پایگاه مرجع آموزش نویسندگی و تولید محتوا
ورود

چالش گام‌به‌گام نگارش یک داستان کوتاه

ازآنجایی‌که نوشتن داستان و داستان‌گویی دغدغۀ بسیاری از شما عزیزان است تصمیم گرفتیم قسمتی از درس‌های مدرسۀ نویسندگی را به نوشتن داستان، به‌طور ویژه داستان کوتاه اختصاص بدهیم.

در این درس‌ها مراحل نوشتن یک داستان کوتاه را با هم مرور می‌کنیم و درس به درس پیش می‌رویم و با هم یک داستان کوتاه می‌نویسیم.

فورستر می‌گوید:

داستان یک چیز ابتدایی و مربوط به انسان‌های اولیه است و قدمت آن به مبادی ادبیات می‌رسد، به پیش از اختراع خط و کتابت.

داستان‌گویی از قدیم در بین ما رواج داشته حتی زمانی که هنوز خطی اختراع نشده بود و انسان قادر به نوشتن نبود اما می‌توانست آنچه را در ذهن دارد روی سنگ و چوب نقاشی کند یا شب‌ها کنار آتش برای دوستانش تعریف کند.

بشر در طول تاریخ از هر شکلی برای طرح داستان بهره می‌گرفته است. شوخی‌ها، حکایت‌ها، ضرب‌المثل‌ها، قصه‌ها و افسانه‌ها برخی از اشکال شناخته‌شدۀ داستان‌گویی هستند.

هنوز هم چه به‌طور عامیانه چه تکنیکی با داستان‌ها ارتباط داریم و با آن‌ها زندگی می‌کنیم.

مگر نه اینکه در گفتگوهای روزمره هم مدام از هم می‌پرسیم ماجرا چیست؟ چه شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ و در پاسخ این سؤال‌ها منتظر شنیدن داستانی با جزئیات هستیم؟

بااینکه در این دوره‌ای که هستیم، به لطف اینترنت، دسترسی به همۀ اشکال محتوا و سرگرمی امکان‌پذیر است اما بازهم میل عجیبی به خواندن و شنیدن داستان داریم.

هر فرهنگ یا ملتی با بیان و انتشار داستان خود با دنیای بیرون حرف می‌زند و ارزش‌ها و هویت خود را تحکیم می‌کند.

می‌توانیم با همین استدلال بگوییم که بزرگ‌ترها نیز به همین دلیل برای جوان‌ترها قصه می‌گویند.

شاید داستان‌ها ابتدا برای ایجاد سرگرمی و گذراندن وقت بوده اما نقش آن به‌مرور عوض شده و حالا با هدف غنی کردن تجربۀ مخاطب و انتقال احساسات به کار می‌رود.

درواقع هیچ‌کس داستان نمی‌خواند تا اطلاعات عمومی خود را افزایش دهد. مثل خواندن گزارش یا اخبار که هدف آن‌ها صرفاً اطلاع‌رسانی است.

داستان شما را به جایی می‌برد که شاید در عالم واقع نمی‌توانید به آنجا بروید یا حس‌هایی را تجربه کنید که از طریق دیگران به شما منتقل می‌شود.

داستان مانند یک ماشین حمل‌ونقل فرد را از جایی که هست به‌جایی دیگر و در زمانی دیگر می‌برد.

داستان‌ها به بقای انسان کمک می‌کنند و به او یاد می‌دهند که چطور می‌شود با همکاری و در کنار هم قرار گرفتن یک جامعه تشکیل داد یا بر ظلم غلبه کرد یا بحران‌های یک جمع یا رابطه را چطور مدیریت کرد.

هنر داستان‌گویی –به معنای تقلید و پی‌رنگ‌دار کردنِ کنش انسان- خالق جهانی مشترک است.

ارسطو

بنابراین لزوم داستان‌نویسی یا داستان‌گویی را از این طریق متوجه می‌شویم.

اما نویسنده‌ای که می‌خواهد داستان بنویسد نباید به همین نکته‌ها اکتفا کند و هر طور که می‌خواهد بنویسد.

هر داستانی یک چارچوب استاندارد دارد که باید بر اساس آن هر چیزی را که می‌خواهد خواه احساس خاصی، خواه تجربه‌ای از زندگی را به مخاطب خود انتقال دهد.

