اغلب اوقات مقالهنویسی را از این جهت به تعویق میاندازیم که ذهنیت درستی از شروع کار نداریم. یکی از دلایلی که باعث میشود از نوشتن مقالههای شخصی و خلاق دور بمانیم، نداشتن موضوع است. در این مقاله با ایدههایی برای نوشتنِ مقالهی شخصی آشنا میشویم که میتوانند دستمایهی ما برای خودپژوهی در سال جدید باشند.
همهی این ایدهها در مجموع سه ویژگیهای مشترک دارند:
۱. از همین حالا میتوانید با یکی از ایدهها نوشتن مقالهی شخصیتان را شروع کنید.
۲. هر ایده را میتوانید به عنوان پروژهی نوشتنی بلندمدت برای خودتان در نظر بگیرید.
۳. با گسترششان در طی زمان میشود به مقالهی شخصی قابل انتشاری رسید.
برای شروع: کارآگاهانه نوشتن را بیازمایید
هر نویسنده کارآگاه زندگیاش است. کارآگاهانه نوشتن یعنی با نوشتن به رخدادهای روزتان بنگرید، و ردپای افکار و احساساتان را پیجویانه در روابطتان با خود، جهان و دیگران ببینید. سؤال میشود که چگونه از دل سادهترین رخدادهای روز روایتی بیرون کشید؟ با جزئیات. جزئیات زمانی، مکانی، احساسی و رفتاری خودتان و افراد را بیان کنید.
با نوشتن زمان و توصیف مکان بیاغازید: همین حالا چه اتفاقی افتاد؟ چه احساسی در شما به وجود آمد؟ این احساس باعث شد چه افکاری ذهن شما را مشغول کند؟ در پاسخ به این افکار چه کردید؟ بدنتان با این واکنش دچار چه تغییری شد؟
به روزی که تا اینجا پشت سر گذاشتهاید بیندیشید، در برخورد با کدام رویداد در احساسات، تفکرات یا بدنتان تغییری بهوجود آمد؟ به آن تغییر فکر کنید و بکوشید با جزئیات روایتش کنید. به همین سادگی پایهی اولین مقالهی خلاقانهتان را بنا میکنید.
۱. در همین لحظه چه دغدغههایی دارید؟
این روزها با چه دغدغههایی دستوپنجه نرم میکنید؟ با فکر کردن به کدام موضوعات مضطرب میشوید و احساسات گونهگونی را تجربه میکنید؟ همین حالا دستبهکار شوید و فهرستی بنویسید از دغدغههای حاضر در ذهنتان. بکوشید تمام آن چیزهایی که در برخورد با آنها آشفته میشوید را فهرست کنید. در مرحلهی بعد سراغ تکتک این دلنگرانیها بروید و تاریخچهی ارتباط با آنها را بیرون بکشید. برای هر مورد از خود بپرسید: «از اولینباری که فهمیدم این دغدغه در زندگیام شکل گرفته چقدر گذشته است؟» یا «تا به حال برای رفع این دغدغه چه کارهایی انجام دادهام؟» و «چرا رفع این دغدغه برایم مهم است؟». از سؤال کردن دست نکشید.
نکتهی مهم: در بیان دغدغههایتان از واژههای ملموس استفاده کنید. بهجای کلیگویی دربارهی هر دغدغه، برای نامگذاری دقیق احساساتی که در شما به وجود میآورد، بکوشید.
۲. در حال یادگیری چه چیزی هستید؟
دلتان میخواهد یادگیری کدام مهارت تازه را بیاغازید؟ یا دوست دارید کدامیک از مهارتهای فعلیتان را توسعه دهید؟
موضوع خلاقانهی دیگری که کمک میکنند مقالات شخصی پرباری بنویسید، روایت مسیر یادگیری یک مهارت است. در چنین مقالهیی میتوانید از نگرش خود نسبت به این مهارت و چرایی یادگیریاش، تمام ابزارها و امکاناتی که در اختیار دارید، موانعی که سر راهتان سبز میشوند، جملاتی که به شما انگیزه میبخشند، چیزهایی که بهمرور یاد میگیرید، و ارتباطاتی که میسازید، بنویسید.
روایت داستان یادگیری یک مهارت هم باعث میشود با سرعت و کیفیت بیشتری بر آن مهارت مسلط شویم، و هم برای دوستان دیگری که خواهان یادگیری چنین مهارتی هستند بسیار الهامبخش و کاربردی خواهد بود. نوشتن این مقالات همچنین سبب میشود بهمرور سبب میشود دوستیهای عمیقی با افراد هممسیر شکل بگیرد.
