مارگرت گراگتی در کتاب «نویسندهی پنج دقیقهای» ۵۸ تمرین برای نویسندگی خلاق معرفی میکند و به ما میآموزاند که صرف ۵ دقیقه از کل روز برای هر یک از این تمرینها، سبب میشود تواناییمان در نوشتن را بهبود ببخشیم و در مسیر یادگیری نویسندگی افراد منضبطتری باشیم.
مارگرت گراتی ما را تشویق میکند به دم دستیترین موضوعات هم نگاه متفاوتی داشته باشیم و بکوشیم همواره همه چیز را از زاویه دید دیگرسانی بنگریم. همچنین او از این میگوید که چرا نوشتن فهرست مهم است و ما را به نوشتن فهرست دربارهی همهچیز تشویق میکند.
در ادامه فهرستی که مارگرت گراگتی در اهمیت کتاب »نویسندهی پنج دقیقهای» نوشته است را با هم میخوانیم:
هدف نهایی این اثر الهامبخشیدن به شما برای نوشتن است. حتی اگر چند دقیقه برای نوشتن فرصت داشته باشید. هر فصل یک بحث مرتبط با نویسندگی را به شما ارئه میکند که بهدنبال آن یک تمرین پنج دقیقهای ارائه میشود. تمرین پنج دقیقهای، به ظن من، یکی از مؤثرترین روشها برای کشف و توسعهی قابلیتها خواهد بود. این کتاب به شما کمک خواهد کرد تا:
- به دنیای درون خود راه باز کنید. خاطرات شخصیْ انعکاسدهندهی الگوهای فراگیر «داستان» انسان هستند.
- یک روال نوشتاری ایجاد کنید.
- ماهیت داستان را بهعنوان یک محصول فرهنگی درک کنید.
- زندگی را به عنوان منبعی تمامنشدنی از ایدههای داستانی ببینید.
- تفکر خلاق را تحریک کنید.
- از تکنیکهای ذهنی برای تفکر خلاق استفاده کنید.
- موانع را رفع کنید.
آشنایی با تمرینهایی برای نویسندگی خلاق
در یکی از تمرینهای کتاب «نویسندهی پنج دقیقهای» از ما خواسته میشود در مورد هر شیء تا میتوانیم کاربردهای غیرمعمول و خلاقانه بنویسیم.
برای مثال نمونهای از برخورد متفاوت با سطل زباله در کتاب آمده است:
خودتان را از هر نوع تثبیت کارکردی رها کنید و در کنار ویژگی خاصی که آن شیء را مناسب مصرف فعلیاش کرده است، تمامی ویژگیهای مختلف آن را در نظر بگیرید.
به طور مثال، درست است که سطل زباله دارای فضای توخالی است که آن را مناسب محفظه بودن میکند، ولی ویژگیهای دیگری از جمله وزن، اندازه، بافت و رنگ هم دارد. در ضمن به بیرون منفذی ندارد و عایق است و اگر از دمای مشخصی بیشتر حرارت ببیند ذوب میشود. با اینحال، وقتی یکی از شبکههای خبری در فضای مجازی مسابقهای برگزار کرد با موضوع «۱۰۱ کاری که میتوان با سطل زبالههای خشک انجام داد»، بیشتر شرکتکنندگان خود را به جنبهی محفظه بودن سطل زباله محدود کردند.
یک ایده این بود که میشود از آن بهجای مخزن خانگی برای سرکه انداختن استفاده کرد. یکی دیگر آن را برای به عمل آوردن کود مناسب دیده بود، اما نوآورانهترین کاربردها پیشنهادهای خود آن شبکه بود که شامل این موارد بود:
از آن بهجای کلاه در مسابقههای عجیبترین کلاهها، نوعی سورتمه، مانع برای بستن جاده، سکویی برای ایستادن سخنرانها و مثلن ستون سنگی معبد برای ایستادن کاهن خیالی زندگیتان.
اگر به چیزی برحسب تمامی جنبههای آن نگاه کنید، نه خاصترین کارکردی که به آن مربوط میشود، متوجه میشوید کاربردهای بالقوهای که میتوانید پیشنهاد کنید به صورت چشمگیری افزایش مییابد.
با هم تمرین کنیم
برای «دکمه» دستِکم ۲۰ کاربرد متفاوت و غیرمعمول بنویسیم.

میتوانید مواردی از فهرست کاربردهای متفاوت برای دکمه را با ما به اشتراک بگذارید.
مرور ۷ تمرین نویسندگی خلاق از کتاب نویسندهی پنج دقیقهای
۱. مثل یک کودک به اطرافتان بنگرید
چیزی برای نگاه کردن پیدا کنید. انتخاب به شما بستگی دارد اما پیشنهاد من انتخاب چیزی ساده است. این انتخاب میتواند تارعنکبوت، یک دیوار آجری، یک گربه، یک درختچه، یک پرتقال یا یک لیوان آب باشد. وقتی شیء موردنظر را انتخاب کردید، برای چند دقیقه با دقت به آن نگاه کنید. تصور کنید قصد رنگآمیزی آن را دارید. با استفاده از یک شخص هم میتوانید به این تمرین تنوع ببخشید. در مرتبهی بعد در سوپر مارکت، مسافرت، قطار یا انتظار در صف ادارهی پست، به اطرافتان نگاه کنید. یک آدم را انتخاب کنید و با دقت و رعایت ملاحظات او را زیرنظر بگیرید.