برای داستان‌نویسی لازم است که به نوشتن و به‌خصوص ثبت وقایع روزانه عادت داشته باشیم اما مهم‌تر از همه در این مسیر شناخت ابزار و عناصر کار داستان است.

به همین دلیل در سلسله درس‌های داستان‌نویسی به‌ مرور و بررسی ساختار و قواعد داستان‌نویسی می‌پردازیم.

 

داستان چیست؟

داستان واقعه‌ای را روایت می‌کند که توالی زمانی دارد و مجموعه‌ای از عناصر مانند شخصیت، فضا، زبان، زمان، موضوع و… در آن حضور دارند.

این واقعه بر اساس اهداف و نیازهای انسانی خلق‌ شده و تخیل در آن نقش مهمی دارد. می‌توان گفت داستان چیدمان حوادث واقعی و ساختگی در پی هم است.

تمام اشکال محتوا، حتی نوشته‌های غیرداستانی هم داستانی در خود دارند.

تمامی آثاری چون نمایش، فیلم، فایل‌های صوتی و هر شیوۀ اجرایی دیگر حتی ترانه و شعر محتاج متنی هستند که داستان در آن نقش به سزایی دارد.

موریتس می‌گوید:

برای اینکه داستانی اتفاق بیفتد، ابتدا باید چیزی غیرعادی روی دهد، به‌نحوی‌که توازن زندگی یک شخصیت برگزیده را برهم زند و وی را وادار به تعقیب هدفی کند که ناشی از تغییر به وجود آمده در زندگی اوست. در این مسیر، وی با موانع و نیروهای مخالف روبرو می‌شود تا اینکه عاقبت به آنچه می‌خواهد دست می‌یابد یا نمی‌یابد و به مرحله‌ای از تحول می‌رسد که غیرقابل‌برگشت است و بدین‌سان نظم تازه‌ای برقرار می‌شود.

 

چگونه یک داستان بنویسیم؟

هر نویسنده‌ای برای نوشتن داستان به جعبه‌ابزاری نیاز دارد که در مسیر داستان‌نویسی از هر یک از ابزار آن استفاده کند.

جعبه‌ابزار داستان‌نویس عناصر داستان است. در مورد عناصر و نکات لازم برای نوشتن داستان نظرات و عقاید مختلفی وجود دارد. در این درس‌ها ما به نکات مهم و اصلی که مجموعه‌ای از عناصر را در خود داشته باشد می‌پردازیم.

با ایده (فکر) اولیه یا موضوع داستان شروع می‌کنیم.

تابه‌حال وقتی داستانی خوانده‌اید با خودتان گفته‌اید که موضوع آن چه بود و اصلاً نویسنده چه چیزی در ذهن داشته؟

البته نمی‌توان گفت جرقۀ اصلی هر داستانی با موضوع یا ایده اولیه زده می‌شود اما اصلی‌ترین چیزی است که نویسنده و خواننده به آن توجه می‌کنند.

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که هیچ ایده یا موضوعی برای نوشتن داستان ندارید و نمی‌دانید باید از کجا شروع کنید.

یا می‌پرسید اصلاً موضوع داستان را باید از کجا پیدا کنم؟

آنچه نویسنده را وادار به نوشتن داستان می‌کند دردی است که در سینه دارد، حرفی است که در دل دارد و برای اینکه بتواند این‌ همه را به رشته سخن درآورد در زندگی دقیق می‌شود.

زندگی موضوع داستان را به نویسنده می‌دهد.

به همین دلیل باید همیشه ذهن آماده‌ای داشته باشید برای شکار ایده‌ها و موضوع‌ها. در هر گفتگو، وسط یک بازی ورزشی، هنگام تماشای سریال، آبیاری گل‌های باغچه یا وقتی سکوت کرده‌اید و به دیوار سفید زل زده‌اید هر چیزی به ذهنتان رسید را یادداشت کنید.

بیشاب می‌گوید: نویسنده باید از مجوزی که جامعه برایش صادر کرده استفاده کند؛ زیرا جامعه رفتار عجیب شما هنگام نوشتن، فراموش می‌کند.

