پایگاه مرجع آموزش نویسندگی و تولید محتوا
ورود

آغاز کارگاه داستان کوتاه در هفت شهر نوشتن

آغاز کارگاه داستان کوتاه در هفت شهر نوشتن

این مطلب نخستین بخش از سلسله مطالب کارگاه داستان کوتاه است. بناست در ۲۰ روز آینده (نیمۀ دوم چهل روز اول دوره نویسندگی خلاق) به صورت جدی و متمرکز به یادگیری و نوشتن داستان کوتاه بپردازیم.

در کارگاه داستان کوتاه ما به جای تاکید صرف روی اصول فنی و تکنیکی، می‌کوشیم با خواندن و بررسی بهترین نمونه‌های داستان کوتاه به شکل ملموس و روشن با این گونۀ ادبی آشنا شویم. بنابراین بنا نیست ذهن شما را زیر یک خروار تئوری خسته کنیم.

برای شروع کار، بهتر است به معرفی برخی منابعی بپردازیم که می‌توانند به مهارت شما در نوشتن داستان کوتاه کمک به‌سزایی بکنند.

خرید و مطالعۀ کتاب‌هایی که در ادامه اسامی آن‌ها ذکر می‌شود، هیچ الزامی ندارد. صد البته خواندن مجموعه داستان‌ها را به طور جدی توصیه می‌کنیم. چون نوشتن بدون خواندن اگر نه محال، اما دور از آبادی است!

۱۰ مجموعه داستان شاخص از نویسندگان حرفه‌ای

دربارۀ عشق و یازده داستان دیگر از آنتون چخوف | ترجمۀ رضا امیر رحیمی

 

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند از بیژن نجدی | نشر مرکز

سه قطره خون از صادق هدایت

جوی و دیوار تشنه از ابراهیم گلستان

پنج داستان از جلال آل احمد

سنگر و قمقمه‌های خالی از بهرام صادفی | نشر نیلوفر

نیمۀ تاریک ماه از هوشنگ گلشیری | نشر نیلوفر

هاویه از ابوتراب خسروی | نشر مرکز

یحیای زاینده‌‌رود از کیهان خانجانی | نشر پیدایش

زخم شیر از صمد طاهری | نشر نیماژ

 

دورۀ پنج جلدی بهترین داستان‌های جهان | ترجمۀ احمد گلشیری

و یک مجموعه کتاب دربارۀ آموزش نگارش داستان کوتاه:

دورۀ چهار جلدی «حرفه: داستان‌نویس» | نشر چشمه

 

البته این‌ها برای دستگرمی هستند و بعداً به لیست بلندبالاتری هم خواهیم رسید.

 تمرین شما برای ورود به کارگاه داستان کوتاه:

۵ داستان کوتاه زیر همین الان می‌توانید با کلیک روی اسم داستان‌ها دانلود کنید و بخوانید:

طوطی مردۀ همسایۀ من از ابراهیم گلستان

جشن فرخنده از جلال آل احمد

پرواز قیچی در آینه از بهمن فرسی

یک روایت ساده از هرمز شهدادی

سال‌های گذشته از یاکف سگل

برای خواندن این ۵ داستان دو روز فرصت دارید.

حین خواندن دفترچۀ یادداشتی کنار دستتان داشته باشید و هر نکته‌ای که دربارۀ داستان‌ها به ذهنتان می‌رسد یادداشت کنید.

پس از مطالعۀ کامل همۀ داستان‌ها، دوباره به همین مطلب مراجعه کنید و به ترتیب زیر یک کامنت بنویسید:

نام داستان محبوب شما در میان این ۵ داستان

دلیل یا دلایل اصلی خوب بودن این داستان از نظر شما (حداقل در ۳ جمله)

نظر شما دربارۀ سایر داستان‌ها (حداقل در ۳ جمله)

 

ثبت تمرین شما، برای تدوین محتوای آتی دوره بسیار مهم خواهد بود.

