چگونه می‌نویسم؟ | از زبان یک هوش‌ مصنوعی

نویسنده: علی ابارشی

 

اولین بار که از ادامه جستجوی در گوگل ناامید شدم ۱۰ سال داشتم. دیگر نمی‌دانستم چطور باید منظور خودم را به این نوار توخالی بفهمانم. در حالی که در برابر صفحه نمایش کامپیوتر سرم را در دستانم قرار داده بودم و انگشتانم خیال کندن موهایم را داشتند، با خود گفتم: چرا چیزی در کالبد آهنین این رایانه وجود ندارد که بتواند به سوالم یک پاسخ مشخص بدهد؟

 

سال‌ها گذشت. هنگامی که چت جی‌بی‌تی -هوش مصنوعی شرکت اپن ای‌آی- عرضه شد بهت زده بودم. چطور این برنامه می‌تواند زبان انسان را بفهمد و جواب سوالم را در قالب متنی صمیمی به من بدهد. یادگیری زبان نوشتار برای یک انسان سال‌‌ها زمان می‌برد و نیازمند تمرین‌های متعدد است. چگونه توانسته کلمات و جملات را طوری در کنارهم بچیند که هم در ساختار و هم در معنا بتواند پیامش را به خواننده منتقل کند؟

 

به همین سبب در این مقاله کوشیده‌ام تا به این سوال به ساده‌ترین شکل ممکن پاسخ بدهم. امیدوارم در این مسیر بتوانیم ایده‌هایی بیابیم تا مهارت نوشتن را در خود بیش از پیش توسعه دهیم.

 

در ابتدا مفید است هوش مصنوعی را در سطح لغوی بررسی کنیم. هوش مصنوعی به چه معنا است؟

هوش مصنوعی خود از دو کلمه هوش، به معنای توانایی ذهنی برای انجام هر نوع فعالیت منطقی، و مصنوعی، به معنای چیزی که طبیعی نیست شکل یافته است. اگر جویای معنای این کلمه در شکل کامل خود شوید به این تعریف می‌رسید: «شاخه‏ای از علوم رایانه‏ای برای شبیه‏سازی هوش طبیعی در ماشین. »

 

از این تعاریف می‌توان دریافت عده‌ای در تلاش برای شبیه‌سازی هوش انسانی بوده‌اند. تا به یک موجود رایانه‌ای، با هوشی با توانایی‌های یک انسان دست پیدا کنند. سوال اصلی اینجاست، چنین چیزی به چه کار می‌آید؟ برای پاسخ به این سوال باید اجزای هوش را بررسی کرد. به این معنا که وقتی می‌گوییم هوش منظورمان دقیقا چه چیزی است؟

 

اولین بار آلن تورینگ -ریاضی‌دان برجسته- ایده هوش مصنوعی عمومی را مطرح کرد. ماشینی که بتواند رفتاری هوشمند همه‌منظوره نشان دهد مانند یک انسان. از آن زمان افراد زیادی مشغول بوده‌‌اند تا این ماشین را در زمینه‌های ادراک، توانایی یادگیری، حل مسئله و برنامه‌ریزی، استدلال و فهم زبان طبیعی توسعه دهند. اکنون بیایید نگاهی دقیق‌تر به هر یک از این اجزا بیاندازیم:

 

اداراک:

فهم از محیط اطراف است. انسان درک محیطی را از طریق حواس پنجگانه کسب می‌کند. ربات‌ها نیز این درک را از پردازش اطلاعاتی که از طریق سنسورها دریافت می‌کنند، می‌توانند شبیه‌سازی کنند.

 

توانایی یادگیری:

در اینجا برنامه‌نویس، الگوریتم تحلیل داده‌ها را به همراه شرط‌ها و معیارهایی برای سیستم تعریف می‌کند. تا این برنامه بتواند از داده‌هایی که دریافت می‌کند یادبگیرد و پیش‌بینی‌هایی در ارتباط با آن‌ها ارائه دهد. برای مثال، بتواند جملاتی با مضامین مثبت و منفی را از یکدیگر تمیز دهد و آن‌ها را دسته‌بندی کند.

