ضربالمثل جملهای پندآموز است که دو معنای آشکار و پنهان از آن برداشت میشود که معمولن مفهوم درونی آن مدنظر است. این آرایه از دل داستانها زاده شده و تاریخچهای قدیمی به دنبال دارد. آرایهی ضربالمثل در بسیاری از فرهنگها جایگاه ویژهای دارد. هر چه فرهنگ جامعهای غنیتر و پربارتر باشد، تعداد ضربالمثلهایش بیشتر خواهد بود. در این میان فرهنگ ایرانی دارای چندین هزار ضربالمثل است. در ادامه با کاربرد ضربالمثل در نویسندگی و انواع آنها آشنا خواهیم شد.
ابتدا با هم چند نمونه از بهترین ضربالمثلهای ایرانی بخوانیم:
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی:
جایی که همه امکانات باشد، ولی از عمل خبری نباشد.
آدم تا کوچکی نکنه به بزرگی نمیرسه:
برای رسیدن به مرتبههای عالی باید از رتبههای پایین گذشت.
به شترمرغ گفتند: بار ببر، گفت:مرغم. گفتند: بپر، گفت: شترم:
در مورد افراد بهانهجو میگویند.
تا به آب نزنی شناگر نمیشوی:
تا دست به کار نزنی آن را یاد نمیگیری.
حرفهات مفت، کفشهات جفت:
در مورد شخصی گفته میشود که از پیروز شدن نهایی و خیالی خود در آینده صحبت میکند.
-از کتاب «بهترین ضربالمثلهای ایرانی»/نشر اروند
آرایهی ضربالمثل چیست؟
ضربالمثل ترکیبی از دو واژهی ضرب و مثل است. ضرب به معنای «زدن» و مثل به معنای «داستان یا روایت»، که ریشه عربی دارد.
به مثل در زبان فارسی متل گفته میشود، البته متلها کمی چاشنی تمسخر به همراه دارند.
تاریخچه پیدایش ضربالمثل به صدها سال قبل بازمیگردد و کسی از تاریخ دقیق آن اطلاعی ندارد. برخی معتقدند پیدایش مثلها به قبل از آغاز کتابت برمیگردد و بسیاری از مثلها به صورت زبانی و نقل قول، از گذشتههای دور به ما رسیدهاند. در بیشتر این مثلها رنگ و بویی از داستان و حوادث تاریخی دیده میشود. هر چند بسیاری از این داستانها فراموش شدهاند اما مفهوم و مضمون آنها در قالب ضربالمثل هنوز زنده است. تعدادی از بهترین ضربالمثلهای فارسی به واسطهی مکتوب شدن محفوظ ماندهاند.
بزرگان علم و ادب و آموزگاران اخلاق در تمامی فرهنگها، از کاربرد ضربالمثل در نویسندگی و سخنرانی بهرهی فراوان میبرند. استفاده از مثلها در صحبتهای روزانه این افراد بسیار مشهود است و آنها از این طریق مفاهیم پیچیده را به افراد جامعه منتقل میکنند.
انواع آرایهی ضربالمثل
مثلها نسبت به سایر آرایههای ادبی فارسی تنوع بسیاری دارند. هر کدام از آنها بسته به نیاز در قالبهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
برخی از مثلها کوتاه و بریدهاند و در دو یا سه کلمه خلاصه میشوند. اما همین کلمات محدود چنان در ذهن و حافظهی مخاطب نشسته که با شنیدن آنها مفهوم به طور کامل منتقل میشود. مثلها حکم کلمهی رمز را دارند. با تنها چند کلمه مخاطب مفهومی چند خطی را به سرعت درک میکند. برای این منظور میتوان به «فیل و فنجان» اشاره کرد که برای مقایسه بین دو چیز که هیچگونه تناسبی با یکدیگر ندارند به کار میرود. کمتر کسی پیدا میشود که این مثل برایش واضح و قابل فهم نباشد.
گروه دیگری از مثلها بلند هستند و توضیح و تفسیر بیشتری را یدک میکشند. چنین ضربالمثلهایی معمولن بیانگر یک داستان یا اتفاق است. داستانی که به صورت مختصر بیان میشود و نمود یک اتفاق مشابه در زمان حال را دارد.
آرایه ضربالمثل گاهی به صورت نثر و یک عبارت ساده و روان و گاهی به شکل یک بیت یا مصرع بیان میشود. به عنوان مثال «شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپلپ خورد گه دانهدانه» یکی از بهترین ضربالمثلهای فارسی است که از این دست مثلها به شمار میرود. معنی پنهان و اصلی آن به خوشخیالی و توهمات دور از واقعیت افراد اشاره دارد.