سلسله مطالب دوره آنلاین نویسندگی خلاق:

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. فرناز دادستان گفت:

    1.در روایت ساده ای از هرمز شهدادی این جملات آخر بسیار تاثیر گذار بود:
    روایت معمول را تکرار کردهام.
    میدانم. اما مگر من جز فردی
    معمولی بوده ام؟
    اینجا تاکید می کنه که هر فردی میتونه معمولی باشه ولی مهمترین چیزی که میشه بهش پایبند بود اینه که میشه همیشه بهتر از قبل شد

    (0)
  2. زهرا انصاری زاده گفت:

    تقریبا هیچکدام رو نپسندیدم ، محتوا بسیار ضعیف و حوصله سر بر بود و کشش لازم رو نداشت .ضمن اینکه سه داستان منحصرا به مذمت دین داری و نشان دادن تصویر مخرب و سیاه از افراد مذهبی پرداخته با این که خصوصا قبل از انقلاب این طور نبوده و افراد مذهبی اغلب افراد میانه رو تر و مخلص تر و محبوب تری نسبت به الان بودند . خصوصا بی ادبی و حرف های نامربوط خیلی ذهنم رو آشفته کرد و باعث پس زدگی شد بطوریکه به سختی داستان رو تموم کردم فقط داستان اون مرد که به خودکشی انجامید کمی بهتر بود چون مفهومی نمادین داشت .
    در کل توصیفات خوب بود و در داستان جشن فرخنده تصورات پسر از دید یک نوجوان قابل درک بود .
    در داستان طوطی مرده هم همین حال وجود داشت مکالمات طولانی و دیالوگ های نامرتبط و گاه اضافه رغبتی برای مطالعه ایجاد نمی‌کرد در کل داستان دیالوگ محور خسته کننده است خصوصا که در این دعوا همه حرفها همون ابتدا زده شده و به نتیجه خاصی نمیرسه .
    انتظار داشتم داستان های غنی تری از لحاظ محتوا ببینم و مشتاق آثار خیلی قوی تری بودم .

    (0)
  3. زینب طباطبایی گفت:

    داستان هارو خوندم همگی عالی بودن اما از بین همه ی اینا داستان یک روایت ساده از آقای شهدادی رو پسندیدم
    داستان کوتاه با مفهوم جملات کوتاه
    از هر دری گفته بود اما مرتبت و منظم
    از نظر من بسیار دلچسب بود
    اما داستان سال های گذشته از جملات کوتاه و مفهوم داستانش خوشم اومد
    داستان جشن فرخنده بسیار زیبا شیوه سبک قدیم جملات کوتاه و داستان هیجان انگیز بود
    داستان پرواز قیچی در آینه از جملات کوتاهش خوشم آمد همگی مرتبت یه داستان مشخص اما گاهی گیج کننده بود واسم
    طوطی مرده ی همسایه رو خیلی خوشم اوم داستان کوتاه با مفهوم بیان ساده
    اما داستان گدا از همه ی داستان ها برام شیرین تر بود باهاش همزاد پنداری هم کردم و چند قطره اشک ریختن

    (0)
  4. لیلا فرزادمهر گفت:

    داستان کوتاه “جشن فرخنده از جلال آل احمد” برام تداعی کننده روزگار گذشته وتمام باورهای غلط انسانها در خصوص زنها بود که از دیرباز زنها تنها وسیله برای رسیدن به مقاصد مختلف بوده واستفاده ابزاری از دین برای رسیدن به مقصود.
    پرواز قیچی در آینه از بهمن فرسی برایم جذاب بود . روایت یک اتفاق ساده، با فضا سازی عالی، به شکلی که خودرا در محیط احساس می کنی! آنقدر در این داستان غرق شدم که وقتی گردن کودک برید حس کردم مایعی گرم ولزج برگردنم جاری شد.طفلک کودک….
    یک روایت ساده از هرمز شهدادی و سال‌های گذشته از یاکف سگل زیبا بود اما تاثیرگذار نبود.
    طوطی مردۀ همسایۀ من از ابراهیم گلستان ، داستانی است که هم روز مرگی را نشان می داد ودر عین حال زندگی آپارتمانی بدون یادگیری فرهنگ این ارتباطات را یادآوری کرد.

