پایگاه مرجع آموزش نویسندگی و تولید محتوا
ورود

عادات و آداب روزانۀ نویسندگان بزرگ | معرفی یک کتاب الهام‌بخش

عادات و آداب روزانۀ نویسندگان بزرگ | معرفی یک کتاب الهام‌بخش

اگر هاله‌ای نامرئی به دور همۀ ما وجود داشته باشد که خمیرمایۀ اصلی شخصیتمان را شکل بدهد، می‌شود گفت نام این هالۀ نامرئی «عادات روزانۀ ما» هستند.

ما همچون خمیری در دست عادت‌های خود هستیم.

عادت‌ها ما را شکل می‌دهند، شخصیت ما را می‌سازند، رشدمان می‌دهند یا باعث سقوط ما می‌شوند.

این هالۀ نامرئی را می‌شود به دور هرکسی تصور کرد. در اینجا می‌خواهیم از عادت‌های روزانۀ نویسندگان بزرگ بگوییم تا شاید به‌واسطۀ آن‌ها:

سرنخ‌هایی برای معنا دادن به عادت‌های روزانۀ خود پیدا کنیم،

تصمیم بگیریم برخی از عادات خود را تغییر بدهیم،

بتوانیم تغییری مثبت در مسیر نویسندگی‌مان ایجاد کنیم.

چارلز دیکنز

چارلز دیکنز

دیکنز پرکار بود. پانزده رمان. ده‌ تای آن‌ها در بیش از هشتصد صفحه و شماری داستان، مقاله و نمایش‌نامه به‌جا گذاشته است.

دیکنز ۷ از خواب بیدار می‌شد. ۸ صبحانه می‌خورد و ساعت ۹ در اتاقش بود. تا ۲ بعدازظهر آنجا می‌ماند. در تنفسی کوتاه برای ناهار پیش خانواده برمی‌گشت. در این فاصله انگار اغلب در خلسه بود. بی‌اراده می‌خورد و حرف نمی‌زد و شتابان به میز کارش برمی‌گشت.

سر ساعت ۲ بی کم‌وزیاد، از پشت میز کار بلند می‌شد برای سه ساعت پیاده‌روی چالاک در کشتزارها و خیابان‌های لندن بیرون می‌رفت. شب‌هایش آرام بود ساعت ۶ شام می‌خورد و شب را با خانواده یا دوستانش می‌گذراند و نیمه‌شب به بستر می‌رفت.

 

جورج اورول

جرج ارول

اورل ۷ از خواب برمی‌خاست. ۸:۴۵ دقیقه می‌رفت دکان را باز می‌کرد و یک ساعت آنجا می‌ماند. سپس تا ساعت ۲ آزاد بود. آنگاه باز به دکان بازمی‌گشت و تا ۶:۳۰ کار می‌کرد. پس صبح و اوایل بعدازظهر حدود ۴ ساعت و نیم برای نوشتن وقت داشت. ازقضا این بهترین ساعات هوشیاری ذهن او بود.

 

فراتس کافکا

فرانتس کافکا

در نامه‌ای برنامۀ روزانۀ خود را این‌گونه شرح می‌دهد:

از ۸ تا ۲:۳۰ در اداره هستم. صرف ناهار تا ساعت ۳ یا ۳:۳۰. بعد می‌روم به تختخواب تا ۷:۳۰ آنگاه ده دقیقه ورزش، لخت‌وپتی جلوی پنجرۀ باز، بعد یک ساعت پیاده‌روی سپس شام با خانواده بعد در ساعت ۱۰:۳۰ یا ۱۱:۳۰ می‌نشینم سرِ نوشتن و بسته به توان و تمایل و بخت، تا ساعت ۱، ۲ یا ۳ بامداد به نوشتن ادامه می‌دهم.

 

هنری میلر

هنری میلر

میلر در جوانی از نیمه‌شب تا سپیده‌دم می‌نوشت تا اینکه متوجه شد صبح‌ها بهتر کار می‌کند. بعد وقت نوشتنش را تغییر داد، از صبحانه تا ناهار کار می‌کرد. سپس یک چرت می‌خوابید و دوبارۀ همۀ بعدازظهر و گاه تا دیروقت شب می‌نوشت؛ اما پا که به سن گذاشت دریافت کار بعدازظهر غیرضروری و حتی بی‌ثمر است.