ممکن است از همۀ این دیده‌ها و شنیده‌ها و نوشته‌ها بهره نگیرید و نتیجۀ دلخواه را کسب نکنید اما به‌هرحال هر تجربه‌ای روزی به کار نویسنده می‌آید.

بهتر است تمرکز خودتان را روی چیزهایی بگذارید که بیشترین امکان بهره‌گیری را برایتان فراهم می‌کنند.

شاید دیدن دست‌فروش‌های کنار خیابان، پیرزنی که سبد خریدش را کشان‌کشان می‌برد یا بوی کبابی که از رستوران بیرون زده و تمام پیاده‌رو را پر کرده است عادی به نظر بیاید اما نویسنده سوژه‌های خود را از بین همین چیزهای عمومی می‌یابد و با نوع نگاه و زاویه دید متفاوت به آن‌ها یک اثر ادبی خلق می‌کند.

نویسنده باید تمام اتفاقات زندگی را رصد کند، با مردم بیامیزد، در کنار آن‌ها باشد و به گفتار و رفتارشان دقیق شود.

بازهم از بیشاب کمک بگیریم:

اگر مصالحی برای نوشتن در اختیار ندارید، به کتابخانه بروید و داستان‌های مجله‌ها و کتاب‌های گوناگون را مرور کنید. خلاصۀ رمان‌های مشهور و طرح نمایشنامه‌ها و حتی خلاصۀ داستان فیلم‌های قدیمی را بخوانید. این کار غیراخلاقی نیست. ویلیام شکسپیر، هنری فیلدینگ، هنری جیمز، جورج برناردشاو و اونوره دو بالزاک نیز از فکرها، داستان‌ها، طرح‌ها، شخصیت‌ها و مفاهیم گذشتگان استفاده کرده‌اند. این کار سرقت ادبی نیست؛ حتی اخذ و اقتباس موذیانه هم نیست؛ بلکه استفاده از میراث ادبی است. چه‌بسا دیر یا زود، دیگران نیز از آثار و میراث ادبی شما استفاده کنند.

در راستای سخن پیشاب بیایید همین‌الان باهم یک داستان بخوانیم:

 

داستان گدا-غلامحسین ساعدی

 

موضوعی که انتخاب کرده‌ام خوب و جذاب است؟

نمی‌توانیم بگوییم موضوعی خوب است یا بد. شاید موضوعی که شما انتخاب کرده‌اید قابلیت تبدیل شدن به داستان را نداشته باشد اما نویسنده‌ای دیگر همان موضوع را به کار بگیرد و داستان بنویسد.

به تجربۀ زیسته و نگاه نویسنده هم بستگی دارد.

ممکن است موضوعی را انتخاب کنید، مدت‌ها با آن کلنجار بروید، بنویسید و بنویسید اما پس از مدتی تصمیم بگیرید که آن را کنار بگذارید و به موضوعی دیگر، متناسب با خوی و مناسبات زندگی زمان فعلی خودتان بپردازید.

یا حتی ممکن است پس‌ازاینکه در نوشتن توانایی بیشتری کسب کردید به همان موضوع قبلی بازگردید و دوباره آن را بپرورانید.

در یافتن موضوع خودآگاه و ناخودآگاه نویسنده به کمک او می‌آیند؛ بنابراین از تمام حواس خود برای دریافت تجربه استفاده کنید. تجربه‌های فراوان به‌خودی‌خود نمی‌تواند به خلق داستان منجر شود بلکه کار هنری، تلفیق هنرمندانۀ آن‌ها و ایجاد ارزش است.

 

نویسندگان بزرگ موضوع داستان‌های خود را چطور پیدا می‌کنند؟

پاسخ این سؤال را محمد حنیف در کتاب راز و رمزهای داستان‌نویسی نوشته است.

حتماً هم برای شما جالب است و هم به شما کمک می‌کند.

 

بزرگ علوی چگونگی پیدایش داستان گیله‌مرد را این‌طور بیان می‌کند: «… درست پیش از قضایای آذربایجان، یک افسری را گرفتند. او را به تهران آوردند که به کرمان ببرند. در تهران چهار ساعت تمام در یک جیپ، یک ژاندارم تفنگدار با یک افسر در کنارش نشسته بودند و دستشان به اسلحه‌شان بود. این، آن چیزی است که من در گیله‌مرد بیان کردم و می‌بینید که خیلی تفاوت دارد.

