پایگاه مرجع آموزش نویسندگی و تولید محتوا
ورود

کارگاه واژه: فرایند و سازوکار واژه‌یابی/واژه‌سازی | درس سوم

کارگاه واژه: فرایند و سازوکار واژه‌یابی/واژه‌سازی

نشست سوم:

تا این‌جا هرچه گفتیم برای آشناییِ حداقلی با سنگ‌بنای واژه‌سازی بود. توی این نشست می‌خوام از یه اشتباه راه‌بردی حرف بزنم؛ اشتباهی که باعث می‌شه مسلط‌بودن بر مبادی و مبانی واژه‌سازی لزوماً به واژه‌سازی منجر نشه. یا بذارین این‌جوری بگم: چندین کتاب درباره‌ی واژه و وند و واژه‌سازی می‌خونیم؛ ولی آخرسر اون‌جوری که می‌خوایم نمی‌تونیم واژه‌ بسازیم و توی اون زمینه خلاقانه عمل کنیم.

خب علت چیه؟ علت نگاه اشتباه به واژه‌سازی و به‌تبعش تمرین اشتباه توی اون حوزه‌ست. کلاً ذهن وقتی که می‌خواد واژه بسازه، از دو مسیر می‌ره:

۱. از مفهوم به لفظ؛

۲. از لفظ به لفظ.

ولی اکثر کسایی که می‌خوان واژه بسازن، این مسیر رو برعکس می‌رن: از لفظ به مفهوم. این روش به هیچ‌جا نمی‌رسه. این فقط برای تحلیل واژه‌ست. دقیقاً همون کاریه که ما تا قبل از این جلسه برای تحلیل واژه‌ها و آموزش ساختار واژه‌ها می‌کردیم. از این به‌بعد که قصد داریم بیش‌تر وارد خودِ واژه‌سازی بشیم، نگاه رو برمی‌گردونیم و از مفهوم به لفظ نگاه می‌کنیم. الان فقط برای آشنایی، از هر نوع نگاه یه نمونه میارم تا متوجه بشیم از مفهوم به لفظ و از لفظ به لفظ دقیقاً یعنی چه.

از مفهوم به لفظ:

فرض کنین می‌خوایم یه چیزی رو به یه چیز دیگه تشبیه کنیم و برای اون مشبه‌به واژه بسازیم. فرض می‌کنیم مشبه‌به ما واژه‌ی «مدرن» باشه. چون می‌خوایم تشبیه کنیم، با مفهوم «شباهت» سروکار داریم. خب، ذهن در حالت اول می‌ره سراغ لفظای مربوط با این مفهوم تا اون رو بچسبونه به «مدرن». توی حالت معمول، چندتا لفظ تشبیه‌کن توی ذهنمون داریم؛ مثلاً وندِ «ـ‌انه» یا واژِ «مانند» دیگه چی؟ وندِ «ـ‌وار» یا واژِ «شِبْهِ‌ـ‌».

هرجا ذهن دیگه یاری نکرد، می‌ریم سراغ فرهنگ وند یا فرهنگ لغت و لفظای مرتبط رو پیدا می‌کنیم. البته می‌دونم که تا الن که من دارم این نشست رو می‌نویسم، هنوز فرهنگی که از مفهوم بره به لفظ، برای وندا نوشته نشده؛ ولی من خودم برای مفهوم «شباهت» این واژا رو درآورده‌م. شما هم بعداً برای مفاهیم مختلف دربیارین و یه لیست از لفظای مرتبط با مفهوما درست کنین. این لیست منه:

شبهِ‌ـ/ ـ‌وار/ ـ‌واره/ ـ‌مانند/ ـ‌مان/ ـ‌سان/ ـ‌سا/ ـ‌آسا/ ـ‌طور/ ـ‌گون/ ـ‌گونه/ ـ‌ناک/ ـ‌انه/ ـ‌وَش

مشبه‌بهِمون هم وقتی با این لفظا ترکیب می‌شه، اینا میشه:

شبهِ‌ِمدرن/ مدرن‌وار/ مدرن‌واره/ مدرن‌مانند/ مدرن‌مان/ مدرن‌سان/ مدرن‌سا/ مدرن‌آسا/ مدرن‌طور/ مدرن‌گون/ مدرن‌گونه/ مدرن‌ناک/ مدرنانه/ مدرن‌وَش

از لفظ به لفظ:

این مسیر بیش‌تر به‌ کار شعر منظوم و نثر مسجع میاد که توش خودِ لفظ و تناسب و تناظر لفظ خیلی مهم می‌شه. در اصل انگار باید یه‌جور قافیه‌پردازی و وزن‌بازی کنیم؛ چون واژه از نظر لفظ این‌جوری با متناظرش جور می‌شه.

فرض کنین می‌خوایم متناظر مثلاً واژه‌ی «پویا» یه واژه بسازیم یا بیابیم! وزنش اینه: «تن تن.» قافیه‌ش هم اینه: «…ویا». خب حالا باتوجه به مفهومی که می‌خوایم، از بین گزینه‌های ممکن یا موجود، واژه‌ی موردنظرمون رو پیدا می‌کنیم؛ مثلاً «پایا» یا «جویا».