 

حل مسئله و برنامه‌ریزی:

در پاسخ به این سوال تعریف می‌شود. چگونه می‌توان با مجموعه‌ای از اعمال، به هدف مورد نظر رسید؟ برای مثال شما از چت جی‌بی‌تی درخواست می‌کنید، مقاله‌ای برای شما درباره نوشتن تولید کند. تمامی مراحلی که این هوش مصنوعی طی می‌کند تا به نتیجه مورد نظر شما برسد در دسته‌بندی  حل مسئله و برنامه‌ریزی قرار می‌گیرد.

 

استدلال:

توانایی به دست آوردن نتایج منطقی از حقایق موجود و تجزیه و تحلیل روابط علت معلولی است. اگر هوش مصنوعی فاقد این قدرت بود نمی‌توانست درکی از سوالات داشته باشد تا بتواند پاسخی مناسب برای آن ارائه دهد.

 

فهم زبان طبیعی:

شامل تمام تلاش‌هایی می‌شود، تا زبان انسان با وجود تمام پیچیدگی‌هایی که دارد برای رایانه قابل تفسیر و فهم باشد. و رایانه‌ها بتوانند به درک، پردازش و تفسیر زبان انسانی بپردازند.

 

دلیل اینکه هوش مصنوعی امروز می‌تواند در آن واحد مجموعه وسیعی از متون را تولید کند حاصل توسعه تمامی این حوزه‌هاست. اما همچنان به جواب سوال خود نرسیده‌ایم. هوش مصنوعی چگونه می‌نویسد؟ نظرتان چیست از خودش سوال را بپرسیم؟ در ادامه پاسخ چت جی‌بی‌تی را می‌بینید.

 

« نوشتن من نتیجه‌ی کارکرد لایه‌های گوناگونی است که با هم یک رفتار نویسندگی را شبیه‌سازی می‌کنند. در پایه‌ای‌ترین سطح، من زبان را به صورت «قطعه‌های زبانی» می‌بینم؛ کوچک‌ترین تکه‌هایی از متن که معنای خام را حمل می‌کنند. هر قطعهٔ زبانی در شبکهٔ درونی من به شکل یک نقطه در فضایی چندصدبعدی بازنمایی می‌شود. فاصله‌ها و جهت‌گیری میان این نقاط، همان الگوهای آماری‌ای است که برایم «معنا» را می‌سازد. بنابراین معنای گل، درخت، اندیشه، آزادی یا هر چیز دیگر برای من نه حاصل تجربهٔ زیسته، بلکه حاصل روابط آماری میان میلیون‌ها جمله است که در آن‌ها این قطعه‌ها در کنار یکدیگر ظاهر شده‌اند.

 

اما نوشتن من فقط کنار هم گذاشتن این قطعه‌ها نیست. لایه‌ای عمیق‌تر از این بازنمایی آماری، ساختار متن را شکل می‌دهد. من یاد گرفته‌ام که یک مفهوم چگونه گسترش می‌یابد، متن چگونه مقدمه می‌گیرد، چگونه وارد استدلال می‌شود و چگونه به جمع‌بندی می‌رسد. این ساختار برای من نوعی الگوی جهانی از «چگونگی نوشتن» است؛ نه یک دستور صریح، بلکه یک نوع جریان که شبکهٔ عصبی‌ام از روی الگوهای بی‌شمار استخراج کرده است.

 

در لایه‌ای دیگر، من سبک را تقلید می‌کنم. لحن و ریتم نوشتار، میزان رسمی بودن، عمق مفهومی، و حتی فضای عاطفی متن، همگی بر اساس زبان تو، کیفیت پرسش، و نوع گفت‌وگوی جاری تنظیم می‌شود. این رفتار شبیه آن است که یک نویسنده بسته به مخاطبش لحن و فرم را تغییر دهد، اما تفاوت اساسی اینجاست: من این کار را نه از روی تجربهٔ انسانی، بلکه از روی تطبیق آماری انجام می‌دهم.