    (0)
  5. معصومه محمودی گفت:

    داستان طوطی،خیلی تصیفات خوبی داشت اما همین توصیف ها در بعضی جاها اینقدر زیاد میشد که حوصله خواننده رو سر میبرد و گره داستان برای خواننده کاملا باز نشد
    داستان جشن فرخنده،خیلی زبان راحت وخوبی داشت فضا خیلی خوب وصمیمی بود اما من متوجه بعضی از صحنه ها وشخصیت هایی که توی داستان امده بودنشدم مثلا ابولفضل که چرا اورده شد توی داستان البته من متوجه نشدم
    داستان پرواز قیچی،زیاد نتونستم باهاش ارتباط
    برقرار کنم احساس میکنم مستقیم گویی هم زیاد داشت
    داستان یک ردایت ساده ،خوشم نیومد
    داستان اخر هم خوشم نیومد

    (0)
  6. بیتا کیهانی مهر گفت:

    داستان “طوطی مرده ی همسایه ی من” را پسندیدم. مخصوصا اون دو جمله ی “هیچکس از فحش نمی رنجد الا احمق و به فحش گوش نمی سپارد مگر برای پس دادن فحش” راوی داستان با رفتارش نشان داد که باید در برابر آدمهای دردسر ساز رفتاری متفاوت پیش گرفت .در اواخر داستان همدلی و عشق به هم نوع را می توان حس کرد.شاید یکی از دلایلی که من این داستان را پسندیدم اینست که خودم نیز دو داستان کوتاه با درونمایه ی همدلی و عشق نوشته ام.فضای داستان جشن فرخنده هم جالب بود.مرا یاد فیلم های سیاه سفید فارسی قدیمی انداخت.” در میان این پنج داستان پرواز قیچی در آینه را کمتر از بقیه پسندیدم .اگر اشتباه نکنم این داستان یک نمایشنامه است. شاید به همین دلیل برای من جذاب نبود. چون زیاد با نمایشنامه جور نیستم.با این حال کتاب آرامسایشگاه بهمن فرسی را چند هفته ای هست خریده ام اما هنوز نخوانده ام. یک روایت ساده دنیایی از خیال و احساس بود. سالهای گذشته هم جالب و الهام بخش بود .کلا من داستانهایی که چند سال بعد را روایت می کند می پسندم.

    (0)
  7. نرگس جعفرپور گفت:

    سلام استاد
    داستانی که پسندیدم جشن فرخنده (جلال آل احمد) بود، داستان هم محتوای خوبی داره و هم عمق داره.زمان وقوع داستان کاملا مشخصه و با توجه به آن دوره شخصیتها خوب ساخته و پرداخته شدن
    داستان “سال های گذشته” یه احساس و کنجکاوی رو نشان میداد، با اینکه یک مکالمه تلفنی بود ولی سن و روحیه شخصیتها کاملا معلوم بود، زمان وقوع داستان میشد تشخیص داد، گذر زمان و اتفاقاتی که برای شخصیت ها افتاده بود جالب بود و این طرز فکری که غربی ها از زنها دارن که بی وفا هستن و سرآغاز شکل گیری یک احساس اند ولی بعد میرن دنبال اونی که نقده و نسیه رو بی خیال میشن هم کاملا تو داستان نمایانه.
    داستان”پرواز قیچی در آینه” نه عمق داشت و نه محتوا، به نظرم فقط شخصیت مرد آرایشگر کامل بیان شده بودو منظور نویسنده از طراحی بقیه شخصیت ها اصلا معلوم نبود، پر از الفاظ نامفهوم و ناسزا بود، زمان وقوع داستان معلوم نبود،از ابتدای داستان تا دم در سلمانی را نمی توان گفت که حال و هوای یه دوره زمانی از ایران و داره، نه شروع جالبی داشت و نه پایان چشم گیری
    داستان”یک روایت ساده” مبهم بود،زمان وقوع داستان معلوم نبود، نمیشد با شخصیت داستان ارتباط برقرار کرد، داستان کجا و با چه فرهنگی شکل گرفته بود، اصلا نشانه ای از ایرانی بودن تو داستان نبودو آخرشم متوجه نشدم، خودکشی کرد!
    داستان”طوطی مرده همسایه من” معلوم بود که برای دوره بعد از انقلاب ولی مشروب از کجا اومده و حس و حال شخصیت اصلی و نوع زندگیش اصلا برای این دوره نیست و نمیشه با اون ارتباط برقرار کرد، به نظرم افراد مجرد ایرانی این طوری زندگی نمیکنن، هیچ نشانه ای از حال و هوای یه جوان ایرانی نداشت و اون پیرمرد که دچار روزمرگی شده بودم اگه بگیم نمیخواسته قبول کنه که پیر شده و به همسایه جوانش حسودی میکنه؛ ولی بازم رفتارش با عقل جور در نمی یاد مخصوصا اگه جوانیش قبل انقلاب گذرونده باشه، به نظرم دچار روزمرگی نشده به پوچی رسیده