۳. از خواستههای قلبیتان بگویید
چهچیزی را با همهی وجود میخواهید؟ روایت عمیقترین خواستههای قلبیتان سبب میشود نیروی محرکهیی که برای آغاز کار نوشتن به آن نیاز دارید، به آسانی تأمین شود. همچنین خواندن چنین مقالاتی برای دیگران هم جالب است و حس همدلی را در آنها بهوجود میآورد. از شوق مسیر رسیدن به یک رؤیا بنویسید.
پیشنهاد: میتوانید با نوشتن لیستی از ۱۰ خواستهی برترتان بیاغازید. بعد از اتمام این فهرست برجستهترین خواستهتان را انتخاب کنید و شروع کنید به نوشتن از آن. با ولع دربارهاش بنویسید، جلوی اشتیاقتان نایستید و با نهایت سرعت پیشنویس اولیهی مقالهتان را تکمیل کنید.
۴. از زیستتان با کتابها بنویسید
یکی از انواع مقالات ارزشآفرین، مقالههای مربوط به معرفی کتابها یا نوشتن مروری بر آنهاست. به آخرین کتابی که خواندهاید بیندیشید. چه تأملاتی حین خواندن آن کتاب داشتید؟ به نظرتان کدام جمله، نگرش، ایده ارزش ترویج دارد؟
پیشنهاد یک: حاشیهنویسی کمک میکند تا هنگام نوشتن از کتابها دستِ پُر باشد. در پیوند زیر میتوانید دربارهی حاشیهنویسی بیشتر مطالعه کنید:
حاشیهنویسی چیست؟ چنین خوانند بزرگان
پیشنهاد دو: داشتن یک چکلیست جامع کمک میکند بتوانید جوانب گوناگون یک کتاب را راحتتر بسنجید. پیوند زیر نمونهی از چکلیستهای معرفی کتاب را در بر دارد:
۵. کدام فیلم بر نگرش شما تأثیر گذاشته؟
اگر فردی هستید که بعد از دیدن یک فیلم یا سریال خوب آنچنان جوگیر میشوید که حس میکنید بهجای شخصیت اصلی آن زندگی میکنید، نوشتن این نوع از مقالات برای شما بسیار هیجانانگیز خواهد بود.
از فیلمی بگویید که در یکی از برهههای زندگیتان بیشترین تأثیر را بر احساسات و رفتار شما گذاشته. از برخورد اولتان با آن فیلم بنویسید، از این که چطور باعث شد زندگی روزمرهی شما از حالت یکنواختش خارج شود، از هیجانی که به جانتان انداخت، از احساسات تازهای که در شما بهوجود آورد و…
برای شروع میتوانید سراغ فیلمهای مورد علاقهتان بروید و از میان آنها یکی را برای نوشتن مقالهی شخصیتان انتخاب کنید.
۶. تصمیم مهم بعدی شما چیست؟
تا اینجا چه تصمیمات مهمی را گرفتهاید؟ مهم نیست چقدر روسفید یا روسیاه از دل این تصمیمگیریها بیرون آمدهاید، مهم فرآیندیست که هربار طی کردهاید تا یک تصمیم را عملی کنید. به داستان تصمیمگیریهایتان بیندیشید، آنها را بالاپایین کنید و بکوشید به الگوهای غالب تصمیمگیریتان دست یابید. بعد دستبهقلم شوید و از تصمیم مهم بعدییی بنویسید که باید بهزودی عملیاش کنید.
از بیان چراییِ گرفتن این تصمیم بیاغازید، چند سناریوی مختلف بسازید که در یکی از آنها نتیجهی این تصمیم درخشان شده و در باقی موارد، تصمیمتان حسابی توزرد از آب درآمده. به انواع پایانها بیندیشید و بکوشید از دل نوشتن چنین مقالهیی، به یک الگوی برنده در تصمیمگیری بعدیتان برسید.
۷. گنج شما، روابط شما
کشمکشهایی که روابطتان دارید گنج شما هستند. پس از گفتوگوهایتان، عین حرفهایی که یادتان مانده را تا آنجا که میتواند روی کاغذ بیاورید. سراغ هیجانات ناشی از انواع گفتوگوهایتان بروید. سعی کنید طیف وسیعی از احساساتی که قبل، حین و بعد از گفتوگوهایتان تجربه میکنید را بیان کنید. نگذارید هیچ جزئیاتی از زیر دستتان در برود. یک مقالهی داستانی و پر از تصاویر زنده بنویسید.