کاربرد آرایهی ضربالمثل
همهی ما از زن و مرد تا پیر و جوان در گفتوگوهای روزمره خود از انواع مثلها استفاده میکنیم.
این آرایهی ادبی کمک میکند منظور خود را سادهتر و راحتتر به مخاطب برسانیم. کاربرد ضربالمثل در نویسندگی ادبی بسیار است اما نیاز به مهارت دارد. در این بین ضربالمثلهایی هم وجود دارند که نه تنها ریشه و منشأ آنها مشخص نیست، بلکه از لحاظ معنایی هم روشن و واضح نیستند. این مثلها گاهی به صورت نادرست مورد استفاده قرار میگیرند. به همین دلیل شناخت ریشه و آگاهی از معنا و مفهوم مثلها برای نویسنده امری ضروری به حساب میآید.
ضربالمثلها سخنانی درسآموز و موجز هستند که گاهی برای عبرت گرفتن و عدم تکرار اشتباهات گذشتگان و گاه به زبان کنایهآمیزی از آنها استفاده میشود. به عنوان مثال میتوان به ضربالمثل «آشپز که دوتا شد، آش یا شور میشود یا بینمک» اشاره کرد که به پیامدهای ناخوشایند حاصل از دخالت بیجا و بیمورد توجه دارد و در واقع ما را از انجام این عمل نهی میکند.
اگر میخواهید درباره آرایه کنایه بیشتر بدانید میتوانید این مقاله را مطالعه کنید: کنایه چیست؟
در واقع هر یک از این ضربالمثلها دریایی از معنا را در خود جای دادهاند و ساعتها میتوان درمورد فلسفهی آن صحبت کرد.
بهترین ضربالمثلهای فارسی
فرهنگ ایرانی سرشار از مثلها و حکمهاست که ساختاری ساده، روان و دلنشین دارند. این آرایه علاوه بر این که کلام را جذاب و گیرا میکند، شنونده را به تفکر عمیق و درک و دریافت بهتر مطالب وامیدارد.
کتاب گلستان سعدی، رباعیات خیام نیشابوری، دیوان لسانالغیب و شاهنامه فردوسی نمونههایی از بهترین ضربالمثلهای فارسی را در خود دارند و اینگونه به رشد و غنای فرهنگ و ادب ایرانی کمک کردهاند.
علامه علی اکبر دهخدا از اولین افرادی بود که به ثبت و ضبط ضربالمثلهای فارسی همت گماشت و آنها را در کتابی با عنوان امثال و حکم گردآوری کرد. این گنجینه وزین مثل میراثی برای نسلهای آینده به جا مانده است. پس از دهخدا، مهدی سهیلی که از شاعران و نویسندگان معاصر ایرانی به شمار میرود، کتابی از مثلهای معروف، کوتاه و پرکاربرد فارسی منتشر کرد. این کتاب با اقتباس از کتاب امثال و حکم، اما در مقیاسی کوچکتر نوشته شده است.
گلستان سعدی یک شاهکار به حساب میآید که چیزی حدود چهارصد ضربالمثل را در دل خود دارد. خوب است بدانید که سعدی در کتاب گلستان خود از منابع دیگری همچون کلیله و دمنه و همچنین شاهنامه فردوسی وام گرفته است. او مثلها و تمثیلهای مشابهی با این گنجینههای فارسی در آثارش وجود دارد.
کاربرد ضربالمثل در نویسندگی
ضربالمثلها گنجینهای از تجربیات، تفکرات، غمها و شادیهای افراد یک جامعه است که دهان به دهان و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. با این امید که آیندگان از داستانهای گذشتگانشان آنچه را که باید، بیاموزند و با آگاهی بیشتری به سوی آینده قدم بردارند.
این منابع ارزشمند برای سخنرانان و نویسندگان یک جامعه مثل کارت برنده و موهبت است. گاهی دیده میشود که نویسنده مفهوم مورد نظر خود را با استفاده از آرایه ضربالمثل و توسط عبارتی کوتاه و ساده و یا در قالب یک مصراع و بیت، به خواننده منتقل میکند. در حالی که همین مفهوم در قالب چند پاراگراف یا مقالهای طولانی هم قابل توضیح نیست. مثلها مثل بذری هستند که گذشتگان در حافظهی تاریخی ما کاشتهاند و نویسنده میتواند از مفهوم آن برداشت کند. در واقع زبان و ادبیات ما، بخشی از شیرینی، روانی و دلنشینی خود را مدیون بهترین ضربالمثلهای فارسی است که سینه به سینه نقل شدهاند و فرهنگ نسلهای گذشته را منتقل کردهاند.
