‌ رمان موفق می‌دانم. مایلم داستانم را با الگوی گفته شده ادامه دهم و به سرانجام برسانم.
    این تمرین باعث شد من نمره‌ی ۹ بگیرم.

    ……………………………………………………………..

  15. اسرا اکبری گفت:

    تجربه من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایش تک پرده ای؛
    این تمرین را نسبت به جلسه قبل کمی راحت تر انجام دادم که شاید به خاطر مشخص کردن صحنه و هدف شخصیت ها قبل از نوشتن بود. البته باز هم نتوانستم کامل بنویسم و بعد از جلسه تمامش کردم.
    *(مشکلی که داشتم این بود که وقتی فکر میکردم، تضادهای زیادی به ذهنم می‌رسید اما نمی‌توانستم پایانی برای آن پیدا کنم و اینکه پیام خاصی را انتقال بدهم.) و خیلی برایم عجیب بود که هرچه در گفتگوهایم گشتم دیدم در همه ی آنها نهایتا یکی کوتاه آمده و گفتگو بدون نتیجه ی خاصی تمام شده.
    نمیدانم که این نوع گفتگوها باید چه پایانی داشته باشد؟
    در کل این تمرین را خیلی دوست داشتم باعث شد که از این به بعد به گفتگوهای خودم یا دیگران بیشتر توجه کنم و دیدم بازتر شود. خواهشی که دارم اینست که نمونه های بیشتری از این نوع برایمان بگذارید تا بهتر درک کنیم.
    ____________________________________

    تجربه ی من از انجام تمرین دوم:
    تیتر نویسی؛
    این تمرین را هم نسبت به جلسه قبل راحت تر انجام دادم، شاید به این دلیل که قرار بود در مورد تمام چیزهایی که خودم میخواهم یاد بگیرم تیتر بنویسم، که من هم بیشتر در مورد نویسندگی نوشتم.
    اما متاسفانه نتوانستم خلاقیت به خرج بدهم و ترغیب کننده بنویسم شاید در بازنویسی بتوانم این کار را بکنم.
    بیشتر تیترهایی را که نوشتم خیلی دوست داشتم و به قول استاد عاشقشان شدم. دلم میخواهد حتما برای چند تا از آنها مطلبی بنویسم تا بتوانم برای کسانی که این دغدغه را دارند مفید باشم.
    قبلاً هم مطلبی در مورد اینکه با تیتر نویسی میتوانیم برای نوشتن انگیزه بگیریم خوانده بودم اما با این تمرین این مسئله را عمیقاً درک کردم.
    نکته ی جالبی که این تمرین داشت این بود که ایده هایی پیدا کردم که می‌توانند خیلی کاربردی و متمایز باشند چون خودم تا به امروز نتوانسته بودم مطلب به درد بخوری در مورد آنها پیدا کنم.
    ____________________________________

    تجربه من از انجام تمرین سوم:
    حکایت نویسی؛
    این تمرین تجربه خیلی خوب و شیرینی برایم بود. به نوشتن شعر خیلی علاقه دارم و در آزادنویسی هایم خیلی وقتها متنهای احساسی زیادی می‌نویسم اما نمیدانم که چطور میشود آنها را بازنویسی کرد و از دل آنها شعر در آورد.
    *(شاید تفاوت اصلی خاطره نویسی با حکایت، داشتن یک پیام جالب باشد اما مشکل اینجاست که حکایت هایی که می‌نویسم خیلی آبکی و بیخود هستند و پیام برجسته ای هم ندارند.)
    این تمرین باعث شد که به ماجراهایی که در زندگی خودم یا دیگران اتفاق می افتد بیشتر دقت کنم و حساس تر شوم تا ایده های بیشتری داشته باشم از طرفی با این تمرین گفتگوهای بهتر و غنی تری هم میتوانیم با دیگران داشته باشیم.
    ____________________________________

    تجربه ی من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی؛
    این تمرین از تمرینات قبل برایم راحت تر بود و با راهکارهایی که استاد گفتند ساده تر و لذت بخش تر هم شد. مثلا نوشتن در مورد ضرب‌المثل های مرتبط، یا نوشتن در مورد یک کلمه یا عبارت مهم از جمله و …
    البته در آن لحظه این جمله ها را با حالت آزاد نویسی نوشتم چون استاد هم تاکید داشتند روی این مسئله در غیر اینصورت شاید حتی یک جمله هم نمی‌توانستم بنویسم.
    متاسفانه بازهم آن را بازنویسی نکردم و از این کار به شدت فراری هستم، در کل با ویرایش و بازنویسی مشکل دارم که شاید به خاطر یک سری ترسها و البته کمال گرایی باشد.
    *(خواهشی که از استاد دارم اینست که کمی هم در مورد ویرایش صحبت کنند یا حداقل مثل تمرینات کارگاه مجبورمان کنند به بازنویسی، تا شاید این طلسم هم حداقل برای من شکسته شود.)
    سعی میکنم این تمرین را حداقل به مدت دویست روز انجام دهم چون میدانم تأکید استاد روی آن حتما دلیلی دارد و حتما مهم است.
    ____________________________________

    تجربه ی من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان؛
    این تمرین خیلی برایم سخت بود، هرچه فکر میکردم *(فقط داستانها و اتفاقاتی به ذهنم می آمد که تکراری بودند مثلا فیلم هایی که دیده بودم یا اتفاقات واقعی که شنیده بودم.)
    در نهایت به یکی از آنها رضایت دادم اما به قدری ضعیف نوشتم که یک بچه دبستانی هم حتما بهتر از من می‌نوشت.
    شاید به این دلیل باشد که علاقه ای به داستان نویسی و حتی خواندن آنها ندارم و فکر میکردم که یکی از بی فایده ترین کارهاست.
    اما با انجام این تمرین فهمیدم که چقدر این مهارت مهم است. چون جدای از نویسندگی، باعث شد به این فکر کنم که من در حال حاضر در کدام یک از این الگوها زندگی میکنم، چه شخصیتی دارم، اگر جای شخصیت داستان باشم چه میکنم، اطرافیانم چه شخصیت هایی دارند. در کل دیدم نسبت به زندگی و انتخاب‌هایمان و نتایجی که می‌توانند برای ما داشته باشند باز تر شد.
    *(خواهشاً نمونه های بیشتری برایمان بخوانید یا در کانال قرار دهید تا بهتر درک کنیم.)
    اما سوالی که دارم اینکه چطور میشود از این خلاصه داستانها در تولید محتوا استفاده کرد؟
    ___________________________________
    با تشکر از زحمات شما استاد دلسوز و عزیز، خیلی خوشحالم که در این کارگاه حضور دارم امیدوارم که همیشه برقرار باشید🌹

  16. مهری عموبیگی گفت:

    برای جلسه دوم:
    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    عالی. چه خوبه که هر جلسه داره این مبحث تکمیل میشه

     

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی
    سخت، اما ممکن
    منتظر بقیه تکنیک‌های تتیرنویسی هستم
     

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی
    زندگی پراز حکایت‌هاست، حالا نگاه می‌کنم
     

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی
    خب ما رو به فکر واداشتید😁
     

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    عالی، عالی، کاش تمام انواع طرح پیرنگ‌ها رو با هم پیش بریم.

  17. ایده امینیان گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    مثل عمیق شدن در یک گفت و گو بود تصمیم گرفتم گفت و گویی را که در جلسه اول شروع کرده بودم دوباره بنویسم. اینبار اما، واضح تر، روراست تر. گویا گاهی ما نمیدانیم حتی چطور حرفمان را بزنیم.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی
    اینکه باید بین آن همه تیتر دوتا را انتخاب میکردم کمی چالش برانگیز بود اما برای من اولین تیتر مهم ترین ترینش بود راستش به مغزم افتخار کردم که دغدغه هایش را گم نکرده حتی اگر راه حلی ندارد یا در حال یاد گرفتن است.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی
    دوباره که حکایتم را خواندم شبیه داستان بود البته حکایت ها هم شاید برگرفته از داستانها باشند. با خواندن متنهای این تمرین و تمرین داستان نویسی شاید تمیز دادن آنها سخت باشد . نمیدانم خوب است یا نه؟

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی
    اینبار بعد از نوشتن چند جمله اول، جمله ها پشت سر هم به صورت پرسش و پاسخ های ذهنم دنبال هم می آمدند. به طور مثال اگر جمله چهارم به صورت سوالی بوده جمله بعد پاسخش را نوشتم و بعد تقریبا یک متن به هم وصل شده درآمد.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    و باز هم این تمرین جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد. موضوعی که گفته شد، فداکاری، روی دیگر داستانی بود که مدت ها در سرم میچرخید.

  18. تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    این تجربه در جلسه اول بسیار برایم وضوح داشت اما در جلسه دوم وقتی باید اهداف را تعیین میکردیم کمی گنگ شدم .یعنی خوب متوجه نشدم که آیا باید بعد از تعیین صحنه و اهداف اشخاص شروع به ایجاد گفتگو کنم (مانند جلسه اول )یا نه ؟

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی

    این بخش را در هر دو جلسه جذاب یافتم ؟مخصوصا وقتی با کلماتی همانند چطور و چرا و حتی اگر … می توان جملات زیادی ساخت تا و ایجاد کنجکاو ی نماید.اما هنوز نمی توانم تیتر کنجکاو برانگیز بدون ایجاد سوال بنویسم؟

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی
    جالب بود و خنده دار در نوشتن شعر .با عرض معذرت من واقعا شعر بی معنی و چرت و پرتی نوشتم .اما آنچه در درونم وجود داشت را به رشته تحریر در آوردم .
    برای من در اینجا کار زیادی میطلبد

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی

    دوستش دارم .مرا به تفکر وا میدارد

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    در مدت ۱۰دقیقه توانستم ۴صفحه داستان بنویسم که در آخر دوستش داشتم.

  19. سلام و عرض ادب استاد
    بسیار بسیار برای آموزشهاتون سپاسگزارم.

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    من در این گفتگو شخصیت خودم را فروشنده قرار دادم و شخصیت دوم را خریدار و تلاش کردم براساس آموزش های فروشندگی که دیدم محصول را بفروشم. به نظرم دیالوگ ها خیلی بهتر جلسه قبلی نوشته شده اند. من توانستم محصولی را حداقل بر روی صفحه کاغذ به خریدار بفروشم. از این تمرین خیلی راضی بودم. یاد گرفتم که در فروشندگی ضعف هایی دارم که لازم است آن را برطرف کنم. مخصوصا اگر بخواهم محصول تولید محتوای خودم را بفروشم.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:
    تیترنویسی
    تنوع تیترهای من این جلسه خیلی بیشتر از جلسه پیش بود. بیست و سه تا تیتر نوشتم. چهار تا از آن ها برای من از همه جذاب تر بود. می خواهم درباره آنها تحقیق کنم و مقاله بنویسم. ایده اینکه تیتر را به گونه ای بنویسیم که برای خودمان جذاب باشد، به نظرم خیلی خلاقانه هست استاد. بسیار ممنونم از راهنمایی های خوب شما.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:
    حکایت‌نویسی
    شیرین ترین تمرین کارگاه برای من تمرین حکایت نویسی است. این جلسه حکایتی که نوشتم برخلاف جلسه پیش دیالوگ دار و طولانی بود. شعری که در ادامه حکایت نوشتم انصافا شعر نشد. ولی تلاش کردم نزدیک به شعر بشود. در شعر آدم احساسش را راحت تر از داستان و حکایت بیان می کند.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی
    این جلسه بیست جمله من پیوستگی خوبی داشت. بین آن باز هم سوالاتی آمد. ولی پیوسته بود و انسجام خوبی برای متن شدن داشت. تجربیات و دانش قبلی و حتی افکارم درباره همرنگ جماعت شدن را نوشتم. به نظرم این تمرین در ابتدا خیلی به پرورش تفکر و اندیشیدن من کمک می کند. در نهایت با رسیدن به متنی پیوسته از دوباره نویسی این تمرین به نویسنده توانمندی تبدیل می شوم.
    سپاسگزارم از پیشنهاد استاد برای دویست روز پیوسته انجام دادن این تمرین. به عادت های روزانه ام اضافه اش کردم.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان
    گرچه من نویسنده هستم. ولی طرح فداکاری برای من نوشتنش در شروع کار سخت بود. نمی دانستم چه طرحی بنویسم که هم فداکاری بر روی خود فرد و هم بر دیگران اثر گذاشته است. ولی در نهایت با تغییر شروع یکی از داستان هایی که یک ماه پیش نوشتم، توانستم طرح خوبی بنویسم. البته طرح من کمی طولانی شد و ده دقیقه برای نوشتنم طرحم کم بود. در کل از طرحم راضی هستم.

  20. میترا کریمی گفت:

    سلام و روز بخیر
    تجربه من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایشنامه تک پرده ای
    مشخص کردن هدف شخصیت ها، نوشتن و خیلی راحت کرد برام.نظم خاصی به متنمون میده.اخر دیالوگ ها فهمیدم یه مقدار، نوشتم با هدفی که برای شخصیت B انتخاب کرده بودم جور درنیومد.متوجه شدم که مشخص کردن هدف،دقت و بالا میبره.
    ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
    تجربه من از انجام تمرین دوم:
    تیتر نویسی
    امروز فهمیدم که خیلی موضوعات هستن که باید یاد بگیرم😁 بین ۱۸جمله ای که نوشتم فقط یکیشون نظر خودم و خیلی جلب میکرد.به تمرین بیشتری در این زمینه احتیاج دارم.
    ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
    تجربه من از انجام تمرین سوم:
    حکایت نویسی
    بی نظیر بود این تمرین.قدرت بیشتری توی نوشته هام احساس کردم.و تصمیم گرفتم از این روش خیلی بیشتر استفاده کنم.
    ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
    تجربه من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی
    تمرین یادداشت آموزشی،از یک جنبه خیلی رو من تاثیر میزاره.اون هم اینکه وقتی یک جمله میتونه به هزار شکل دیگه بیان بشه پس باید جمله هارو از این به بعد با دقت بیشتری بخونم، که معنی واقعیشون و بهتر بفهمم.همین امروز یک جمله جایی خوندم میخواستم بی تفاوت از کنارش رد شم اما وقتی دقت کردم دیدم چقدر معنی قشنگی داره.
    ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
    تجربه من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان
    این نوشتن پیرنگ ها خیلی به مشخص کردن مسیر داستان کمک میکنه.گاهی وسط داستان میخواستم موضوع و عوض کنم اما یادم میومد پیرنگ چیز دیگه اس، و طبق پیرنگی که نوشتم اگه پیش برم طرح قشنگتری میسازم.
    ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
    سپاس از شما استاد عزیز و خوش ذوق

  21. راضيه رشيدنژاد گفت:

    با سلام
    تجربه من از تمرين شماره يك:
    اصلا نميتونم فكر كنم من هم در زمان كم تونستم يه نمايشنامه بنويسم و انقدر منظم و عالي؛ ايده و متن اينطور در ذهنم شكل بگيرد. از دفعه قبل بهتر نوشتم . اين تمرين باعث شد تا به گفتگوي ديگران و همچنين حرفهاي خودم با ديگران دقت بيشتري كنم. و اين قضيه سبب شد شنونده خيلي خوبي باشم و احتمالا بعدها يك ارائه كننده خدمات يا اجناس خوب و ماهر.
    —————————————————————
    تجربه من از تمرين دوم:
    تيتر نويسي ذهن را باز ميكند ، دقت را بيشتر ميكند و نگاه را عميق تر. وقتي بيست جمله را پشت سر هم مينويسم انگار ايده خود به خود ميايد هر چند اين جلسه نتوانستم قوي كار كنم ولي سعيم بر اين أست كه هر روز كار كنم ، چون اين مرحله يكي از كاربردي ترين مرحله فروش است.
    چون نوشتن تيتر مناسب مثل ويترين مغازه است.
    —————————————————————
    تجربه من از تمرين سوم:
    حكايت نويسي جالب است . آدم را وادار ميكند كه ذهنش را به چالش بكشد و از ساده ترين موضوع يك داستانكي بنويسد كه خود هم احتمالادر ان نقش دارد. در توليد محتوا، شناخت خود ،نقش مهمي دارد و من در اين تمرين ، از اتفاقي كه برايم ميفتد، نقاط ضعفو قوت خودم را بهتر ميبينم.و مطمينم در ارائه محتوايم تاثير زيادي خواهد داشت.
    ————————————————————
    تجربه من از تمرين چهارم:
    تسلسل وار نوشتن در مورد جمله اي مرا مجذوب جملاتي ميكند كه كم مانده بود در ذهنم فسيل شود.اين تمرين تا قعر ذهنم و فكرمرا روي كاغذ مياورد . و من خواه ناخواه آنچه را بايد ؛ مينويسم و ذهنم خالي ميشود از جملاتي كه مثل بغضي در گلو ، در ذهنم گير كرده بود .
    —————————————————————
    تجربه من از تمرين پنجم:
    ذهن بلند پرواز من با دست و دلبازي مرا ياري ميكند كه ايده ها و محتويات انرا به روي كاغذ بياورم. داستان نويسي مثل بازي شطرنج است . يهو ميتازي، بعدش كيش و مات ذهنت ميشوي، كمي درنگ ميكني، تمام حواست را به اين بازي ميدهي، بازي با كلمات ،و مواظبي كه دوباره مات نشوي.
    بي وقفه مينويسي با فكر خودت و با تمام وجودت . و لذتي كه در داستان نويسي هست ،در خوردن چيپس و پفك و تخمه افتابگردان در موقع پخش فوتبال نيست
    . فوتبال دوستان متوجه اين احساس هستند.😉😉😉😉😉😉

  22. نیلوفر گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    این تمرین نور چراغ تمرکزم را روی یک صحنه تاباند. در انجام این تمرین به هدفِ پشتِ کلمات و بازیِ خودم و دیگران حساس شدم. همان رابطه ی بین نیاز—-> انگیزه—> رفتار. کشف این موضوع کمک کرد تا احساس همدلی بیشتری در روابطم متبلور شود.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی
    این تمرین به من کمک کرد تا به مخاطبم بیشتر توجه کنم. نیازش را بشناسم. اگر آموزش یا محتوایی دارم که به کارش می آید و نیازش را پاسخ می دهد، با یک تیتر مناسب توجهش را جلب کنم. یاد گرفتم سوال نویسی یعنی کشف و نوشتن همان سوالی که در ذهن مخاطب می چرخد. استفاده از … حتی اگر… ایجاد حس اعتماد به نفس و اطمینان در مخاطب است تا راه برایش آسان بشود و بتواند شروع کند. وعده دادن کشفِ دلیل به مخاطب این پیام را می دهد که اگر از محتوای من استفاده کند، پاسخ سوالش را پیدا می کند.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی
    در این تمرین قرار است با کمترین کلمات، بیشترین درس را منتقل کنم. اینجا جایی برای زیاده گویی و تزیینات صحنه نیست. مثل شماره تلفن های ضروری که سه رقمی اند. باید سریع به سراغ اصل مطلب بروم و کمکی که از دستم بر می آید را برسانم.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی
    این تمرین سه ایستگاه دارد. اول مامور کنترل کیفیت ذهنم را به مرخصی چند دقیقه ای فرستادم و هر چه به ذهنم آمد را نوشتم. دوم مامور کنترل کیفیت را فراخواندم تا با کمک او جملاتِ کم جان را حذف کنم. سوم جملات باقیمانده را بازنویسی کردم. در این ایستگاه می توانستم تصمیم بگیرم جملات را به هم وصل کنم تا یک متن، متولد بشود. با این روش متوجه شدم تولید محتوای متنی، آسان تر از چیزی است که به نظر می رسد.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان
    من در این تمرین نقش خالق را بازی کردم. می خواستم نهایت لذت را ببرم. موتور خلاقیتم را روی حالت فوق العاده قرار دادم و با سرعت هر چه تمام تر شروع به نوشتن کردم. هر چند در انجام این تمرین هنوز به حس رضایت از خود نرسیده ام چون تصاویری که در ذهنم می بینم را نمی توانم به سرعت روی کاغذ منتقل کنم. به نظرم باید دست از سر جزییات بردارم و کلی تر بنویسم.

  23. مهسا رزمجوئی گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای

    کم کم داره ذهنم به نوشتن نمایشنامه تک پرده ای آشناتر میشه. و جالبه این نوشتن ها گاهی مثل یک جلسه روانشناسی عمل می کنه. مثلا این هفته باید یک “تضاد” بین گفت و گوی دو شخصیت به وجود می آوردیم و ناگهان دیدم توی یک نمایشنامه تک پرده ای نشستم و دارم تضاد های گفت و گویی خودم رو با شخصیت مورد نظر توی این قالب بیان می کنم و به گره بودن این اتفاق توی ذهنم پی بردم. برام جالب بود.
    از طرف دیگه می خوام روی بهتر نوشتن دیالوگ ها بیشتر کار کنم مشخصه کارم توی دیالوگ نویسی خیلی ضعیفه و لازمه یه بازنویسی روی تمرین این هفته داشته باشم. یکم فکر کنم و دیالوگ ها رو خلاق تر کنم و شاید کتاب هایی که توی این زمینه بیشتر بهم کمک کنن رو بخونم.
     

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی

     بخش مورد علاقه ام تیتر نویسی، اوایل پرت و پلا می نویسم ولی کم کم تیتر ها بهتر و بهتر میشن. یه دغدغه هایی یه چیزایی که ته ذهنم بودن و شاید به سختی می تونستم بهشون دسترسی داشته باشم رو این تمرین بیرون می کشه. اونقدر که ذوق دارم بعد از جلسه دوم یه تحقیق درمورد بعضی تیتر ها انجام بدم و مطالب مفیدی ازش بکشم بیرون که به ادامه راهم خیلی کمک کنه. مخصوصا که من کارم نویسندگی هست و تیتر ها هم توی همین زمینه هستن کاملا مثل یه چراغ راهنما من رو به سمت مقصدم و لذت بردن از مسیرم هدایت می کنن. به تیتر نویسی امروزم نمره ای بیشتر از ده میدم.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی

     حکایت نویسی، همچنان قسمت سخت ماجرا هست. بین نوشتن یه حکایت کوتاه یا تقریبا بلند و نوشتن داستان بلند دچار اشتباه میشم. باید از قبل روی ایده، طرح، پیام و پایانش فکر کنم و چندباری خارج از تمرین های ده دقیقه ای کلاس انجامش بدم تا کمی بیشتر باهاش آشنا بشم. اما از حکایت ها خوشم میاد، جناب حکایت هر قدر که می خوای سخت باش من اونقدر غلط انجامت میدم تا به یبار درست انجام دادنت برسم. تمرین این هفته یکم گنگ بود برام اما انجامش دادم و وسطاش دیدم دارم به جاده خاکی میرم، لازمه برگردم یبار دیگه تمرین سرکلاسیم رو دوباره بنویسم. از تلاشم راضی ام.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی

     یادداشت آموزشی، خود جمله ای که استاد گفته بودند اونقدر من رو غرق توی خودش کرد که جمله های مختلف از زاویه های مختلف درموردش به ذهنم می رسید. گاهی وسطش یهو می رفت که بشه یه متن ولی سریع جمله رو می بستم و ادامه اش رو تبدیل به یه جمله جدید می کردم. توی نوشتن متن طولانی وارد تر بودم اما جمله های کوتاه خلاقیت و ایده های بیشتری توی خودشون دارن. باعث میشن از همه زاویه ها موضوع رو مورد بررسی قرار بدی. خیلی خوب بود، تقریبا همون حرفی رو می زد که سقراط توی کتاب تسلی بخشی های فلسفه میزنه. یه فکر رو باید اونقدر زیر سوال ببریم تا جایی که دیگه نشه زیر سوالش برد، و خب مشخصه که این کار تا به ابد می تونه ادامه داشته باشه و نکته هم همینه، حالا اگه بخوایم هیچ فکری رو زیر سوال نبریم میشیم نمونه بارز همین جمله که “اگر همه شبیه به هم فکر کنند، پس هیچ کس فکر نمی کند.”

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان

     نوشتن طرح داستان، این هفته باعث شد از فضای ذهنی و اتفاقات روزمره خودم فاصله بگیرم و یه داستان رو خارج از تجربه ی شخصی خودم با تخیل ذهنم ایده پردازی و طراحی کنم و بعد هم طرح کلی اون رو به عنوان تمرین بنویسم. این قسمت طرح داستان مثله یه طناب ایده هایی رو برای داستان نویسی هام از توی چاه ذهنم بیرون میکشه و میذاره جلوی روم. این قسمت رو با همه ی سختیش خیلی دوست دارم. جالب بود چندین ایده با این ساختاری که استاد گفتند به ذهنم اومد حالا می خوام همرو بنویسم و در قالب یک داستان کوتاه بیرون بیارم و انتشار بدم.

  24. نجمه پیمان گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    یک صفحه و نیم نوشتم. تقریبا خوب بود و توانستم نمایش را به پایان برسانم. مکالمه ای که صورت گرفت ، منجر به حل مسأله شد. برای خودم جالب بود.
    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:
    تیترنویسی
    با وجود اینکه تلاش می کردم چیزهایی که دوست دارم را بنویسم اما موضوع های دیگر را هم در تیتر آوردم که مربوط به علاقه ی من نبودند. دو تیتر مهم که مورد علاقه ام بود را انتخاب کردم که در موردشون مطلب جمع آوری کنم.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:
    حکایت‌نویسی
    حکایتی را نوشتم اما شعرش چندان شعری نبود ، بیشتر معر بود.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی
    موضوع جالبی بود به خصوص وقتی در حال خواندن تفکر نقاد باشی. کلمه ای هم که از ۲۰ جمله بیرون آوردم خلق و ایده بود. خوشحالم که تونستم به این نتایج خوب برسم.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان
    داستانی فی البداهه بود. حتما نیاز به بازنویسی دارد . نیمه کاره تمام شد.قرار بود فداکارانه باشد اما با حماقت داشت تمام میشد. باز هم خوبه. بدون هیچ تصور قبلی نوشتن به کجاها کشیده میشه.
    در کل روزخوبی بود با کلی مطالب مفید که از شما یاد گرفتم. سپاس

  25. محمد مهدی منصوردهقان گفت:

    سلام و درود
    عرض ادب خدمت استاد عزیز و گرامی
    توضیحاتی درباره تمرین های کارگاه تولید
    _______________________________
    تمرین اول: نمایشنامه تک پرده ای
    این تمرین،یک تمرین دیالوگ هست.ما این تمرین رو در اولین جلسه نویسندگی یعنی شنبه داشتیم که تمرینی بود بین دو شخصیت واحد که دربارهٔ یک مسئله ای اختلاف نظر داشتند.
    همون طور که قبلاً هم گفته بودم با این تمرین کمی آشنایی داشتم و گاهی اون رو انجام میدادم.
    طی این دو جلسه ای که سپری شد من متوجه پیشرفت خیلی زیادی از جانب خودم در این تمرین شدم و معتقدم که اگر همینطور پیش بره بهتر هم میشم و یکی از قدرت های من در نویسندگی می‌شود دیالوگ نویسی.
    _______________________________
    تمرین دوم:تیتر نویسی
    بعد از جلسهٔ اول‌ خواستم که با تیتر نویسی آشنایی بیشتری پیدا کنم،پس موضوعی رو انتخاب کردم و دربارهٔ آن تیتر نوشتم.باید بگم که به عنوان کسی که این تمرین رو تا به حال انجام نداده بود و چند روز است که مدام انجام میدهد متوجه پیشرفت خودم در این زمینه هم شدم.معتقد هستم که این تمرین رو به طور کامل متوجه شدم و روز به روز میتونم با تمرین بهتر و موفق تر هم بشم.
    _______________________________
    تمرین سوم:حکایت نویسی
    خب من گفته بودم که تا قبل از دونستن معنی درست حکایت در کارگاه محتوا از آن خوشم نمیامد.از شنبه بود که متوجه شدم و تمرین های زیادی هم انجام دادم و حمایت های متعددی هم نوشتم که به عقیدهٔ خودم خوب هستند،البته با بازنویسی قطعا بهتر هم میشوند.
    اگر بخواهم بین جلسهٔ اول و دوم خودم را مقایسه کنم،متوجه پیشرفتی میشم،گرچه این پیشرفت خیلی چشمگیر نیست اما بازهم به خودم ایمان دارم و سعی میکنم با تمرین آن را بهتر کنم.
    همچنین توجه زیادی به غلبه بر زیاده گویی هم داشتم.
    _______________________________
    تمرین چهارم:یادداشت آموزشی
    صادقانه بگویم،این تمرین در امروز برایم فوق العاده بود و معتقدم که بی نقص نوشتم و اگر میخواستم به خودم از ۱۰ یک نمره بدهم قطعا ۱۰ رو انتخاب میکردم.
    جمله ای که استاد گفته بودن رو من با توجه به چیزی که متوجه شدم و جملاتی که راجب این جمله به ذهنم می‌آمدند رو مینوشتم.جملات من بسیار جالب بودند و در اولین فرصت سعی میکنم که آن هارا بازنویسی و منتشر کنم.
    همچنین ‌متوجه تغییر بزرگی از جلسه اول تا دوم در خودم شدم
    _______________________________
    تمرین پنجم:نوشتن طرح داستان
    این تمرین رو همون‌طور که قبلاً افزوده بودم خیلی زیاد انجام داده بودم و با آن اشناییت داشتم.متوجه عنوان طرح که فداکاری بود هم شدم و تونستم یک طرح داستان عالی با عنوان فداکاری بنویسم.قصد دارم بیشتر به این داستان بپردازم و بازنویسی اش بکنم.
    متوجه پیشرفت بسیاری در خودم بابت این تمرین شدم اما معتقدم که همیشه این تمرین رو به بهترین و عالی ترین صورت انجام میدم و بسیار زیاد به این تمرین علاقه مند هستم.
    _______________________________
    این بود توضیحاتی راجب به تمرینات کارگاه تولید محتوا
    همچنین به تغییرات و پیشرفت هایس که از جلسه اول تا دوم صورت گرفته بود،پرداختم.
    ارادتمند شما استاد گرامی
    (محمد مهدی منصوردهقان)

  26. فاطمه خلقتی گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    در آغاز سخن ، امروز دو بار این موارد رو تجربه کردم قبل از کلاس و مرور جلسه اول و بعد همزمان با کلاس
    چقدر حضور با دوستان و استاد شاهین دلچسب بود.
    ساعاتی درد دست شکسته و عمل شده فراموش شد و فقط می نوشتم و امروز بیشتر قدر نوشتن را دانستم. بعد از سه هفته با دست و کیبورد نوشتم.
    نوشتن چه نعمتی است؟!

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای:

    شاید فقط از این تجربه نگویم ، از روزها قبل بگویم که بدون اغراق و چاپلوسی یافتم استاد شاهین رهبری دلسوز است که جرات مرا بیشتر می کند و دوستانی که همه از جنس بلور و دوست داشتنی هستند. همچنین سطح عالی خرد که در بدترین شرایط نمی‌گذارد متوقف شوم و اگرچه استفان گفت ولی استاد شاهین به من آموخت «که برو حتی اگر کوچک گام برداری».

    می دانید چرا دستم شکست؟ ترسی بر من چیره شد یا رفتن با سرعت یا توقف! نمیدانم چه شد که با سرعت سوار بر دوچرخه به درخت خوردم و لت و پار شدم انگار که درخت نبود کامیون بود !. آری با دوچرخه سواری مشکل دارم شاید مثل مشکلی که قبلاً با نوشتن داشتم
    یا عالی یا هیچی…
    سطح خرد ، جرات نوشتن برای مشتری و گرفتن پروژه و ادامه دادن در شرایط نامساعد بدنی و اما
    پرده برداری از تمرین هوشمندانه نمایشنامه تک پرده ای ،
    چقدر سوژه ها در ذهنم زنده کرد. انگار تمامشان پشت در مغزم هجوم آورده بودند که اول مرا بنویس. نوشتم.
    عالی بود و در نهایت یک سناریو نوشتم که برود برای ویرایش و ساخت یک ویدیو برای مشتری که در استرالیا زندگی می کند.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی :

    دوست داشتم تیتر هایی برای نوشتن متن های کوتاه تبلیغاتی بنویسم اما باز هم ذهنم دوست داشت تیترهایی برای نوشتن مقالات سایت بنویسد . نوشتم ولی در وعده بعدی منتظرم تیترهای تبلیغاتی بنویسم ، شاید از الان تا جلسه بعد ذهنم را روی آرام پز تنظیم کنم.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی:

    در نهایت منجر به شعری شد که اگر هزار سال بر مغزم ضربه میزدم آن را بیرون نمی داد.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی :

    این تمرین به من آموخت دقت به جملات چقدر ساده است . یاد گرفتم بجای اینکه دنبال جملات قصار بگردم و یا در هم صحبتی ها زیاده گویی کنم ، جملات ساده و کوتاه ناشی از تفکرم را مرور کنم و در صحبت کردن ها از آنها استفاده کنم.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان :

    داستانی شد که اصلا فکر نمی‌کردم خلق شود‌. فداکاری
    فکر میکردم شخصیت اصلی داستانم چه فداکاری میتواند داشته باشد. یافتم و نوشتم.
    زنی که به جنگی می رود برای احیا حق دختران بیگناه

  27. منان گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول: (نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای)

    به ذهنم رسیدبرای تهیه یک کلیپ داستان بنویسم. صحنه رو طراحی کردم و شخصیت‌ها رو شکل دادم. خیلی خوشحال بودم بعد از انجام دادن تمرین. حس کردم چقدر ذهنم باز و خلاق شده برای تولید محتوا. تا به حال همچین حسی رو تجربه نکرده بودم اون هم به این اندازه قوی و نزدیک به نتیجه. معمولا تولید محتوا خیلی برام دور از ذهن بود. انگار الان دارم یاد می‌گیرم با قدم‌های کوچک ایده‌هام رو پیاده کنم.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم: (تیترنویسی)

    خیلی این تمرین خوبه😍 دو تا تیتر نوشتم که خودم تعجب کردم چطور اینا از ذهن من بیرون اومدن اینقدر خوشم اومده بود ازشون که با خودم گفتم حتما برای دو تا محتوا تولید کنم. جالب بود استادم خواستن که ببینیم برای کدوم از تیترهامون دلمون میخواد محتوا تولید کنیم

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم: (حکایت‌نویسی)

    متاسفانه سر این تمرین کاری برام پیش اومد که نتونستم انجام بدم و الانم نمیتونم از تجربه‌م بنویسم ولی حتما تمرین میکنم.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم: (یادداشت آموزشی)

    این تمرین خیلی قشنگه به نظرم. جلسه اول فقط ۷ تا جمله تونستم بنویسم ولی این جلسه ۲۰ رو نوشتم. اصلا دنیام عوض شد با این تمرین😄آخه دقت کردن به یه جمله و نوشتن در موردش آدم رو به یه جاهایی میبره که اصلا حیرت انگیزه.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم: (نوشتن طرح داستان)

    خودم رو شخصیت اصلی داستان کردم و به این فکر کردم که اصلا چطوری میتونم فداکار باشم؟ و بعد در مورد خودم در جایگاه یه فرد فداکار در زندگی نوشتم. اینم خیلی برام لذت بخش بود. باعث شد نسبت به خودم شناخت پیدا کنم که اصلا چقدر میتونم قوی باشم.

  28. مبینا ملک محمدی گفت:

    سلام
    تجربهٔ من از انجام تمرین اول:
    نوشتن نمايشنامه تک‌پرده‌ای
    با استفاده از تضادها میشه متن‌های جالبی نوشت، مثل همین تمرین. مشخص کردن صحنه و هدف دو شخصیت نمایش باعث شد از بحث اصلی فاصله نگیریم و با تمرکز بیشتری بنویسیم. دیالوگ‌نویسی همچنان برام تازگی داره و جذابه. البته باید تمرینم رو بیشتر کنم تا دیالوگ‌ها جذاب‌تر بشن و خسته‌کننده نباشن.

    تجربهٔ من از انجام تمرین دوم:
    تیترنویسی
    این جلسه تونستم کامل بیست تیتر رو بنویسم و به نظرم خودش پیشرفت محسوب میشه. همین‌که تونستم هرچیزی که به ذهنم می‌رسه رو بنویسم و زیاد به هرکدوم فکر نکنم و کلا از فیلتر ردشون نکنم، خوشحالم می‌کنه.

    تجربهٔ من از انجام تمرین سوم:
    حکایت‌نویسی
    این تمرین رو واقعا دوست داشتم. تا حالا به شعر فکر نکرده بودم اما بعد از انجام این تمرین دیدم زیادم بد نشد و حس خوبی گرفتم. البته قطعا قابل ارائه نیست ولی همین‌که آدم به خودش اجازه بده چیزهای جدید رو تجربه کنه یک حرکت لذت‌بخش محسوب میشه.

    تجربهٔ من از انجام تمرین چهارم:
    یادداشت آموزشی
    تو این تمرین هم مثل تمرین دو (تیترنویسی) پیشرفت داشتم و تونستم بیست و دو جمله بنویسم. علاوه بر این، جمله‌ای که ما بهش فکر می‌کنیم خیلی عالی بود. باعث شد خودمون هم فکر کنیم و هرکدوم بیست جمله، -کمتر یا بیشتر- بنویسیم که هیچ‌کدوم هم شبیه نیستن. چون هرکدوم با تفکر خاص و متفاوتی نوشتیم. (دقیقا چیزی که جمله می‌گفت)

    تجربهٔ من از انجام تمرین پنجم:
    نوشتن طرح داستان
    فداکاری! موضوع خیلی جالب بود و شاید خیلی وقتا باهاش مواجه شدیم. بازهم نوشتن درباره‌ش کار آسونی نبود چون باید از کلیشه‌ها فاصله می‌گرفتیم. متنی که نوشته بودم رو دوست داشتم. کلا با هربار تمرین نتیجه بهتری کسب می‌کنیم و پیشرفت‌مون بیشتر میشه.
    مبینا ملک محمدی.

  29. طیبه نصرالهی ورزنه با نام اختصاری بانو نصر گفت:

    باسلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزودوستان گرامی برعکس جلسه ی قبل که یک ربع دیر رسیدم امروز یک ربع زودترامدم. وپیامهای دوستان را می خواندم که گپ وگفتی داشتند و شروع کلاس واولین تمرین که نمایشنامه ی تک پرده ای بود خیلی جالب بود رویایی خودم با همسرم که همین امروز اتفاق افتاده بود ویک کم تضادبین مابود رانوشتم انگار کلی سبک شدم وحالم خوب شد.
    دومین تمرین هم تیتر نویسی بودیک کم گنگ بود ولی سعی هرچی که از امال وارزوهایم است راروی کاغذ بنویسم وبرایم جالب بود چون احساس کردم رسیدن به انها خیلی هم سخت نیست یکم تلاش می تونه ادم را موفق کنه.

    سومین تمرین هم که حکایت نویسی بود ان راهم نوشتم وخیلی جالب بود چون هیچ وقت فکر نمی کردم بتونم شعر بگم واین حس شعر درمن ظهور کرد ومن توانستم شعر بگویم که خودم از ان لذت ببرم.
    چهارمین تمرین هم یادداشت اموزشی بود من کلمه ی فکر راانتخاب کردم وسعی کردم در مورد ان بنویسم وجمله های رو نوشتم احساس می کنم وقتی یه کلمه می تونه اینهمه جمله بسازه پس خود جمله چکار میتواند بکند.
    پنجمین تمرین نوشتن پیرنگ که در مورد فداکاری بود ومن این قسمت را خیلی دوست دارم واحساس میکنم دراین مورد بسیار موفق تر از تمرین های قبل هستم وفداکاری را که ما زیاد در زندگی روزانه باان روبرو میشویم حتی خودمان ویادیگران حتما ان را تجربه کردیم طوری که من برای نجات عزیزانم کاری کردم که جلوی مرگ کسی راگرفتم وهمیشه بخاطر ان حس خوبی دارم واین تمرین عالی بود وتجربه خودم رانوشتم

    .

  30. مائده معصوم زاده گفت:

    تجربۀ من از انجام تمرین اول:

    نوشتن نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای
    این تمرین به من کمک کرد به اتفاقات زندگیم دقیق تر فکر کنم. دیالوگ ها را به یاد بیارم. این تمرین بهم یاد داد که تک تک اتفاقات زندگی میتونه یه نمایش باشه. کلا زندگی یه نمایشه که بازیگرش هر کدوم از ما هستیم که میتونه از دل این زندگی (نمایش) دیالوگ های خوبی ساخته بشه . داستان های خوبی ساخته بشه.

    تجربۀ من از انجام تمرین دوم:

    تیترنویسی:
    تجربه من از این تمرین این بود که بیشتر به کلمات و جملات حساس باشم. باید دایره لغاتم رو وسعت ببخشم که بتونم جملات تاثیرگذاری برای مخاطب بنویسم. جملاتی بنویسم که روی مخاطب تاثیر بگذارد.

    تجربۀ من از انجام تمرین سوم:

    حکایت‌نویسی: زیاد با این تمرین ارتباط برقرار نکردم چون زیاد حکایت نخوندم. باید بیشتر حکایت بخونم تا بتونم بیشتر حکایت بنویسم. ولی حکایت چیزی نیست که نتونم از پسش بر بیام. همین اتفاقات روزمره میتونند به ما سرنخی بدهند.
    البته این در مورد تمام انواع نویسندگی صدق می کند. ایده ها در بطن جامعه زاییده می شوند. و نویسنده نمیتونه با گوشه گیری چیزی بنویسه.

    تجربۀ من از انجام تمرین چهارم:

    یادداشت آموزشی:
    این تمرین هم باعث شد که بیشتر به جملات حساس باشم. بیشتر به یادگیری بپردازم. امر یادگیری رو جدی تر بگیرم.

    تجربۀ من از انجام تمرین پنجم:

    نوشتن طرح داستان:
    در این تمرین هم ضعیف عمل کردم چون داستان زیاد نخوندم. امروز دیگه واقعا فهمیدم که هرچی بنویسم باز هم کم نوشتم. مداوم بخوانم و بنویسم تا نویسنده خوب و ماهری بشم. در طولانی مدت میتونم خودم رو تقویت کنم.
    باز هم تکرار میکنم داستان هم جزئی از زندگی مردم است. پس باید ارتباطات قوی بشن .. من این مثلث رو برای خودم ساختم: خواندن، نوشتن و ارتباط برقرار کردن با دیگران میتونه به ما سرنخ بده و بتونیم داستان بنویسیم.