۸. نوشتن از جملههای قصار
بروید سراغ جملههای قصار. با خواندن و شنیدن کدام جمله از بزرگان حس کردید دنیای ذهنیتان دگرگون شده؟ شروع کنید به نوشتن از آن جملهها. از برخورد اولیهتان با آن جملهها بنویسید، حستان به گویندهشان را روایت کنید و در نهایت برداشت شخصی خودتان را بیفزایید.
پیشنهاد خواندن: گلچینی از جملات قصار
۹. مورد علاقههای شما
هر زمان چیزی برای نوشتن نداشتید سراغ علایقتان بروید.
از چه غذایی بیشتر لذت میبرید؟
کدام بو را بیشتر میپسندید؟
دوست داشتید در کدام برهه از تاریخ زندگی کنید؟
از نویسنده و شاعر مورد علاقهتان بگویید. مدل موی مورد پسندتان را روایت کنید. فیلم دوستداشتنی شما کدام است؟ کدامیک از شخصیتهای تاریخی برایتان مورد توجه است؟ عزیزترین آدم زندگیتان کیست؟ مهمترین استاد زندگیتان چه کسی است؟ کدام رنگ را بیشتر دوست دارید؟ ساعت، روز، ماه و فصل مورد علاقهتان را عنوان کنید. از مکانهای مورد پسندتان بگویید و…
ساده از کنار علایقتان رد نشوید. در طول زمان به تکتک آنها بازگردید و دربارهشان بنویسید. روایت هر یک از مورد علاقههایتان موجب میشود خودتان را بیش از پیش بشناسید. علایقتان را جدی بگیرید و از طرف دیگر، به چیزهایی که از آنها بیزارید هم بپردازید.
۱۰. روایت شکستها
چه زمانی تمام تلاشهای شما به در بسته خورد و حس کردید همهچیزتان را از دست دادهاید؟
به شکستهای زندگیتان بیندیشید و بکوشید با روایت جزئیات بیشتر دربارهی آن داستانش را در مقالهتان با جزئیات شرح دهید:
مواجه شدن با این شکست باعث شد کدام یک از کاخهای ذهنیتان فرو بریزد؟ اولین واکنشتان نسبت به آن چه بود؟ عصبانی شدید؟ گریه کردید یا برای چند روز متوالی اشتهایتان را از دست داده بودید؟ آن روزها چگونه به خواب میرفتید؟ و ارتباطتان با خانواده و دوستان دچار چه تغییراتی شد؟
پیشنهاد خواندن: تمرین نوشتن جستار شخصی: روایت شکست
۱۱. داستان بیماری
چقدر در مورد سلامتی خودتان و عزیزانتان نگران بودهاید؟ کدام دوره از بیماریتان را بیشتر به خاطر میآورید؟ خودتان را به بیماریهای صعبالعلاج محدود نکنید. اگر در بدترین زمان ممکن، یک جوش گنده وسط پیشانیتان درآمد یا به واسطهی یک سرماخوردگی ساده، بودن در یک جمع مهم را از دست دادهاید هم کافیست تا نوشتن مقالهی شخصیتان را بیاغازید.
۱۲. جدلهای خانوادگی
بیایید از جدلهای عجیبوغریب خانوادگیمان بگوییم. از تمام موضوعات کوچک و بزرگی که باعث شدند مضطرب شویم، تمرکزمان را از دست بدهیم و احساس ناامنی کنیم. به آخرین جروبحثی که در خانوادهتان تجربه کردید بیندیشید. آیا میتوانید آن را طوری روایت کنید که دید تازهای به شما بدهد؟ آیا میتوانید آن را به گونهای طنز بیان کنید تا به واسطهی نوشتنش لحظات شادی را برای خود خلق کنید؟
۱۳. داستان عادتها
به روتین زندگیتان توجه کنید. کدام عادتها در شما نهادینه شده؟ این عادتها برای زندگی شما مفیدند یا غیرضروری؟ دوست دارید چه عادت تازهای را در زندگی خود بهوجود آورید؟ فکر میکنید این عادت چه تأثیری بر آیندهی شما بگذارد؟
پیشنهاد: اول فهرستی دو ستونه از عادتهایتان بنویسید؛ عادتهای فعلی و عادتهایی که باید خلقشان کنم، و بعد تکتک عادتهایتان را زیر ذرهبین بگیرید. میزان ارزش هر عادت را بسنجید و اگر متوجه شدید یک عادت کارایی چندانی در زندگیتان ندارد، مقدمات حذف آن و جایگزینی عادتی سازنده را فراهم کنید. روایت اعتبارسنجی عادتهای زندگیتان سبب میشود خالق مقالهای ارزشآفرین شوید.
