بیایید تصور کنیم روزی یک ساعت مینویسیم.
یعنی هر کداممان به شیوهی دلخواهمان در این یک ساعت آزادنویسی میکنیم و از نوشتن لذت میبریم. بین ما باور مشترکی هم وجود دارد و برای روند نوشتن چهارچوب قائلیم. اینجا چهارچوبمان زمانیست: یک ساعت پیوسته و بیوقفه نوشتن بیکه فکر کنیم «خب چی بنویسم؟» یا «اینها که نوشتهام اصلن به چه دردی میخورند؟»
ایجاد عادت نوشتن چطور به نویسنده کمک میکند؟
وقتی از عادت روزانه یک ساعت نوشتن میگوییم، برای خیلیهایمان با توجه به پرمشغلگیها و محدودیت تمرکز، ممکن به نظر نمیرسد.
ریک روبین در کتاب «عمل خلاقانه» در مورد دغدغهی عادتسازی هنرمندان میگوید:
نظم و آزادی مخالف همدیگر به نظر میرسند، اما در واقعیت، مکمل هم هستند. نظم به معنای نداشتن آزادی نیست، بلکه یک وظیفهٔ هماهنگ با زمان برقرار میکند. مدیریت برنامه و عادات روزانه عناصر ضروری برای خالی کردن فضای عملی و خلاقانه برای خلق یک هنر بزرگ هستند.
حتی میتوان گفت که یک «بازدهی مؤثر در کل زندگی» خیلی مهمتر از این است که تنها در یک اثر جمع شود. نگاه به جوانب عملی با دقتی موشکافانه این فرصت را ایجاد میکند تا پنجرههای هنر رو به نوعی آزادی کودکانه باز شوند.
عادتهایی که از خلاقیت حمایت میکنند میتوانند هر روز بهمحض بیدار شدن شروع شوند. اینها میتوانند شامل نگاه کردن به نور خورشید قبل از نگاه کردن به صفحهٔ گوشی، مراقبه (نوشتن فهرستی برای شکرگزاری)، و یک دوش آب سرد قبل از شروع لحظات خلاقانه در فضایی مناسب باشد.

۴ درس از کتاب «عمل خلاقانه» برای عادتهای خلاق یک نویسنده
این نکتهها را نویسندهی کتاب، ریک روبین رو به مخاطب هنرمند میگوید که ما ایدههایش را در دنیای نوشتن با هم مرور میکنیم.
-
درس اول: زمان مشخصی برای نوشتن تعیین کنید
در این مدت بدون حواسپرتی بنویسید و بگذارید تخیلتان به اوج خودش برسد. یک نفر ممکن است یک ربع فرصت کند بنویسد. دیگری نیم ساعت بنویسد و حتا کمتر. همهشان خوب است، ارزش نوشتن در نوشتن است نه در دقایقی که مینویسیم. بنابراین اگر ۵ دقیقه مینویسید و برایتان لذتبخش است به شما تبریک میگوییم. آیا میتوانید این ۵ دقیقه نوشتن را در روزهایتان حفظ کنید و به مرور تعداد مراتباش را در روز بالاتر ببرید؟
-
درس دوم: هدف نوشتن را به اندازهی اقدامی روزانه و ترغیبکننده در زندگیتان خرد کنید
اگر برنامهی نوشتنتان را طاقتفرسا بچینید احتمالن خیلی زود برای فرار از آن راهی مییابید. این به نفع کار خلاق است که در ابتدا اقدامی روزانه و قابل دستیابی برایش تعیین کنید. مثلن میتوانیم محدودیت زمانی قائل شویم: امروز یک ربع مینویسم. حتا محدودیت تعداد کلمه: امروز ۱۰۰۰ کلمه مینویسم/سه صفحهی پشت و رو مینویسم.
-
درس سوم: به نوشتن روزانهی تعداد کلمات یا دقایق مشخص متعهد شوید.
اتفاق خوبی میفتد که نیروی حرکت شما را تأمین میکند. شاید بعد نگاهی به ساعت بیندازید و ببینید دو ساعت است که گرم نوشتنید. وقتی این عادت شکل بگیرد، همیشه این گزینه را دارید که به ساعات خلوت و نوشتنتان بیفزایید.
-
درس چهارم: روشهای مختلف نوشتن را بیازمایید
روی کاغذی تازه، در مکانی تازه، با بکگراند جدیدی در برنامهی ورد بنویسید و تایپ کنید. هدف این است که به ساختاری متعهد باشید که خودش میتواند به زندگی روح ببخشد، نه اینکه فقط وقتی حس و حال آن را داشتید سراغ نوشتن بروید. یا حتا هر روز خود را با این سؤال شروع کنید که چطور و کی میخواهم بنویسم؟ در نوشتن مشوق خودتان باشید.
سخن پایانی
در نتیجه ما در هر حرفهی هنری به عادتهای مؤثر تکیه میکنیم تا از نقطهای به نقطهی دیگر برسیم. بعضی عادتهایی که به طور معمول داریم به کار هنرمان نمیآیند و حتا روندش را کندتر میکنند. برخی دیگر از عادتهای خوبی که میتوانیم در خودمان ایجاد کنیم، ادامه نمییابند. بخشی از کار ما شنایایی و رفع موانع ریز و درشتیست که سبب میشود نتوانیم عادتهای مؤثر را در زندگیمان حفظ کنیم.
شما برایمان بنویسید:
اگر نوشتن را تازه شروع کردهاید: چه باورها یا اندیشههایی مانع شما در نوشتن میشود؟
اگر مدتهاست مینویسید: چه باورهایی در نوشتن مانع شما بوده که حالا نیست؟
2 پاسخ
سلام اعتقادم براینه که هر عادت پسندیده ومفیدی میتونه خوب باشه
مثل سحر خیزی پیاده روی و…و
اما نوشتن هم اگر ازروی عادت جهت تمرین و پرکاری برای حرفه ی نویسندگی باشه بعله لازمه ی کار وبسیار عالیست
ولی اگر بصورت شخصی ودلی باشه فرق میکنه بستگی به موقعیتها و تلخی وشیرینی و اتفاقات مختلف داره که مثل یک تلنگر خودبخود ادم بانوشتن ارام میشه .
گاهی هم مثل اینه که جلو اینه باشی و خودتو ببینی .منطور زمانیه که میخوای مسلسل وار بنویسی وخودتو خالی کنی ، و صفحه ی کاعد برات حکم خدا رو پیدا میکنه گاهی فریاد میزنی وگاهی خواهش میکنی و گاهی به ارامی گفتگو میکنی .
اما نویسندگی حرفه ای زمان میطلبه و باید تمرین کنی وتلاش و همه ی انها که در بالا گفته شد را رعایت کنی . و در حقیقت نوشتن میشه متن زندگیت وکارت .
نمیدونم تونستم منظورم رو بیان کنم یانه ؟
شاید هم اشتباه میکنم .
من زمانی مینویسم که وجودم می طلبه ، باید بنویسم ، 🫠
بااین حال یادگیری ودانایی برای همیشه خوبه
و خوشحالم که با جهان تازه ای ازخواندن و
نوشتن اشنا شدم .
از استاد عزیز سپاسگزارم .
نمیدانم اما گاهی در روزمره گم میشوم. اهمال کاری میکنم. به نظرم باید روزانه از خودمان بپرسیم. راه دیگر شاید دایره کشیدن است. ۳۰دایره یک ساعته و یا۶۰دایره نیم ساعتی . دفتر پیگیری عادت. و تداوم تداوم تداوم.