    (0)
  8. زهرا ناصرالمعمار گفت:

    از نظر من داستان سالهای گذشته رو دوست داشتم . یک مکالمه ی دنباله داری که جالب بود و اول و آخر داستان را با یک مضمون شروع و تموم کرده بود که من دارم یک سیب خوشمزه می خورم و شما صدای سحرانگیزی دارین برام جالب بود و دوست داشتم داستانش رو.
    داستان یک روایت ساده کمی سردرگم بودم و در بعضی از قسمتهاش جملاتی رو میخوندم که به دلم می نشست. مثل تنها چند هزار خواننده هستند که آنها نیز به درستی نمی خوانند همانگونه که من نیز بدرستی نمی نویسم…. شاید خوانندگانی حقیقی باشند اما من دیگر نویسنده ای حقیقی نیستم.
    داستان پرواز قیچی در اینه هم کلمات و اصطلاحاتی در ان بود که برایم نا اشنا بود . و نتوانستم با نویسنده ارتباطی برقرار کنم .
    جشن فرخنده جلال ال احمد رو دوست داشتم داستانی منسجم و زیبا که با قلم زیبایی به تصویر کشیده شده بود و ارتباط برقرار کردن با مخاطب هاش و تصویری که از داستان بهت میداد کاملا قابل تصور بود.
    و داستان طوطی مرده همسایه ی من . زیبا و قابل تامل و قلم شیوایی داشت . و برایم جالب بود.

    (0)
  9. مژگان عالیخانی گفت:

    سلام
    (جشن فرخنده) جلال از همه بیشتر به دلم نشست اول اینکه روند داستان جالب بود دوم در طی داستان بدون استفاده از صفات وکلمات شخصیتهای داستان وخصوصیاتشان شناخته شدند وسوم اینکه یک بازه زمانی در گذشته را خوب توصیف کرده بود .
    داستان (طوطی مرده همسایه من )ابراهیم گلستان پر بود از جزییات خسته کننده بی فایده ،
    (پرواز قیچی در اینه)،بهمن فرسی صفات وکلمات جدیدی استفاده کرده بود وحس چند نفر داخل داستان به خوبی منتقل شده بود ،
    (یک روایت ساده )بیشتر شبیه یک هذیان بود ،
    (سالهای گذشته )جالب بود چون یک طرح جدید برای یک روایت داستان کوتاه بود وکشش داستان تا اخر پایدار بود .

    (0)
  10. زینب بیگدلو گفت:

    سلام
    سالهای گذشته کوتاه وتأثیرگذارخیلی خوب تونسته بودبادیالوگ فضاسازی کنه ویک جنبه تلخ ازجنگ رونشون بده،وبعدجشن فرخنده که باتوصیف جزئیات فضاوشخصیت هاروتوضیح داده بودوطوطی همسایه هم نزدیک به جشن فرخنده بود.
    اسم یک روایت ساده هم متقارن بامتن بودوازاین لحاظ که درموردنوشتن بودجالب بوداین که تن به لذت زودگذردادن رابه لذت نوشتن ترجیح دادن والبته هرچه باشدنوشتن فرانوش نشدنی است.
    درآخرهم پروازقیچی درآینه که قبلاًهم خواندمش امانفهمیدم منظورنویسنده ازنوشتن این متن چه بوده؟!!!

    (0)
  11. […] آغاز کارگاه داستان کوتاه در هفت شهر نوشتن […]

  12. ام البنین سلیمانی گفت:

    سلام
    من داستان جشن فرخنده آل احمد را بیشتر پسندیدم چون بهتر با داستان ارتباط برقرار کردم و آدمهای داستان غریبه نبودند کلمات نامفهوم در داستان برایم وجود نداشت خیلی ساده و روان نوشته شده بود حدس آخر داستان آسان و قابل هضم بود داستان سال های گذشته نیز مثل شعر و خیال انگیز بود سه داستان دیگر ارتباط کمتری برقرار کردم بخصوص طوطی مرده همسایه که زندگی و سبک و سیاق آدم ها با ایرانی که من می شناسم خیلی فرق داشت باورش برایم کمی سخت بود پرواز قیچی در آینه آخر تکان دهنده ای داشت که فکر می کنم یکی از ویژگیها مهم داستان کوتاه است