به مصاحبه‌کننده‌ای گفته بود: «من عقیده ندارم که منبع آب را باید خشکاند. متوجه ای؟ به باور من، باید از پشت میزتحریر بلند شد، از آن دور شد، آن‌هم موقعی که هنوز حرف برای گفتن هست.»

برای او دو یا سه ساعت کار بامداد کافی بود و تأکید می‌کرد که رعایت ساعات منظم مهم است: «می‌دانم که برای تداوم بخشیدن به این لحظه‌های ناب درک و دریافت، باید بی‌اندازه باانضباط بود و در زندگی بانظم جلو رفت.»

 

تامس وولف

تامس وولف

وولف معمولاً حدود نیمه‌شب و مقدار حیرت‌انگیزی چای و قهوه شروع به نوشتن می‌کرد. وولف نزدیک دو متر قد داشت و اغلب ایستاده می‌نوشت. از طاق یخچال به‌جای میزتحریر خود استفاده می‌کرد. تا سپیده‌دم می‌نوشت. در آپارتمان قدم می‌زد. سپس چیزی می‌نوشید و تا حدود ساعت ۱۱ می‌خوابید.

 

 بعد از آشنایی با عادت نویسندگان بزرگ ممکن است تصمیم بگیریم:

  • هالۀ نامرئی خود را سوراخ‌کنیم و به جهانی از عادت‌های تازه ورود کنیم.
  • شاید عادات پیشین خود را مفید بیابیم و تصمیم بگیریم به آن شاخ و برگ بیشتری بدهیم.
  • شاید عادت‌های جدیدی به دور خود بتنیم.
  • گاهی هم ممکن است هالۀ نامرئی دور خود را کوچک‌تر کنیم خود را آگاهانه، اسیر در جهانی از عادات مؤثرتر بکنیم.

 

خاصیت هاله‌های نامرئی که از عادت‌های ما ساخته‌شده این‌ است که به‌خودی‌خود خوب یا بد نیستند. هر نویسنده به فراخور موقعیت و شرایط روحی و سبک زندگی، می‌تواند عادات خاصی را مفید بیابد یا از عادات به‌ظاهر مثبت، دوری کند.

همین‌طور می‌توانیم بااراده و از سر آگاهی، شماری از این عادات را برداشته و به دور خود بتنیم تا به‌واسطۀ آن‌ها، به نویسندۀ بهتری تبدیل شویم.

پی‌نوشت:

در این مطلب، شرح عادات نویسندگان از کتاب «عادات و آداب روزانۀ بزرگان» نوشتۀ میسن کری با ترجمۀ حسن کامشاد انتخاب‌شده که به همت انتشارات فرهنگ جاوید به چاپ رسیده است. این کتاب با دو ترجمۀ دیگر از شیوا مقانلو و مریم مومنی نیز چاپ شده است.

 

تمرین:

دربارۀ برنامۀ روزانه‌تان برای نوشتن کامنت بنویسید. آیا به میزانی که می‌خواهید، وقتتان را صرف برنامۀ نویسندگی‌تان می‌کنید؟

سلسله مطالب دوره آنلاین نویسندگی خلاق:

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. امیرحسین سمیع گفت:

    سلام
    چون تازه شروع به نوشتن کردم و هنوز تازه کارم و ممکنه هر لحظه جا بزنم,ترجیح میدم برنامه ای رو که شروع کردم هرچند خیلی کمه اما کم کم بسط و گسترشش بدم و زیادش کنم.تا زمانی که عادت نوشتن در من شکل بگیره.

    (0)
  2. زهره جواهری گفت:

    سلام
    مساله اصلی من نداشتن تمرکز هست. وقتی شروع میکنم به نوشتن مثل صفحات صبحگاهی، تمرکز کافی برای ادامه نوشتن ندارم ذهنم درگیر مسائل مخلف میشود و تا تمرکز را درست کنم زمان رفتن به سرکار میرسد و نمیتوانم ادامه دهم.
    لطفا راهنمایی کنید چه کاری انجام بدهم؟
    ممنون

    (0)
  3. آمنه زکی پور گفت:

    سلام.من تا حالا به طور منظم ننوشتم یعنی مدتهاست که خاطرات روزانمو ننوشتم.از زمانی که درگیر کار و مشغله های زندگی شدم و یادم رفتم که حال دلم چطوره.
    ولی از نو شروع میکنم.امروز میرم که دفتر بخر.من صبح ها بهتر می نویسم.سعی میکنم یک عادت مشخص برای خودم بسازم.