۲. منتظر چه هستید؟ فهرست بنویسید
زمان بعدی که دستبهقلم شدید، یک فهرست درست کنید. در مورد لیست خرید حرف نمیزنم. منظورم فهرستهایی است که میتوانید از آنها به عنوان کاتالیزور در روند نویسندگیتان استفاده کنید. برای عادت به فهرستنویسی، چند ایده وجود دارد:
- فهرست چیزهایی که از آنها متنفر هستید.
- فهرست آدمهایی که تحسین میکنید.
- فهرست چیزهایی که در صورت امکان در خودتان تغییر میدهید.
- فهرست نگرانیها و دغدغههای روزهایتان
۳. کلیشهها را بازنویسی کنید
ساختن استعاره و تشبیهات درخشان به توانایی مشاهده اشیا بر حسب کیفیتهای خاص و بدون تأثیرپذیری بیش از حد از کلیت قضیه دارد. برای شکستن کلیشهها، به این عبارات کلیشهای نگاه کنید و بهجای کلمات مورب از تشبیهات خودتان استفاده کنید:
- سخت مثل سنگ
- سرد مثل یخ
- ساکت مثل قبر
- زیبا مثل نقاشی
۴. برای نوشتن یک جمله، یک دقیقه وقت بگذارید
اگر خیلی هم پرمعنا ار کار درنیامد، نگران نشوید و خیلی پیچیده فکر نکنید. در اینجا چند ایده برای شروع وجود دارد:
- جملهای دربارهی حسوحال حاضرتان بنویسید.
- جملهای که با یک اسم شروع میشود، بنویسید.
- جملهای مبهم بنویسید. (از چیزی که فکر میکنید، سختتر است.)
- جملهای با عبارت «چطور…» بنویسید.
۵. جملات ناتمام را ادامه دهید
ما به عنوان نویسنده، میتوانیم با استفاده از قاعدهی فرم خوب بخشهای خلاق مغزمان را آماده کنیم. ما این کار را نه با نشستن پای صفحهی خالی نمایش یا کاغذ خالی که با ارائهی خوراک وسوسهانگیز بهشکل جملههای ناتمام انجام میدهیم. این مقوله… سیل خلاقیتتان را پیش از آنکه بفهمید، به جریان میاندازد و صفحهی شما کاملا پر میشود. برای تمرین یکی از جملات ناتمام زیر را انخاب کنید و به مدت پنج دقیقه یا بیشتر ادامهاش بدهید:
- ای کاش…
- بوی فرش کهنه مرا…
- همیشه میدانستم که…
- ناگهان یادم آمد که…
- آخرین چیزی که آن روز میخواستم انجام دهم…
- دوشنبه عصرها، من همیشه…
۶. جاهای خالی را پر کنید
این یک تغییر در تمرین قبل است. با ایدهها بازی کنید تا ببینید که جملات ناقص با توجه به کلمات انتخابی شما چه تغییری میکنند.
- او فقط وقتی از… دست کشید که…
- او تصور نمیکرد چیزی چنین… بتواند روی او اینچنین تأثیر… بگذارد.
- به عنوان یک قانون، او هرگر… مگر…
- او پرسید: «فایدهی… چیست وقتی قرار نیست چیزی رو حل کنه؟»
- زن گفت:« من به… نیاز دارم.»
۷. توی کیف را بگردید
تصور کنید یک کیفدستی، چمدان یا کیفی پیدا کردهاید. شما صاحب آن را نمیشناسید، اما تصمیم میگیرید که با کنجکاوی و شاید هم فضولی پی به هویت صاحب ببرید. کیف را باز کنید و محتویات آن را بیرون بیاورید. بدون تعمق آنچنانی، شش مورد از وسایلها را فهرست کنید. سراغ چیزهای بدیهی نروید گرچه میتواند آنها را لحاظ کنید. حالا بر اساس چیزی که کشفشده، یک طرح شخصیت بنویسید. اینکه به نظر شما او چجور آدمی است؟ چه عادتهایی دارد؟ شغلاش را میتوانید حدس بزنید؟ سناش را چه؟ و…
5 پاسخ
خیلی خوب بود. نشستم و ازش نتبرداری کردم که در آزادنویسیهام ازش استفاده کنم. فکر میکنم خیلی به دردم میخوره. متشکرم.
یکی از مواردی که توجهم رو جلب کرد، همین نوشتن از دغدغهها در شروع آزادنویسی هست. بهنظرم اگر از ابتدا لیستشون کنم، بعد بهتر میتونم پی یکیشون رو بگیرم و به جایی برسونمش. و بقیه منظم منتظر میمونن تا نوبتشون بشه و مرتب نمیان تو دست و پا که پرش افکار داشته باشم.
لادن نازنینم 🌷🌟
درجهیکی شما.
به چه نکتهی ارزشمندی اشاره کردید. دقیقن، نوشتن فهرست دغدغههامون احتمال پیگیریشون رو بالاتر میبره وقتی جلوی چشممون باشه.
ممنون از مقاله ی مفیدی که برایمان به اشتراک گذاشتید. ایده های زیادی برای نوشتن پیدا کردم. روستای کارتون هایدی را توصیف کردم. برای تغییر خرده عادت، دیدن سریال را چند روز ترک می کنم. در عوض حتمن هر روز پیاده روی می روم. برای انجام یوگا اتاق را تاریک می کنم. جای خوابیدم را تغییر دادم.
لذت بردم، ممنون. جای نوشتنم رو عوض کنم. رنگ خودکارم رو عوض کنم. دمنوشم رو کنار نوشتنم داشتهباشم.