کارگاه تک‌جلسه‌ای بداهه‌نویسی | تمرین همزمان نوشتن همراه با مربی

هدف کارگاه: تمرین همزمان نوشتن و تولید سریع متن‌های خلاقانه

مدرس: شاهین کلانتری

نحوۀ برگزاری: آنلاین

مدت زمان کارگاه: یک جلسۀ ۲ ساعته

روز و ساعت برگزاری کارگاه: ساعت ۱۷ الی ۱۹ روز سه‌شنبه ۹ شهریور

ظرفیت کارگاه: فقط ۵ نفر

نکتۀ مهم: این جلسه ضبط هم می‌شود اما به دلیل ساختار ویژۀ آن حضور در کارگاه الزامی است.

شهریه: ۱۹۹ هزار تومان

ظرفیت تکمیل شد. دیگر امکان ثبت‌نام وجود ندارد.

 

 

سلسله مطالب کارگاه نویسندگی:

به اشتراک بگذارید :

  1. […] دوره را بخوانید، علاوه بر آن خواندن کامنت‌های این صفحه هم می‌تواند شما را با چند و چون کار بیشتر آشنا […]

  2. اول از همه دوست داشتم از استاد کلانتری تشکر کنم بابت تشکیل این کارگاه درجه یک.
    قبل از ورود به کارگاه کمی استرس داشتم که چه طوری ذهنیتم رو بنویسم ، اما برنامه ریزی این کارگاه اینقدر دقیق ، شیرین و هوشمندانه بود که دوست داشتم در حین جلسه و با بیان موضوع خیلی سریع، با لذت تمام، تند و تند بنویسم.
    همین حالا بعد از حدود دو ساعت از پایان کارگاه هنوز تو اون فضا هستم به ویژه اون داستانک آخری که نوشتم .
    حسابی از نوشته هام غافلگیر و هیجان زده ام‌.
    خیلی ممنون ام از استاد شاهین کلانتری که این فضای فکری جدید رو به ما هدیه دادند،🌸
    و تشکر فراوان از مبینا خانم اهل ایمانی بابت پیگیری هاشون .🌸
    و دوستان عزیز و همراه
    🌸🌸🌸🌸🌸🌸

  3. زهرا احمدی گفت:

    قبل از هرچیزی تعداد کم افراد کارگاه حس خوبی برام داشت.
    من اولین بار بود نوشتن مستمر و گروهی رو تجربه می‌کردم. نوشتن از ۸ عنوان متفاوت برام جذابیت وصف ناشدنی داشت.
    ایده‌های خیلی خوبی به ذهنم رسید. با اینکه هر بخش نوشتن کوتاه بود ولی بازهم پر بود از ایده‌های نابی که قابلیت این رو دارن که در ادامه گسترش داده بشن.
    در آخر هم من تونستم دوتا داستانک بنویسم. توی داستانم یه سفر جادویی داشتم که واقعا برام به یادموندنی و جذاب بود.
    ممنونم استاد کلانتری عزیز، بخاطر اینکه این جمع قشنگ رو کنار هم جمع کردین.
    علاوه بر محتوای کلاس، من ۵ تا دوست خوب و مهربون و خوش‌قلب پیدا کردم.
    در آخر هم از مبینا اهل ایمانی عزیز خیلی تشکر می‌کنم بخاطر پیگیری های خوبشون‌.
    این رو هم بگم ما ۶ نفر اولین شرکت‌کنندگان دوره بودیم 😎😀🤗. خوشمان آمد😎

  4. پگاه جهانگیرنژاد گفت:

    حدوداً سه هفته‌ای می‌شد که کمی دچار بی‌حوصلگی شدید شده بودم و کارهام درست پیش نمی‌رفت. داشتن حس خوب و لذت بردن از کارهایی که در طی روز انجام می‌دم اصلی‌ترین دغدغه‌ی این روزهای منه و واقعاً حس می‌کنم این یه فرصت از طرف خدا بود که بتونم خیلی سریع فراخوان این کارگاه رو ببینم و در اون ثبت‌نام کنم. سعادت این رو داشتم که جزو بچه‌های محدود این کارگاه باشم و این یک تجربه‌ی بی‌نظیر بود برای من. چون تونستم چیزی نزدیک به صدوپنجاه دقیقه از این دنیا فاصله بگیرم و با همه‌ی عشق و اشتیاق کاری رو انجام بدم که به خوب بودن روح و روانم کمک می‌کنه.
    چهل دقیقه نوشتیم، اما انگار سر جمع پنج دقیقه گذشت. خیلی دوست‌داشتنی بود و همه‌ی ما در آخر می‌خواستیم که این کارگاه تا همیشه ادامه داشته باشه. الآن که این کارگاه تمام شده، دارم با خودم فکر می‌کنم که چطور می‌شه دوباره چنین حس و فضایی رو تجربه کرد؟ چطور می‌شه یه جمع نویسا و پویا داشت و اینطوری کنار هم نوشت؟ ده دقیقه‌ی پیش بود که کلاس تمام شد و من دارم به پگاهی که ده دقیقه‌ی پیش سر کارگاه بداهه نویسی نشسته بود حسادت می‌کنم. به لطف استاد کلانتری، نهم شهریور ماه ۱۴۰۰ به جادویی‌ترین صورت ممکن گذشت. با همه‌ی قلبم بابت این کارگاه ممنونم، بهترین استاد دنیام.
    (این هم اضافه کنم که من همه‌ی تمرینات رو دوست داشتم و از انجام تک تکشون لذت بردم اما اون تمرینی که بیشتر از همه منو به خلسه نزدیک کرد و اجازه داد حس‌های متفاوت و واقعی زیادی رو توی همون وقت محدود تجربه کنم، تمرین هشتم بود. تجربه‌ی نوشتن داستانک، مثل یه افسانه بود که از جلوی چشمام رد شد. به اندازه‌ی هشت تا دنیای مختلفی که امروز توی زندگیم خلق شد ازتون ممنونم، ای جادویی‌ترین استاد دنیا.)

  5. آزیتا مومنی گفت:

    درود جناب کلانتری گرامی
    سپاس از شما برای این کارگاه عالی دو ساعته که برای من مثل نیم ساعت گذشت.
    این کارگاه برای من از چندین جهت بسیار مفید بود از جمله اینکه من معمولا از شروع طفره می روم و در جستجوی یک ایده ی خوب، دیر اقدام به نوشتن می کنم. این کارگاه دست مرا برای طفره رفتن بست. همانجا سر جلسه باید می نوشتیم و نوشتیم. هشت تمرین متفاوت انجام دادیم که چند تمرین وادیهایی بودند که نه هرگز به آنها فکر کرده بودم و نه میدانستم که چه ایده های خوبی در موردشان دارم. اگر سر جلسه کارگاه مجبور به نوشتن نمیشدم شاید هرگز آن تمرینها را انجام نمی دادم. در برخی از آنها بیشتر خودم را کشف کردم. در برخی به نگاه ظریفی دست یافتم و در یک تمرین بخصوص، دروازه ای بسوی نوشتن برایم باز شد. فکر نمی کردم بتوانم در پنج دقیقه دو داستانک بنویسم. انرژی شما و جمع دوستان دست ما را می گرفت و از کوچه های تاریک و غریب تمرینات تازه به سلامت عبور می داد.
    سپاس فراوان از شما معلم خلاق و دوست داشتنی.

  6. میتراجاجَرمی گفت:

    شرکت در این کارگاه برای من تجربه فوق العاده ای بود. راستش با شک و تردید ثبت نام کردم، چون من خیلی تجربه نوشتن حرفه ای ندارم و با خودم فکر کردم که شاید این کارگاه برای من مفيد نباشه، ولی با شناختی که از استاد کلانتری عزیز پیدا کردم،با خودم گفتم: حتما این کارگاه هم مثل بقیه دوره های ایشون نکات خوبی داره و خوشبختانه تجربه خیلی نو و متفاوتی بود.
    یکی از نقاط قوتش تعداد کم شرکت کنندگان بود که باعث می شد احساس نزدیکی بیشتری به هم داشته باشیم و نکته فوق العاده بعدی این بود که با حفظ حریم خصوصی می تونستم در جمع باشم و از بودن با بقیه بیشتر یاد بگیرم.
    مطالب کارگاه هم خیلی ماهرانه و آموزنده انتخاب شده بود که جا داره دوباره از استاد کلانتری عزیز تشکر کنم و به همه دوستان در هر سطحی از نوشتن که هستن توصیه می کنم در این نوع کارگاه ها شرکت کنن چون باعث می شه حال خوبی رو تجربه کنن و به نظر من حال خوب مهمترین مسئله در زندگیه.
    من از صبح دچار سردرد بدی بودم و نگران بودم که بخاطر این مسئله نتونم از کارگاه خوب استفاده کنم ولی با شروع کارگاه به طوری از مکان و زمان جدا شدم که سردردم به کلی فراموش شد. من پزشکم. شاید بتونم یک روش جدید درمانی معرف کنم: نوشتن درمانی😊