    (0)
  4. زهره احمدی گفت:

    درود

    صفحات صبحگاهی را چندی است که آغاز کرده ام.متاسفانه بین آن چند روزی وقفه می افتد.اما سعی می کنم که حداقل یک روز در میان انجام بدهم.گذشته از آن رونویسی و مطالعه را هم در برنامه ام دارم.در کل برنامه ای که منظم و ایده آل ام باشد را هنوز شوربختانه اجرا نکرده ام.کانال تلگرامی خیلی کوچکی دارم و سعی ام بر آن است تا سایتی راه اندازی کنم بلکه به صورت جدی تر بنویسم.

    یک سالی است که در حال نگارش یک کتاب مشترک با یک نویسنده اصلی هستم و اصلا موضوعش آنی نیست که به آن علاقه داشته باشم و همچنین در این کار خلاقیتی وجود ندارد فقط باید من یک سری مقالات در اینترنت را بخوانم و به زبان خودم بازنویسی کنم.از آن جایی که این کار دستمزدی ندارد و فقط تازه بعد انتشار کتاب به صورت حق الزحمه درصدی پرداخت می شود به طرفین ، نمی توانم اسمش را شغل یا حتی دورکاری بنامم.ولی این هم جزو برنامه نویسندگی هر روزه من است.

    سوالی داشتم خدمت شما.ممنون می شوم که راهنمایی کنید.با توجه به خانه دار بودن صرف و انجام یک سری کارهای ملال آور و تکراری و خسته کننده هر روزه چطوری می توانم انگیزه بیشتری برای نوشتن پیدا کنم؟
    بدبختانه پارسال هم از رساله ارشدم دفاع کردم و به امید اینکه انگیزه بیشتری پیدا می کنم و می توانم در شغل مرتبط با رشته ام فعالیت کنم،خیلی خوشحال و هیجان زده بودم.اما حالا بعد این همه الکی و بیهوده درس خواندن و تلف شدن عمرم و صرفا مشغول امور منزل بودن ،خیلی ناراحتم که چرا از سالها پیش به نوشتن و تولید محتوا روی نیاوردم و وقتن را تلف کردم.چون در دوره ما دیگر مدرک تحصیلی ارزش چندانی ندارد و صرفا یک مشت کاغذ پاره است.ممنون می شوم که راهنمایی بفرمایید چگونه انگیزه ام را بیشتر کنم برای نوشتن.

    با تشکر

    (0)
  5. زینب طباطبایی گفت:

    استاد عزیزم سلام
    بنده یک ماه هست ک شروع کردم ب تمرین و پشتکارم را تا حده ممکن حفظ کرده ام اما ب دلیل شاغل بودن و مادر بودن نمیتوانم تایم خاصی برای عادات نویسندگیم تعیین کنم
    بعد از صرف صبحانه مطالعه مطالعه مطالعه
    ( سایت شما و کتاب)
    قبل از ده صبح نوشتن صفحات صبحگاهی
    قبل از ۲ ظهر نوشتن در وبلاگ
    ساعت ۳ خوردن قهوه و بیداری و خواندن کتاب
    و در طول روز هر زمانی ک تایم داشته باشم رونویسی از اثرات دیگر خواندن شعر حداقل یک بیت و مطالعه

    (0)
  6. فاطمه بیرانوند گفت:

    من سه ماه است که در حال ترجمهٔ یک کتاب هستم. از دید من ترجمه دست کمی از نوشتن ندارد و چه‌بسا ترجمهٔ یک کتاب بزرگ بیرزد به نوشتن صدها کتاب. از آنجایی که مترجم باید پاسدار کتابی که ترجمه می‌کند باشد و من برای انجام این مسئولیت واژه‌ها را با بررسی موشکافانه برمی‌گزینم همین کار دایرهٔ واژگانم را روزبه‌روز افزایش می‌دهد و دیگر مانند گذشته از فقر شدید واژگانی در رنج نیستم.
    به‌طور میانگین روزانه سه الی شش ساعت را به این کار اختصاص می‌دهم البته روزهایی که از نظر فیزیکی در وضعیت بدی هستم ناگزیر به استراحت می‌شوم.