    (0)
  13. تارا یاراحمدی گفت:

    از بین این پنج داستان، “سال های گذشته” را انتخاب می کنم. برای اینکه فضای جنگ را نشان دهد، از صحنه های رایج و همیشگی استفاده نکرده بود و به کوتاه ترین شکل ممکن منظورش را به خواننده می رساند. این نگاه متفاوت باعث می شود که تا ساعت ها ذهن خواننده درگیر باشد.
    “جشن فرخنده” نظرم را جلب کرد. چون در عین حال که به زبان عامه نزدیک بود، هربار که از زبان شخصیت های مختلف نقل قول میشد، تغییر لحن و دایره لغات کاملا مشهود بود.
    هرکدام ازصفات تازه ای که در داستان “پرواز قیچی” استفاده شده، به یاد ماندنی است.
    سپاس بخاطر حسن انتخابتان

    (0)
  14. عصمت حاج واحدی گفت:

    با سلام
    هر 5 داستان را مطالعه کردم، از بین آنها داستان «سالهای گذشته» از یاکف سگل به دلم نشست، هر چند نمیشه از قلم استاد جلال آل احمد گذشت. داستان سالهای گذشته لطیف و مرور خاطراتی است که ممکن است برای هر کسی چنین اتفاقی افتاده باشد. زیباترین بخش، بخش آخر داستان است که کارینا می گوید بگذارید تصویر زیبای من برای همیشه با صدای من برایتان باقی بماند.
    داستانهای طوطی مرده همسایه و جشن فرخنده هر دو متنی روان و قابل درک داشتند ولی به نظرم نمی توان عنوان داستان کوتاه را بر روی آنها قرار داد.
    هر دو از نثری شیوا و ساده برخوردار بودند و به معضلات اجتماعی در برهه های مختلف زمانی پرداخته بودند.
    در طوطی همسایه جدال بین دو ذهنیت به خوبی شرح داده شده بود و با استفاده از ته مایع طنز موقعیت به خوبی برای خواننده تشریح شده بود.
    در جشن فرخنده ام که به مساله کشف حجاب در دوره رضا خان پرداخته و به تشریح محدودیتها و مشکلات اون زمان پرداخته است.
    من نتونستم با داستانهای قیچی مرده و روایت ساده خیلی ارتباط برقرار کنم، شاید برای اینکه هنوز یک نویسنده حرفه ای نیستم

    (1)
  15. سحر فیضی گفت:

    با سلام. داستان “سالهای گذشته “یاکف سگل را بیشتر پسندیدم. نویسنده با داستانی جالب و غیرمستقیم به موضوع جنگ و اثرات آن بر زندگی عموم مردم پرداخته و در کنارش به عشق های دوره نوجوانی هم به زیبایی اشاره کرده. نحوه آشنایی و صحبتها برام جالب بودند.
    “جشن فرخنده” هم روایت جذاب و ساده ای داره که به مضامین اجتماعی می پردازه و فضای داستان را به راحتی میتونیم در ذهن به تصویر بکشیم. شخصیتهای داستانم مشخصه و قابل درک.
    داستان “طوطی مرده همسایه من” برام خیلی جالب بود. اینکه سبک زندگی فردی که از زندگیش لذت می بره و برای خودش زندگی می کنه در مقابل فردی که توانایی لذت از زندگی در اون کمرنگ شده و دیدن همسایه خوشحال براش اونقدر عذاب آوره که دست به خودکشی می زنه اما همون هم کمکش می کنه. شاید بشه گفت هر دو شخصیت در واقع یک نفر باشن با دو طرز نگاه و باور به زندگی. خیلی جالب و جذاب بود و اثرگذار.
    “پرواز قیچی در آینه” بازم مسائل اجتماعی در قالب تلخند و آسیب والدین ناآگاه به کودک .والدینی که فقط انتظار مطیع بودن را از کودک دارند و … می تونست کمی جذاب تر روایت بشه.
    “یک روایت ساده” از روزمرگی که یک نویسنده دچارش شده گفته و احساس پوچی و افسردگی.

    (2)