البته ضربالمثلها هم، مانند سایر آرایههای ادبی، در متنهای علمی جایگاه و کاربرد ندارند اما در متنهای ادبی و داستانها استفاده از مثلها علاوه بر انتقال سریع مفهوم، به حفظ فرهنگ هم کمک شایانی میکند.
کاربرد ضربالمثل در نویسندگی به این صورت است که میتوان از آن به عنوان تصدیقکننده، پشتیبان مضمون یا استدلال اصلی متن استفاده کرد. به عنوان مثال وقتی میخواهیم در مورد هنر و فلسفه پیدایش آن دست به قلم شویم، میتوانیم عبارت «زیبایی در چشم بیننده است» را در خلال متن بیاوریم. کاربرد این تفسیر در جهت سندیت بخشیدن به نفع نوشته است. استفاده از ضربالمثل در متن، ذهن خواننده را به چالش میکشد و میتوان با گسترش این آرایه به نوشته خود عمق بیشتری بخشید.
راه دیگر استفاده از آرایه ضربالمثل در نویسندگی، ایجاد خط فکری برای داستان بر اساس یک روایت یا مثل است. مثلها ماهیتی نمادین دارند و با الگو قرار دادن آنها در مسیر نوشتن، جرقههای بیشتری برای داشتن یک روایت طولانی در ذهن نویسنده ایجاد میگردد.
چند نمونه از بهترین ضربالمثلهای فارسی
همانطور که پیشتر اشاره کردیم، استفاده از ضربالمثلها در نویسندگی، علاوه بر انتقال سریع مفاهیم، موجب انتقال فرهنگ هم میشود. در بین بهترین ضربالمثلهای فارسی تعدادی وجود دارد که مانند بسیاری از اشتراکات فرهنگی دیگر، میان ملتهای مختلف مشترک هستند و کاربرد یکسانی دارند.
دکتر مهدی محقق که از استادان برجسته و صاحب نظر در زبان و ادبیات فارسی به شمار میرود، مقالهای با این مضمون به رشته تحریر درآورده است. در این مقاله به ضربالمثلهای مشترک بین سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی پرداخته است. تعداد مثلهای مشترک ذکر شده در این مقاله به ۵۰ تا میرسد. دکتر محقق این اشتراک جالب در بین فرهنگهای متفاوت را از نزدیکی و همپوشانی ذهن آدمی میداند که باعث میشود افراد مختلف، در زمان و مکانهای متفاوت برداشت یکسانی از یک موضوع خاص داشته باشند.
در ادامه به تعدادی از این مثلهای مشترک اشاره میکنیم:
- از کوزه همان برون تراود که در اوست
- خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو
- تو نیکی میکن و در دجله انداز
- دیوار گوش دارد
در مقابل ضربالمثلهایی هم وجود دارند که مختص یک جامعه با فرهنگ خاص خود هستند و برگرفته از تجربیات و افسانههای گذشتگان همان ملت است. حتا ضربالمثلهایی وجود دارند که بومی یک منطقه یا شهر هستند.
ضربالمثلها در هر ملتی نشاندهنده افکار، روحیات و تآملات درونی آن ملت است. با شناخت ریشههای یک مثل، به قدرت تفکر و اصالت یک جامعه میتوان پی برد. آداب و رسوم و اخلاقیات یک جامعه از دیگر مولفههایی به شمار میروند که با تحقیق و تفحص در ریشه ضربالمثلهای آن، قابل شناخت و ارزیابی میگردند.
تأثیرات استفاده از آرایه ضربالمثل
آرایهها ادبی زیبایی و جذابیت نوشتههای ادبی را چند برابر میکنند. ضربالمثل هم از این قاعده مستثنا نیست. اگر میخواهید به نوشتههای خود عمق بدهید از کاربرد ضربالمثل در نویسندگی غافل نشوید. این آرایه عبارتی پر از حس و لحن است پس مثل چاقو باید مراقب لبهی تیز آن باشید.
در همین رابطه: ۴۱ ضربالمثل جالب کوبایی
4 پاسخ
درود
گاهی با گفتن یک ضربالمثل ، میتوان کل منظور و حرفمان را بیان کنیم.
آلو تو دهنش خیس نمیخوره.
نه خود خورد نه کس دهد، گَنده کند مگس دهد.
شصت پات تو چشمت نره.
البته چندتایی هم گاهی خودش فوش به حساب میادننوشتم😜
خیلی خیلی لذت بردم
اینطور نگاه کاملی به آرایه ضربالمثل مثال زدنیه
ممنون از این متن عالی
🌹🌹🌹