    (0)
  7. رزا بختیاری گفت:

    سلام به دوستان عزیز
    خوشحالم که در همچین جمعی هستم
    و من خیلی مشغله دارم ولی با خوندن نوشته دوستان ، انگیزه دوباره شد برای ایجاد عادات نویسندگیم
    من عاشق نوشتن هستم و آرامش درونیم از نوشتنه و سعی برآن دارم که پیاده روی نویسندگی و کلمه برداری و رونویسی را هر روز انجام بدم
    به تازگی با تعویض خونه ، یه اتاق استودیو برای خودم در نظر گرفتم و با جرئت مندی تبدیل کروم به آنچه دوست داشتم
    (کاری که سالها انجام نمیدادم)
    با تشکر از آقای کلانتری و سایت خوبشون

    (0)
  8. مبینا کلانتری گفت:

    متاسفانه نتونستم نظم بدهم به عادت نوشتنم. من مادر یک بچه 2 ساله ام و شاغل تا ساعت 3 بعد از ظهر.
    اما شب ها تمرین نویسندگی آزاد میکنم.

    (0)
  9. عصمت حاج واحدی گفت:

    سلام
    هنوز به عادت نویسندگی نرسیدم ولی سعی می کنم هر روز مطلب برای خودم بنویسم. یا بصورت تایپی و یا بصورت دستی. روزهایی پیش میاد که سه یا چهار صفحه می نویسم و روزی میشه که به یک پارگراف بسنده می کنم.
    نوشتن حس اکتشاف به من می ده، این کمک می کنه که هم خودم را بشناسم و هم بار فکری از ذهنم برداشته بشه.
    روزهایی هم که هیچ ایده ای برای نوشتن ندارم از روش رونویسی کتاب استفاده می کنم

    (0)
  10. المیرا اصغرپور گفت:

    در حال حاضر شغلم طوری است که نمیتوانم به حد کافی وقت برای نوشتن بگذارم اما سعی می کنم روزانه هزار کلمه بنویسم.
    تصمیم دارم در اینده نزدیک شغلم را تغییر بدهم ان زمان میتوانم خیلی برای نوشتن و مطالعه وقت صرف کنم.

    (0)
  11. زهرا خبیدویی گفت:

    سلام استاد عزیز و مهربانم
    بنده علاقه ی شدیدی به این دارم که عادت نوشتنم صبح ساعت هشت استارت بخوره ولی نمیشه و متاسفانه کلاس دارم
    اینطوری سعی کردم ساعتای دونیم ظهر بعد از خوردن ناهار پای میز کارم ب نوشتن و ایده های جدید بپردازم تا ساعتای هفت و نیم عصر یعنی پنج ساعت صرف نوشتن میشه
    دوسه ساعتی استراحت و صرف شام و ساعتای نه ونیم تا دوازده باز به نوشتن اختصاص دادم یعنی اینجا هم حدودا سه ساعت و بعدشم استراحت و انجام کارای شخصی

    (0)
  12. مریم .س گفت:

    سلام

    تنها تمرین مستمری که تا الان در زمینه نویسندگی انجام داده ام نوشتن صفحات صبحگاهی است .هزار کلمه نویسی هم گاهی انجام میدهم.در این برنامه 40 روزه تلاش میکنم که عادات جدیدی را در خودم ایجاد کنم .
    حالا که در مسیر نویسندگی قرار گرفته ام انتخاب کتاب برایم سخت است .آیا هر کتابی را بخوانم خوب است یا با مطالعه کتاب های خاصی شروع کنم ؟
    از راهنماییتون ممنونم .

    (0)
  13. گیتا لاهیجانی گفت:

    سلام
    من معمولا شبها را به نوشتن اختصاص میدهم و صبحها را به مطالعه و پیاده روی می پردازم لیکن متاسفانه نظم و ساعت مشخصی ندارم ، شاید بهتر باشد نظمی به روند معمول زمانبدی روزانه بدهم ، فکر می کنم با نظم بیشتر موفق تر باشم

    (0)
  14. زهرا ناصرالمعمار گفت:

    سلام
    در مورد عادات های خودم می تونم بگم که من از وقتی که جدی شروع کردم به نوشتن صبحها حدود ساعت 5/5 نهایتا 6 صبح بیدار میشم و شروع میکنم به نوشتن 1400 کلمه و نوشتن شکرگزاری تا حدود 7 صبح . از اونجایی که مادر دو تا پسر مدرسه ای هستم بعد از اماده کردن اونا برای رفتن به مدرسه حدود ساعت 8 مجددا شروع میکنم به خواندن شعر و ضبط صدا و نوشتن یا گوش دادن به فایل صوتی و انجام یکسری کارهای روزانه . بعد از ظهر هم بعد از فراغت از کارهای بچه ها بر روی سایت یا یک سری از کارهایی که گرفتم و یا تکالیفی که دارم و محتوایی که باید تولید کنم رو انجام میدم. در لابه لای کارهای روزانه به محض پیدا کردن فراغت مجددا به کارهای آموزشی ام رسیدگی میکنم .
    من شبها تمرکز بیشتری دارم و کارهایم در شب منظم تر و بهتر پیش میرود بنابراین پس از خوابیدن بچه ها مجددا شروع میکنم به انجام کارهایم و گاها پیش امده است که تا 3 شب هم بیدار بوده ام و مشغول خواندن یا نوشتن .
    استاد راه حلی رو بفرمایید که بتونم مطالعه رو بیشتر کنم . عاشق مطالعه هستم ولی تمرکزم رو از دست میدم حین مطالعه و گاها پیش اومده حین مطالعه به یاد کارهای دیگرم می افتم و از جا بلند میشم و میرم سراغ کارهای دیگرم .

    (0)
  15. مژگان عالیخانی گفت:

    درود ،من در صدد هستم زمان بیشتری رو برای عادتهای روزانه بگذارم از امروز روزی هزار کلمه رو اضافه کردم غیر از برنامه منظم صفحات صبحگاهی ونوشتن کلمات جدید ورونویسی وشعرخوانی ،وسعی دارم برنامه پیاده روی رو هم بگنجونم در این صورت با مطالعه وبقیه برنامه ها تقریبا روزی ۵ساعت اختصاص دادم وتصمیم به اضافه کردن این ساعات دارم ممنون از راهنماییهای قشنگ شما

    (0)
  16. لیلا فرزادمهر گفت:

    بنام ایزد
    سلام
    برنامه روزانه نویسندگی من شبیه فرانتس کافکا می باشد ، البته این برنامه مدت یک ماه است که روزمرگی مرا پرمی کند.
    6روز هفته رااز ساعت 7صبح تا5.30 عصر در اداره سپری می کنم گاهی اگر زمان خالی بین وقت نهار پیدا کنم کلمات قصار یا جملات زیبایی که در شبکه های اجتماعی می بینم ویا می شنوم را در دفتر یادداشت وبه گوشه ذهنم می سپارم .
    بعد از برگشت به خانه، مشغول رتق وفتق امور خانه می شوم. گزارش روزانه دخترم، رسیدگی به نظافت خانه، مهیاکردن شام و… تا ساعت 10ادامه دارد.
    بالاخره سکوت وسکون برقرار می گردد واعضا خانواده برای استراحت آماده می شوند.برای مدتی بدست فراموشی سپرده می شوم. با این آف تایم، تازه کارم(دل مشغولی جدیدم)را با خواندن رمان جدیدم شروع می کنم وبعد شروع به نوشتن 1000کلمه می کنم . این کلمات شامل گزارش روزانه،دل مشغولی،اتفاقات جور واجور،ودر نهایت نا گفته هایم می شود.
    درپایان روز3اتفاق خوبیکه برایم در آن روز افتاده رادر دفترم می نویسم .این روز راهم با رضایت کامل سپری کردم وخستگی رابه دست خواب میسپارم .

    (0)
  17. شیوا روشنی گفت:

    من صبح ها ساعت نه یا نه و نیم نوشتن را شروع میکنم. نوشتن و یک فنجان قهوه. تا ساعت یک و نیم دو مشغول هستم. اگر سردر نداشته باشم بعد ناهر هم تا عصر یا میخوانم یا می نویسم . شب ها هم گاهی کارهایی که نوشته ام را ویرایش میکنم. و کتاب هایی که قبلا خوانده ام و دوست داشته ام را دوباره میخوانم.

    (0)
  18. شیوا اسماعیلی گفت:

    قبل ترها قدرت تمرکز و توان کاری خودم رو در شب ها قوی تر می دیدم.از زمانی که هوا شروع میکرد به سیاهی رفتن و افشاگری نور لامپ اتاقم بیشتر و بیشتر می شد و هرچی میگذشت من هم احساس میکردم چراغ ذهنم روشن و روشنتر میشه. تا اینکه روزی با خوندن کتاب اثر مرکب دارن هاردی, دوره ی پوست اندازی خودم رو برای رهایی از عادت های همیشگیم شروع کردم و برای اولین بار کار مفید از صبح تا عصر رو بدون جبر سازمان یا هر اداره ای و با اختیار خودم تجربه کردم. و حاصلش بهره وری و تمرکزی شد که انتظارش رو نداشتم. سعی بر این دارم که هرروز این ساعات مفیدرو بیشتر کنم و هر صبح ماجرای طلوع رو به نظاره بنشینم. این میتونه خیلی الهام بخش و فوق العاده باشه. با ارزوی شادکامی برای شما شاهین عزیز.

    (0)
  19. مریم نیکومنش مقدم گفت:

    سلام خدمت آقای کلانتری گرانقدر🌸
    من صبح ساعت ۶ بیدار می شوم ،صفحات صبحگاهی ام را می نویسم و کتاب می خوانم تا بعد از صبحانه و راهی کردن همسر و فرزندانم به سراغ خیاطی ام بروم .
    خیاطی خیلی کار سخت و زمانبری است و من گاهی از ۱۰ صبح تا ساعت ۸ شب پشت چرخ هستم و مابین استراحتی و پخت و پزی می کنم.
    سعی می کنم زمان استراحتم را با مطالعه پر کنم.و آخر شب هم بعد از فارغ شدن از کارهای روزانه به سراغ خواندن و نوشتن می روم.
    معمولا در روز وقت تلف شده ای ندارم ولی باید بیشتر برای نوشتن وقت بگذارم.

    استاد عزیز اگر امکان دارد تمرینات هر روز را صبح در سایت قرار بدهید که تا شب فرصت چند بار خواندن مطالب و انجام تمرینات باشد.
    با سپاس فراوان.

    (0)
  20. مریم طهماسبی گفت:

    سلام استاد گرامی، من هر روز صبح سه صفحه صبحگاهی را جز عادات صبحگاهی کردم، ساعت ده صبح زمان نیم صفحه
    با کلمات جدید می‌نویسم بعد از ناهار زمانیکه مارهای شرکت. را صفر کردم کتابهای جدید را میخونم و رونویسی از دوصفحه اول را جز عاداتم قرار دادم و شب هم یک نامه به خودم می‌نویسم بابت روزی که گذراندم با تشکر

    (1)
  21. لادن شایان فر گفت:

    سلام و سپاس فراوان
    در خصوص سوال شما،
    با وجود مشغله ها، گرچه پنج صبح بیدار می شوم و در مدیریت زمان می کوشم ،اما وقت زیادی نمی ماند برای نوشتن.و با بازگشایی مدارس این زمان باز هم آب رفته.

    پس من آن را تقسیم می کنم برای:
    نوشتن هزار کلمه، مطالعه+کلمه برداری،
    خواندن شعر، نوشتن و ویرایش مطالبم برای انتشار.
    این تقسیم بندی خوب است؟

    حتی شرکت در کلاس هنری مورد علاقه ام را ادامه ندادم و پیش خودم گفتم بگذار نوشتن عادت روزانه ام بشود، بعدا برای آن دیگری وقت پیدا می کنم.
    (حالا می گویم اگر هوس نوشتن بگذارد)

    یک سوال چند مدتی ست در ذهنم می چرخد، ممنون می شوم اگر راهنمایی بفرمایید :
    استاد، شما بسیار از اهمیت بروز رسانی هر روزه سایت گفته اید.
    از طرفی برخی دوستان می گویند که مطالبی که منتشر می کنی از پانصد کلمه کمتر نباشد.
    بنظر شما چطور؟ مقالات و یادداشت های کوتاه تر را هم در سایت انتشار بدهیم؟

    برای همه چیز ممنونم.

    (1)
    • درود لادن عزیز
      چقدر خوب و پیگیر
      با همین قدرت پیش برو.
      اما در مورد تعداد کلمات، با جستارهای کوتاه شروع کن. مهم‌تر از تعداد کلمات، مداومت و استمرار توست.
      به مرور به نوشتن مقاله و هزار کلمه هم عادت می‌کنی دوست خوبم

      (0)