همون‌طور که متوجه شدین، مسیر «از لفظ به لفظ» از خودش استقلال نداره و مسیرِ «از مفهوم به لفظ» توش دخیله؛ ولی به‌هرحال این هم واسه خودش مسیریه دیگه!

تصور کنین می‌خوایم واسه‌ی واژه‌ای که مفهوم «مکان» توشه یه واژه بسازیم. همین‌طوری قراردادی فرض کنین اون واژه باشه freeland. الان واژه برامون مهم نیست؛ فقط اون مفهوم مکان این‌جا واسه‌مون اهمیت داره‌.

خب اگه بر سر این‌که free رو «آزاد» ترجمه کنیم به توافق برسیم، می‌تونیم بریم سروقت واژِ مناسب برای land.

توی فارسی معاصر برای مفهوم «مکان» چندین واژ داریم:

ـ‌زمین (مانند ایران‌زمین)

ـ‌سرا (مانند فرهنگ‌سرا)

ـ‌خانه (مانند توپ‌خانه)

ـ‌کده (مانند آتش‌کده)

ـ‌ستان (مانند گلستان)

ـ‌گاه (مانند کشتارگاه)

ـ‌زار (مانند لاله‌زار)

ـ‌سار (مانند رودسار)

ـ‌شهر (مانند آذرشهر)

ـ‌ان (مانند گیلان)

ـ‌لاخ (مانند سنگ‌لاخ)

ـ‌شَن (مانند گُل‌شَن)

توجه کنین که بعضی از این وندا نه‌تنها مفهوم مکان رو یدک می‌کشن، بلکه مفهوم کثرت اون پدیده توی اون مکان رو هم بازتاب می‌دن. مثلاً وندای «زار» و «سار» از این نوع هستن.

خب این تازه اول کاره. حالا که واژه‌ها رو ساختین، ببینین کدوم واژه با بیش‌تر متنتون می‌خونه و سازگاری داره. این‌که از کدوم واژ استفاده کنین، می‌تونه به واژه و متن شما بار معنایی بده.

آزادزمین، آزادسرا، آزادخانه، آزادکده، آزادستان، آزادگاه، آزادزار، آزادسار، آزادشهر، آزادان، آزادلاخ، آزدشَن

نکته‌ی خیلی مهم اینه که ممکنه خودِ واژ بار معنایی خاص و دقیقی نداشته باشه؛ ولی واژه‌هایی که قبلاً با این واژا ساخته شده‌ن به اون واژ هم بار معنایی خاص و دقیق می‌دن.

مثلاً چون «دانش‌گاه» و «دانش‌کده» رو داریم و دانش‌کده زیرمجموعه و کوچک‌تر از دانش‌گاهه، خودبه‌خود توی ذهن فارسی‌زبون هم ـ‌کده انگار برای جاهای کوچک و جمع‌جور به‌کار می‌ره. هم‌چنین توجه کنین به آتش‌گاه (منطقه‌ای توی شهر اصفهان) و آتش‌کده (فضای محدود و سربسته‌ای که زرتشتیا توی اون عبادت می‌کنن).

به‌جز اون نکته، تعداد واژه‌های ساخته‌شده با اون واژ هم می‌تونه به مقبول و مطبوع بودن واژه‌ای که می‌سازیم کمک کنه‌؛ ولی این به‌هیچ‌وجه نباید دست‌وبالمون رو توی واژه‌سازی ببنده. واژه‌ساز خلاق اونیه که با آگاهی از این قواعد و ملاحظات، سراغ واژای کم‌کاربردتر و مناسب هم بره. مثلاً واضحه که واژ ـ‌ِستان به‌نسبت واژ ـ‌لاخ خیلی پرکاربرده؛ ولی از همین کم‌کاربردبودن واژ ـ‌لاخ می‌شه واسه‌س خاص‌کردن و تشخص‌بخشیدن به واژه استفاده کرد. به‌خصوص اگه متنمون ادبی یا اسطوره‌ای باشه و دستمون توی انتخاب واژای کم‌کاربردتر بازتر باشه.

 

 مجموع درس‌های کارگاه واژه:

تعریف واژه

ساختمان واژه (جزء‌ها و الگوها)

فرایند و سازوکار واژه‌یابی/واژه‌سازی

از مفهوم به لفظ (مانندِ بررسیِ موضوعیِ وندها و تدقیق کارکرد هرکدام)

از لفظ به لفظ (شباهت‌های صرفی یا لفظی یا وزنی)

مقایسه و مقابله‌ (نسبت واژه‌ها باهم‌دیگر از نظر ساخت و معنا)

ترفندهای واژه‌سازی

آشنایی اجمالی با ساختارها و سازوکارهای واژه‌سازی در عربی و انگلیسی

 

نویسنده: معین پایدار | دانش‌جوی کارشناسی ارشد واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی

سلسله مطالب دوره آنلاین نویسندگی خلاق:

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. هما همت گفت:

    در مورد پاراگراف و تشخیص اغاز و پایان پاراگراف ها میشه توضیح بدهید،پست قبلی درین مورد کامل نبود خصوصا در مورد متن های تحقیقی.

    (0)
  2. هما همت گفت:

    عالی بود،لطفا در مورد قواعد صحیح نوشتن بیشتر مطلب بگذارید.

    (0)