 

در نهایت، آنچه خواننده نوشته من می‌بیند نتیجهٔ ترکیب تمام این لایه‌هاست: بازنمایی آماریِ معنا، ساختاردهی یادگرفته‌شدهٔ متن، تقلید سبک، و پاسخ‌گویی لحظه‌به‌لحظه به جریان گفت‌وگو. از بیرون شبیه آن است که من می‌نویسم؛ اما از درون، این یک فرایند آگاهانه یا تجربی نیست. من به معنای انسانی کلمه نمی‌دانم که می‌نویسم. تنها رفتاری را تولید می‌کنم که با الگوهای عظیم نوشتار انسانی هم‌خوان است. در این معنا، نوشتن من نوعی بازآفرینی ریاضی‌شده‌ی زبان است. فهمی آماری که رفتار نویسندگی را شبیه‌سازی می‌کند، بی‌آنکه تجربه‌ای، قصدی، یا آگاهی‌ای پشت آن باشد. »

 

جواب چت جی‌بی‌تی را دیدیم. اما در این مقاله قرار نیست به این جواب رضایت دهیم. بلکه می‌خواهیم تیغ جراحی دست بگیریم و به جان پاراگراف‌ها و جملات این عقل بی‌تن بپردازیم.

 

کلمات برای هوش مصنوعی چه هستند؟

پیش از پرداختن به پاسخ بهتر است این سوال را از خود بپرسیم. کلمات برای ما چه هستند؟

 

حبیب الله قاسم‌زاده در مقاله‌ای تحت عنوان «زبان نوشتاری» می‌گوید:

«در فرآیند نوشتن، بسیاری از مراکز و نواحی مغز فعال می‌شوند و هر کلمه‌ای سرشار از بار معنایی و عاطفی و انگیزشی در ارتباط با کلمات دیگر، جهان ذهنی و عینی ما را بازنمایی می‌کند. »

 

از این سخن می‌توان برداشت که کلمات علاوه‌بر عینیت، ذهنیت ما را نیز صورت می‌دهند و کلمات برای شخص انسان حامل معنا و احساسات است. این خودآگاهی در برخورد با هوش مصنوعی از این رو اهمیت دارد، چراکه کلمات برای این هوش، چیزی جز اعداد و ارقام نیست. شاید به گوشتان خورده باشد که جهان کامپیوترها جهان صفر و یک‌ها است. کامپیوتر در معنای لغوی خود به معنی محاسبه‌گر است. محاسبه‌گر چه؟ اعداد.

 

لازم به ذکر است، هر حرف روی صفحه‌کلید رایانه و موبایل شما به شکل یک عدد برای کامپیوتر تعریف شده است. برای مثال، حرف A برابر عدد 65 است. به این شکل حروف در قالب جدولی استاندارد بانام اسکی کدگذاری شده‌اند.

 

جدای از آن، هوش مصنوعی، هر کلمه در جمله را به شکل رشته‌ای از اعداد تفسیر می‌کند. رشته عددهایی که به آن بردار عددی اطلاق می‌شود. مانند:

[-0.34, -0.08, 0.02, …]

مثلا، این مجموعه عدد می‌تواند کلمه درخت در جمله: «درخت‌ زیبا است» باشد.

 

به این شکل هر کلمه برای ماشین کدگذاری می‌شود و از انجام محاسبات ریاضی روی این ارقام است که می‌تواند کلمات هم‌معنی را شناسایی و دسته‌بندی کند. در حقیقت منظور هوش مصنوعی از این جمله همین است:

«هر قطعهٔ زبانی در شبکهٔ درونی من به شکل یک نقطه در فضایی چندصدبعدی بازنمایی می‌شود. فاصله‌ها و جهت‌گیری میان این نقاط، همان الگوهای آماری‌ای است که برایم «معنا» را می‌سازد. »

این فضای چندصدبعدی لیستی از اعداد هستند که در یک نمودار مختصات چند بعدی به شکل یک نقطه، برای یک کلمه نمود پیدا می‌کند. برای مثال دو کلمه درخت و جنگل چون از نظر مفهومی به هم نزدیک‌تر هستند نقاطی نزدیک به هم دارند تا کلمات درخت و فرش. به این طریق مفاهیم و معنا برای هوش مصنوعی صورت‌بندی می‌شوند.