البته علوی در ادامۀ گفتارش، در مورد چگونگی یافتن موضوع داستانی از جامعه، به این نکتۀ مهم اشاره می‌کند که اگر حادثه یا شخصیت، همان‌گونه که در جامعه حضور دارد بیان شود، حاصل کار با داستان فاصلۀ بسیار دارد و آن را کار یک روزنامه‌نگار می‌داند: «خوب، به این شکل هرگز پذیرفتنی نیست؛ چراکه اصولی هست و باید رعایت شود. اول حادثه است که مرا متأثر می‌کند و بعد تخیل. اگر این تخیل نباشد، آن‌وقت روزنامه‌ای می‌شود و آن قصه‌نویس تفاوتی با روزنامه‌نگار ندارد.

 

گابریل گارسیا مارکز در مصاحبه‌ای، یادآور شده که بعضی از آثارش را تحت تأثیر هزار و یک‌شب نوشته است. آثار مارکز گرچه پر از رمزها و نمادهاست و همواره به واقعیت‌های تاریخ نظر داشته است؛ اما رئالیسم جادویی‌اش را با سودجویی از افسانه آفرید. فساد اخلاقی، انحطاط اجتماعی و فشار سیاسی، دل‌بستگی عمیق به زندگی، یاری، شوخ‌طبعی، عشق و بیزاری از تنهایی آدم‌ها، موضوع‌های بسیاری از آثار مارکز است.

 

موضوع بیشتر آثار آلبرکامو، پوچ‌گرایی (بی‌معنا بودن هستی انسان در زمین) بود و در کشف راه‌حل‌های مثبت برای مسائلی که پوچ‌گرایی ارائه می‌داشت، پیوسته تلاش می‌کرد.

 

جلال آل احمد در مجموعه داستان‌های سه‌تار و زن زیادی، جهل و تعصب و فقر مردم خرده‌پا را توصیف می‌کند. در سرگذشت کندوها، اوضاع ایران را در سال‌های ملی شدن نفت، از ورای افسانه‌ای دربارۀ زندگی و کوچ اعتراض‌آمیز زنبورهای یک کندو بازگو می‌کند.

 

همین‌طور که می‌بینید محیط، نوع نگاه و سبک زندگی نویسنده روی نوشته‌های او تأثیر زیادی دارد. ممکن است در یک زمان واحد دو نویسنده در مورد موضوعی مشترک بنویسند اما قطعاً دو کار کاملاً متفاوت ارائه می‌دهند.

بنابراین نگران تکراری بودن و دزدیده شدن ایده‌هایتان نباشید.

 

تمرین شما:

طی یک هفته با توجه به خوانده‌ها، دیده‌ها، شنیده‌ها و تمام آنچه توجهتان را جلب می‌کند سه موضوع برای داستان کوتاهتان انتخاب کنید و برایمان بنویسید.

با مرور قسمت‎های بعدی یکی از این موضوعات را برای نوشتن داستان انتخاب کنید.

گام اول نوشتن داستان کوتاه را در همین درس بردارید.

سلسله مطالب دوره آنلاین نویسندگی خلاق:

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. آمنه زکی پور گفت:

    انتخابها و وقایع
    زندگی در داستان دیگری
    من چه هستم,تو چه می اندیشی!

    (0)
  2. زینب طباطبایی گفت:

    سه موضوع
    نمک نشناسی
    پیرمرد ریش سفید
    روزی که بر من گذشت

    (0)
  3. فرناز دادستان گفت:

    موضوع:سربازي كه تبديل به يك جنگ آور مبارز و سپيد رهبر مي شود

    (0)
  4. هستی اشراقی گفت:

    سه موضوع برای داستان کوتاه:

    1- انتظار
    2-بیدار شدن در صد سال بعد
    3-شک و تردید

    (0)
  5. زهرا ناصرالمعمار گفت:

    1-سرزمین مادری
    2-روزهای سرد زمستانی
    3-صدای بدهکاران درون

    (0)
  6. سیده نرگس حسینی گفت:

    موضوع داستان ها
    ۱.فراری ها بسیارند.
    ۲.عادت به پوشیدن لباسی که برای تو بزرگ است.
    ۳.بی نقابها در شهر

    (0)