دو سؤال از شما:
۱. مشتاقید با کدامیک از پیشنهادها نوشتن مقالهی شخصیتان را بیاغازید؟
۲. برای نوشتن مقالهی شخصی به نظرتان جای چه موضوعاتی در این فهرست خالیست؟
ما و باقی همسفران مدرسه نویسندگی تجربه و ایدههایتان در بخش کامنتها میخوانیم.
پیشنهاد مطالعهی بیشتر:
اگر موضوعتان را انتخاب کردید اما هنوز نمیدانید چگونه نوشتن مقالهتان را بیاغازید، مقالهی روبهرو کمکتان میکند: آموزش مقالهنویسی خلاق
8 پاسخ
مقالهای که میخواهم بنویسم درباره مرز اعتماد و بیاعتمادیاست. فکر کنم در زندگی بیشتر آدمها پیش میآید. آن را مینویسم ولی فعلن امکان انتشار در تلگرام و سایت را بدلیل نبود اینترنت ندارم.
سپاس از مطالب مفیدتون🌹
چقدر عالی بحث اعتماد براتون دغدغهست خانم سلیمانی جان
شما که فوقالعادهاید، و حتمن به جاهای خوبی در موردش میرسید.
اگه دوست داشتید مشتاقم از تجربهتون در مسیر نوشتن این مقاله هم برامون بنویسید.
درود مبینا جان🌹
خوشحالم که شما رو در حال درخشیدن ✨️و موفقیت روزافزون میبینم. در مورد مقاله تا انتشار به این نکته اشاره میکنم که: مرز بین اعتماد و بیاعتمادی در هر زمینهای از ارتباط متفاوت است. مثلن در زمینه دوست یابی ، تجارت و شراکت و مهمتر در ارتباط عاطفی متفاوت است. پس اینجا مسئله در قدم اول اعتماد یا بیاعتمادی نیست. شناخت حد و مرز این دو است. که به ما در قدم بعدی کمک میکند تا کمتر دچار اشتباه شویم.
سپاسگزارم از توجهتون❤️
چه مقالهی خوبی بود، حتمن دوباره بهش برمیگردم. اما کودوم یکی برای آغاز🤔 نوشتن از جمله قصارها رو دوست دارم، ذهنم رو باز میکنه. پیشنهادی هم که مبینا توی نویسندهساز داد دربارهی سالواژه رو هم دوست داشتم. ممنوون.
من میخواستم درباره عنواننویسی مقاله بنویسم و منتشرش کنم تو سایتم. اما به خودم گفتم مگه خیلی بلدی؟ مثلن الان عنوانهایی که مینویسی خیلی خلاقانهن؟ بعد که این مقاله رو خوندم از زاویه دید جدیدی به موضوع نگاه کردم. گفتم برای یادگیری خودم میرم تحقیق میکنم و آموختههام رو طی یک مقاله جمعبندی میکنم. هر وقت هم چیز جدیدتری یاد گرفتم که مقاله رو بهروزرسانی میکنم؛ مثل یکیدوتا از مقالاتم که مدام بهروزشون میکنم.
نوشتن یک متن طنز از حواسپرتی هایمان
مثلا حواسپرتی خودم:
سر خیابان ملک سوار تاکسی شدم. راننده پرسید: “خانم کجا برم؟” گفتم: “سرِ ملک” و راننده با خنده جواب داد: “سر ملک که همینجاست!” من هم خندیدم و گفتم: ” خب پس تهِ ملک.”
این سر و ته را هیچ وقت یاد نگرفته ام. از کجا باید بدانم که سر خیابان کجاست؟ مگر سر و ته چه فرقی باهم دارند؟
یا وقتی که لیست خرید را در خانه جا گذاشتم.
برای اینکه در فروشگاه دچار سردرگمی نشوم تمام چیزهایی را که قرار بود بخرم لیست کردم و بعد آماده شدم. همه چیز درست بود.کیف دستی، موبایل کلید و کارت بانکی. پس با خیالی آسوده راه افتادم. اما وقتی به فروشگاه رسیدم دیدم لیست خرید را در خانه جا گذاشته ام!