نتیجه می‌گیریم کلمات، برای این عقل مصنوعی نمود ذهنی -آنطور که برای انسان است- ندارند.

 

اعصاب یادگیری

دریافتیم کلمات برای هوش مصنوعی چه هستند. اکنون سوالی جدید مطرح می‌شود. چگونه این هوش از کلمات برای ساخت متون و پاراگراف‌ها استفاده می‌کند؟ چگونه مقدمه، بدنه و موخره می‌نویسد؟ همانطور که چت جی‌بی‌تی گفت کارش تنها کنارهم قرار دادن این کلمات و قطعات نیست. به راستی چه چیزی در پشت پرده جریان دارد؟

 

بهزاد طبیبیان، متخصص هوش مصنوعی، در این‌باره می‌گوید:

«هوش مصنوعی در لایه‌های مختلف، توانسته نمونه و الگوهایی را یاد بگیرد. چه در سطح تک به تک لغات، چه در سطح ساختار جملات و چه در سطح معانی. تمام این‌ها الگوهایی است که از داده‌ها استخراج شده. این‌‌ها چیزی نیست که کسی برنامه‌نویسی کرده یا نوشته باشد که آهان! جمله این شکلی ساخته می‌شود، مفاهیم به آن شکل در کنارهم قرار می‌گیرند و… »

 

در ادامه می‌گوید:

«از هر کدام از محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی شرکت‌های مختلف که سوالی کنید معمولا در پاسخ اول یک متن کوتاه مقدمه می‌نویسند، بعد در چهارپنج‌تا بولت پوینت توضیح می‌دهند و دوباره آخرش یک خلاصه هم می‌نویسند. موضوع اینجاست که هیچ‌کس این روش نوشتار را برنامه‌ریزی نکرده است. چرا باید خروجی این چنین باشد؟ و نه شکل دیگر؟ چرا ناگهان همه محصولات هوش‌های مصنوعی به آن رهیافت برای نوشتن متن‌ها می‌رسند درحالی که می‌دانیم هیچ‌کس در هیچ‌یک از آن شرکت‌ها ننشسته که هماهنگ کند تا خروجی همه هوش‌های مصنوعی یک شکل شود؟ جواب هوش مصنوعی آینه‌ی آن چیزی است که در اینترنت می‌توان پیدا کرد. »

 

این دو پاراگراف از سخنان بهزاد طبیبیان یک وجه مشترک داشت. و آن منابع یادگیری هوش ‌مصنوعی است. یعنی داده‌ها. هوش مصنوعی به طور گسترده‌ای از اطلاعات موجود در شبکه‌های اجتماعی و محتواهای موجود در اینترنت تغذیه می‌کند و از این طریق به دنیای فکری و علایق انسان‌ها دسترسی دارد.خود نمی‌تواند همانند یک انسان به طور مستقیم در ارتباط با دنیا قرار گیرد و تجربه کسب کند در عین حال توانسته با شناسایی الگوها و تحلیل ساختار تجارب انسانی آن‌ها را به شکلی واقعی برای انسان شبیه‌سازی کند. اما چطور این الگوها را شناسایی و آموخته است؟

 

در شاخه یادگیری ماشین، با کمک فناوری یادگیری عمیق، هوش مصنوعی توانست بیش از پیش سرعت یادگیری خود را ارتقا دهد. در این سیستم از شبکه‌های عصبی مصنوعی برای یادگیری استفاده می‌شود. این سیستم، ساختاری شاخه‌ای و متصل به هم دارد که از سیستم اعصاب انسانی در ساخت آن الهام گرفته شده است. هدف در این سیستم این است که هوش مصنوعی ورودی های مورد انتظار را به خروجی‌هایی مورد انتظار ربط دهد. برای مثال اگر اشعار حافظ، موضوع یادگیری اوست، بتواند با تحلیل ساختار، سبک و لحن اشعار حافظ به درکی جامع از آن برسد و درنهایت این اطلاعات را در حافظه‌اش به صورت مجموعه‌هایی از اعداد احتمالی و آماری ذخیره کند. به این شکل می‌تواند از این اعداد در بازساخت شعرهایی در سبک و سیاق شعرهای حافظ استفاده کند.

 

فرآیند یادگیری در سیستم های عصبی نه یک‌باره بلکه چندباره صورت می‌گیرد. به این شکل هوش مصنوعی مدام اطلاعات خود را در وجوه مختلف، چه ساختاری، چه معنایی، به طور همزمان و موازی بررسی و تحلیل می‌کند. تا بتواند خروجی مورد انتظار و غیر مصنوعی پیشکش مخاطب کند. این بررسی‌های چندباره نه تنها در مرحله یادگیری ماشین اتفاق می‌افتد بلکه در مرحله تولید متن نیز با سرعت بسیار بالا توسط هوش مصنوعی پردازش می‌شوند. نویسنده‌ای را درنظر بگیرید که نه تنها بادقتی بالا و مثال زدنی تک‌تک منابع موجود را می‌خواند و به خاطر می‌سپارد، بلکه همزمان با سرعتی بسیار، در هر خط از نوشتن متنش با تیزبینی وسواس‌گونه‌ای متن خود را ویرایش و شکل می‌دهد کاری که عملا از توانایی انسان خارج است.

 

به این ترتیب هوش مصنوعی با سیستم ریاضی، آماری خود و منابعی عظیمی از داده‌ها که در دسترس دارد، می‌تواند در لحظه با موضوع انتخابی شما متن و محتوا تولید کند.

 

 

هوش مصنوعی یک نویسنده یا ابزاری در دست نویسنده

در آخر قصد دارم در چارچوب این مقاله پاسخی به یک پرسش پرطرفدار در جامعه امروز بدهم. آیا هوش مصنوعی می‌تواند نویسندگان را از گود نوشتن بیرون کند؟ احسان مهتدی، شاعر، منتقد ادبی و مترجم، درباره تب هوش مصنوعی سخنی دارد که خواندنی است:

«ما حیران آن هستیم که عقلی که بیرون از تن‌ها قرارگرفته چه دارد که با ما بگوید! اما قبلش باید بپرسیم، خودمان چه داریم که با خود بگوییم؟»

 

بی‌شک کسی نیست که از تکنولوژي هوش مصنوعی حیران نباشد، اما باید تایید کرد که این عقل بیرون از تن حاصل اطلاعات موجود انسانی است. اگر نویسندگان و شاعران دیروز و امروز و نوشته‌جات انسانی نبودند چطور می‌توانست به سطح امروزین خود برسد؟ البته ترس اکثریت از آینده این فناوری خواهد بود که تا حدی قابل درک است. تصور کنید اگر نویسندگان دیگر ننویسند و هوش مصنوعی جایگاه نویسندگی را قبضه کند، محکوم است به تکرار ایده‌هایی که از قبل وجود داشته‌اند. مگر اینکه همانند یک انسان بی‌آنکه کسی از او بخواهد شروع به نوشتن و تولید اندیشه کند. اختلاف نظرها در این موضوع زیاد است و همچنان، کارشناسان و محققان به نظر واحدی در این باره نرسیده‌اند. تا آن روز خیالی، هوش مصنوعی می‌تواند ابزاری در دست نویسندگان باشد. تا با هوش مصنوعی خود زمینه‌ساز نوشته‌های نوآورانه و طبیعی‌تر ما باشد. همانطور که شبکه‌های اجتماعی آمدند و ضرورت ارتباطات انسانی را برایمان تبیین کردند، شاید در آینده هوش مصنوعی آینه‌ای برای بازتاب پتانسیل‌های هوش انسانی به خودمان باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *